سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فردوسی در سه صحنه!

نسیم عرب امیری
************

در یک مراسم دولتی
مجری مراسم:بهتر نیست مراسم رو با بیت« به نام خداوند جان و خرد/ کزین برتر اندیشه برنگذرد» شروع کنم؟

مقام مسئول: نه همون که من میگم:«بگویید کاسفندیار آمده است/جهان را یکی خواستار آمده است»

مجری مراسم: هر چی شما بگین فقط یه سوال دیگه داشتم ؛ توی متنی که به من دادید نوشته:«چنین گفت محمود به اسفندیار /که کردار ماند ز ما یادگار» به نظرتون این بیت ایراد وزنی نداره؟

مقام مسئول:چیزه...یعنی اصلش اینه:«چنین گفت رستم به اسفندیار/ که کردار ماند ز ما یادگار» ولی خب تو یه جوری بخون که ایراد وزنیش مشخص نشه.

مجری مراسم:چی بگم والا...راستی این «زنده باد بهار»دیگه چیه؟ کسی نفهمه این از فردوسی نیست؟

مقام مسئول:ای بابا دلت خوشه‌ها! آخه کی فردوسی می‌خونه که بفهمه؟!

مجری مراسم: راست میگین اما ناسلامتی بزرگداشت فردوسیه.میشه به جای بیت«بدو گفت محمود کای نامدار / برادر که یابد چو اسفندیار؟»مراسم رو با بیت:«بسی رنج بردم در این سال سی /عجم زنده کردم بدین پارسی» تموم کنم؟

مقام مسئول:برو دیگه تا تمومت نکردم! تو انگار نمی‌خوای پولت رو بگیری هان؟!


در صدا و سیما
مجری تلویزیون: آقای تهیه‌کننده مگه قرار نبود امروز به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی یه بخش از نبرد رستم و اسفندیار رو بخونم؟!پس چرا توی متن هر جا نوشته «اسفندیار» شما خط زدید و نوشتید «سعید»؟

تهیه‌کننده:چه فرقی داره نبرد «رستم و اسفندیار» یا نبرد« رستم و سعید»؟!نبرد ، نبرد دیگه!تو همون چیزی که نوشته رو بخون.

مجری تلویزیون:اما...

تهیه‌کننده:تو انگار نمی‌خوای پولت رو بگیری هان؟!

مجری تلویزیون:کی گفته؟!...اصلا همون سعید خیلی هم قشنگ‌تره!

در کتاب فروشی

زن :من از بچگی علاقه زیادی به فردوسی داشتم.همیشه برام عجیب بود که یه شاعری توی قرن هشتم یه همچین حماسه‌ای تونسته خلق کنه.

بچه:مامان جون!چند بار بگم :حافظ قرن هشتم بوده ،فردوسی قرن چهارم!

زن: حالا قرن هشتم یا چهارم فرقی نداره.مگه نه آقا؟

مرد:نه اصلا این چیزها اهمیت نداره.برای من این مهمه که همسرم می‌خواد شعرهای شاعر بزرگی مثل فردوسی رو بخونه.

زن:داشتم می‌گفتم همین فردوسی یه شعر داره:«بنی آدم اعضای یکدیگرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند»

بچه: وای مامان کلافه ام کردی!این شعر از سعدیه!

مرد(چشمش به قیمت شاهنامه می‌افتد!): ای بابا! این فردوسی یه شعر خوب داشت که اون هم سعدی گفته.

بچه:بابا جون پس چرا الان بهش گفتی شاعر بزرگ؟!

مرد:حرف من بزرگ یا کوچک بودنش نیست!حرف من اینه که وقتی شاعر خوبی مثل سعدی هست که گلستان و بوستانش رو روی هم میشه با 30 هزار تومن خرید کدوم آدم عاقلی 2 میلیون پول واسه شاهنامه فردوسی میده؟

زن: باز خسیس بازی در آوردی.مگه نمی‌دونی سعدی دیگه از مُد افتاده الان فردوسی مُد شده !

مرد:اصلا هر دو شون رو ول کن.حرفای قلنبه سلنبه می‌زنن.بذار واست یه کتاب مریم حیدرزاده بگیرم تا بفهمی‌شعر یعنی چی!

...............................................................
روزنامه قانون - پنجشنبه 26 اردیبهشت - طنزانه



نوع مطلب : نسیم عرب‌امیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392
فرشته نعیمی


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات