سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
هنوز تكیه‌كلام‌های سریال ترش و شیرین را در كوچه و خیابان، محل كار و دانشگاه می‌شنویم. سریال پرمخاطب عید امسال، دست‌پخت سروش صحت و محمدرضا آریان بود. یك متن یكدست كه با شوخی‌های تر و تازه حسابی همه را شاد كرد.
 
تهران امروز مصاحبه ایی با وی انجام داده است. او سوال‌های سبك زندگی را به شیوه خودش جواب می‌دهد، شیوه‌ای كه مختص یك بازیگر و نویسنده طناز است.
 
چطور زندگی می‌كنید و چقدر از زندگی‌تان راضی هستید؟
مثل همه زندگی می‌كنم و خیلی هم راضی‌ام.
 
 
 
وای چه جواب كاملی!
حالا اگر اشكال ندارد 5 نقطه در زندگی كه به شما چشمك می‌زند را برایمان بگویید:
1‌ـ چراغ چشمك‌زن راهنمایی رانندگی
2ـ راهنمای ماشین‌ها وقتی می‌خواهند به سمت چپ یا راست بپیچند
3ـ بعضی از ستاره‌های آسمان
4ـ بعضی از لامپ‌ها كه خاموش و روشن می‌شوند
و هر چیز دیگری كه خاموش و روشن شود یا چشمك بزند!
 
چه چیز به زندگی‌تان معنی می‌دهد؟
چیزهای معنی‌دار
 
این چیزهای معنی‌دار را توضیح دهید...
هر چیزی كه به زندگی‌ام معنی بدهد، در زندگی‌ام چیز معنی‌داری به حساب می‌آید!
 
دوست دارید به گذشته برگردید؟
خیلی زیاد. دلم می‌خواهد زمان از دیروز گرفته تا 40 سال پیش یا حتی 100 سال پیش به عقب برگردد البته دو تا شرط دارم؛ اول اینكه ذهن الان را داشته باشم یعنی با آگاهی به گذشته برگردم، دوم اینكه قابلیت بازگشت به زمان حال هم وجود داشته باشد.
 
با چه كسانی عكس یادگاری می‌گیرید؟
با دوستانم و كسانی كه دوستشان دارم.
 
توی زندگی شما چه چیزهایی به رنگ سبز است؟
گیاهان، وسایل سبز، قورباغه‌های دور و برمان، كاهو، سبزی خوردن، یك شلوار سبز هم دارم.
 
این رنگو خیلی دوست دارید؟
من همه رنگ‌ها رو دوست دارم.
 
مهم‌ترین معلم‌های دوره مدرسه و استادهای دانشگاهتان را به یاد دارید؟
آقای برانگیزی معلم كلاس پنجم من بود كه الان فوت كرده و خانم مرتهب معلم كلاسم اولم. خانم انصاری را هم خیلی دوست داشتم،‌ معلم كلاس سومم.
از معلم‌های دوره راهنمایی، خانم نصیری را به یاد دارم چون خیلی مهربان بود و معلم انشامو كه اسمشو الان فراموش كردم. ممكنه نیم‌ساعت دیگر یادم بیاید و كلی غصه بخورم كه چرا اسمش یادم نبود آقای... (یادم نمیاد) ولی خیلی معلم تاثیرگذاری بود و كتاب‌های خوبی را به من معرفی كرد.
آقای پرویزی معلم تاریخ دوم دبیرستانم، كاری كرد كه علاقه شدیدی به این درس پیدا كنم و كتاب تاریخ مشروطه را همان موقع خریدم. برای قبولی در كنكور، كلاس می‌رفتم. آقای مهربد دبیر ریاضی، آقای نوروزیان دبیر فیزیك و آقای مهدویان دبیر شیمی من در كلاس‌های كنكور بودند. آنها باعث شدند من بی‌سواد دانشگاه، رشته شیمی قبول بشم. توی دانشگاه هم استادهای خوبی داشتم مثل دكتر محمود مدبری كه ادبیات فارسی درس می‌داد و دكتر سعیدی، استاد شیمی‌آلی، واقعا كلاس‌های دلنشینی داشت.
 
یك روز تعطیل اگر در خانه باشید، چه كارهایی انجام می‌دهید؟
چه كارهایی انجام می‌دهم یا دوست دارم چه كارهایی انجام بدهم؟
 
فرقی نمی‌كند، هر دو را بگویید.
دوست دارم در روز تعطیل خونه را تمیز كنم، صبحانه و ناهار خوشمزه بخورم. كمی بخوابم (خوابیدن در روز تعطیل را خیلی دوست دارم) فیلم خوب ببینم، كتاب بخونم، مهمونی برم و با خانواده و دوستانم خوش بگذرونم. راستش همین كارها را هم انجام می‌دهم!
 
یك هفته تعطیلات اجباری دارید، كجا می‌روید؟
چه موقع؟
 
زمانش مهم است.مثلا تابستان!
یكی دو روز اول تهران می‌مونم و خودم را با كتاب خواندن و فیلم دیدن به همراه دوستان سرگرم می‌كنم. بعد به كلاردشت می‌روم اما اگر پول داشته باشم و ویزا بدهند به پاریس و اسپانیا می‌روم. پاریس مخصوصا چون این شهر رو خیلی دوست دارم. اگر هم خیلی پولدار باشم باز به پاریس و اسپانیا می‌روم!
 
خب اگر همین الان، توی فصل بهار تعطیل باشید، چی؟
در بهار ترجیح می‌دهم تهران بمونم.
 
توی زندگی دوباره اگر قرار باشد شغل الانتان را داشته باشید، چه تغییری در زندگی‌تان می‌دهید؟
شاید یك جاهایی از این مصاحبه را پاك می‌كردم!
 
اهل حسرت خوردن هستید؟
مثل همه آدم‌ها هستم. گاهی وقت‌ها حسرت می‌خورم. اگر حالم خوب باشد و حواسم هم باشد حسرت نمی‌خورم.
 
اسباب‌بازی‌های دوره كودكی سروش صحت چی بوده؟
 
یه ماشین كه نه خیلی بزرگ بود نه خیلی كوچك، بوق می‌زد، عقب و جلو می‌رفت، چراغ‌هاش خاموش و روشن می‌شد. توی زمان خودش ماشین قشنگی بود. دو تا تانك داشتم، یك فیل، توپ و...
 
دلخوشی‌های الانتان؟
دوستانم و كسانی كه دوستشان دارم، فیلم دیدن،‌كتاب خوندن، خریدن فیلم و كتاب (این از دیدن و خوندن برام مهم‌تره)، هوا وقتی تمیز و خوبه، كار كردن، خوابیدن و خوش گذروندن.
 
دوست دارید به خانه سالمندان بروید؟
از الان دارم خودمو آماده می‌كنم كه زیاد غصه نخورم. به نظرم آن موقع خیلی غصه می‌خوردم ولی احتمال وقوعش زیاد است.
 
به مرگ و زمانش فكر می‌كنید؟
زیاد. ان‌شاءا... بعد از 120 سال. دارم توی استخر شنا می‌كنم، بعد شنا نمی‌كنم همه فكر می‌كنند چه نفسی دارم، یك دفعه می‌بینند مُردم با نیش باز.
هیچ‌كس متوجه نمی‌شود كه آب توی دهنم رفته یا دارم می‌خندم. (سروش صحت خیلی جدی این جمله را می‌گوید بعد یك دفعه می‌زند زیر خنده)
 
دوست دارید كجا دفنتان كنند؟
یه جای آشنا روشنا، جایی كه دوست و آشنا دور و برم زیاد باشه را ترجیح می‌دهم. این‌طوری كار زنده‌ها هم راحت‌تر است، می‌تونند به همه سر بزنند.
 
با مداد جادو چی می‌كشیدید؟
یك مرغابی.
 
چرا؟
چیز دیگه‌ای بلد نیستم. یك 14 می‌نویسم، یك 7 برعكس كنار 4 می‌ذارم، می‌شه نوكش. بالای 14 یك نیم‌دایره و...
 
بعد چی كارش می‌كنید؟
ولش می‌كنم بره. می‌گم برو برو...
 
اگر این قدرت را داشتید كه 5 نفر را زنده كنید، چه كسانی را زنده می‌كردید؟
آخ آخ آخ... این از اون سوال‌هایی است كه آدم غمش می‌گیره، چون می‌دونی نمی‌شه این كار رو كرد.
به این سوال جواب نمی‌دهم ولی اگر می‌توانستم 5 نفر را بكشم، یكی شما بودید، یكی آقای ضابطیان كه این سوال‌ها رو طرح كرده. سه نفر دیگر هم می‌بخشیدم تا به زندگی‌شون ادامه بدهند.
خانواده سبز




نوع مطلب : سروش صحت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 27 بهمن 1387
رضا طهماسب

نخستین بازی جدی عطاران در ” نشانی”
رضا عطاران

رضا عطاران به عنوان یک بازیگر طنز نخستین بازی جدی خود را در فیلم سینمایی “نشانی” به کارگردانی فریدون حسن‌پور ایفا کرده است.
فریدون حسن‌پور در این باره گفت: “همه کارهایم به نوعی حال و هوای درونی خودم هستند و به همین خاطر اگر با فیلمنامه‌ای ارتباط برقرار نکنم آن را نمی‌سازم. “نشانی” هم مثل آثار قبلی حال و هوای خاص خود را دارد که برگرفته از احساس درونی خودم است و امیدوارم مخاطبان با این فیلم ارتباط برقرار کنند.”

در فیلم سینمایی “نشانی” رضا عطاران ایفاگر نقشی متفاوت است. حسن‌پور در این باره گفت: “در این فیلم عطاران نخستین نقش جدی خود را ایفا کرده و من از ابتدا نسبت به واکنش مخاطبان به بازی جدی این بازیگر طنز دغدغه نداشتم. طبیعتا مخاطبان عطاران را با کارهای طنز می‌شناسند، ولی به صورت طبیعی بعد از گذشت دقایقی از فیلم به راحتی او را می پذیرند.”
حسن‌پور در پایان از آماده شدن “نشانی” و اکران آن به همراه فیلم “بالاتر از آسمان” در جشنواره فجر خبر داد و درباره فعالیت بعدی خود گفت: “در حال حاضر مشغول بررسی دو فیلمنامه هستم. یکی از آنها دغدغه چند سال اخیر من است که در این مدت درباره آن یادداشت برداشته‌ام و امیدوارم بتوانم هر چه زودتر نگارش فیلمنامه را شروع کنم.”
فیلمنامه “نشانی” را محمدعلی طالبی نوشته و حسن‌پور آن را بازنویسی کرده است. داستان درباره نوجوانی است که در دبیرستان شبانه‌روزی درس می‌خواند و متوجه می‌شود می‌تواند به پدرش دسترسی داشته باشد. او راهی بسیار دشوار برای رسیدن به هدف انتخاب می‌کند. در “نشانی” فاطمه صادقی به همراه بازیگران محلی بازی کرده‌اند و محمدمهدی دادگو تهیه‌کننده آن بوده است.



نوع مطلب : رضا عطاران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 26 بهمن 1387
فرشته نعیمی

عطاران ترانه “خروس جنگی” را خواند
رضا عطاران  

رضا عطاران بازیگر نقش اصلی فیلم سینمایی “خروس جنگی” ترانه تیتراژ تازه‌ترین ساخته مسعود اطیابی را خواند.
اطیابی در این باره به خبرنگار مهر گفت: فیلم آماده نمایش است و ساخت تیتراژ و ضبط ترانه به تازگی تمام شده است. اما قصد اکران آن را در جشنواره ندارم. انتظار داشتم بنیاد سینمایی فارابی حمایتی هر چند کمرنگ از فیلم داشته باشد، اما این اتفاق نیفتاد و برای اکران عمومی در سال آینده برنامه‌ریزی می‌کنیم.
داستان فیلم  ، داستان زن و شوهری یکروز جایشان با هم عوض می‌شود… در “خروس جنگی” مریلا زارعی، رضا عطاران، کیانوش گرامی، احمد پورمخبر، کیومرث ملک‌مطیعی، عباس جمشیدی‌فر، ارشیا صادقی طارمی، زهرا منصوری، لیلا لطیفی، سحر خیامیان، شهربانو موسوی، میثم هاشم‌زاده، مهدی مهدوی و محمدرضا پورمخبر  به ایفای نقش پرداخته‌اند.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: زن و شوهری یکروز جایشان با هم عوض می‌شود… عوامل تولید “خروس جنگی” عبارتند از تهیه‌کننده: م. اطیابی، نویسنده: قربان محمدپور، مدیر فیلمبرداری: حسن پویا، مدیر تولید و مجری طرح: جواد فرحانی، صدابردار: بابک اخوان، طراح گریم: مهین نویدی، طراح صحنه و لباس: افسانه صمدزاده و روابط عمومی: افشین رضایی.





نوع مطلب : رضا عطاران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 26 بهمن 1387
فرشته نعیمی
مرد هزار چهره امشب روی آنتن شبکه سه می رود
دو قسمت از مجموعه تلویزیونی "مرد هزار چهره" به کارگردانی مهران مدیری امشب ساعت 20:15 از شبکه سه پخش می شود. "مرد هزار چهره" به تهیه کنندگی مجید و حمید آقاگلیان نوروز 87 روی آنتن شبکه سه رفت که در آن مدیری در کنار پرویز فلاحی پور ، علیرضا خمسه ، پژمان بازغی ، سیامک انصاری ، رضا فیض نوروزی ، اکرم محمدی ، اسماعیل سلطانیان ، بهاره رهنما ، سروش صحت ، نصرالله رادش ، فلامک جنیدی ، شقایق دهقان و... به ایفای نقش پرداختند. عوامل "مرد هزار چهره" عبارتند از پیمان قاسمخانی سرپرست نویسندگان و خشایار الوند، محراب قاسمخانی و امیرمهدی ژوله نویسندگان، فروزان جلیلی فر طراح صحنه، مهرداد شکرابی طراح گریم، آوا سلطانی عربشاهی طراح لباس، محمد حاتم نژاد و حمید گرمابدری صدابردار، منوچهر مظفری، امید رخ افروز و سعیدعباس اصفهانی تصویربردار و احسان مظفری تدوینگر.



نوع مطلب : سروش صحت، مهران مدیری، پیمان قاسم خانی، مهراب قاسم خانی، علیرضا ناظرفصیحی، خشایار الوند، بهاره رهنما، سیامك انصاری، 
برچسب ها : مرد هزار چهره،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 20 بهمن 1387
حامد هدایی

در اولین شب کنسرت خیریه یونیسف در تهران با حضور علیرضا عصار، مهران مدیری، مانی رهنما و رضا یزدانی چه خبر بود؟

 

دی جی برره و دوستان

 

 

همشهری جوان - 3-4 ماهی می شود که بازار کنسرت های پاپ در کشور کساد است و خبری از تجراهای زندهچهره های شاخص موسیقی کشور نیست.

 

حمید عسگری و احسان خواجه امیری، آخرین کسانی بودند که در تابستان روی صحنه رفتند و خواندند. به همین خاطر بود که وقتی خبر پیچید، همه بلافتصله به تکاپوی تهیه بلیت افتادند. سازمان یونیسف این بار در اقدامی کم سابقه، ایران را برای یکی از کنسرت های خیریه اش انتخاب کرده بود. هنرمندانی هم که در این برنامه اجرا می کنند، از قدیمی ها و البته پرطرفدارهای دنیای پاپ هستند.

 

به اسامی خواننده ها که نگاه می کنیم، می بینیم که در این کنسرت، هوای هر نوع سلیقه ای را داشته اند؛ مانی رهنما، رضا یزدانی، علیرضا عصار و از همه بامزه تر مهران مدیری. شما بودید وسوسه نمی شدید؟ ما هم چون می دانستیم که وسوسه می شوید، گزارشی کامل از اجرای شب اول مراسم را همین جا برایتان آورده ایم.

 

 

ساعت حدود ۶:۱۰ دقیقه است و ازدحام جلوی در در اصلی تالار کشور به بیشترین حدش رسیده. صدای یک خانم جوان که با هیجان فریاد می زند "مهران مدیریه ها"، کافی بود تا که دور تا دور بنز طوسی C230 مدیری در محاصره جمعیت هنردوستان قرار بگیرد. مدیری با خنده و تکان دادن دست به ابراز احساسات طرفدارانش جواب داد و با دردسر زیاد بلاخره توانست با کمک مآموران انتظامی وارد محوطه تالار شود. درهای ورودی بلاخره باز می شوند و حدود ساعت ۶:۳۰ دقیقه وارد سالن می شویم. تقریبآ نصف صندلی ها پر است و به نظر می رسد که استقبال خوبی از برنامه شده.

 

 

چند نفد که در نگاه اول خارجی به نطر می رسند، روی صندلی های ردیف جلو نشسته اند و عکاس ها پشت سر هم مشغول عکس گرفتن از آن ها هستند و واژه هایی مثل نمایندگان یونیسف و سازمان ملل رد و بدل می شود. چند صندلی آن طرف تر هم چهره یک خانم، توجه حضار را به خود جلب کرده و این خانوم کسی نیست جز مهتاب کرامتی، سفیر یونیسف در ایران. به هر حال کنسرت مال یونیسف است و فضا کاملآ یونیسفس شده.

 

سازها روی صحنه، خیلی منظم چیده شده اند و دکور با ترکیبی از رنگ های سفید، خاکستری، مشکی و طوسی، دلنشین و شیک به نظر می رسد.

 

سالن تقریبآ پر شده و 20 دقیقه ای از ساعت اعلام شده برای شروع کنسرت گذشته است اما رفت و آمد ها همچنان ادامه دارد. یک پیانوی بزرگ در قسمت انتهایی سن قرار داده شده که تا به حال سابقه نداشته که در کنسرتی - به خصوص در این سالن - این ساز حضور داشته باشد.

 

 

صلح ابدی

 

چراغ ها خاموش می شوند و کجری روی سن می رود. قیافه اش اصلآ آشنا نیست و بعد از یک سری تقدیر و تشکر های روتین و معمول، از مانی رهنما و گروهش دعوت می کند که برنامه را آغاز کند. مانی به تنهایی روی سن می آید و بعد از ادای احترام، می گوید: اول از همه می خواهم قطعه ای به نام آرتیست را با تمام تار و پودم تقدیم کنم به جمع؛ قطعه ای که منظر یک هنرمند را با مردمش بیان می کند؛ البته به یاد شادروان خسرو شکیبایی که دوستش داشتیم و داریم.

 

مانی پشت پیانو می نشیند و می نوازد و می خواند. قطعه زیبا و دلنشینی است، مخصوصآ جایی که فریاد می زند؛ "دیگه بسه هرچی واژه که گذاشتن تو گلوم / من یکی از خود شمام، آدمای رو به روم". در ادامه، قبل از اجرای قطعه "کی مثل من"، مانی از ترانه سرای کار یعنی افشین مقدم تشکر می کند و می گوید: اگر اغراق نکرده باشم، در هر دهه یک ترانه مثل این پدید می آید.

 

آخرین قطعه ای که مانی و گروهش اجرا می کنند، "صلح ابدی" نام دارد. مانی شعری را دکلمه می کند و با تک نوازی گیتار الکتریک، گروه شروع به نواختن می کنند و نوازنده سازدهنی با حرکات موزون بدن (!) آنچمان عالی می زند که خیلی ها انگشت به دهان می مانند. مانی رهنما با چشمانی بسته حس گرفته و می خواند. اجرایش تکنیکی است و این به وضوح مشخص است. پایان قطعه با نورپردازی و رقص لیزر همراه می شود و یک خداحافظی با شکوه را برای مانی رهنما و گروهش به همراه دارد.

 

 

نخونم و برم؟!

 

مجری دوباره روی سن می آید و تذکر می دهد که اجرای چنین برنامه هایی با 4 ارکستر مختلف و روی یک صحنه، چقدر سخت و دشوار است. دومین گروه وارد می شوند و هنگام آماده شدن آن ها، حضار با دست زدن های ریتمیک و متوالی به آن ها انرژی می دهند. بهنام ابطهی و همایون نصیری از بقیه شناخته شده تر هستند و تقریبآ همه اعضای گروه "دارکوب" به جز حامد بهداد، حضور دارند.

 

مجری مهران مدیری را به روی سن دعوت می کند و مدیری در انفجار سالن وارد می شود و خیلی ها سرپا او را تشویق می کنند. مدیری پشت میکروفن قرار می گیرد و تا می خواهد حرف بزند، جیغ و داد ملت در می آید و او با چند ثانیه سکوت شروع می کند؛ "سلام عرض می کنم..." و دوباره حضار با فریادهایشان مانع حرف زدنش می شوند. مدیری با خنده می گوید: " می خواید اصلآ نخونم و برم؟". همه سالن به قهقهه می افتند؛ "امیدوارم امشب یه شب بزرگ و پرخاطره برای همه شما باشه..." و کمانچه شروع به نواختن می کند.

 

مدیری توی اوج حس است و در حال دکلمه کردن شعری با گویش محلی خراسانی و من نمی دانم که چرا بیش از نیمی از دور و بری های من در حال ریسه رفتند و دلشان را گرفته اند!

 

مهران مدیری با ظاهری کاملآ جدی در حال خواندن است و بعد از اتمام قطعه به معرفی گروهش می پردازد و بعد می گوید: "اسم این گروه دارکوبه و از این به بعد قراره با هم کار کنیم و من براشون بخونم. اوایل آذر هم ما خودمون کنسرت داریم و خوشحال میشیم اگه بیاید".

 

قطعه بعدی هم با همان گویش محلی اجرا می شود و نوای ترومپت، حضار را به وجد می آورد. مهران مدیری که در تکنوازی ها گم شده، دست هایش را بالا می گیرد و می گوید: "من چی کار کنم دیگه؟!".

 

اواخر تکنوازی است که، مدیری بدون خداحافظی سن را ترک می کند و مردم باز از خنده ریسه می روند!

 

مجری روی سن می آید و 20 دقیقه تنفس اعلام می کند.

 

 

 

قطعه غیر مجاز

 

دقایقی که برای آنتراکت در نظر گرفته شده، گروه رضا یزدانی روی سن می آیند و سازهایشان را تنظیم می کنند و بعد از اطمینان از مرتب بودن اوضاع، سن را ترک می کنند. بعد از چند دقیقه، دوباره آرام آرام صندلی ها پر می شوند.

 

ساعت حدود 21:15 دقیقه است که چراغ ها خاموش می شوند. رضا یزدانی قرار است که برای اولین بار به صورت زنده اجرا کند و بسیاری از حضار منتظر این لحظه هستند؛ خواننده ای که طرفدارانی ویژه و خاص دارد و سبک خواندنش را می توان نوعی راک ایرانی در نظر گرفت. گروه یزدانی روی سن می آیند و شروع به نواختن قطعه "غیر مجاز" می کنند و یزدانی با استقبالی ویژه از سوی حاضران به سالن وارد می شود و شروع به اجرای برنامه اش می کند. ترجیع بند ترانه را که بسیار دلنشین است، مردم یکصدا می خوانند؛ "بذار از تو گر بگیرم، بذار از آفتاب بمیرم، آخه این کولی یه عمره، واسه تو ترانه سازه...". قطعه "برج" با تنظیمیمتفاوت اجرا می شود و قطعه "برگ برنده" هم با غوغای گیتار الکتریک و نورپردازی، رنگ و فضای دیگری به سالن می دهد. در ادامه یزدانی گیتار آکوستیکش را برمی دارد و ملودی پرطرفدار "لاله زار" نواخته می شود.

 

صدای سوت یزدانی که با دهانش باید دربیاورد، درست در نمی آید. ترانه "لاله زار" سالن را به هوا می برد و استقبال خوبی از دآن می شود؛ این همان ترانه ای است که در فیلم حکم کیمیایی استفاده شد.

 

ترانه های "دنیای وارونه" و "نازنین" قسمت های بعدی اجرای یزدانی هستند. بعد از اتمام این قطعات، یزدانی بلند می گوید: بریم کافه نادری؟ و حضار جواب می دهند: بله؛ و قطعه نوستالژیک "کافه نادری" که خود یزدانی علاقه ای ویژه به آن دارد، اجرا می شود.

 

یزدانی سرش را روی میکروفن گذاشته و به وضوح مشخص است که چقدر به این ترانه علاقه دارد؛ "خب، حالا از کافه نادری بریم شمال، موافقید؟" و وقتی بله حضار بلند می شود، قطعه شمال با تکنوازی خود یزدانی اجرا می شود.

 

رضا یزدانی در اواسط برنامه اشاز حضار می خواهد که کارن همایونفر را که در ترانه تیتراژ سریال مرگ تدریجی یک رویا با هم همکاری داشته اند، تشویق کنن و حضار هم حسابی حرف گوش کن هستند! آخرین قطعه ای که یزدانی اجرا می کند، قطعه جدیدی است به نام "خلیج فارس". این ترانه به قدری وطن پرستانه است که همه همه حضار سرپا قسمت های انتهایی آن را با یزدانی همخوانی می کنند و تا دقایقی به تشویق رضا می پردازند؛ تا حدی که کنترل نظم سالن مشکل میشود و حسابی اوضاع به هم می ریزد.

 

رضا و گروهش در استقبال و تشویق حضار صحنه را ترک می کنند و بلافاصله گروه عصار وارد می شوند تا در جایشان مستقر شوند.

 

 

اگه دوست دارید یا ما بخونید

 

استقرار آخرین گروه مقدار زیادی طول می کشد و دست زدن های ریتمیک دوباره شروع می شود؛ جماعت خوشند دیگر!

 

بابک ریاحی پور، چهره شاخص گروه است و فواد حجازی بعد از خاموش شدن چراغ ها و شروع موسیقی، به طرز خاصی روی سن می آید و بعد از لحظاتی علیرضا عصار با لباسی کاملآ مشکی و گشاد، روی سن می آید. انرژی مردم هم انگار برای تشویق هنرمندانشان تمام نشدنی است؛ "ساقی امشب باده از بالا بریز، باده از خمخانه مولا بریز...". عصار با سبک و سیاق خودش دکلمه زیبایی می خواند و بعد از خیر مقدم به حضار شروع به صحبت می کند؛ "امشب یک انتظار 3-4 ساله است برای من و فواد و دوستانم. کنسرت ما از اسفند امسال اجرا خواهد شد. امیدوارم مثل همیشه با ما باشید" و اولین قطعه عصار با نوای ملایم کیبورد فواد شروع می شود؛ "این حال من بی توست".

 

عصار بعد از اتمام قطعه اول، رو به حاضران در سالن می گوید: "ما بعد از این 3-4 سال، دلمون برای صدای شما تنگ شده. اگه دوست دارید با ما همخونی کنید".

 

"نان پاره ز من بستان..." و ملت دادشان به آسمان می رود. "عشق الهی" با همراهی سالن اجرا می شود و قطعه بعدی "خیال نکن نباشی" هم با نوای ساکسیفون فواد، فوق العاده از آب در میاید.

 

سالن تازه به وجد آمده که عصار با گفتم عبارت "والا، همین قدر به ما وقت دادن" داد حضار را در می آورد و در میان تشویق های پایان ناپذیر جمعیت، با گفتن " به خدا می سپارمتون تا اسفند ماه انشاالله" خداحافظی می کند.

 

ساعت 11:30 دقیقه شب است و سالن وزارت کشور آرام آرام در حال خالی شدن. همه به وضوح خوشحال و راضی به نظر می رسند و از اجرای زنده موسیقی - آن هم با این حجم گستردگی - حال خوبی پیدا کرده اند.





نوع مطلب : مهران مدیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 13 بهمن 1387
محمد اسکندری


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic