سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مصاحبه کوتاه مدیری با رادیو جوان


مهران مدیری با اینكه در این سال‌ها میانه خوبی با مطبوعات نداشته، اما ظاهرا حاشیه‌های تازه‌ترین سریال تلویزیونی‌اش باعث شده است در گفت‌وگوی كوتاه با رادیو جوان گفت‌وگو چند كلمه‌ای درباره «مرد هزار چهره» صحبت كند.

آقای مدیری، «مرد هزار چهره» خیلی متفاوت‌تر از دیگر كارهای طنز شما بود فكر می‌كنید دلیلش چیست؟ میل ژورنالیستی یا اینكه آدم باید كاری كند كه تا حالا انجام نداده است؟
بله، همین‌طور بود. 7 ـ 6 ماه پیش با پیمان قاسم‌خانی كه حرف می‌زدیم من‌ ‌گفتم دیگر كارهای گذشته را دوست ندارم و دوست دارم در ساختار و انتخاب بازیگران جهش و اتفاقی به وجود بیاید.

نقد‌هایی راجع به كار شما نوشته شده است، در كارهای شما انگار آدم خوب وجود ندارد. در مرد هزار چهره هم تقریبا همه بد هستند آدم خوب كم می‌بینیم، آیا واقعا تعریف شما از شرایط اجتماعی همین است، یا شرایط كمدی این را می‌طلبد؟
شما با آدم خوب كه دروغ نمی‌گوید چشم و همچشمی هم نمی‌كند نمی‌توانی كمدی بسازی. خصوصیات منفی و ضعف‌های انسانی مسئله كمدی هستند و این فضا را برای كمدی بالا می‌برد. آدم خوب اشكال كمدی ندارد.

ولی می‌تواند حضور داشته باشد؟
حضور دارد. ما در خیلی از بخش‌های این كار آدم‌های خوب داشتیم. مثلا در بخش پزشكی، بخش انتظامی، بیشتر به سمت‌وسوی آدم‌هایی رفتیم كه ضعف‌هایی دارند.

بیشتر به چه چیز فكر می‌كردید آقای مدیری؟ اینكه فضای با نشاط داشته باشید یا اینكه حرفی بزنید؟ ضمن اینكه می‌گویند مرد هزار چهره حدیث نفس مهران مدیری بود خاصه دیالوگ آخرتان؟
من وقتی آیتمی را می‌سازم به مناسبت پخش فكر نمی‌كنم هر كاری به هر حال حرف خودش و پیام خودش را دارد و در هر زمانی می‌شود آن را دید و پیغامش را گرفت، نه، حدیث نفس من هم خیلی نبود.

شما توی سكانس آخر كه عالی بودید.
عجب سكانس تاثیرگذاری بوده است.

آیا ما می‌تونیم در جامعه به صرف اینكه من مقصر نبودم و سوء استفاده نكردم و من حسن نیت دارم شغلی را تصاحب كنم، آیا این خیانت به جامعه نیست؟ می‌خواهم از زبان شما بشنوم. چون به نظرم حرف شما هم همین بود توضیح بدهید.
قرار بود، در دقیقه‌های آخر بیشتر در این مورد صحبت شود كه نشد حرف بزنیم. دو تا مطلب این شخص را به این نقطه رسانده بود یكی خودش تمایلات شخصی هر كسی به سوی منصب قدرت و شهرت كه طبعا در همه ما هست، دیگری روابط غلط اجتماعی كه آدم‌ها را به نقطه‌ای كه جایگاهشان نیست می‌كشاند. اینكه شما می‌فرمایید، دسته‌ای كه این كار را انجام می‌دهند و تصمیم می‌گیرند آدم‌ها را منصبی بگذارند كه جایگاه‌شان نیست و ناآگاه هستند و این خیانت بزرگی است حالا به هر دو دلیل ثروت و قدرت این را درست می‌فرمایید و حرف ما هم همین بود.





نوع مطلب : پیمان قاسم خانی، مهران مدیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 28 فروردین 1387
محمد اسکندری
مرگ خوب است، برای همسایه؟
سه شنبه 20 فروردین 1387
علی میرمیرانی

یکی به این سوال جواب بدهد؛ در مورد کی و چی باید کار طنز کرد؟ راستش بعد از هیاهویی که همکاران مطبوعاتی راه انداخته اند پیرامون سریال مرد هزارچهره و اعتراض ها کرده اند به مورد شوخی واقع شدن شعرا و به روایتی روشنفکران، این سوال پررنگ تر از گذشته رخ می نماید که بر فرض مهران مدیری یا هر کسی که در تلویزیون یا حتی سینما یا به طور کل رسانه ها اعم از مکتوب یا تصویری می خواهند در حیطه طنز یا کمدی کار کنند، تکلیف شان چیست؟ بیایید با خودمان روراست باشیم. گویا هر بخش یا قشری از اجتماع ما که هدف شوخی قرار گیرد تاب و عنان از کف می دهد و فریاد واغیرتا بلند می شود که همه چیز از دست رفت، جالب اینکه در این باب هیچ قشری، هیچ جریان فکری ، هیچ مرام و مسلکی، هیچ اندیشمند یا بیسوادی، متحجر یا روشنفکری، مرتجع یا پیشرویی، با هم فرقی ندارند. همه به یک شکل و با یک سبک و سیاق و حتی با یک شیوه و با یک لحن و ادبیات عکس العمل نشان می دهند. تنها با این تفاوت که عده یی از اول داعیه آزاداندیشی و طرفداری از ایجاد فضای باز و... ندارند و شعارهای مشابه زنده باد مخالف من سر نمی دهند و عده یی دیگر در حرف، طرفدار این تعابیر قشنگ اند و نه بیشتر و باز باید به دسته اول دست مریزاد گفت که لااقل قول و عمل شان یکی است و مصداق یک بام و دو هوا نیستند.مهران مدیری در مرد هزارچهره با نیروی انتظامی، جامعه پزشکی، شعرا و... شوخی کرده است و جالب اینکه این بار حتی برخلاف تصور، بیش از پیش از نیروی انتظامی، نه شعرا، که بعضی دوستان روزنامه نگار (که بحق در این یک دهه اخیر طرفداران اصیل ایجاد فضای آزاد برای همه بوده اند) وارد گود شده اند و قصد دارند به قاعده توانشان حق مهتر و کهتر اهل ادب را از این سریال طنز بستانند، ای کاش دوستان اهل قلم پیشگام می شدند و از اینکه مورد شوخی واقع شده اند اینقدر برنمی آشفتند تا این باریکه مجال، برای کار در این قالب یا قالب های دیگر حداقل از طرف آنان تحدید و تهدید نمی شد. کاش می گفتند با ما شوخی کنید، خوب یا بد، درست یا غلط، ما را نقد کنید تا این سیاق، باب شود یا لااقل قدمی در اندازه های شعارهای قشنگ شان برداشته باشند. مانده ام از آن دوست کارتونیستی که خود مکرر زخمی بایدها و نبایدها بوده و حالا چنین در جایگاه دانای کل باید و نباید برای این مجموعه تعیین می کند، متاسفانه گویا در این سامان مرگ خوب است فقط برای همسایه. این چه استدلالی است که بر پایه آن نمی شود درباره شعرا طنز نوشت و کمدی ساخت؟ حتی گیریم بر فرض که سریال با م. آزاد عزیز شوخی کرده باشد. مگر مرحوم مشرف آزاد تهرانی جزء مقدسات است؟ می دانیم که با این مقدس سازی های مکرر و در تزاید، هر کس، هر قشر، طرفداران هر شخص یا حرفه، سریع دیوار آتشینی پیرامون شخص یا مقوله مورد علاقه شان ایجاد می کنند که اتفاقاً اولین تاثیرش جلوگیری از نقد یا طنز (حتی نقد و طنز غلط) است و طرفه آنکه این دستاورد دقیقاً عکس باورهایی است که دوستان، تمام این سال ها بر آن کوشیده اند. دوستان، عزیزان، یک بار با هم جدی به این سوال فکر کنیم در مورد کی و چی می شود کار طنز انجام داد؟ گویا جواب واقعی آن این است؛ هر کس جز ما یا جز چیزهایی که ما دوست داریم.




نوع مطلب :
برچسب ها : علی میرمیرانی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 20 فروردین 1387
محمد اسکندری
مرد هزار چهره‌
دوشنبه 19 فروردین 1387

رادیو و تلویزیون شنبه 17 فروردین 1387 - 

بازتاب سریال‌های نوروزی در سایت‌ها و وبلاگ‌های فارسی زبان‌ اینترنت در تسخیر مرد هزار چهره‌ گروه رسانه- رضا استادی: قطار پرشتاب رسانه‌ها دیگر پشت هیچ چراغ قرمزی متوقف نمی‌شود. تعطیلی دو هفته‌ای ابتدای سال شاید برای نشریات مكتوب و رسمی كشور یك مرخصی طولانی محسوب شود، اما برای سایت‌ها و وبلاگ‌های غیررسمی، هر سوژه‌ای می‌تواند دستمایه یك جریان خبری باشد كه دیدگاه‌های مختلفی را به چالش می‌كشاند. این بار این اتفاق درباره سریال‌های نوروزی سال 87 رخ داد. كافی است عبارت «سریال‌های نوروزی» را در یكی از موتورهای جستجو تایپ كنید تا با حجم زیادی از مطالب منتشر شده روی فضای مجازی اینترنت درباره این سریال‌ها مواجه شوید. این همان موضوعی بود كه در روزهای اول نوروز، به موضوع «داغ» سایت‌های مختلف تبدیل شد. در میان 4 سریال نوروزی، «مرد هزار چهره» بیش از دیگر سریال‌ها مورد توجه سایت‌ها قرار گرفت. یكی از سایت‌های اینترنتی در همان روزهای اول درباره سریال‌های نوروزی نوشت: «عید نوروز، زمان دید و بازدید و سفر است و برخلاف ماه رمضان، مردم در خانه منتظر سریال ننشسته‌اند بنابراین باید برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی نوروز در جذب مخاطبان، رقابت سنگین‌تری داشته باشند.» نویسنده در ادامه مطلب خود اشاره كرده بود: «پیمان قاسم‌خانی در سریال مرد هزار چهره، مانند مارمولك از الگوی جابه‌جایی استفاده كرده در سینما استفاده شده و معمولا جواب مثبت داده است. در مارمولك یك دزد در لباس یك روحانی از زندان فرار می‌كند و بعد مجبور می‌شود در هیئت یك روحانی زندگی كند. این اجبار بتدریج منش او را تغییر می‌دهد و از او انسانی نیك و تاثیرگذار می‌سازد.... البته نام بردن از برخی حرفه‌های مختلف باعث برانگیخته شدن اعتراض‌هایی به این مجموعه نیز شده است. به عنوان مثال سازمان ثبت احوال شیراز شكایتی از عوامل ساخت این سریال كرده و ادعای غرامت 21 میلیارد ریالی برای جبران لطمات معنوی وارد شده به این دستگاه در اثر پخش سریال مرد هزار چهره شده است... سایت دیگری ادعا كرده است در یكی از قسمت‌های پخش شده از این مجموعه كه به انتقاد از محافل شاعرانه در ایران می‌پردازد، از گریم مشابه و حتی نام مشابه یكی از شاعران معاصر ایرانی كه بتازگی درگذشته، استفاده شده است.» آنچه سبب شد سریال مرد هزار چهره در این روزها مورد توجه رسانه‌ها قرار گیرد، نگاه انتقادی و طنز گونه این سریال به قشرهای مختلف اجتماعی بود. در سال‌های گذشته، هیچ مخاطبی به یاد ندارد كه سریالی با مضمون طنز و با این میزان از اغراق را درباره مشاغلی همچون: پزشكان، نظامیان و... دیده باشد. با این دیدگاه نویسنده یكی از وبلاگ‌ها در مطلبی با عنوان «شمشیر از رو بسته «مرد هزار چهره» علیه اخلاق جامعه ایرانی»، به برخی از نكات برجسته این سریال اشاره كرده است. از نگاه این نویسنده «زیر سوال بردن نظام ناكارآمد مبارزه با مفاسد اقتصادی، با همراه كردن بیننده با حس بیگناهی آقای شصتچی در دادگاه، انتقاد از عدم نظارت مفید بر سیستم بهداشتی درمانی كشور و زیر سوال بردن روحیه پول محور در جامعه پزشكی، هجمه به عادت قهرمان پروری جامعه ایرانی بدون شناخت از «قهرمان»، به سخره گرفتن نظام اداری بخصوص در بانك‌ها، تلاش برای اثبات این ادعا كه در جامعه ایرانی بدون «جنجال» و «جیغ و داد و هوار» امكان رسیدن به حق مشروع سخت و صعب می‌شود؛ همه و همه از رویكرد جدی سریال به خراشیدن پیكراخلاق جامعه خبر می‌دهد.» وبلاگ‌نویس دیگری نیز به این نكته اشاره می‌كند كه: «مجموعه مرد هزار چهره بدرستی معتقد است كسانی كه جامعه را با «دروغ» به انحطاط می‌كشانند، لزوما افراد فاسدی نیستند، بلكه برخی نقاط ضعف و عقده‌های روانی معمولی حتی می‌تواند یك جوان ساده‌دل و سالم شهرستانی را به بازی با جان و مال و عرض و آبروی مردم بكشاند ، چرا كه «خوشش می‌آید از او تعریف كنند و او را دكتر خطاب كنند»، «از رسیدن به قدرت خشنود می‌شود» ، «استعداد خوبی در جوگیر شدن دارد»، «از كودكی آرزوی زدن آژیر خودروی پلیس را داشته» و بالاخره به تجملات و «سوشی و خاویار در صبحانه» علاقه دارد و از ترس مرگ، حتی حاضر است نامزد خود را وانهاده با دیگری ازدواج كند. البته این افراد باید از برخی ویژگی‌ها چون توان «دروغگویی» بهره‌مند باشند.» وبلاگ‌نویس دیگری نیز با اشاره به نبود روحیه انتقادپذیری در میان ایرانیان، با تمجید از «نقد جامعه» در این سریال، شناخت خود از ایرانیان را براساس این سریال این گونه بیان می‌كند كه ایرانی‌ها زود «جو‌گیر» می‌شوند، بلد نیستند بگویند «نه»، آدم‌های غیرمتخصص خیلی سریع در سیستم غیرتخصص خود جا می‌افتند و افراد زیردست و حتی خبره به رفتار غیرحرفه‌ای آنها توجه نمی‌كنند، به گفته افراد دقت نمی‌شود بلكه به نام و موقعیت شغلی افراد توجه می‌شود، سیستم اداری فشل است، برای این‌ كه در یك اداره دولتی كار ارباب رجوع راه می‌افتد باید ارباب رجوع داد بزند، ادا و اطوار عرفان مسلكی مدرن ایرانی، روشنفكرنمایی بعضی از ادبای ایرانی و...» من هم گریه كردم‌ پایان سریال نیز توجه نویسندگان مختلفی را به خود جلب كرد. در مطلبی با عنوان «فراتر از یك مجموعه طنز» می‌خوانیم: «قسمت سیزدهم بیش از اونكه بخندونه، به گریه انداخت... قصه مدیری و شصتچی، قصه خیلی از ماهاست. قصه دكترها و دزدها و پلیس‌ها و ادبا و... هم همین‌طور. اونایی كه دوست دارن، چیزایی‌رو كه تو زندگی دارن دوست داشته باشن و دیگرانی كه فقط دوست دارن چیزایی‌رو كه تو زندگی ندارن بهش اضافه كنن... اینجا دیگران، متوجه موقعیتی كه خواسته یا ناخواسته به‌وجودش آوردن شدن و داستان به خوبی و خوشی به پایان رسید. اما آیا مایی كه تو زندگی‌مون مسبب مشكلات مشابه برای كسانی هستیم كه نمی‌خوان مث ما زندگی كنن، متوجه كارهامون می‌شیم؟» نویسنده‌ای دیگر در مطلبی با عنوان «خداحافظ كارمند ساده بایگانی ثبت احوال شیراز» می‌نویسند: «وقتی آن گریه دیدنی شصتچی را در سكانس آخر دادگاه دیدم... بغض گلوم روگرفت. دلم می‌خواست خودم هم مثل بقیه از مهران مدیری تشكری كرده باشم». و دست آخر این كه علی شكوری‌راد، نماینده پیشین مجلس در وب‌ سایت شخصی خود درباره این سریال می‌نویسند: «حقیقت آن است كه ما مسخره شده‌ایم. نه به ‌عنوان پزشك و نه در این سریال تلویزیونی، به گزاف نمی‌گویم هنگام دیدن این قسمت از سریال، به جامعه خودمان در این 3 سال گذشته فكر می‌كردم، جامعه ما هم مانند آن جمعیت نشسته در سالن، حرف‌های حیرت‌آور را بادهان باز گوش داده و برخی هم آنچه را فهمیده نمی‌شده است، به حساب شجاعت، فضل و كرامت سخنران گذاشته‌اند. حال باید منتظر بنشینیم تا صحنه مشابه چنان دادگاهی كی برپا شود تا دكتر طبیبیان‌های ظاهر بین و زودباور و سرگرد فلانی متوهم و خوش خیال و لابد برخی خام‌اندیشان مدعی بفهمند و در جایگاه مدعی قرار بگیرند و به‌ خاطر سوءاستفاده از عواطف ساده آنها خواستار اشد مجازات متهمی شوند كه اصرار دارد از خود دفاع كند و بگوید من یك كارمند ساده بودم كه جهل مرا جو گیر كرد و به اینجا رساند كه امروز با این عنوان محاكمه شوم.» اینها بخشی از بازتاب‌های این سریال در فضای اینترنت بود. برای دیدن بقیه مطالب كافی است عنوان «مرد هزار چهره» را در یك سایت جستجوی اینترنتی تایپ كنید.

http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100935020896





نوع مطلب : پیمان قاسم خانی، مهران مدیری، 
برچسب ها : مرد هزار چهره‌،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 19 فروردین 1387
محمد اسکندری
«مرد هزار چهره» به درستی معتقد است: كسانی كه جامعه را با «دروغ» به انحطاط می‌كشانند، لزوما افراد فاسدی نیستند، بلكه برخی نقاط ضعف و عقده‌های روانی معمولی حتی می‌تواند یك جوان ساده‌دل و سالم شهرستانی را به بازی با جان و مال و عرض و آبروی مردم بكشاند، چرا كه «خوشش می‌آید از او تعریف كنند»، «از رسیدن به قدرت خشنود می‌شود»، «استعداد خوبی در جوگیر شدن دارد».
 
 
 
 
سناریو و فضای داستان، متن دیالوگ‌ها و سوابق و شخصیت مهران مدیری و نویسندگان مجموعه طنز «مرد هزار چهره»، از پیام‌های سیاسی آشكار این مجموعه تلویزیونی حكایت دارد.
 


به گزارش خبرنگار «تابناك»، جدیدی‌ین كارهای سیاسی این گروه در گذشته، تخطئه تحصن نمایندگان مجلس ششم و نیز لزوم غنی‌سازی اورانیوم در داخل با تمثیل «غنی‌سازی نخود برره» بود كه احتمالا با سفارش مدیریت صداوسیما مطرح شده بود.

 

همچنین مجموعه «باغ مظفر» كه در سال 85 پخش شد، با سفارش و بودجه وزارت نفت، ضمن تأكید بر صرفه‌جویی سوخت، زمینه روانی سهمیه‌بندی بنزین در سال 86 را پدید آورد.
 


به نظر می‌رسد، مجموعه «مرد هزار چهره»، بیش از آن‌كه به نقد شخص یا گروه خاصی بپردازد، به پدیده‌های منفی و زمینه‌های اجتماعی، جامعه‌شناختی و روانشناختی توجه می‌كند كه زمینه‌ساز این پدیده‌هاست.

 

سریال همچنین تأكید می‌كند، برخی چهره‌‌ها كه با جعل عنوان و بدون توانایی، مسئولیت‌ها یا شغل‌های مهمی را اشغال می‌كنند، الزاما افراد «بدذاتی» نیستند و سوءنیت هم ندارند، بلكه جهل و اشتباه گرفتن مردم در كنار تعریف و تمجیدهای اغراق‌آمیز و غیرواقعی، منجر به تثبیت آنان در مكان‌هایی می‌شود كه شایستگی آن را ندارند.
 

 
برای نمونه، روایت داستان‌های عجیب و غریب درباره سرهنگ غفاری كه افراطی‌ترین نوع آنها توسط سرباز وظیفه 48 ماه خدمتی بیان می‌شود، باعث می‌شود كه شصت‌چی، سرانجام در پست ریاست كلانتری به چهره‌ای واقعا خشن تبدیل شود. با این حال، نویسنده تأكید می‌كند كه وی واقعا می‌خواسته «محله را خوب كند» و تنها روش آن را بلد نبوده و از همین روی، ده‌ها نفر از مردم محل را كه تمثیلی از كل جامعه است، اسیر می‌كند و به بازداشتگاه می‌فرستد و حتی پس از آن‌كه به اشتباه خود واقف می‌شود، بر آن اصرار می‌ورزد؛ حتی اگر «نفت بازداشتگاه تمام شود و نان به همه نرسد».
 
 


مجموعه «مرد هزار چهره» به درستی معتقد است: كسانی كه جامعه را با «دروغ» به انحطاط می‌كشانند، لزوما افراد فاسدی نیستند، بلكه برخی نقاط ضعف و عقده‌های روانی معمولی حتی می‌تواند یك جوان ساده‌دل و سالم شهرستانی را به بازی با جان و مال و عرض و آبروی مردم بكشاند، چرا كه «خوشش می‌آید از او تعریف كنند و او را دكتر خطاب كنند»، «از رسیدن به قدرت خشنود می‌شود»، «استعداد خوبی در جوگیر شدن دارد»، «از كودكی آرزوی زدن آژیر خودرو پلیس را داشته» و بالاخره به تجملات و «سوشی و خاویار در صبحانه» علاقه دارد و از ترس مرگ، حتی حاضر است نامزد خود را وانهاده با دیگری ازدواج كند. البته این افراد باید از برخی ویژگی‌ها چون توان «دروغگویی» بهره‌مند باشند.
 


این سریال سیزده قسمتی تلاش كرده با برگزیدن چهار حوزه پزشكان و متخصصان، نیروی انتظامی و قدرتمندان حكومتی، شعرا، هنرمندان و روشنفكران و سرانجام مافیا و انتقاد از تمام آنها، به نوعی ایجاد تعادل پایبند باشد. با این حال، به غیر از حوزه چهارم كه به دلیل اغراق بیش از اندازه، چندان برای مخاطب واقع‌نمایی نمی‌كند، در حوزه اول و دوم (پزشكان و پلیس‌ها) ضمن نقد جدی به آنها، معدود افراد دانا و متعهدی را نیز نشان می‌دهد كه چون پزشك معاون بیمارستان و یا سروان رشیدی تلاش می‌كنند روند را تغییر داده و با روش‌های خود چون نظام‌پزشكی و بازرسی كل، دروغگو را رسوا كنند.
 


با این حال گویا به اعتقاد سازندگان مجموعه، در حوزه هنرمندان آن معدود شخصیت مثبت هم وجود ندارند و همه روشنفكران اهل منقل و وافور و توهم و خیال نشان داده شدند.

 

انتقاد از مدرك‌‌گرایی در خانواده‌ای كه همه دكتر بودند و نقض حقوق شهروندی و شیوه‌های اعتراف‌گیری، اینکه در جامعه تمام کارهای خشن و خلاف قانون با نام های زیبا و داخل پرانتز فرهنگی انجام می شود نیز از دیگر سوژه‌های این مجموعه بود و نشان داد وقتی افراد ناتوان به ریاست برسند، نیروهای كارآمد چون سروان رشیدی به بازداشتگاه می‌روند و نیروهای ناكارآمد چون سرباز 48 ماه خدمت، ارتقای درجه گرفته و همه‌كاره می‌شوند.
 


مجموعه طنز شبكه سوم سیما در بخش آخر نیز بر پیام اصلی خود تأكید كرد و پس از به ریشخند گرفتن برخی مصاحبه‌های بی‌ربط صداوسیما و چهره‌سازی‌های افراطی مطبوعات از افرادی چون «مرد هزار چهره»، نشان داد كه تمام مردم و زیان‌دیدگان از جرایم امثال «مسعود شصت‌چی» شریك جرم او در «اشغال نابجای پست‌ها و مسئولیت‌ها و مشاغل حساس» و ضربه زدن به خودشان به شمار می‌روند و از همین روی، به رغم متناسب بودن مجازاتی چون اعدام برای او، خود نیز به دلیل شراكت در جرم، راضی به مجازات وی نمی‌شوند، هرچند توان این كارمند ساده ثبت احوال شیراز در سوار شدن بر احساسات مردم نیز در رهایی بخشیدن وی از مجازات اعدام بی‌تأثیر نبود.




نوع مطلب : پیمان قاسم خانی، مهران مدیری، 
برچسب ها : مرد هزار چهره،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 13 فروردین 1387
محمد اسکندری


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات