تبلیغات
سایت سروش صحت و رضا عطاران - ملقب به مولوی نرسیده به شوش
 
سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کمپین ایرانی کردن خارجی‌ها

محمد رضا نصیری
************
مولانا جلال‌الدین محمد بلخی رومی استانبولی ملقب به مولوی نرسیده به شوش

متولد 604هجری قمری در شهر بلخ (لایک انگلیسی) بود.

نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده یعنی این همه اسم را تنهایی با خود به این طرف و آن طرف حمل می‌کرده درحالی که به قول علی پروین یک تریلی هم نمی‌توانست اسم او را بکشد.

در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌ است. در قرن‌های بعد (ظاهرن از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به‌کار رفته که نشانگر اصلیت ترکیه‌ای او بوده و از اسمش و زبان شعرش کاملن معلوم است او اهل آنتالیا بوده است.

از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند و برخی هم تخلص وی را به «ساکت شو» و «وقتی با من حرف می‌زنی دهن‌تو ببند» می‌شناسند.

چون استانبولی دوست داشت ترک‌های عثمانی فکر کردند او اصالتن استانبولی است.

در چهارراه مولوی پرنده می‌فروخت و گاهی هم معرکه مارگیری راه می‌انداخت.

همه اشعارش به زبان ترکی استانبولی بود، مخصوصن آن‌جایی که می‌گوید: «قافیه اندیشم و دلدار من، گویدم مندیش جز دیدار من». او زبانش نمی‌چرخیده که بگوید «قافیه» و می‌گفته «گافیه»! در شعر گریه بُدم خنده شدم» هم بلافاصله «گاه‌گاه» سر داده.


نام پدرش بهاءالدین ولد بوده که دوستانش به مولانا می‌گفتند «ای ولد بهاءالدین»!

70هزار بیت شعر به زبان پارسی دارد که زبان رسمی ترکیه محسوب می‌شود!

هزار بیت شعر به عربی گفته که همساده‌های جنوبی ایران به همین دلیل او را در کنار خلیج فارس و ورزش چوگان و جزایر سه‌گانه متعلق به خودشان می‌دانند.

کمتر از 50بیت هم به زبان‌های یونانی و ترکی استانبولی سروده که آدم را یاد شبکه یورونیوز می‌اندازد که به چندین زبان رایج دنیا برنامه دارد.

اصلن چرا داریم راه دور می‌رویم؟ همین الان همکارانم در اتاق فرمان اشاره کردند که مولانا اصالتن ایرانی است و یک‌بار وقتی با تور و برای عشق و حال به ترکیه رفته به جای کوس‌آداشی از شهری به اسم قونیه سردرآورده و چون بلیت برگشت وی باطل شده بود همان‌جا اقامت گزیده و به دیار باغی در همان شهر شتافته.

آرامگاه وی در قونیه قرار دارد؛ قونیه به معنای آیکون (شمایل). مولانا گویا عادت داشته آخر شعرهایش به جای نقطه از دونقطه‌دی استفاده می‌کرده و پایین شعرش اگر شعرش غمناک بوده و از سماع در آن خبری نبوده آیکون می‌گذاشته.

چون عثمانی بعد از شکست هخامنشیان به چنگ اسکندر افتاده، مولانا را رومی هم می‌خوانند. اگر این شاعر بزرگ کمی بیشتر عمر می‌کرد و شاهد اشغال امپراتوری عثمانی توسط انگلیسی‌ها می‌شد لابد او را مولانا جلال‌الدین انگلیسی‌اصل می‌نامیدند. برای همین بود که نامبرده می‌نالید: «هر کسی از ظن خود (در برخی نسخ؛ از زن خود) شد یار من، از درون من نجست (در برخی نسخ؛ نجس) اسرار من»!

در 37سالگی شیفته شمس تبریزی شد و از وعظ و درس دست کشید و به ترانه و دف و سماع و مطربی و این‌جور جلافت‌ها روی آورد.

گاهی به او و شمس تبریزی گیر می‌دادند که «چه نسبتی با هم دارید» و وقتی می‌فهمیدند مرید و مراد هستند سوار خر مراد خود می‌شدند و صحنه را ترک می‌کردند.

دو سال بعد شمس قهر کرد و به دمشق رفت، اما دوست و برادران سوری او را کت‌بسته به مولوی تحویل دادند.

در دوری شمس آشفته شد و روز و شب به سماع مشغول بود و همسایه‌ها از دستش آسایش نداشتند.

بعدها رفیق فاب صلاح‌الدین زرکوب و حسام‌الدین چلبی شد، اما هیچ‌کس برایش شمس تبریزی نمی‌شد.

بله بچه‌های خوب توی خونه، این بود سرگذشت یکی از بزرگ‌ترین شعرای تاریخ که همان‌طور که شرح داده شد، ایرانی بود اما در افغانستان به دنیا آمد و در ترکیه درگذشت. شانس آوردیم برای سفر به پاتایا نرفت وگرنه تایلندی‌ها هم او را به نفع خودشان مصادره می‌کردند.

.............................................................................
روزنامه قانون - روزی‌نامه بانون - پنجشنبه 29 فروردین 92



نوع مطلب : محمدرضا نصیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 29 فروردین 1392
فرشته نعیمی
چهارشنبه 18 مرداد 1396 07:31 ب.ظ
I’m not that much of a online reader to be honest but your sites really nice,
keep it up! I'll go ahead and bookmark your site to come back later.
Cheers
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر