تبلیغات
سایت سروش صحت و رضا عطاران - برای سعدی افشار: سیاه‌بازِ روسپید
 
سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
برای سعدی افشار
سیاه‌بازِ روسپید

احسان پیربرناش
***********
سعدی افشار برای ایفای آخرین نقشش آماده می‌شود؛ صورتش, سیاه روزگار است و نیازی به گریمور ندارد. درد امانش را بریده و آمپول‌های یك میلیون تومانی كمی آن طرف‌تر ازپشت ویترین داروخانه‌ها برایش شكلك در می‌آورند. می‌خندد از بیرون و می‌میرد از درون.
خارجی – جامعه – روز
از پشت شیشه، بازویش را به جعبه آمپول‌های گران‌قیمت داروخانه می‌چسباند و با همان لهجه شیرینش می‌گوید: اگه می‌تونی بیا منو بزن... بیا دیگه... دیدی مال این حرف‌ها نیستی؟ (جمعیت می‌زند زیر خنده... بلافاصله صدای تنبك فضا را پر می‌كند و سعدی آخرین اجرایش را شروع می‌كند)
-سیاه حبیب خداست
جمعیت: كی می‌گه نه؟
-سیاه مشكل‌گشاست
- كی می‌گه نه؟
-سیاه درمون و دواست
-كی می‌گه نه؟
صدای تنبك قطع می‌شود. می‌گوید: سیاه درد داره بی‌دواست
جعیت قاه قاه می‌خندد. سیاه دل شكسته‌اش را با لبخند روی صورتش جارو می‌كند.

یكی از لابه‌لای جمعیت فریاد می‌زند: شادش كن سیاه... كم مصیبت داریم؟
سیاه رو به مردم می‌كند و می‌خواند: گوشت سیری سه عباسی، سوزن یكیش چهار عباسی، آدم مفلس رو چو من وا می‌داره به رقاصی... (رو به نوازنده تنبك برمی‌گرداند و با ریتم شروع می‌كند به خواندن و جمعیت با كف زدن همراهی‌اش می‌كنند:)
بزن اون تنبكو می‌خوام برقصم ... بهش نشون بدم از ناز شَستم
سیاه از درد و غم ناله نداره ... سیاه حالش خراب از روزگاره
بزن اون تنبكو آروم بگیرم ... اگه رخصت بدین... می‌خوام بمیرم 
(و بلافاصله می‌افتد روی زمین)
جمعیت از نمایش به وجد می‌آید و كف و سوت قاطی می‌كند. سیاه آرام برای خودش یك گوشه می‌میرد. جمعیت متفرق می‌شود.

................................................................
روزنامه قانون - شنبه 31 فروردین 1392 - طنزانه



نوع مطلب : احسان پیربرناش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 31 فروردین 1392
فرشته نعیمی
سه شنبه 17 مرداد 1396 11:06 ق.ظ
Very nice article. I absolutely appreciate this site.
Stick with it!
شنبه 19 فروردین 1396 01:30 ب.ظ
When someone writes an paragraph he/she keeps the plan of a user in his/her mind that how a
user can understand it. Thus that's why this paragraph
is great. Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر