سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
موضوع انشا: می‌خواهید در آینده چه‌کاره شوید؟
محمد رئیس نیا/ روزنامه قانون

من دوست دارم در آینده مثل پدرم کارمند شوم. آخ. من دوست دارم در آینده مثل عمویم نویسنده شوم. آخ . من دوست دارم در آینده مثل آقای مرادی (همسایه‌مان) معلم شوم. آخ. نمی‌دانم باید در آینده چه‌کاره شوم که مادرم هی نزند توی سرم. مادرم اشاره می‌کند باید در آینده فوتبالیست شوم. پورشه بگیرم، قرارداد میلیاردی ببندم، موهایم را ژیگولی بزنم. من به مادرم می‌گویم که آن وقت مجبورم از هواداران فحش‌های ناجور بشنوم که باز هم، آخ. عمویم می‌گوید همه که علی کریمی نمی‌شوند. یکی هم می‌شود هاشم بیک‌زاده. پدرم می‌گوید باید مثل جان اوبی میکل بشوم. مادرم می‌گوید البته بازی‌ات مثل او شود وگرنه اسمش که افتضاح است. خلبانی را هم دوست دارم. آخ. البته نه به اندازه فوتبال. کشتی هم بد نیست. 
مادرم می‌گوید کشتی خوب نیست. در تلویزیون آدم را لخت نشان می‌دهند آبرو برایمان نمی‌ماند. پدرم می‌گوید کاشکی من هم در جوانی کشتی‌گیر می‌شدم تا در تلویزیون نشانم می‌دادند. مادرم می‌گوید:« اون موقع آمار بیننده‌ها نصف می‌شد. حال مردم رو بهم می‌زدی با این شیکمت. خخخخ». پدرم شکمش را خیلی دوست دارد. پدرم به شکمش تعصب خاصی دارد. او خیلی عصبانی می‌شود اگر از شکمش بد بگویند و این حرف را فراموش نمی‌کند. لااقل تا موقعی که به او کیک ندهید فراموش نمی‌کند. مادرم، پدرم را با کیک آرام می‌کند. جو صمیمی می‌شود. دوتایی به هم انرژی مثبت می‌دهند و از هم تعریف می‌کنند. مادرم لبش را گاز می‌گیرد و مرا با چشم به پدرم نشان می‌دهد. مادرم خجالت می‌کشد ولی پدرم تا دلتان بخواهد رو دارد. در پایان به این نتیجه می‌رسیم که من باید علی کریمی بشوم. شاید هم جان اوبی میکل. من آینده شغلی را هم دوست دارم. می‌خواهم خیلی بزرگتر که شدم پیشکسوت فوتبال شوم و همه به من احترام بگذارند. شاید هم مدیر باشگاه شدم و تند تند مربی اخراج کردم. شاید هم با علی دایی قرارداد بستم. شاید هم با یحیی ادامه دادم. حالا ببینم نظر کمیته فنی چیست بعد می‌گویم که چه‌کار می‌کنم. این بود انشای من.



نوع مطلب :
برچسب ها : محمد رئیس نیا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 4 خرداد 1392
فرشته نعیمی


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات