سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
گفت‌وگو با سعید شیرینی، سرپرست پرسپولیس
شیرینی: کاندیدای اصلح ما «دایی» است، به کسی ربطی ندارد
احسان ابراهیمی/ روزنامه قانون

یکی از سخت‌ترین گفت‌و‌گوهای دوران خبرنگاری‌ام بود. چند بار وسط مصاحبه خواستم بگویم «غلط کردم» و بیایم بیرون. به راستی به انشقاق و ازهم‌گسیختگی نایل شدم! حالا مصاحبه را که بخوانید، دلیلش را می‌فهمید:

آقای شیرینی چطور شد که سرپرست پرسپولیس شدید؟

ها؟

عرض کردم چطور شد سرپرست پرسپولیس شدید؟

ها؟

ای بابا! مگر شما سرپرست پرسپولیس نیستید؟!

سرپرست چیه؟

سرپرست دیگر! سرپرست؛ روی نیمکت می‌نشیند، حواسش به تیم است...


مار؟!

بیخیال اصلا بگذریم. چطور شد دایی را سرمربی پرسپولیس کردید؟

(می‌خندد)

می‌خندید؟

شیرینی داره گریه می‌کنه!

ای وای! چرا؟!

شیرینی دوساله داییش رو ندیده... شیرینی داییش رو دوست داره...

«علی دایی» را می‌گویم! بازیکن فوتبال!

فوتبال؟

ای بابا... مثل اینکه ما امروز کاسب نیستیم!

هان! کاسب! شیرینی کاسب رو بلده! آهااااان! شیرینی یادش اومد! «علی دایی»... فوتبال!

خدا رو شکر مثل اینکه سیستمتان ریست شد!

سیستم؟ ریست؟

ببخشید غلط کردم! همان کاسب، فوتبال، دایی! توضیح می‌دهید؟

توضیح؟ شیرینی چی باید بده؟

اینکه چرا دایی مربی پرسپولیس شد؟

دایی کاندیدای اصلح ما برای سرمربیگری بود.

خب چرا ابراهیم‌زاده نشد؟

ها؟

ابراهیم‌زاده! چرا ابراهیم زاده سرمربی نشد؟

آهان!

(محکم می‌کوبم توی کله‌ام) بگویید دیگر!

اون که سنش بالاست. بنیه نداره اصلا.

مگر قرار است خودش بازی کند؟

نه، میگم بنیه نداره... بنیه نداره! بنیه نداره! فهمیدی؟!

چرا عصبانی می‌شوید؟ این را یکبار گفتید. حالا بگویید بنیه برای چه کاری؟

شیرینی و سردار تصمیم دارن تیم به یه جایی بره. ولی ابراهیم‌زاده بنیه نداره.

قرار است تیم به کجا برود؟

قرار است تیم به گابن برود. یا به گامبیا. این از برنامه‌های اصلی ماست.

که چه بشود؟

که برود در شرایط سخت تمرین کند، برای فصل بعد آماده شود.

خب گزینه‌های دیگر چه؟ اصلا مایلی کهن!

نه شیرینی مایل نیست کلا.

کلا نه! کهن! آقای مایلی‌کهن!

خب اون مدیر نیست.

مجید جلالی چطور؟

اونم مدبر نیست.

راستی اصلا مگر صحبت از برانکو ایوانکوویچ نبود؟

اون رو که حرفشو نزن! اون وابسته به بیگانگانه. عامل و مجری نسخه‌های انگلیسی- آمریکایی- کرواتی حق حضور در چنین تیم بزرگی رو نداره. اصلا مردم چنین اجازه‌ای به او نمی‌دن. شیرینی حتی خودش شخصا نامه‌ای به سردار نوشته و دلسوزانه خواسته نام برانکو رو از لیست کاندیداهای سرمربیگری حذف کنه و با اینکار برانکو رو نجات بده!

چه نطقتان باز شد!

(گریه می‌کند)

گریه می‌کنید؟

شیرینی داره می‌خنده!

چرا خب؟

بحث این عمال خارجی و دنباله‌های داخلی اونها میشه، شیرینی نطقش باز میشه و کیف می‌کنه!

طبق قاعده‌ هرساله‌ مدیران پرسپولیس، باید از بین آنجلوتی و مانچینی و مورینیو، افشین پیروانی انتخاب می‌شد. امسال خرق عادت کردید. چرا؟

شیرینی خرق کردن دوست داره.

خب چرا «حسین فرکی» انتخاب نشد؟ هم مربی خوبی بود، هم مدیر و مدبر بود، هم سنش زیاد نبود، هم صددرصد ایرانی و بی‌حاشیه بود.

فرکی نه...

چرا؟

همین که شیرینی گفت. (دو انگشت سبابه‌اش را می‌گذارد توی گوش‌هایش، چشمانش را محکم می‌بندد، از کمر به طور مداوم تاب می‌خورد و جیغ می‌زند) نه نه نه نه نه نه نه نه!

خب چرا آخر؟

چون باید دایی بشود.

لااقل دلیلتان را بگویید.

به کسی ربطی ندارد!




نوع مطلب :
برچسب ها : سعید شیرینی، احسان ابراهیمی، علی دایی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 4 خرداد 1392
فرشته نعیمی


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات