سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مسافر ویژه: لبخند

بیچاره كشورهای جهان سومی!

احسان پیربرناش
*************

نتیجه مطالعاتم نشان می‌دهد كه یكی از رویاهای مردم كشورهای جهان سومی داشتن اینترنت پرسرعت است. فكرش را بكنید در همین لحظه كه من و شما نشسته‌ایم و تنها با یك كلیك به دور دنیا سفر می‌كنیم، به كره ماه موجود زنده می‌فرستیم، در زیرزمین خانه‌هایمان انرژی هسته‌ای تولید می‌كنیم، ماشین زمان می‌سازیم و حتی باخبر می‌شویم ماشین مكان هم در راه است، هستند افرادی در گوشه و كنار همین دنیای فانی كه وقتی وارد دنیای مجازی می‌شوند انگار به جام‌جهانی صعود كرده‌اند؛ جشن می‌گیرند و به خیابان‌ها می‌ریزند و از فیلترشكن فوق‌العاده‌شان حرف می‌زنند. بله، واقعا دنیای كوچكی دارند اینها، اما شاید خودشان خبر نداشته باشند و با همین شادی‌های كوچك احساس خوشبختی كنند. به‌نظرم زندگی در این كشورها باید خیلی سخت باشد. خواهش می‌كنم نخندید. بدبختی مردم خنده ندارد. ممكن بود من و شما هم در كشوری مثل آنها متولد بشویم. آن‌وقت قطعا دلمان نمی‌خواست كسی به ما بخندد.


در مقاله‌ای كه از كشورهای جهان سوم می‌خواندم نوشته شده بود حتی وقتی مسئولان و مدیران این كشورها سوتی می‌دهند، تاوانش را باید مردم‌شان پس بدهند. یكی از این تاوان‌ها همیشه قطع یا كاهش شدید سرعت اینترنت است. انگار وقتی اینترنت قطع بشود آنها دیگر سوتی نمی‌دهند. عجب كشورهای جالبی در دنیا وجود دارند. قدر نمی‌دانیم به خدا.

با صدای بوق ممتد ماشین‌ها به خودم كه آمدم دیدم مدت‌هاست چراغ راهنما سبز شده و من باعث ترافیك شدم. بدبختی و معضلات ملت‌ها مگر برای آدم حواس می‌گذارد؟ به‌عنوان انسان متمدنی كه در كشوری با چند هزار سال سابقه تمدن زندگی می‌كند از خودم خجالت كشیدم. از همه عذرخواهی كردم و راه افتادم. كمی آنطرف‌تر حسن سرسینه و كامبیز خرسه برای سوار كردن یك مسافر با هم گفت‌وگوی دوستانه می‌كردند. عابران پیاده را می‌دیدم كه پشت خط عابر منتظر سبز شدن چراغ خودشان هستند تا از خیابان عبور كنند. سرم را برگرداندم و دیدم مسافری ملتمسانه می‌گوید «دربست» و راننده‌های تاكسی بی‌رحمانه به او جواب رد می‌دهند تا بفهمد آنها برای خطوط خاصی كار می‌كنند و دربستی سوار كردن ظلم در حق مسافران دیگر است. «رضا كثافت» را توی ماشین‌اش می‌دیدم كه دستمال كاغذی برداشته و طوری كه توی دید نباشد بینی‌اش را تمیز می‌كند. 10متری كه از خط عابر پیاده گذشتم دیدم خانمی با لحنی آشنا صدایم می‌زند. جلوی پاهایش ترمز زدم. با داد و فریاد می‌گفت: «پاشو دیگه لندهور، چقدر می‌خوابی؟ لنگ ظهر شد. به قول آقای خدابیامرزم روزی رو اول صبح تقسیم می‌كنن. (لگدی حواله‌ام كرد و ادامه داد) دیگه داری اون روی سگ منو بالا می‌آری... پاشو مرد.»

چشم‌هایم را مالیدم و نشستم توی رختخواب. خوشحال شدم. خوشحال از اینكه همه‌اش خواب بود و چنین كشورهای درمانده‌ای در جهان وجود ندارد. همسرم زیر چشمی و با غیظ نگاهم می‌كرد. با عشق پرسیدم: صبحونه چی داریم همسر؟

با مهر پاسخ داد: دردِ بی‌درمون هست بخوره توی فرق سرت، زهر مار هم هست.

گفتم: ببین عزیزم نمی‌خوام اسراف بشه... یه لقمه نون و پنیر هم باشه كافیه.

...................................................................
روزنامه قانون - دوشنبه 16 اردیبهشت 92 - طنزانه



نوع مطلب : احسان پیربرناش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 15 اردیبهشت 1392
فرشته نعیمی


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic