سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

با پیمان قاسم خانی ، نویسنده فیلمنامه سریال «مرد هزارچهره»

«مرد هزارچهره» جدیدترین کار مهران مدیری است که قرار است در ایام عید از شبکه سوم سیما به تماشایش بنشینیم . او در این سریال هم مثل چند تا کار آخرش ، اعضای اصلی تیم همیشگی اش را حفظ کرده و این بار هم آنها را با خود همراه کرده. همراهی ای که مخصوصا در بخش نویسندگی بیشتر به چشم می آید و می شود گفت بخش بزرگی از موفقیت مدیری به انسجام همین گروه برمی گردد که مدیریت و سرپرستی اش را پیمان قاسم خانی بر عهده دارد.
راستش این گفتگو از آن نوع گفتگوهای بی گمان است ؛ آنهایی که بدون هیچ قول و قرار قبلی با طرف مقابل به تور هم می خورید و همین جوری گپ می زنید و حاصل اش برای هر دو نفرتان جذاب از کار درمی آید. غیر از کار جدید مدیری ، درباره طنز نوشتن برای تلویزیون و قصه پرغصه نود شبی ها هم کلی حرف زده ایم . بخوانید و ببینید این اتفاق افتاده یا نه.

ایده اصلی کار از کجا آمد و اصلا کار چه جوری شروع شد؟
وقتی این کار را شبکه به گروه پیش نهاد کرد، طرح های مختلفی را فکر کردیم و بیش تر از بقیه به همین رسیدیم و آن ها هم خیلی خوششان آمد. ویژگی اش این بود که شبیه بقیه کارهایمان نبود. برای همین این کار را انتخاب کردیم و با مهراب قاسم خانی و خشایار لوند و امیر ژوله شروع کردیم به نوشتن.

تفاوتی که می گویی کجا نمود پیدا می کند؟
اساسا متفاوت است . یک داستان است و برخلاف کارهای دیگرمان خیلی داخلی نیست که مجبور باشیم از فرمول کمدی های تلویزیونی آپارتمانی پیروی کنیم . تعداد لوکیشن هایمان زیاد است و هنرور هم زیاد داریم . مثلا توی دادسرا سکانسی داریم که وقتی نوشتیم ، گفتیم خود مهران جمع و جورش می کند. ولی این اتفاق نیفتاد. وقتی سکانس را دیدم ، خیلی تعجب کردم . 150تا آدم تویش است و خیلی هم خوب اجرا شده . شیوه ساخت کار با کارهای دیگر فرق دارد. این تفاوت را ما در مرحله نوشتن ایجاد کرده ایم و مهران هم سنگ تمام گذاشته.

اسم سریال ، داستانش را لو نمی دهد؟
نه ، اسمش عوض می شود. مثلا ممکن است بشود «بابا کجا بودی تا حالا؟». چون این جمله چندین با تکرار می شود.

این همان تکیه کلامی است که بعد از دیدن سریال می افتد توی دهان ملت؟
نه ، اصلا تکیه کلام نیست . این همان جمله ای است که مهران - مسعود شصت چی - باهاش در موقعیت های مختلف گیر می افتد. آدم های مختلف بهش می گویند: «بابا کجا بودی تا حالا؟» و با کس دیگری اشتباهش می گیرند.

چی باعث می شود در همچین موقعیت هایی قرار بگیرد؟
هیچی ، بیچاره بدشانس است . داستان از جایی شروع می شود که در زمان حال در دادگاه دارند به جرم چندین عنوان کلاه برداری و جعل عنوان و چیزهای دیگر محاکمه اش می کنند و او دارد توضیح می دهد که متهم هست ، ولی گناهکار نیست . اما هیچ کس باور نمی کند. بقیه داستان فلاش بک هایی است که در داستان اتفاق می افتد و شصت چی دارد فکر می کند که چه جوری ناخواسته در موقعیت های مختلف افتاده و ناچار شده نقش آدم های مختلف را بازی کند.

پس بخش زیادی از این 15 قسمت در فلاش بک می گذرد؟
بله ، فقط جاهایی برمی گردد دادگاه که زمان حالا را ببینم و استفاده های دیگری که معمولا از تکنیک فلاش بک می شود. به خاطر موقعیت های مختلف تعداد زیادی بازیگری که می بینید به خاطر همین است . چون مسعود شصت چی به چندین موقعیت مختلف وارد می شود و دوباره خارج می شود.

این تعدد موقعیت ها باعث نمی شود کار منقطع بشود و حس مخاطب از دست برود؟
نمی دانم ، تجربه جدیدی است که تا حالا نمونه اش را نداشته ایم . ولی فکر نمی کنم . طبق آن چیزهایی که گرفته ایم و دیده ام ، به نظرم می آید که اتفاقا خیلی هم جذاب شده.

می شود نتیجه گرفت این کار مثل بقیه کارهایتان خیلی حالت نمایشی و پلاتو ندارد؟
آره ، اصلا. ضمنا خیلی هم بازیگر محور است. مهران همیشه علاقه دارد که در کارهای خودش نقش های کوچک داشته باشد و بیش تر به کارگردانی اش برسد. منتهی در این کار ما با چانه زدن زیاد راضی اش کردیم نقش اصلی را قبول کند. حالا خودش خیلی راضی است . به نظرم این بهترین بازی اش تا الان است.

کم پیش می آید یک گروه این جوری با هم جور بشوند و کارهای مختلف را با هم تولید کنند. منظورم بیش تر گروه های اصلی کار هستند یعنی نویسنده ها، کارگردان ، تهیه کننده و بازیگران اصلی . این اتفاق برای گروه شما چه جوری افتاده؟
اول این که ما سلیقه و نظر هم را پیدا کرده ایم و لازم نیست خیلی چیزها را برای هم توضیح بدهیم . خیلی چیزها برایمان کد شده . ما نویسنده ها می دانیم که مهران چقدر توانایی دارد و چقدر خوب می تواند بعضی جاها را در بیاورد. همین طور می دانیم بعضی چیزها را با این شیوه کارگردانی فشرده شاید نشود خوب درآورد. ما کار مهران را دوست داریم ، او هم کار ما را. تهیه کننده ها هم آدم های بسیار نازنینی هستند که تا 500سال دیگر هم باهاشان قرارداد سفید امضا می کنیم.
درگروه نویسندگان هم از بین نویسنده های خیلی زیاد به این هسته 3نفره ت مهراب و خشایار و امیر رسیده ایم . اگر سروش صحت و حمید برزگر هم بی کار باشند، دوست دارم آن ها هم در تیم باشند. قضیه اصلی ، شناخت سلیقه های همدیگر است و این که با یک شکل به کار کمدی نگاه می کنیم.

برای این کار صحت و برزگر بی کار نبودند؟
نه. سروش خودش در این کار بازی می کند. اتفاقا بهش پیشنهاد کردم . ولی قرار بود وسط این کار برود در یک تله فیلم دیگر هم بازی کند و برگردد. این کار هم خیلی چسبیده و متصل بود. دیگر این که سروش دارد کم کم کارگردان می شود و از دست می رود.

برای شما فیلم نامه نویس ها کارگردانی مساوی است با از دست رفتن؟
خب به هر حال کارگردانی پولش بیش تر است و از این حرف ها و راحت تر هم هست.

این را جلو مهران مدیری هم می گویی؟!
برای مدیری این جوری نیست . ولی کارگردانی برای من راحت تر است تا نوشتن.

بازیگری را هم که تجربه کرده ای؟
بله . یک بار. بازیگری که راحت ترین کار است.

خودت هم که چند بار برای کارگردانی دورخیز کرده ای.
بله ، ان شاءالله در سال جدید این اتفاق می افتد. هر سال مصاحبه کرده ام و گفته ام سال دیگر کارگردانی می کنم و نکرده ام و برای بچه ها جوک شده.

می خواهی فیلم تلویزیونی بسازی یا سریال؟
فیلم سینمایی.

بدون تجربه دست گرمی تلویزیون؟
من مجوز کارگردانی دارم و از نظر قانونی هیچ مشکلی برای کارگردانی ندارم.

منظورم جنبه های عرفی قضیه است. از موارد قانونی که بالاخره می شود راحت گذشت.
منظورم این بود که فیلم های کوتاهم مورد تایید جمعی از کارگردان های موجه و کار بلد بوده . منتهی این تنبلی ذاتی است که جلوم را می گیرد.

پس مانع ماجرا بیرونی نبوده؟
نه ، اتفاقا خیلی هم درونی بوده . وقتی نویسنده ای می توانی صبح ها دیرتر از خواب بلند بشوی و نباید این نعمت را نادیده گرفت. ولی سال جدید حتما این اتفاق می افتد. حتی با آقای گلیان قراردادش را هم بسته ایم.

آن هم کمدی است؟ به نظرم خودت به ژانر کمدی خیلی علاقه نداری.
نه ، کی گفته؟ ولی کمدی ای که دوست دارم ، لزوما آن جنسی نیست که سال هاست دارم می نویسم . خیلی وقت ها با تهیه کننده ها که صحبت کرده ایم گفته ام فیلمی که من بسازم لزوما پرفروش نیست.

مشابهش را می توانی مثال بزنی؟
فکر می کنم به فضای کارهای وودی آلن نزدیک باشد.

چرا این تجربه را در کارهایی که تا حالا داشته ای پیاده نکرده ای؟
آخر خیلی شخصی است . فکر نمی کنم دیگران خیلی بپسندند. خودم می دانم می خواهم چه کار کنم و ته دلم داستانش را دوست دارم . ولی خیلی مطمئن نیستم چیز جذابی از کار دربیاید. چون متفاوت است . فقط امیدوارم فیلم نامه های خوبی به پستم نخورد که مجبور بشوم بروم آن ها را بنویسم . کارگردان هایی هستند که سال هاست دغدغه دارم باهاشان کار کنم . امیدوارم بهم پیشنهاد نکنند. اگر این اتفاق نیفتد، آن قطعی است.

ولی من فکر می کنم ما به نویسنده خوب و حرفه ای خیلی بیش تر احتیاج داریم تا یک کارگردان متوسط.
ولی این کار من اصلا معنی اش این نیست که من اگر یک فیلم بسازم ، از الان فقط یک کارگردان خواهم بود. نه ، من فیلم نامه نویس هستم و فیلمنامه نویس هم می مانم . بعدش برمی گردم سرکار خودم . این را برای تهیه کننده ها می گویم که اگر فیلم ساختم ، لطفا بعدش لطفا فیلم نامه هم پیش نهاد بدهند!

برگردیم سرکار. چرا بین «باغ مظفر» و این کار این همه فاصله افتاد؟ مشکل درون گروهی بود یا تلویزیون تمایلی نداشت؟
گویا پیش نهادی نبود. اگر قرار بود نود شبی بسازیم که باکس نود شبی اش با «چارخونه » پر بود. من خودم درگیر کارهای دیگر بودم و مهران هم این وسط 2تا فیلم سینمایی بازی کرد.

حتی اگر نشود گفت عنوان «سرپرست نویسندگان » ابداع شما است ، ولی مطمئنا با کارهای شما جا افتاد. پس بد نیست یک تعریفی از این عنوان داشته باشی.
از همان اول کار، من بیش تر از همه چیز روی طراحی کار می کنم.

چرا به طراحی قصه و ساختار کار بیش تر علاقه داری تا مثلا دیالوگ نویسی و کارهای دیگر؟
بقیه را هم دوست دارم و یک زمان هایی واقعا از نوشتن لذت می برم . حتی اگر احساس کنم لازم است ، سکانس هم می نویسم . این جوری نیست که به چیزی دست نزنم . جاهایی که فکر می کنم نوشتنش راه دست خودم است ، حتما به بچه ها کمک می کنم . با این حال کار اصلی ام طراحی است . ولی با توجه به این که خوب با بچه ها همدیگر را شناخته ایم و من نظراتشان را قبول دارم ، کاملا با هم می رویم جلو. مثلا برای این کار 4 3طرح پیشنهاد شد و این یکی پیش نهاد من بود. امیر ژوله هم طرح خوبی داشت . تا آخرین لحظه دودل بودیم کدام را کار کنیم . تا این که در نهایت به این رسیدیم . بله ، قسمت عمده کارم طراحی و هماهنگی ماجراها است.
کار بچه ها را می خوانم و مثلا بهشان می گویم قسمتی که خشایار نوشته مطابق چیزی نیست که در قسمتی که مهراب نوشته ، دیده ایم .من باید در جریان همه چیز باشم و همه چیز را به هم وصل کنم . یک چیزهایی را در یک قسمتی می کاریم که باید در قسمت خشایار 15روز بعد می نویسد، باید برداشت کنیم . این وظیفه من است که با اشرافی که از بالا به ماجرا دارم ، همه چیز را هماهنگ کنم . در این مورد خاص که سریال است ، یک چیزهایی در داستان باید به هم وصل بود و برای همین کمی وقت گیرتر شده.

رج هم می زنید؟
تا الان این کار را نکرده ایم . حدود 11قسمت نوشته ایم که حدود 8قسمتش تصویربرداری شده . به هرحال نرسیده به عید کار را تحویل می دهیم.

بخش مهمی از جذابیت کارهایت با مدیری ، به فیدبک کارتان ، مثلا در بخش تکیه کلام ها بر می گردد. الان با توجه به این که کار سریال است و روتین هم نیست ، این جذابیت ها را کجا و چه جوری ایجاد می کنی؟
هیچ وقت روی این چیزی که می گویی حساب نکرده ایم . هیچ وقت نگفته ایم جمله ای درست می کنیم که تبدیل به تکیه کلام بشود. یک وقت هایی خودش پیش می آید. مثلا جمله «این که می گویی یعنی چه » یک بار در برره به کار رفت و من فکر کردم چقدر جمله جالبی است . چون تهش به جای علامت سوال ، نقطه داشت . بعد از آن هم چندبار استفاده کردیم و شد و جواب داد. این تنها موردی است که برایش جا گذاشتم . توی این کار هم به چیزی در این مایه ها فکر نکرده ایم . ولی باز هم چیزهایی دارد که این اتفاق بیفتد.

پس قلاب کار که بیننده را درگیر کند و گیر بیندازد کجاست؟
خود داستان . همیشه روی داستان حساب کرده ام . هیچ وقت نگفته ام حالا برویم توی کار در می آید. روی تک تک سکانس ها تا جایی که وقت داشته ایم ، کار کرده ام.

نویسنده های همکارت را چه طور انتخاب می کنی؟ مثلا تا آن جا که یادم می آید امیر ژوله مطبوعاتی بود.
کارهای ژوله را در «تماشاگران » خوانده بودم . یک بار رفته بودم مجله شان ، بهش گفتم بیا یک امتحانی بکن . راستش خیلی امیدوار نبودم . چون توی این مدت خیلی کم به استعدادی برخورده ام که تکانم بدهد. خیلی ها آمدند و رفتند. توی تیتراژ «پاورچین » اسامی خیلی زیادی می بینی که آمدند دو سه قسمت نوشتند و رفتند. نه این که کارشان لزوما بد باشد. برای این جنس کار بهترین انتخاب نبودند. جای دیگری هم از علیرضا بذرافشان اسم برده ام که کارش را خیلی دوست دارم و به نظرم نویسنده درجه یکی است . ولی او هم در «باغ مظفر» نتوانست با سرعت بالای کار ما هماهنگ بشود.

شاید چون به سریال نویسی عادت داشته تا کار روتین.
آره ، آنها تک تیراندازند و ما مسلسل چی.

یک جورهایی هم کارتان به ما روزنامه نگارها شبیه است.
آره ، کاملا. یک جورهایی پاورقی نویس های دوره معاصریم.

این مدح کارت است یا ذمش؟
هیچ کدام . اما پاورقی هیچ وقت یک چیز سنگین سطح بالا نبوده . پاورقی ای موفق بوده که توانسته با تعداد بیش تری از مردم ارتباط برقرار کند. کارش از نویسنده پایین تر است ، ولی مردم دوستش دارند دیگر.

این آگاهی خیلی تلخ نیست؟
کارمان را می شناسیم دیگر. گنده تر از چیزی که هستیم ، نباید ادعا کنیم . باید اندازه مان را بشناسیم.

از این حدی که برای خودت تصویر می کنی راضی هستی؟
به نظرم در تلویزیون این ته ماجراست . تلویزیون برای سریال های 90شبی اش چیزی بیش تر از پاروقی نمی خواهد. این نه مدح است و نه ذم . یک جور ویژگی است برای رسانه تلویزیون . 90شبی ای موفق است که آمارش از 90درصد هم بالا بزند، نه 90شبی ای که سنگین و درست و حسابی باشد و آمار 60درصد داشته باشد. ما باید پربیننده باشیم . برای همین سعی می کنیم حد وسط را پیدا کنیم و در عین دوری از ابتذال ، جوری کار کنیم که با قشر وسیع مخاطب ارتباط برقرار کند. باید رسانه را بشناسی تا بتوانی مطابق سلیقه اش کار بسازی . ولی کاری که من خودم می سازم ، قطعا با این کارها متفاوت است.

نمونه اش «نقاب» که امسال رفت روی پرده و کار بدی هم نبود.
البته این جنازه فیلم نامه بود، خودش خیلی بهتر بود. اگر اصلش بود کاری می شد که در سینمای ایران شبیهش را ندیده بودیم . به هر حال این جوری نیست که غیر از برره بلد نباشم چیز دیگری بنویسم.

خیلی اضطراب داری که مردم توی عید چه جوری از این سریال استقبال کنند؟
نه ، دوره اضطراب من سال هاست گذشته . واقعیتش خیلی از کارهای خودمان را حتی ندیده ام.

چرا؟ علاقه ای نداری یا مثل آن بابا چون آخرش را می دانی نمی بینی؟
دوست دارم . ولی معمولا کارهای خیلی مهم تری دارم.

// سال آرامش ، سال استراحت
امسال اولا خیلی خوب استراحت کردم . بعد هم کاری نوشتم به اسم «ورود آقایان ممنوع » که قرار بود همین امسال مرضیه برومند بسازد و منوچهر محمدی تهیه کند. اما خورد به گرفتاری های برومند و بازی اش در تئاتر «افرا» و افتاد به سال بعد.
فیلم نامه بهمن قبادی را هم کار کردم و خیلی طول کشید و امسال قرار است بسازدش . هنوز برایش اسم نگذاشته ایم ، اسم موقتش «کشور بابام » است . به نظرم کار ماندنی ای می شود.

جنس کارهایتان لااقل به ظاهر خیلی با هم فرق دارد. چی شد قبادی برای این کار سراغ شما آمد؟
نمی دانم . برای فیلم قبلی اش «نیوه مانگ » هم ازم دعوت کرد. ولی هر چی جلو رفتیم ، دیدم طرح را نمی فهمم و عذرخواهی کردم . با این حال همیشه دوست داشتیم با هم کار کنیم.

یک جایی به درآمد کارگردانی و نویسندگی اشاره کردی . این ها چقدر با هم اختلاف دارند؟
نویسندگی خیلی بیش تر است.

یعنی شما از مهران مدیری بیشتر می گیری؟
قصه مدیری فرق می کند. اگر یک نویسنده یک سریال کامل را خودش بنویسد، از مهران مدیری بیش تر می گیرد. مثلا اگر سروش صحت برای چارخونه می نوشت خیلی بیش تر گیرش می آمد تا حالا که کارگردانی کرده.

جابر تواضعی - جام جم آنلاین





نوع مطلب : سروش صحت، پیمان قاسم خانی، مهران مدیری، مهراب قاسم خانی، 
برچسب ها : پیمان قاسم خانی، مرد هزارچهره،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 28 اسفند 1386
محمد اسکندری

«بازی»‌ سروش صحت کلید می‌خورد
سروش صحت

تهیه کننده: امیدواریم فیلمی مفرح و اجتماعی بسازیم
هشتم خردادماه، ‌تصویربرداری فیلم تلویزیونی «بازی» به کارگردانی سروش صحت برای پخش از شبکه‌ی سه سیما آغاز می‌شود.

مصطفی عزیزی ـ تهیه‌کننده ـ با اعلام این خبر اظهار کرد: تصویربرداری «بازی» ۲۵ تا ۳۰ روز در تهران به طول می‌انجامد، البته بخش‌های کوتاهی از آن در کردان به تصویر درمی‌آید.

وی با اشاره به طنزبودن «بازی» گفت: تاکنون تله‌فیلم طنز کم‌تری ساخته شده است و امیدواریم «بازی» به عنوان اثری مفرح و اجتماعی ساخته شود.
عزیزی درباره‌ی نوع طنز «بازی» اظهار کرد: طنز فیلم‌نامه‌یی که علیرضا محمودی نوشته بود بیشتر مبتنی بر طنز کلامی بود و سروش صحت با بازنویسی آن، موقعیت‌هایی را به آن افزود.

وی در زمینه‌ی ضرورت استفاده از افرادحرفه‌یی در ساخت فیلم‌های تلویزیونی تأکید کرد: در هر یک از انواع برنامه‌سازی چون سریال، تله‌فیلم و فیلم کوتاه باید عوامل حرفه‌یی به کار گرفته شوند، بنابراین تمام تلاش خود را می‌کنم تا در کارهایم از جمله «بازی» عوامل حرفه‌یی را به کار گیرم. به عنوان نمونه در این تله‌فیلم سروش صحت، کارگردان و محمد کاظمی مدیر تصویربرداری است.

این تهیه‌کننده در عین‌حال گفت: با توجه به تولیدشدن فیلم و سریال زیاد در مقایسه با تعداد افراد حرفه‌یی، گاهی اوقات مجبور می‌شویم که سطح توقع خود را کاهش دهیم. با این‌حال سعی می‌کنیم ۸۰ درصد از عوامل سازنده‌ی اثر حرفه‌یی باشند و سایر افراد کسانی باشند که در حرفه‌های خود کار می‌کنند.

عزیزی در پایان از تهیه یک سریال در سال‌جاری خبر داد و اظهار کرد: «مرد» نام موقت این مجموعه است که علیرضا بذرافشان نویسندگی و علیرضا افخمی کارگردانی آن را برعهده دارند. سیناپس کلی کار نوشته و تصویب شده است. امیدواریم از حدود سه‌ماه آینده ساخت آن را آغاز کنیم و سال‌جاری و نهایتا اوایل سال آینده روی آنتن برود.
منبع : ایسنا





نوع مطلب : سروش صحت، بهاره رهنما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 27 اسفند 1386
رضا طهماسب

روز شمار باغ مظفر

 

مهر، از اون موقع که اسم کار مدیری قهوه قجری بود.

 

در سایت بابک برزویه نوشته شده:قهوه قجری کار جدید مهران مدیری که تا سی روز دیگه احتمالا شروع میشه در قالب سریال 45 قسمتی البته ممکنه اسمش هم تغییر کنه.

 

برزویه در سایتش عکس هم مربوط به این تاریخ گذاشته که فکر می کنم مربوط به گریم عوامل باشه
 
 
 
 
-->بعد می رسیم به تاریخ سوم آبان.بابک برزویه در سایتش نوشته :
 
 
کار جدید مهران مدیری کلید خورد.
 
 جلسه توجیهی عوامل
 
 
 
 
 
-->۶ آبان
 
نکات دیگه اینکه:
 
جواد رضویان از قسمت 7 وارد مجموعه می شه.
 
 
 
 
 
 -->۸ آبان
 
 
... و دوباره تکذیب.اما فکر می کنم از چهارشنبه یه کارایی رو شروع کرده باشن.مثلا ساخت تیتراژ یا از این چیزا...آخه نمیشه که بگیم خبرگزاری فارس و تعداد زیادی از روزنامه ها و هفته نامه هایی که خبر کلید زدن کار رو از چهارشنبه اعلام کردن دچار توهم شدن.اما جمله آخر این خبر جالبه:"تا زمانی كه 30 قسمت از این سریال نوشته نشده باشد تصویربرداری آن آغاز خواهد شد " اگه این جمله اشتباه خبرگزاری نباشه یعنی قبل از نوشته شدن سی قسمت تصویر برداری آغاز میشه .از جایی شنیدم که دیروز یعنی هفتم آبان کلید خورده!اما با توجه به حرفایی که تخشید گفته و چیزایی که خودم شنیدم زمان پخشش گویا زیاد نزدیک نیست.البته زمان پخشش هم زیاد مهم نیست.فقط این مهمه که مدیری مثل همیشه کار خوب و موفقی نمایش بده.
 
 
 
 مهر--> 
"جواد رضویان"  در گفت و گو با خبرنگار ادب و هنر "آنا" گفت: قراردادم را برای حضوردرکارجدید"مهران مدیری" بسته ام اما این کار مدتی است که مدام به تعویق می افتد و من نیز منتظر هستم تا برای حضور در سریال خبرم کنند.‏
 
وی گفت: نمی دانم که در "عصر قجر" دقیقا چه نقشی را قرار است بازی کنم.‏وی ادامه داد: در کار "مدیری" روال به این صورت است که ما بدون این که فیلمنامه کاملی را خوانده باشیم، سرصحنه می رویم و به ایفای نقش می پردازیم. البته در "عصر قجر"، بازیگران در گذشته با هم همکاری داشته اند و به این دلیل، نسبت به یکدیگر، از شناخت و هماهنگی برخوردار هستند.‏
 
به گفته "رضویان"، مهران مدیری، سیامک انصاری، شقایق دهقان، سحر جعفری جوزانی، نادر سلیمانی، محمدرضا هدایتی، نصرالله رادش، فلامک جنیدی و سعید پیردوست در "عصر قجر" به ایفای نقش می پردازند.‏‎ ‎
 
 
۵ آبان-->مهران مدیری با «برره‌ای‌ها» تصویر‌برداری مجموعه جدید خود را آغاز كرد
 
خبرگزاری فارس: مهران مدیری با «برره‌ای‌ها» ،تصویر‌برداری مجموعه طنز تلویزیونی جدید خود را آغاز كرد.
 
به گزارش خبرنگار فارس،این مجموعه كه هنوز نامی برای آن انتخاب نشده است از روز چهارشنبه تصویربرداری خود را آغاز كرد.تیم بازیگران این مجموعه طنز اغلب از بازیگران مجموعه پرمخاطب شب‌های برره سال گذشته انتخاب شدند.اگر چه «رضا شفیعی جم»،«بهنوش بختیاری» از بازیگران اصلی «شب‌های برره» در مجموعه جدید مهران مدیری حضور ندارند.اما «نصرالله رادش» و نادر سلیمانی»،«سحرجعفری جوزانی» به همراه «جواد رضویان» به بازیگران مجموعه جدید مهران مدیری پیوسته‌اند.
 
اگرچه بسیاری از بازیگران اصلی مجموعه شب‌هایی برره از جمله مهران مدیری، محمدرضا هدایتی، سیامك انصاری، سید هادی كاظمی،سحرجعفری جوزانی،شقایق دهقان،علی لك پوریان،سعید پیردوست،ساعد باقری در این پروژه حضور دارند،اما فضا و داستان این مجموعه تفاوت بسیار زیادی با مجوعه «شب‌های برره» خواهد داشت.
 
این مجموعه قرار بود پس از عید فطر از شبكه سوم سیما روی آنتن برود،اما با تاخیر فیلمرداری آن آغاز شد.شنیده می‌شود برخی از مشكلات بین گروه تولید و شبكه، همچنین طولانی شدن پیش تولید و نگارش این مجموعه از عوامل دیگر این تاخیر بوده اند. 
 
 
7 آبان-->مدیر گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیما :
 
تصویربرداری مجموعه تلویزیونی مهران مدیری آغاز نشده است
 
تهران- خبرگزاری كار ایران
 
مدیر گروه فیلم و سریال شبكه سوم سیما آغاز تصویربرداری مجموعه تلویزیونی مهران مدیری را تكذیب كرد .
 
"محمود تخشید" در گفت و گو با خبرنگار گروه فرهنگ و هنر ایلنا , در رابطه با وضعیت تصویربرداری مجموعه 90 شبی طنز مهران مدیری افزود‌‏: تا كنون متن 6 قسمت از این مجموعه تلویزیونی به نگارش در آمده است و تا زمانی كه 30 قسمت از این سریال نوشته نشده باشد تصویربرداری آن آغاز خواهد شد.
 
 
 
همشهری جوان
 
خبرهای اختصاصی! از پروژه مدیری
 
ماست و نوشابه زرد
 

بالاخره كار جدید مهران مدیری در یك خانه باغ قدیمی در محلة قلهك خیابان ی ، انتهای كوچه ك.ن كلید خورد و فیلم برداری آن شروع شد. در بازمانده های قاجار كه هر لحظه، اسمش عوض می شود - الان به اش می گویند عصر قجر - مهران مدیری، رئیس خانواده و خان قدیمی است و سیامك انصاری پسرش و نصرالله رادش نوكر او هستند. اعضای این خانواده، مدتی فریز شده اند و حالا به زندگی برگشته اند و با آدم های الان برخورد می كنند. ایدة اولیه، 45 قسمتی است، ولی دست آقا مهران به كم نمی رود. از الان خودتان را برای 90تایی ببندید. اما همان طور كه می دانید، همشهری جوان اطلاعات ناب و تكان دهنده ای را رو می  كند و ما مثل همیشه از جیك و پوك پروژة جدید مهران مدیری مطلع هستیم. این هم نمونة چند اتفاق كاملا بی اهمیت كه تا لحظة تنظیم خبر به دستمان رسیده: این باغ برای یك سال، اجاره شده است. گروه دكورسازی روی بالكن خانة قدیمی دارند با چوب و چكش كار می كنند. در ورودی باغ، یك 206 نقره ای، ماكسیما و پرادو پارك شده. دست یكی از عوامل، ماست و نوشابه است (رنگ نوشابه، زرد است). روی چمن های باغ، چند تا صندلی پلاستیكی قرمز و سفید وجود دارد. مهران مدیری هر از چند گاهی روی آن ها می نشیند و با عوامل حرف می زند. زیر سایبان كنار استخر، چند نفر دارند متن هایشان را تمرین می كنند. یك خانم با روسری نارنجی از در باغ كه در جنوب باغ است، به سمت خانة قدیمی با معماری قاجار كه در شمال باغ است، حركت می كند. كف كردید، این تازه اول ماجراست، اگر پا بدهد هر هفته همین جا، دل و اندرون پروژة مدیری را می ریزیم روی دایره تا چیز پنهانی ای باقی نماند و ما هم به رسالت روشنگری مان ادامه بدهیم! (بابا شوخی كردیم،همین یك دفعه را هم فقط رو كردیم تا گوشی دستتان بیاید!)
 
 
 
آبان -->سایت بابک برزویه:
 
بالاخره کار جدید مهران اجازه انتشار عکس ها را تحت الحفظ داد
 
 
 
 
 
11 آبان-->روزنامه جام جم:
 
 
...وقتی از مهران مدیری خواستیم از داستان مجموعه تازه اش به ما بگوید ، او به گفتن همین چند جمله اکتفا کرد: «گروه عظیمی آماده شده اند تا برای شما قصه ای تازه بسازند آدمهای عجیب و غریب ولی با شخصیت های تازه.قصه را نمی شود تعریف کرد ، قصه را باید ساخت...»
 
 
 
11 آبان-->روزنامه بانی فیلم:
 
الیكا عبدالرزاقی اضافه شد
 
پیش‌تولید مجموعه مدیری به پایان رسید
 
به گزارش <بانی‌فیلم>، با پایان پیش‌تولید مجموعه جدید مهران مدیری وطی مراحل هماهنگی با مسؤولان شبكه سوم سیما، تولید این پروژه بزودی آغاز می‌شود.این مجموعه كه توسط مجید و حمید آقا گلیان تهیه‌ می‌شود،‌ مانند سایر كارهای مدیری مضمونی طنز دارد.
 
الیكا عبدالرزاقی تازه‌ترین بازیگری است كه به گروه بازیگران مجموعه مدیری پیوسته است.
 
لوكیشن‌های این مجموعه درمنطقه یخچال تهران قرار دارد.
 
 
 
 ۱۹ آبان-->
 
سریال طنز 45 قسمتی مدیری آذر ماه پخش خواهد شد
 
 
خبرگزاری فارس: سریال طنز 45 قسمتی شبكه 3 به كارگردانی مهران مدیری كلید خورده تا برای پخش در آذر ماه آماده شود.
 
 
به گزارش خبرنگار فارس، پخش این مجموعه 45 قسمتی كه نام آن هنور مشخص نشده است، پس از نگارش 30 قسمت و تصویربرداری 20 قسمت‌ آغاز خواهد شد.
 
 بر این اساس دست‌اندركاران این سریال هم‌اكنون درحال تمرین و آمادگی برای تولید هستند. پیش‌بینی می‌شود این مجموعه طنز برای پخش درماه آْذر آماده شود.
 
 نویسندگی این مجموعه طنز به سرپرستی پیمان قاسم خانی و تنظیم كننندگی آن مجموعه به عهده مجید و حمید آقا گلیان می‌باشد.
 
 بازیگران این سریال عبارتند از: مهران مدیری، سیامك انصاری، رضا شفیعی جم، محمدرضا هدایتی، هادی كاظمی، سعید پیردوست، ساعد هدایتی، علی لك‌پوریان، نصرالله رادش، نادر سلیمانی،شقایق دهقان، سحر جعفری جوزانی، شایان احدی‌فر، و جواد عزتی.
 
 
 


 





نوع مطلب : مهران مدیری، پیمان قاسم خانی، سیامك انصاری، محمدرضا هدایتی، امیرمهدی ژوله، مهراب قاسم خانی، خشایار الوند، شقایق دهقان، علیرضا ناظرفصیحی، 
برچسب ها : باغ مظفر، جواد عزتی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 26 اسفند 1386
محمد اسکندری

یك روز در پشت صحنه زندگی «مرد هزار چهره»

تا زمانی كه این گزارش تهیه شده، اسم كار جدید مهران مدیری كه به احتمال قوی نوروز 87 از شبكه 3 پخش شود، «مرد هزارچهره» است. اما با زمزمه‌هایی كه به گوش می‌رسد، هیچ بعید نیست تغییر كند. لوكیشن كار جایی است در خیابان زعفرانیه. همان‌جور كه وفا ملك‌زاده مسوول روابط عمومی گفته، وارد كوچه كه می‌شوی از سینه‌موبیل دم در می‌شود خانه‌ای را كه گروه دارند در آن كار می‌كنند را می توان خیلی راحت تشخیص داد. خانه مثل اكثر خانه‌هایی كه گروه‌های تولید فیلم و سریال برای كارشان انتخاب می‌كنند، بزرگ و درندشت و ویلایی است.

 روی حوض وسط حیاط هم هنوز قالب‌های بزرگ یخ بالا و پایین می‌رود. سعید اصفهانی‌ عكاس و  یكی از تصویربرداران كار  می‌گوید: یخ و برف توی خانه هم هنوز آب نشده بوده و بچه‌های تداركات آنجا را تر و تمیز كردند.

همین اول كار بگویم كه این گزارش تحت تدابیر شدید امنیتی عوامل سریال تهیه شده است. خانم ملك‌زاده همه جا پا به پایم می‌آید و وقت رفتن هم تا پارك‌وی می‌رساندم كه خاطرش جمع باشد من از منطقه خطر دور شده‌ام.

داخل ساختمان پر آدم است، ولی هنوز از تصویربرداری خبری نیست. بچه‌های صحنه هنوز دارند اتاقی را كه قرار است سكانس جدید كار را در آن بگیرند، آماده می‌كنند. از قرار معلوم كاغذ دیواری‌ قرمز خوش رنگش را همین حالا چسبانده‌اند. یك میز بزرگ یك‌ور اتاق است و چند تا صندلی یك‌ور دیگر. روی میز وسط هم یك میوه‌خوری بزرگ هست پر از سیب و خیار و پرتقال و موز. مهران مدیری از فرصتی كه پیش آمده استفاده كرده و رفته چرتی بزند. خانم ملك‌زاده می‌گوید كه مدیری شب‌ها بعد از تصویربرداری تازه می‌رود سراغ مونتاژ و كارهای دیگر. برای همین طبیعی است كه از این فرصت‌ها برای تجدید قوا استفاده كند.

توی سالن اصلی خانه بلوایی برپاست. همه مشغول چند تا جك و جانوری هستند كه امیر رهبری با خودش آورده؛ همه با اكراه و ترس و لرز دور یك مار بزرگ طلایی، یك بچه كروكودیل، جانوری شبیه یك آفتاب‌پرست بزرگ كه نمونه‌اش را جای دیگر ندیده‌ام، جانوری شبیه یك سوسمار خیلی بزرگ سبزرنگ و چند تا خزنده باقواره و بی‌قواره دیگر جمع‌ شده‌اند و رهبری دارد با آب و تاب درباره‌شان توضیح می‌دهد.

پیمان قاسم‌خانی سرپرست نویسندگان این كار و كارهای قبلی مدیری و برادرش مهراب در طبقه پایین نشسته‌اند و درباره سكانس جدیدی كه مهراب نوشته، حرف می‌زنند. وقتی تمام می‌شود، شایان احدی‌فر یكی از دستیارهای جوان مدیری كه قبلا هم او را در نقش‌های كوتاهی در كارهای قبلی او دیده‌ایم، از راه می‌رسد. پیمان جای جواب سلام می‌گوید: «نقشی كه برات نوشتم خیلی توپه. پورسانت منو بذار كنار.»

این نام را به خاطر بسپارید: مسعود شصت‌چی‌

خلاصه‌ای كه مهران مدیری نوشته تا وقتی قرار شد خبرش  بازهم تحت همان تدابیر شدید امنیتی ‌ در اختیار رسانه‌ها و مطبوعات قرار بگیرد، ازش استفاده كنند  و خیلی واضح و مفهوم نیست: «اگه جای من بودید، چی كار می‌كردید؟ اگه می‌خواستید خودتون رو ثابت كنید و دستتون به هیچ جا بند نبود، اگه فقط از چراغ قرمز رد می‌شدید و بعدش مجبور می‌شدید جای آدم‌های دیگه باشید، چی كار می‌كردید؟ چیزهایی هست كه اصلا به شما مربوط نیست، ولی خیلی لذت‌بخشه و آدم‌هایی هستند كه شما رو بزرگ می‌كنند، در حالی كه خیلی كوچیك هستین. لذت بخشه، نه؟ حالا اگه جای من بودید...»

پیمان برایم بیشتر توضیح می‌دهد كه در این كار از فرمول جابجایی استفاده شده كه در كارهای كمدی خیلی خوب جواب می‌دهد. «مرد هزار چهره» قصه آدمی است به اسم مسعود شصت‌چی كه چندین بار ناخواسته در موقعیت‌های مختلف و حساس گیر می‌كند. البته خودش هم جوگیر می‌شود و بدش نمی‌آید در آن موقعیت‌ها بماند. طرح اصلی كار برداشت آزادی است از رمانی نوشته یك نویسنده طنزپرداز ترك (عزیز نسین) كه چون نوع برداشت خیلی آزاد بوده، بعید است شما اسمش را در تیتراژ ببینید. «اول كار وقتی این ایده رو مطرح كردیم، همه خیلی خوششون اومد. مهمترین ویژگی‌اش اینه كه شبیه بقیه كارهامون نیست».

پیمان می‌گوید اسم «مسعود شصت‌چی» شخصیت اصلی كار را مثل بقیه مجموعه‌ها خود مدیری انتخاب كرده. ولی از آنجا كه او به عنوان سرپرست نویسندگان وجه تسمیه‌اش را نمی‌داند، می‌شود نتیجه گرفت كه در طول داستان خیلی كاربرد ندارد.

هنوز یه كم گیج می‌زنم‌

مهراب قاسم‌خانی برادر پیمان است و یكی از اعضای ثابت گروهی كه به رهبری و سرپرستی برادرش پیمان به كارهای مدیری خوراك می‌دهند. نویسنده‌های دیگر این كار هم خشایار الوند و امیرمهدی ژوله هستند.

مهراب می‌گوید: «هنوز نسبت به این كار خیلی گیجم. سر و شكلش با كارهای قبلی‌مون خیلی فرق داره و واسه همین نمی‌دونم چی می‌شه. خودم كه درگیر نوشتنم و خیلی سر صحنه نمیام. راش‌ها رو هم ندیده‌ام‌. ولی از دیگران شنیدم كه خیلی خوب شده. به هر حال ریتم كار خیلی خوبه و بازیگرهای خیلی خوبی هم براش انتخاب شد‌ن.»

با همه اینها مهراب كمی تا قسمتی از نوشتن این كار هول برش داشته: «خیلی سخته چند نفری یه سریال دنباله‌دار بنویسی. چون ریتم نوشتن و جنس شوخی‌های هر كس باهم فرق می‌كند و دائم باید باهم هماهنگ بشویم. وقتی یه نفر باشی، خودت می‌دونی داری چیكار می‌كنی.»

البته این حرف از طرف او خیلی هم دور از ذهن نیست. قبل از این كه طراح صحنه و بعد هم فیلمنامه‌نویس بشود، نقاشی خوانده و نقاشی كرده و عادت كرده چیزی كه خلق می‌كند از اول تا آخر نتیجه كار خودش باشد. برای همین ته دلش خیلی با فیلمنامه نوشتن كه مثل همه كارهای سینما یك كار جمعی است، رفیق نیست: «توی فیلمنامه نهایتا 40  30 درصد چیزی كه در ذهن شماست، عملی می‌شه و از اول تا آخر كار سلیقه‌های زیادی روش اعمال می‌شه.»

مهراب چند سالی است نقاشی را ول كرده به امان خدا. ولی برای اردیبهشت سال جدید وقت نمایشگاه گرفته كه مجبور بشود نقاشی را شروع كند. همسرش شقایق دهقان هم در چند قسمت از این سریال بازی می‌كند. ولی حالا لابد توی خانه دارد از گل پسر‌شان «نویان» نگهداری می‌كند. سال جدید برای آنها این «آمد» را داشته كه پسردار شده‌اند: «دنبال یه اسم خوش‌آهنگ می‌گشتیم كه با نون شروع بشه. نویان به نیروانا اسم دخترم هم می‌اومد. بعد رفتیم سراغ معنی‌اش و دیدم به تركی مغولی یعنی شاهزاده.»

این كه داره مصاحبه می‌شه،یعنی چه!

حالا دیگر جناب كارگردان هم از خواب قیلوله بیدار شده و كم‌كم باید تصویربرداری شروع بشود. توی همان اتاقی كه كاغذ دیواری‌هاش را تازه چسبانده‌اند، می‌نشینیم كه یك فنجان چای بخوریم. ولی هنوز خواب تمام و كمال از سرش نپریده. قبل از این كه چیزی بپرسم می‌گوید كه 2 سال است حتی به دوستان نزدیكش هم جز سلام و علیك چیز دیگری نگفته. جمله‌اش را تكمیل می‌كنم: «چه برسه به ما كه دشمنتونیم!». می‌خندد و می‌گوید: «خواهش می‌كنم.»

بعد این كار می‌خواهد بلافاصله پیش‌تولید اولین كار سینمایی‌اش را شروع كند و بالاخره طلسم اتفاقی را كه چند سالی می‌شود قرار است بیفتد، بشكند. توی عید هم قرار است با پیمان قاسم‌خانی روی فیلمنامه‌اش كار كنند. چایم رو هورت می‌كشم و از حال و هوای فیلم می‌پرسم. چایش را هورت می‌كشد و می‌گوید: «این كه داره مصاحبه می‌شه كه!»

در محضر پدرخوانده‌

سكانسی كه قرار است بگیرند، مال قسمت یازدهم سریال است؛ جایی كه مسعود شصت‌چی به عنوان كسی كه می‌خواسته رئیس مافیا را بكشد، دستگیر شده و حالا او را آورده‌اند پیش همین جناب پدرخوانده.

چند تا عكس از مارلون براندو در فیلم «پدرخوانده» كاپولا را قاب كرده‌اند و زده‌اند به در و دیوار اتاق. نقش پدرخوانده یا رئیس مافیای سریال را علیرضا خمسه بازی می‌كند كه گریم سنگینش، صورتش را بشدت پف‌آلود نشان می‌دهد و خیلی نمی‌تواند با میمیكش مانور بدهد. بیچاره حتی وقتی صحنه‌ای خراب می‌شود و همه می‌خندند، باید خودش را كنترل كند كه گریمش خراب نشود. خودتان فكرش را بكنید كه این برای آدم خوش‌خنده‌ای مثل او چقدر كار سختی است. از قرار معلوم خیلی معلوم نمی‌شود مافیایی كه او رئیسش است و مسعود شصت‌چی یا همان مهران مدیری جوگیر ‌شده او را بكشد، در چه زمینه‌ای فعالیت می‌كند. به قول خمسه به خاطر فضای كمیك كار، دانستنش خیلی هم نیاز نیست. غیر از این گریم سنگین، بدن علیرضا خمسه هم جوری ساخته‌اند كه درشت‌تر و چهارشانه‌تر به نظر بیاید. او چند تا نوچه دارد كه با لباس‌های یك‌جور ‌ كت و شلوار مشكی و پیراهن نارنجی‌  و سبیل‌های تابیده و عینك آفتابی، اسلحه به دست آماده‌اند تا اگر خطری پیش آمد، از پدرخوانده دفاع كنند. بعد از چند بار تمرین، با شمارش معكوس آلاله‌ هاشمی،‌ دستیار اول كارگردان، تصویربرداری شروع می‌شود.

پدرخوانده: حدس بزن.
شصت‌چی: چی‌ رو؟
پدرخوانده: تو چندمین نفری هستی كه اونا فرستادن من رو بكشی؟
شصت‌چی: دومین نفر؟
پدرخوانده: نچ!
شصت‌چی: سومین نفر؟
پدرخوانده: نچ!
شصت‌چی: هفدهمین نفر؟
پدرخوانده: شصت و چهارمین نفر! (رو می‌كند به نوچه‌اش) تفقد!
تفقد: بله قربان.
پدرخوانده: فرستادی لباس عروس رو بگیرن؟
تفقد: بله قربان. خسرو رو فرستادم. تا چند دقیقه دیگه برمی‌گرده.
پدرخوانده: خوبه. (رو به شصت‌چی) حدس بزن.
شصت‌چی: چی‌رو؟
پدرخوانده: این كه الان اونا كجان؟
شصت‌چی: خونه‌شون؟
پدرخوانده: نچ!
شصت‌چی: خونه‌تون؟
پدرخوانده: نچ!
شصت‌چی: توی حیاط؟
پدرخوانده: تو شكم تمساح‌های من! (رو به تفقد) تفقد!
تفقد: بله قربان.
پدرخوانده: گفتی لباس عروس زود حاضر می‌شه؟
تفقد: البته قربان. تا چند دقیقه دیگه خسرو برمی‌گرده.
پدرخوانده: (رو به شصت‌چی) حدس بزن.
شصت‌چی: ببخشین، چی‌ رو؟
پدرخوانده: این كه تمساح‌های من الان كجان!
شصت‌چی: خونه‌شون؟
پدرخوانده: نچ!
شصت‌چی: خونه‌تون؟
پدرخوانده: نچ!
شصت‌چی: باغ‌ وحش؟
پدرخوانده: (به در پشت سرش اشاره می‌كند) توی همین اتاق بغل!

ضبط این صحنه حدودا 2 ساعتی طول می‌كشد. ولی انصافا یادتان باشد كه بازی و كارگردانی همزمان كار خیلی سختی است. یكی از مكافات‌های دیگرش هم بازی گرفتن از یكی از همان حیوان‌های امیر رهبری است.

آفتاب‌پرست خیلی بزرگ و البته خوشگلی را كه گفتم، گذاشته‌اند روی میز خمسه كه پدرخوانده بودنش تكمیل بشود. برای همین بعید نیست یكجورهایی هجو «رئیس» كیمیایی هم باشد، رهبری می‌گوید اسم این حیوان ایگوانا است و برخلاف ظاهر خطرناك و ترسناكش علفخوار است و كاملا بی‌آزار. همین‌جور بی‌حركت سر جاش می‌ایستد و بدون این كه جم بزند، فقط روبه‌رویش را نگاه می‌كند. رهبری یك قند را توی دهانش آب می‌كند و می‌مالد به لب حیوان كه زبانش را دربیاورد و صحنه جذاب‌تر بشود. خیلی از معطلی‌ها سر همین است. این اتفاق بالاخره می‌افتد، ولی حیوان كه تا آن موقع آرام و ساكت و سر به زیر بوده، یكهو تصمیمش عوض می‌شود، شروع می‌كند به حركت و می‌رود به سمت علیرضا خمسه و آن بیچاره كه به خاطر گریمش حق ترسیدن هم ندارد، خودش را جمع و جور می‌كند و خیز می‌كند از پشت میز فرار كند. اما رهبری حیوان را می‌گیرد و آرام می‌كند. بعد هم می‌بوسدش و آرام در گوشش چیزی می‌گوید كه هیچ كس نمی‌فهمد.

اما این آخر ماجرا نیست. آقا یا خانم ایگوانا یكبار دیگر هم هوس می‌كند روی میز عقب‌ عقب برود و دمش را تكان بدهد و شمع بلند روشن روی میز را بیندازد و این جوری كات بدهد. خلاصه این كه حضور این بازیگر مهمان توی این سكانس، خودش مصیبتی است.

با گرگ‌ها می‌رقصد

معمولا پشت صحنه‌ها چیز خاصی ندارند و برعكس ظاهر جذابشان آنقدر خسته‌كننده‌اند كه من هیچ وقت با علاقه سراغشان نمی‌روم. ولی شكر خدا اینجا لااقل چیزی آدم را دل‌زده نمی‌كند. بزرگترین شگفتی‌اش همین امیر رهبری است كه از شانس من امروز برای اولین بار آمده اینجا. سر و شكل و هیكل و قیافه امیر، یك چیزی  در حد اسی دربه‌در فیلم «آدم‌ برفی» كه داریوش ارجمند بازی‌اش می‌كرد. هم عاشق فیلم و سینماست و هم عاشق حیوان‌ها. اینجا یك خرده موسیقی و یك خرده بازیگری خوانده، بعد ول‌ كرده رفته هندوستان كه آنجا سینما و تئاتر بخواند. ولی همه پولی را كه ننه بابای بیچاره‌اش برایش می‌فرستاده‌اند، خرج گشت و گذارش توی جنگل‌ها و معبدها و تحقیق درباره حیوان‌ها كرده و برگشته: «عوضش اونجا یه چیزهایی یاد گرفتم كه تو هیچ دانشگاهی یاد نمی‌دن. ولی حسرت یكی از بزرگترین استادهاش به دلم موند. مرحوم «كروكودیل ‌هانزن» یه استرالیایی بود و یه عمری با كروكودیل‌ها كار می‌كرد. ولی دست آخر  سفره ماهی قلبشو  نیش زد و مرد.»

این هم از بازی‌های روزگار است كه یكی عمری با یكی از خطرناك‌ترین جانورهای دنیا كار كند و دست آخر قاتلش یك سفره ماهی باشد. خلاصه این كه تمام جك و جانورهایی كه این چند سال توی فیلم‌ها و سریال‌های مختلف دیده‌اید، كار امیرخان بوده. از سگ‌های ناتاشا در «خواب و بیدار» گرفته تا باغ‌وحش كیمیایی در «رئیس» و سریال در حال ساخت «مختارنامه». همه جور خزنده و پرنده و چرنده‌ای هم توی بساطش پیدا می‌شود. از مار و كروكودیل گرفته تا سگ و گرگ و گراز.

بقیه هنرنمایی‌های امیر رهبری بماند برای بعد. مخصوصا كه دعوتم كرده یكبار بروم آپارتمان پنجاه‌متری‌اش را كه پر از اینجور چیزهاست از نزدیك ببینم. فقط برای این‌كه برایتان جا بیفتد این ماجرا اصلا برای او تفننی و شوخی نیست و به قول خودش واقعا حیوان‌هاش را به اندازه بچه‌های نداشته‌اش دوست دارد، همین قدر بدانید كه وقتی توی نمایشی از بابك محمدی با یكی از مارهای پیتونش به اسم ملیسا حركات موزون داشته‌اند، همه را مجاب كرده اسم دخترش «ملیسا رهبری» را هم در پوستر و بروشور كار بنویسند. توی تمام وقتی كه باهم حرف می‌زنیم، مارمولك بزرگ سبز امیر روی موهای بلندش رژه می‌رود وگاهی هم با تعجب به من نگاه می‌كند.

عكس یادگاری با جناب كروكودیل‌

عبدالرضا شهباززاده مدیر تولید سریال است و برای همین بهتر از بقیه می‌تواند درباره سیر تولید كار حرف بزند. او از «باغ مظفر» به بعد با مدیری و گروهش كار می‌كند. قبلش هم بیشتر به عنوان برنامه‌ریز و مدیر تولید با فخیم‌زاده كار می‌كرده. برایم می‌گوید كه كار از 18 دی كلید‌ خورده و پیش‌تولید همزمان جلو برده. حتی هنوز هم برای بازیگران جدیدی كه به گروه ملحق می‌شوند تست گریم می‌گیرند. لوكیشن اصلی خانه‌ای است در خیابان ملاصدرا كه لوكیشن‌های مختلف فیلمنامه مثل خانه سحر، نیروی انتظامی، كلانتری، 2 تا كافی‌شاپ و اداره را همان‌جا علم كرده‌اند. شهباززاده حالا هم دارد در به در دنبال یك دادگاه واقعی می‌گردد تا سكانس‌هایی را كه برای آنجا نوشته شده، در یك دادگاه واقعی و درست و حسابی بگیرند. اما هنوز به نتیجه‌‌ای نرسیده.

ازش درباره ویژگی‌های كار با مهران مدیری و میزان استقبالی كه از این سریال می‌شود می‌پرسم. می‌‌گوید: «به نظرم كار مدیری اینجا پخته‌تر شده. به هر حال او كارگردان باهوشیه و نشون داده سلیقه مردم رو خیلی خوب می‌شناسه. برای همینه كه تا كارش پخش نشه و بازخوردش رو نبینه، كار جدیدش رو شروع نمی‌كنه. نمونه هوشمندیش «نقطه‌چین» بود كه وقتی دید از ماجرای آن كارگاه و دستیارش خیلی استقبال نمی‌شه، كل داستان رو عوض كرد.»

یادم رفت بگویم یكی از تخصص‌های امیر رهبری این است كه به مرور ترس شما را از جك و جانورها از بین می‌برد. نشان به آن نشان كه فقط با گذشت یكی دو ساعت، حتی همه خانم‌های تی‌تیش مامانی صحنه كه اول كار جیغ و داد راه انداخته بودند، خیلی راحت به حیوان‌ها دست می‌زنند و عكس می‌گیرند و قربان صدقه‌شان می‌روند.

بازیگرانی كه در سریال جدید با مدیری همكاری دارند، عبارتند از:  پروز فلاحی‌پور/ علیرضا خمسه/ پژمان بازغی/ سیامك انصاری/ رضا فیض‌نوروزی/ اكرم محمدی/ اسماعیل سلطانیان/ بهاره رهنما/ سروش صحت/ پرستو گلستانی/ نادر سلیمانی/ نصرالله رادش/ غلامرضا نیكخواه/ رامین پورایمان/ فلامك جنیدی/ شقایق دهقان/ الیكا عبدالرزاقی/ روشنك عجمیان/ سعید پیردوست/ ساعد هدایتی/ علی لك‌پوریان/ غلامحسن تسعیری/ محمدجواد عزتی/ كوروش كاشانی‌دوست/ شایان احدی‌فر/ شهین تسلیمی/ پروین قائم‌مقامی/ امیرحسین رستمی/ حمید نیك‌فرد/ اكبر قدمی/ كیانوش گرامی/ شهریار فخاری و لقمان نظیری.

جابر تواضعی‌ - جام جم





نوع مطلب : سروش صحت، پیمان قاسم خانی، مهران مدیری، سیامك انصاری، بهاره رهنما، محمدرضا هدایتی، مهراب قاسم خانی، شقایق دهقان، 
برچسب ها : مرد هزار چهره،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 25 اسفند 1386
محمد اسکندری

کلوزآپ به روایت مدیری

نازنین متین‌نیا: خیلی چیزها درسریال تازه مهران مدیری متفاوت است، داستان، بازیگرها، شکل کار و حتی تعداد لوکیشن‌ها. از همان روز اول هم همه چیز متفاوت بود، از همان روزی که گفتند خسرو شکیبایی، پرویز پرستویی، رضا کیانیان، امین حیایی و حامد بهداد در لیست هستند. حتی زمانی که آنها نیامدند هم چیزی تغییر نکرد و بازهم همه چیز متفاوت بود؛ خیلی از بازیگرانی که در سریال‌های آخر مدیری با او و برادران آقا گلیان قرارداد داشتند، در سریال نبودند و خیلی‌ها هم شبیه به سیامک انصاری و محمدرضا هدایتی، آمدند و رفتند. هرچند روزی یکبار فهرست بازیگران پشت صحنه عوض می‌شد و تنها نام ثابت، مهران مدیری بود. برای پیدا کردن همه این تفاوت‌ها به دولوکیشن اصلی سریال «مرد هزار چهره» رفتیم تا ببینیم که او چه می‌کند و دست به چه کاری زده که آنقدر متفاوت است. مدیری مثل همیشه خودش را به بی‌خیالی زده، آرام و ساکت سریالش را جلو می‌برد و مواظب است تا متفاوت‌ترین کار سال‌های اخیرش را به نحواحسن انجام بدهد. او آرام و ساکت در تمام قسمت‌های کار حاضر می‌شود و با دقت و وسواس تکه‌های پازل سریالی با بازیگرهای زیاد و متفاوت و داستان‌های مختلف را کنار هم می‌چیند تا به قول پیمان قاسم‌خانی روایت کمدی از فیلم «کلوزآپ» عباس کیارستمی بسازد. روایتی کاملا متفاوت از خودش و کارهای قبلی. برای کشف این روایت تازه سه روایت از پشت صحنه سریال نوروزی او را برایتان نقل می‌کنیم.

» روایت اول: داستان دادگاه مرد هزار چهره
ازساعت هشت شب هیوندای سفید مهران مدیری در محوطه دادگاه بزرگ تهران پارک شده. داخل سالن، جز صدای رادیوی نگهبان شیفت شب، صدای دیگری نمی‌آید. روی دیوار ورودی طبقه چهارم نوشته‌اند؛ درب سالن بسته است. اما در ورودی باز است و هرچندوقت یکبار یک نفر آرام و بدون صدا داخل می‌رود. مدیری روبه‌روی جایگاه قاضی ایستاده و از پشت لنز دوربین به بازیگرانی که روی صندلی‌ها نشسته‌اند، نگاه می‌کند. سروش صحت، پرستو گلستانی، بهاره رهنما، پژمان بازغی، رضا فیض نوروزی، شقایق دهقان، فلامک جنیدی و نصرالله رادش با لباس‌ها و گریم سریال روی صندلی منتظرند تا دوربین به سمت‌شان برود. آنها سه شب است که درست و حسابی نخوابیده‌اند و امیدوارند تا امشب، آخرین شب دادگاه مسعود شصت چی باشد.

در سه شب گذشته 420 هنرور هم جزو گروه بودند که امشب خبری از آنها نیست و محیط هم آرام‌تر است. قسمت‌های اصلی مربوط به دادگاه گرفته شده و امشب چند سکانس باقی‌مانده و صحنه‌های مربوط به تیتراژ سریال گرفته می‌شود. در فاصله هر برداشت، مدیری سیگاری روشن می‌کند و به تلویزیون کوچک زیر تریبون، نگاه می‌اندازد و بلافاصله به سراغ صحنه بعدی می‌رود. بازیگران مدیری برای فرار از خواب و خستگی هرچند دقیقه یکبار از روی صندلی بلند می‌شوند و به بالکن‌های کنار سالن می‌روند تا هوایی تازه کنند. در گوشه و کنار سالن هم عده‌ای نشسته چرت می‌زنند و منتظر پایان کارند، اما مدیری در تمام این مدت سرش گرم کار است و انگار نه انگار. او پشت یکی از سه دوربین می‌ایستد و خودش از صحنه‌ای که نصرالله رادش بازی می‌کند، فیلم می‌گیرد. همه حاضران در سالن ساکت شده‌اند اما صدای خروپف یکی از عوامل، باعث خنده می‌شود و مدیری هم با خنده کات می‌دهد و می‌گوید:«پشت صحنه‌اش را هم گرفتیم». بعد از این سکانس سکانس‌های مربوط به بازی بهاره رهنما، پژمان بازغی و شقایق دهقان طول می‌کشد. بعد از این بازیگران نوبت به خود مدیری می‌رسد تا عینک شکسته مسعود شصت چی را بزند و آخرین صحنه‌های دادگاه را بگیرد. ساعت سه و نیم صبح، وقتی که همه عوامل مشغول خوردن نسکافه و شیرینی هستند، مدیری همچنان مشغول بازی است و در اعتراض به صدای زنگ موبایل به آرامی می‌گوید:«فکرمی کردم مشغول کار حرفه‌ای هستیم.» ساعت چهار صبح آخرین فرصت گروه برای تحویل محل فیلمبرداری است اما هنوز قسمت‌هایی از دادگاه باقی مانده و مدیری بی‌وقفه کار می‌کند و هیوندای سفید او تا حوالی صبح در پارکینگ دادگاه می‌ماند.

» روایت دوم: داستان پدرخوانده و تمساح‌های آدم‌خوارش
از ساعت 9 صبح هیوندای سفید مهران مدیری در خانه ویلایی بزرگ پارک شده. سه قسمت از سریال در این خانه که علیرضا خمسه، بهاره رهنما و پریا قاسم‌خانی با تمساح، مار و مارمولک‌هایشان زندگی می‌کنند، می‌گذرد. حوالی ساعت سه مهران مدیری از پله‌های خانه پایین می‌آید و صدای جیغ و فریاد عوامل که مشغول بازی با یک مار هستند، آرام می‌شود. مدیری با آرامش به امیر رهبری که مربی مار، تمساح و آفتاب پرست بازیگر این سریال است، نگاه می‌کند. مار پینتون او در خانه‌اش با آرامش خوابیده و تنها آدمی است که با دیدن این بازیگران عجیب و غریب تعجب نمی‌کند. رهبری به سمت او می‌رود و می‌گوید:«می‌خواهم از این آفتاب پرست بازی زیرپوستی بگیرم.» مدیری سری تکان می‌دهد و به سمت علیرضا خمسه می‌رود که با شکمی بزرگ و سبیل پرپشت، نقش پدرخوانده مافیای این سریال را بازی می‌کند. سیاهی لشکرها در نقش محافظان پدرخوانده با اسلحه و کت‌های بلند چرمی، اطراف آنها می‌ایستند. اتاق بزرگ و قرمزرنگ با تابلوهای فیلم پدرخوانده در کنار سالن، اولین لوکیشن بازی خمسه است. مدیری او را پشت یک میز بزرگ می‌نشاند و به سمت محافظان می‌رود تا جای ایستادن و طرزگرفتن اسلحه آنها را مشخص کند. مسعود شصت چی، برای اولین‌بار در این اتاق پدرخوانده را می‌بیند و با تمساح‌های او تهدید می‌شود. مدیری، خمسه، آفتاب پرست و گروه فیلمبرداری و صدا تا ساعت هشت شب در این اتاق می‌مانند تا کار روز اول تمام شود. تا به حال نیمی از این سریال 15 قسمتی فیلمبرداری شده و کسی به جز مدیری از نتیجه کار خبر ندارد. اما همه از قول او می‌گویند که کار خیلی خوب شده و با همه سریال‌های او فرق می‌کند. ساعت هشت شب، گروه فیلمبرداری از اتاق قرمز بیرون می‌آیند، صدای آدم‌ها بلند می‌شود، مدیری با آرامش سیگاری روشن می‌کند و به سمت هیوندای سفیدش می‌رود.

» روایت سوم: داستان کلانتری و روزهای شروع کار
هیوندای سفید مهران مدیری از ساعت 12 ظهر در پارکینگ ساختمان سفید رنگی در خیابان ملاصدرا پارک شده. فیلمبرداری سریال مدیری تازه شروع شده و او ماشین تازه‌اش را بیشتر از 3000 کلیومتر نبرده. ساختمان ملاصدرا، ساختمان کلانتری فرضی سریال است. مدیری تنها بازیگر امروز است و کس دیگری کار ندارد اما پژمان بازغی با لباس ورزشی و كلاهی در ساختمان می‌چرخد و با همه شوخی می‌کند، فلامک جنیدی هم هست و به شوخی‌های او می‌خندد. علیرضا خمسه هم که برای تعیین زمان فیلمبرداری‌اش آمده با مهران مدیری خداحافظی می‌كند و می‌رود. مدیری با صحنه‌ای که قرار است در آینه شکسته صحبت کند، مشکل دارد و با وسواس هرچه تمام‌تر آینه‌های شکسته را کنار هم می‌چیند. اتاق پر ازدود سیگار شده اما مدیری همچنان مشغول کار است و تازمانی که هوا تاریک نشده، فرمان استراحت نمی‌دهد. روزهای اول کار است و هنوز قسمت‌های زیادی از کار باقی مانده. هیوندای سفید مدیری همچنان در خیابان ملاصدرا پارک شده، قرار است فردا صبح این ماشین آخرین مدل در ساختمان زعفرانیه پارک شود.

منبع: روزنامه ی کارگزاران





نوع مطلب : مهران مدیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 22 اسفند 1386
محمد اسکندری


( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات