سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شاخه گلی برای مادر

امیر وفایی
********

تعارف است آقا.... همه اش تعارف است. اینكه می گویندكمیت هدیه اهمیتی ندارد و مهم این است كه انسان در مناسبت ها و موقعیت های مختلف با تهیه یك شاخه گل یا حتی یك تبریك خشك و خالی به یاد دوستان و آشنایانش باشد تعارفی بیش نیست. تحت تاثیر همین شعارها به علت سفری كه در پیش بود چند روز زودتر از موعد روز مادر و با تهیه یك شاخه گل رز- خداوكیلی چهار هزار تومان هم پولش را دادم- خدمت مادر رسیدم. در بدو ورود پایم به لیوان آبی كه روی زمین بود خورد اما مادر با روی باز به سمتم آمد و ...
- فدای سرت عزیزم، آب روشناییه.
- بفرماین ... گل برای گل. ناقابله، روزت مبارك.
- وای مادر جون چرا زحمت كشیدی. خودت گلی. الهی بمیرم چقدر لاغر شدی. الان چایی حاضر میشه با شیرینی برات میارم. ناهار بمون مادر.
- تا ساعت دو میتونم بمونم بعد باید برم كه از قطار جا نمونم.
- چه كیف بزرگی داری. مگه مسافرتت چقدر طول میكشه؟
- شاید یه هفته.
- از گوشه اون زیپش هم كه یه كاغذ كادو معلومه.
- كو؟... اینو میگی؟ نه این پیژامس. بقیه چه خبر؟
- كامبیز كه بچم خیلی گرفتاره. چند روز پیش اومد دید خونه خیلی گرمه، دو ساعت بعد زنگ زد گفت واسه روز مادر كولر گازی گرفتم برات.
- كولر گازی؟... خیلی برق مصرف میكنه ها.
- نه مادر از این كم مصرفاس. تازه پول برق این خونه رو مگه كی میده؟ همون كامبیز مادر مرده. بقیه كه این چیزارو به روی خودشون نمیارن... اون گوشه كیفت كه قلمبه شده چیه؟ پاره نشه یه وقت.
- این لپ تاپه.

- وا! لپ تاپ كی خریدی؟ ما كه هر وقت تو رو دیدیم دماغت از بی پولی آویزون بوده.
- مامان فكر كنم چایی حاضر شد، میرم بریزم.... شیرینی كجاست؟
- شیرینی نداریم. یه دونه پولكی چسبیده ته قندون. با همون بخور. 
- پس این جعبه رولت چیه توی یخچال؟
- اون مال همسایه بالاییه. یخچالشون جا نداشت، داد من تا شب نگه دارم. دست نزنی یه وقت. یه نگاه به اون شكمت بنداز، داری میتركی بدبخت. 
- به به به عجب پولكی خوشمزه ای.
- (مادر در قابلمه لوبیا پلو را برمی دارد و نگاهی می اندازد) غلط نكنم این دو و پنج دقیقه حاضر میشه. تو گفتی تا كی میتونی بمونی؟
- تا دو.
- آخ آخ آخ آخ آخ....
- بی خیال... از گلت خوشت اومد؟
- بچم كامبیز تموم باغچه توی حیاط رو گل كاشته... نگاه كن اینجای فرش كه آب ریختی چه شكلی شد؟ بچه تو مگه كوری؟ خب جلوی پاتو نگاه كن.
- شرمنده.
- (پشت چشم نازك می كند و تلفن را برمی دارد) الو سلام كامبیز جان.... میدونم منتظر موندی.... داشتم میومدم یهویی یكی سرزده اومد خونم. مردم ملاحظه ندارن كه.
- اوا مامان یه سوسك روی دیواره.
- وای خدا.... ما سوسك نداشتیم. حتما از توی این گله اومده بیرون. بردار بندازش بیرون تا خونه رو سوسك برنداشته. 

..............................................................................
روزنامه قانون - دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 - صفحه طنزانه



نوع مطلب : امیر وفایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392
فرشته نعیمی


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات