سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مسافران با دیگر طنزهای شبانه تفاوت دارد
تهیه کننده مجموعه شبانه "مسافران" این تجربه را با دیگر طنزهای تلویزیون در سال های اخیر متفاوت می داند و معتقد است مخاطب با فضای فانتزی و نوع قصه های این مجموعه ارتباط برقرار کرده است. محسن چگینی به خبرنگار مهر گفت: این مجموعه یادآور روابط فراموش شده انسانی است و همین مسئله من را برای تهیه آن ترغیب کرد. طرح پیمان قاسم خانی با این موضوع که عده ای از فضا به زمین می آیند و خارج از مسائل زمینی ها با روابط و افکار انسان آشنا می شوند، جالب بود. فضای کار نو و به دور از مجموعه های آپارتمانی بود. هدف از تهیه این مجموعه تجربه ای جدید در عرصه طنز شبانه بود. وی در ادامه افزود: تماشاگران در مجموعه های شبانه عادت کرده اند یک فضای ملموس و مشخص را شاهد باشند و ما در مجموعه "مسافران" قصد داشتیم تلفیقی از دنیای فانتزی و رئال داشته باشیم. البته تهیه مجموعه "مسافران" ریسک بود، چرا که این نگرانی وجود داشت تماشاگر با فضای کار ارتباط برقرار نکند یا شخصیت ها برایش قابل باور نباشد. ورود به فضای جدید همراه با ریسک است، اما خوشبختانه بازتاب این مجموعه نشان می دهد مخاطب تلویزیون با آن ارتباط برقرار کرده است.
لولایی و جوان در نمایی از "مسافران" تهیه کننده مجموعه "مسافران" درباره انتخاب رامبد جوان برای کارگردانی این پروژه توضیح داد: برای کارگردانی چنین پروژه هایی گزینه های متفاوت وجود ندارد و تعداد کارگردانان محدود است. من از سال ها قبل علاقمند بودم با جوان همکاری کنم. او سال ها در تلویزیون کار کرده و آثار کمدی او جذاب است. به همین دلیل او را انتخاب کردم. پیشتر با دیگر کارگردانان از جمله مهران مدیری و سروش صحت کار کردم و همکاری با آنها رضایت بخش بود. چگینی ادامه داد: ابتدا قرار بود با جوان یک مجموعه با قصه ای رئال بسازیم، اما وقتی قاسم خانی طرح مجموعه "مسافران" را ارائه داد، احساس کردیم ایده این مجموعه برای مخاطبان جذابیت بیشتری دارد. به همین دلیل طرح این مجموعه را به شبکه سه ارائه دادیم که با استقبال دوستان هم رو به رو شد. "مسافران" نتیجه همکاری یک گروه خوب است. وی درباره مشکلات تولید همزمان با پخش گفت: گرچه فشار کار روی گروه است، اما شما همزمان با تولید می توانید بازتاب مردم را هم داشته باشید و این مسئله بر روند کار تاثیرگذار است و باعث می شود نتیجه کار بهتر شود. این تهیه کننده درباره انتخاب بازیگران این مجموعه توضیح داد: همان طور که فضای مجموعه نو بود، در انتخاب بازیگران هم سعی کردیم این مسئله را رعایت کنیم و از بازیگران تئاتری و هنرپیشه هایی که کار طنز در تلویزیون از آنها شاهد بودیم استفاده کنیم. در مجموع از ترکیب بازیگران راضی هستم. مجموعه "مسافران" به کارگردانی رامبد جوان و تهیه کنندگی محسن چگینی از شبکه سه پخش می شود.



نوع مطلب : سروش صحت، پیمان قاسم خانی، حسن معجونی، رامبد جوان، شقایق دهقان، خشایار الوند، مهراب قاسم خانی، 
برچسب ها : مسافران،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 26 مرداد 1387
حامد هدایی
کارنامه عطاران به تغییر و تحول اساسی نیاز دارد


کارنامه عطاران به تغییر و تحول اساسی نیاز دارد










در حالی که بسیاری در عرصه طنز تلویزیونی سبک خاص رضا عطاران را در پیش گرفته اند، این کارگردان و بازیگر موفق اگر نمی خواهد عرصه رقابت را به دیگران واگذارد باید در کارنامه خود تغییر و تحول اساسی ایجاد کند.









در حالی که بسیاری در عرصه طنز تلویزیونی سبک خاص رضا عطاران را در پیش گرفته اند، این کارگردان و بازیگر موفق اگر نمی خواهد عرصه رقابت را به دیگران واگذارد باید در کارنامه خود تغییر و تحول اساسی ایجاد کند.

پس از موفقیت مجموعه های طنز عطاران پیش بینی می شد موجی تحت تأثیر این موفقیت شکل بگیرد. عطاران سبک شخصی خود را دارد، سبکی که رگه هایی از آن در مجموعه طنز شبانه "زیر آسمان شهر" که متن هایش را می نوشت، قابل تشخیص بود.

در مجموعه "کوچه اقاقیا" هم تفاوت های طنز عطاران با مهران مدیری، نوید شکل گیری یک جریان تازه را در طنز تلویزیونی می داد که خوشبختانه این جریان پس از گذشت سال ها همچنان ادامه دارد. عطاران هر چقدر پیشتر رفته، شیوه کاری اش را کامل کرده و پس از مجموعه "متهم گریخت" می توان امضاء او را پای مجموعه هایش تشخیص داد.

امتیاز اصلی عطاران و مجموعه هایش تفاوت آنها با نگاه و طنز مدیری است. مدیری چهره مهم طنز تصویری است که بیش از یک دهه توانسته موقعیت خود را حفظ کند و در رتبه اول بایستد. اما عطاران با روایت زندگی طبقه فرودست و نمایش جزئیات آن بخش هایی از زندگی را به تصویر می کشد که پیش از این ندیده ایم.

نوع شوخی ها، جنس شخصیت پردازی و مناسبات شخصیت ها مخصوص اوست و عطاران حتی در بازی گرفتن از بازیگرانش هم متفاوت از مدیری عمل می کند. در واقع رئالیسمی خاص بر فضای مجموعه و بازی ها حاکم است که به عنوان یک ویژگی مجموعه های عطاران را دوست داشتنی می کند.

مجموعه "سه در چهار" به کارگردانی مجید صالحی را می توان نمونه ای دانست که تحت تأثیر طنز عطاران ساخته شده است. صالحی پیش از "سه در چهار" با عناوین مختلف و در پروژه های متفاوت کنار عطاران حضور داشته، ولی این بار مشاور او در "سه در چهار" عطاران است و ... همه اینها نشان دهنده تعلق خاطر صالحی به این کارگردان و طنز اوست.

تماشای "سه در چهار" یادآور خاطره هایی است که از "متهم گریخت"، "خانه به دوش" و "ترش و شیرین" داریم. حتی تیتراژ مجموعه هم با تأثیر از آثار عطاران ساخته شده و اگر خوشبین باشیم این تقلید را به حساب اداء دین صالحی به هنرمند محبوبش می گذاریم. در واقع او خواسته هر سکانس مجموعه یادآور طنز محبوب عطاران باشد و در این کار موفق بوده است.

مجموعه "آرزوهای شیرین" سیدوحید حسینی نیز که مدتی پیش از شبکه اول پخش می شد، متأثر از مجموعه های عطاران بود. حتی حسینی در گفتگو با یکی از روزنامه ها با صراحت گفت که طنز عطاران را دوست دارد و سعی کرده در مجموعه اش به همان سبک و سیاق کار کند.

این رویکرد کارگردانان جوان در تقلید از شیوه کار جذاب عطاران اشکالی ندارد به شرطی که تا ابد در مقام یک مقلد باقی نمانند! می توان از سبک عطاران لذت برد، اما هر کارگردانی باید ویژگی های کاری خود را به اثر پیوند بزند. در حالی که میان مقلدان عطاران چنین چهره ای را نمی توان سراغ گرفت و همه چنان مسحور جذابیت های طنز او شده اند که خلاقیت را فراموش کرده اند.

نکته مهم درباره شیوه کاری عطاران این است که او ازهمان ابتدا بدون توجه به محبوبیت و موفقیت مدیری سراغ ایده های خود رفت و به موفقیت رسید. تفاوت طنز او با مدیری، تنوع و طراوتی خاص به فضای طنز تصویری آورد. اما به تدریج با اضافه شدن به تعداد مقلدان عطاران، این طراوت و جذابیت کمرنگ شده و مخاطب تلویزیون را با تکرار محض روبرو می کند.

عطاران که این روزها "بزنگاه" را برای ماه رمضان می سازد، کاری سخت پیش رو دارد. چون باید قدمی رو به جلو بردارد. در حالی که پس از "ترش و شیرین"، مجموعه های "آرزوهای شیرین" و "سه در چهار" با نگاه به طنز عطاران ساخته شده ، "بزنگاه" باید کاملتر از مجموعه های قبل عطاران و جذابتر از نمونه هایی باشد که با نگاه به آثار او ساخته شده است.

بی شک اگر طنز از طراوت تهی باشد، تأثیر و جذابیت ندارد. عطاران باید مسیری تازه را در "بزنگاه" تجربه و فاصله اش را با مقلدانش بیشتر کند. او نیاز به یک تغییر و تحول اساسی در کارنامه اش دارد، اگر نمی خواهد رقابت را به دیگران واگذار کند... شرط بقا این است.












خبرگزارى مهر





نوع مطلب : رضا عطاران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 17 مرداد 1387
هومن نوروزی
«بزنگاه» روی میز تدوین


«بزنگاه» روی میز تدوین










تصویربرداری پنج قسمت مجموعه تلویزیونی «بزنگاه» به كارگردانی رضا عطاران برای شبكه سه به پایان رسیده و همزمان تدوین این پروژه ویژه ماه رمضان هم انجام می شود.









تصویربرداری پنج قسمت مجموعه تلویزیونی «بزنگاه» به كارگردانی رضا عطاران برای شبكه سه به پایان رسیده و همزمان تدوین این پروژه ویژه ماه رمضان هم انجام می شود. مهران مهام تهیه كننده این پروژه درباره روند تولید «بزنگاه» به مهر گفت: هم اكنون تصویربرداری پنج قسمت به پایان رسیده و خشایار موحدیان همراه سودابه سعیدنیا مشغول تدوین آن هستند.

«بزنگاه» به تهیه كنندگی مهام و ایرج محمدی در ۳۰ قسمت ۳۵ دقیقه ای در گروه فیلم و سریال شبكه سه تولید می شود و عطاران، حمید لولایی، علی صادقی، گیلدا رنجبران، غلامرضا نیكخواه، مرجانه گلچین، محمود بهرامی، سوسن پرور در آن بازی می كنند. این مجموعه درباره یكی از نانوایان قدیمی شهر است كه پس از فوت او بر سر ارث و میراث میان اعضاء خانواده اختلاف ایجاد می شود. عطاران پیشتر مجموعه های «خانه به دوش» و «متهم گریخت» را در ماه رمضان روی آنتن شبكه سه داشته است.












روزنامه ابرار





نوع مطلب : رضا عطاران، سروش صحت، 
برچسب ها : بزنگاه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 16 مرداد 1387
هومن نوروزی
خواستگاری غیرمتعارف


خواستگاری غیرمتعارف










گزارشی از پشت صحنه مجموعه تلویزیونی «بزنگاه» به کارگردانی رضا عطاران









● یک سکانس از «بزنگاه»

نادر(رضا عطاران) که عصبی است کنار گاز برای خودش چای ریخته و چیزی را که در جیبش مخفی کرده بود، درمی آورد و داخل استکان چای انداخته، هم می زند و استکان چای را بالا آورده می خواهد بخورد که کامران(علی صادقی) از پشت دست او را در هوا می گیرد. نادر جا می خورد.

کامران؛ این چیه می خوای بخوری.

نادر؛ چای.

کامران؛ مگه تو نیومدی برای کبوترها آب بیاری.

نادر؛ چرا.

کامران؛ پس کو؟ چرا واسه خودت چای ریختی.

نادر؛ خسته بودم گفتم یه چای بخورم خستگیم دربره.

کامران؛ تو چاییت چیه.

نادر؛ چی، چرا چرت و پرت می گی.

کامران؛ تو چیزی تو چاییت ننداختی؟

نادر؛ چیز چیه، شما هی چیز چیز می کنید. یک قلپ بخور. ببین چیزی توش هست یا نه.

کامران؛ اً می خواهی منو بکشی. معلومه که نمی خورم.

نادر؛ پس بخورم ببین می میرم یا نه.

کامران؛ معلومه تو نمی میری. نه من می خورم و نه تو حق داری بخوری. موش آزمایشگاهی تو خونت نداری؟

نادر؛ چی.

کامران؛ فهمیدم چی کار کنم. الان معلوم می شه تو این چایی چیزی هست یا نیست... کامران در حالی که لیوان چای را از دست نادر می کشد به طرف ایوان می رود. نادر هم دنبال او بیرون می رود.

یک خانه قدیمی با پلاک خوش یمن هفت، در یکی از کوچه های خیابان پاسداران. این آدرسی است که با آن به لوکیشن اصلی سریال «بزنگاه» رفتم، آن هم درست سر بزنگاه.

بزنگاه نام سریال مناسبتی ماه رمضان امسال است که «رضا عطاران» این روزها تدارکش را به تهیه کنندگی «ایرج محمدی» و «مهران مهام» در شبکه سوم سیما می بیند.

● جمعه ۴/۵/۸۷ ساعت ۷ بعدازظهر

نام رضا عطاران در کنار تهیه کنندگانی چون محمدی و مهام مرا نیز برای تهیه گزارش سر شوق آورده است. وارد حیاط خانه می شوم. خیلی بزرگ نیست اما کاملاً نوستالژیک است با یک حوض مستطیل آبی پر از ماهی های قرمز. اولین چیزی که توجه مرا جلب می کند حضور فردی خلاف و معتاد است که مثل یک وصله ناجور میان دیگران می پلکد. نمی دانم چرا حتی یک لحظه هم به فکرم نرسید، شاید بازیگری باشد با یک گریم ساده اما باورپذیر. با خودم می گویم؛ این آدم اینجا چه کار می کند؟ و تعجبم چند برابر شد وقتی که برگشت و با هم سلام و علیک کردیم. جا خوردم چرا که او رضا عطاران بود. در راه که می آمدم با خود فکر می کردم آیا بعد از سه تجربه با درونمایه هایی نظیر هم، پرداختن به مورد چهارم ریسک بزرگی برای عطاران، محمدی و مهام نیست؟ اما حالا با دیدن عطاران در این شکل و شمایل می دانم هنوز حرف های زیادی مانده که نشنیده ایم.

عوامل مجموعه بزنگاه روزی ۱۲ ، ۱۳ ساعت کار می کنند و حتی جمعه ها هم تعطیلی ندارند و این جمعه هم شب کارند، اما خستگی نمی تواند حس خوب دوستانه در کنار هم بودن را در چهره هایشان پنهان کند. روی یک تخت چوبی که در گوشه حیاط قرار دارد و با یک فرش پوشیده شده، می نشینم. روبه روی من حوض آبی و پشت آن فولکس استیشنی است که زیر سایبان نقش اتاق رژی را بازی می کند. چند گربه در حیاط وول می خورند. مطمئن هستم آنها هم نقشی در بزنگاه عطاران خواهند داشت. گربه ها به راحتی سر حوض می روند و بدون نظر سوء به ماهی های قرمز لبی تر می کنند. نمی دانم عطاران چطور این رابطه دوستانه را به آنها تفهیم کرده، اما هر چه هست، دیدنی است.

«غلامرضا نیکخواه» را می بینم؛ بازیگری که کاراکتر جدی اش می تواند بدون یک لبخند یا تغییر در میمیک صورت همه را به قهقهه وادارد. مشتاقانه منتظر دیدن بازی او در بزنگاهم. «حمید لولایی» برای هواخوری به حیاط می آید. از اینکه او را سرحال تر از قبل می بینم، خوشحالم و از نوع گریم و زخمی که کنار ابرویش کار شده، می فهمم باید حضور متفاوتی در بزنگاه داشته باشد.

به رغم روزهای پرکار، مهران مهام قرار این گزارش را برای اعتماد هماهنگ کرده و مانعی هم برای پرسیدن چند سوال کوتاه از عطاران و دیگران و همچنین حضور سر صحنه نیست اما با این همه مشغله فکری و کاری، همچنین نگرانی از کمبود زمان چه پرسشی می توان کرد که جالب باشد و چه پاسخی می توان شنید که به اتفاق های آینده وفادار بماند. سر صحنه دعوت می شوم اما ترجیح می دهم از طریق مانیتور سکانس را تعقیب کنم چرا که این طور می توانم مستقیماً با زاویه دید رضا عطاران و آقای رضایی(کارگردان تلویزیونی) ارتباط برقرار کنم و از نگاه مخاطب که خود نیز از همین گروهم، تاثیر آن را حس کنم.

کار با دو دوربین برداشت می شود و این سکانس مربوط به یک مراسم خواستگاری است؛ یک خواستگاری کاملاً غیرمتعارف. در حالی که فقط چند روز از مرگ پدر گذشته، برای دختر خانواده خواستگار آمده؛ خواستگاری، آن هم با لباس مشکی. در این سکانس حمید لولایی، مرجانه گلچین، غلامرضا نیکخواه، رضا عطاران و... حضور دارند و دختر کوچکی که نقش نوه خانواده؛ یعنی دختر رضا عطاران را بازی می کند جلو و پشت دوربین در حال دلبری است، آن هم با لباس عروس که معمولاً دختربچه ها از پوشیدنش خیلی لذت می برند. کودک بااستعدادی است که در آینده بیشتر او را خواهیم دید، گرچه امیدوارم این حضور آنقدر نباشد که مثل بازیگران خردسال دیگر تکراری و یکنواخت شود.

خانم مسن و ریزنقشی با چارقد سفید و مو و ناخن حنابسته پا به پای من همه جا سرک می کشد. متوجه می شوم او هم یکی از پرسوناژهای بزنگاه است. واقعاً که این رضا عطاران چه خوب می تواند امید به بازیگر شدن را بدون درنظر گرفتن شرط سنی در آدم ها زنده نگه دارد. یک روز آقای «پورمخبر» و حالا هم همین خانم حلیمه سعیدی. خانم سعیدی سر صحبت را باز می کند، با لهجه شیرین آذری اش که گاه فراموش می کند من با او هم زبان نیستم چرا که نیمی از صحبت هایش به زبان ترکی است. او با غرور می گوید؛«من تازه کار نیستم و در سکانسی از «متهم گریخت» و «روزگار قریب» هم بازی کرده ام.» (اما به هر حال هر چه هست کشف رضا عطاران است که در این «بزنگاه» نقشی پررنگ تر خواهد داشت، نقش همسایه یی که به خانه دیگران سرک می کشد تا سر از کارشان دربیاورد.) او با گلایه از من می پرسد؛«چرا با من مصاحبه نمی کنی؟» و من در پاسخش می گویم؛«در یک فرصت مناسب، چرا که نه؟»

ایرج محمدی و مهران مهام روزهای پرمشغله یی را سپری می کنند. از یک سو «ترانه مادری» و از سوی دیگر همین سریال «بزنگاه». اما با تمام انرژی و وسواسی که از خصوصیات این دو است هر دو کار را پوشش می دهند. گرچه هم اکنون هر دو این تهیه کنندگان در اینجا حضور دارند اما ایرج محمدی بیشتر ترانه مادری را زمزمه می کند و مهران مهام سر «بزنگاه» همه جا هست؛ آنقدر در تکاپو که من به جای وی خسته می شوم. رضا عطاران هم یک پایش سر صحنه است و پای دیگرش در استیشن رژی. از کنار من هم سریع می گذرد تا مبادا به حرف بگیرمش.

«نغمه نظری» دستیار اول کارگردان و برنامه ریز کنارم می نشیند. به رغم خستگی خوش برخورد و آرام است و با همه مشغله اش چند جمله یی با او همکلام می شوم.

● این پروژه کلاً چند لوکیشن دارد؟

▪ این خانه لوکیشن اصلی است و لوکیشن های دیگر، نانوایی و یک کبابی است که متعلق به داماد خانواده است.

● این طور که معلوم است متن به روز نوشته می شود و معمولاً در این متد، نویسنده نیز در صحنه حضور دارد. چرا در مورد «سروش صحت» این گونه نیست؟

▪ عطاران و صحت مدام با هم در ارتباط هستند و در آینده، زمانی که لازم باشد و قصه پیش برود حتماً این اتفاق خواهد افتاد.

● همه عوامل با شتاب مشغول کار هستند و این معمولاً برنامه ریز را با مشکلات عدیده یی مواجه می کند.

▪ بله، همین طور است. اما بزرگ ترین پشتوانه من آقای مهام و آقای محمدی هستند که لحظه به لحظه حضور دارند و هر خلئی را پر می کنند. مثلاً وقتی یک متن ساعت ۱۲ شب می رسد و آقای محمدی حضور دارد و متن را می خواند و نظر می دهد، موجب دلگرمی ما است. ناگفته نماند رضا عطاران نیز همیشه مرا همراهی و حمایت می کند.

● اینکه یک متن ساعت ۱۲ شب می رسد، مگر متوجه آقای صحت است؟

▪ خیر، به هیچ وجه. در حقیقت هنگام شروع کار ما با مشکلی در رابطه با متن و فیلمنامه مواجه شدیم که در فرصت مناسب از طریق تهیه کنندگان پروژه در مورد آن صحبت خواهد شد.

● به روز بودن متن موجب نمی شود با بخش تولید مشکل داشته باشید؟

▪ خوشبختانه به رغم تمام سختی ها، تولید با ما همگام است. مثلاً در لحظه می گوییم به یک ماشین با این مشخصات نیاز داریم و خیلی سریع هماهنگ می کنند.

● وقتی هنوز فیلمنامه به طور کامل نوشته نشده، لزوماً باید پرسوناژهایی هم به آن اضافه شود و این نیاز به بازیگران جدید دارد.

▪ بله، اما عموماً بازیگران میهمان محسوب می شوند که به ضرورت انتخاب خواهند شد.

● در این کار هیچ روزی OFF نیستید؟

▪ خیر، زیرا همه می دانیم هر OFF موجب می شود تا زمانی که به پخش می رسیم با سختی های مضاعفی روبه رو باشیم. موردی را هم اضافه می کنم؛ اینکه همه می خواهیم برای سهولت و پیشرفت کار سهیم باشیم. برای مثال کارگردان تلویزیونی آقای رضایی را در نظر بگیرید. یک سکانس هست که مربوط به شب می شود. در واقع همین سکانس قبلی است. به این صورت که درسا(دختر عطاران) پشت پنجره می رود، نگاه می کند و می گوید «می خواهم خواستگارها را ببینم.» اما آفیش ما ساعت دو بعدازظهر بود و اگر می خواستیم تا تاریک شدن هوا صبر کنیم، زمان را از دست می دادیم. من این مورد را با آقای رضایی در میان گذاشتم و ایشان به من اطمینان دادند که شوت دوربین به حالتی است که فضای بیرون داخل کادر نمی شود. این رعایت کردن ها همدلی خوشایندی است که خیلی از کارگردان های تلویزیونی نمی پذیرند.

● در مورد «علی صادقی» با توجه به اینکه اصولاً یک تیپ محسوب می شود و قرار است بلافاصله پس از مجموعه «سه در چهار» تصویرش را در بزنگاه داشته باشیم، می تواند ریسک بزرگی باشد. آیا توانسته چهره متفاوتی از خود ارائه دهد؟

▪ به هر حال علی صادقی جنس بازی خودش را دارد اما در اینجا نقشش کاملاً متفاوت است. او نقش کامران یک پسر شهرستانی را بازی می کند که شاگرد نانوایی است و در همان نانوایی هم زندگی می کند.

● از اینکه می بینید مشغول پروژه یی هستید که نام عطاران نیمی از راه را برای مطلوبیت و پرمخاطب بودن آن طی کرده است، راضی هستید؟

▪ البته این به مراتب کار را دشوارتر می کند. به طوری که ما یک متن روزنامه را که نوشته بود «از حالا معلوم است که در ماه رمضان امسال حرف اول را عطاران در شبکه سوم می زند» روی بورد زدیم تا همه عوامل بدانند چه ذهنیتی وجود دارد که مسوولیت ما را چند برابر می کند. این گروه جزء بهترین و بی حاشیه ترین هایی هستند که من تا به حال با آنها کار کرده ام و امیدوارم چیزی که برای همه ما هدف نهایی است، یعنی ارائه یک کار خوب، محقق شود.

برای خداحافظی از گروه تنها سوالم را از رضا عطاران می پرسم.

● چه خبر از بزنگاه؟

▪ مشغولیم، ان شاءالله سر موقع تمام شود و کار خوبی از آب دربیاید تا خستگی همه در برود، حتی بیننده ها بعد از کار روزانه.

«بزنگاه» نوشته «سروش صحت» و «ایمان صفایی» داستان خانواده یی است که به تازگی پدر خود را از دست داده اند و مشکلاتی که بر سر تقسیم ارث به وجود می آید.












گزارش : روزنامه اعتماد


بزنگاه   |   رضا‌عطاران‌




نوع مطلب : سروش صحت، رضا عطاران، 
برچسب ها : بزنگاه، ایمان صفایی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 15 مرداد 1387
هومن نوروزی
سر «بزنگاه» با رضا عطاران


سر «بزنگاه» با رضا عطاران










شبكه ۳ سیما در تدارك یك سریال طنز تازه









سال ها پیش در انتهای سریال های نقطه چین، پاورچین و ... پخش قسمت هایی از راش هایی كه خنده و تپق بازیگران آنها را برای استفاده در سریال نامطلوب كرده بود، مردم را حسابی سرذوق می آورد. شاید كمی عجیب به نظر برسد ولی حتی گاه این راش های نامطلوب به اندازه خود مجموعه پر مخاطب بودند.

به همین دلیل هم بود كه خیلی ها فكر می كنند پشت صحنه یك سریال طنز خیلی جذاب تر از خود سریال می تواند باشد. همه می دانند طنز تلویزیونی در كشور ما به هر حال مخاطبان خودش را دارد.

نشان به آن نشان كه وقتی سریال طنزی روی آنتن می رود، عكس روی جلد بیشتر مجله ها یكباره هنرپیشه های مجموعه های طنز می شود و تكیه كلام های خاص آنان هم سر زبان ها می افتد. معمولا تلویزیون هم تلاش می كند آنتن از یك اثر طنز خالی نباشد و به طور میانگین می شود گفت همیشه یك اثر طنز برای یكی از شبكه ها در حال ساخت است.

اگرچه بعضی اوقات همه چیز برعكس می شود و چیزی به نام طنز روی آنتن شبكه ها وجود ندارد. یكی از آثار طنزی كه همین الان كار تصویربرداری آن ادامه دارد سریال بزنگاه به كارگردانی رضا عطاران است. عطاران را همه آنهایی كه به طنز تلویزیونی علاقه دارند می شناسند. سبك كاری او و تمایلات او در نوع طنزی كه به آن می پردازد برای مخاطبان آشناست.

اگر قرار باشد تعدادی از سازندگان موفق آثار طنز تلویزیونی را نام ببریم، رضا عطاران یكی از آنها خواهد بود. روزی كه قرار است به لوكیشن اصلی سریال برویم، مهران مهام یكی از تهیه كنندگان سریال، نشانی دقیق محل تصویربرداری را به ما می دهد. لوكیشن جایی در خیابان اقدسیه است.

مقابل در خانه بعضی از وسایل زندگی قهرمان قصه یعنی نادر را بیرون ریخته اند و داخل هم گروه تصویربرداری در حال آماده كردن صحنه بعد هستند. مهام ما را به طبقه دوم خانه می برد، به اتاقی كه به یك آشپزخانه كوچك متصل است.

در این اتاق تختی قرار دارد و رضا عطاران با هیبت عجیب مردی كه سرش را تراشیده و انگاری حال خوشی ندارد در پایین تخت نشسته است. عرق می ریزد و كلافه است. او همان نادر قصه ماست.

یك آدم معتاد كه سعی می كند به هر طریقی گلیمش را از آب بیرون بكشد. بالای سر او علی صادقی كما بیش با همان هیاتی كه پیش تر دیده ایم، با سبیلی نازك بر پست لب ها مشغول خوردن صبحانه است. او كامران، شاگرد برادر بزرگتر نادر است.

«بزنگاه» یك سریال خانوادگی و داستان چند خواهر و برادر است كه بر سر تقسیم ارث پدر با یكدیگر درگیر می شوند. همین درگیری آنها حوادث مختلف این سریال را تشكیل می دهد. بزنگاه با مرگ آقای پرور شروع می شود كه نقشش را احمد پورمخبر بازی كرده است.

حمید لولایی در نقش صابر، فرزند بزرگ خانواده ظاهر شده است. از آنجا كه او فرزند بزرگ آقای پرور است و در كنار پدر در نانوایی كار می كند، به خود حق می دهد ادعا كند اگر او نبود، پدر مدت ها پیش از این، مغازه را فروخته بود. اكنون دعوای اصلی او با نادر است كه به دلیل اعتیاد سال ها پیش از خانواده طرد شده است.

او از همسرش جدا شده و به تنهایی با دختر كوچكش درسا (نیكی نصیریان) زندگی می كند. خبر مرگ پدر دلیلی می شود تا نادر دوباره به خانواده برگردد و به نوعی سهمش را درخواست كند؛ اما این چیزی نیست كه دیگران و بخصوص صابر به آن روی خوش نشان دهند. از طرفی همه می دانند كه نادر برای این نیامده تا اموالش را زیاد كند، بلكه می خواهد چون گذشته اموالش را در راه اعتیاد خرج كند.

مرجانه دلدار گلچین هم نقش بهجت خواهر این دو را بازی می كند و غلامرضا نیكخواه هم در نقش توفیق، شوهر او ظاهر شده است. او با آن كه صاحب یك مغازه كبابی است، اما رفتارش به هیچ روی شبیه آنان نیست. توفیق از جوانی علاقه مند بوده معلم شود، اما به هزار و یك دلیل در همان شغل كبابی مانده است.

او بشدت نگران نحوه تقسیم ارث است و مراقب است صابر و نادر علیه خواهرشان تبانی نكنند. از طرفی او پروژه ای برای خودش در نظر گرفته كه طی آن نانوایی را تصاحب كند و آن را تبدیل به مغازه نان داغ كباب داغ كند! این كه او موفق می شود یا نه، البته باید هنگام پخش سریال دید.

آرام آرام صحنه برای تصویربرداری آماده می شود. این همان صحنه ای است كه نادر (رضا عطاران) به پایین تخت تكیه داده و كلافه و بی تاب به تلویزیون نگاه می كند. علی صادقی هم مشغول خوردن صبحانه است.

كامران: لواشك می خوری؟

نادر: [بی حال] نه ترشی دوست ندارم.

كامران: نون پنیر با چای شیرین چی؟

نادر: نه!

كامران: باقلوا با سیرابی چی؟

رضا: نه. بابا اینقدر حرف نزن.

آرام جلو می آید و بدون این كه نادر متوجه شود، از بالای تخت روی سر نادر آویزان می شود. نادر جا می خورد و با تعجب به او نگاه می كند.

كامران: داشتی به چی نگاه می كردی؟ چرت می زدی؟

نادر: هیج جا. داشتم فیلم نیگا می كردم.

كامران: [به او دقیق می شود] داره بدنت درد می كنه؟ براچی؟

نادر: واسه این كه اسباب كشی داشتیم.

كامران: پس واسه چی بدن من درد نمی كنه.

نادر: برای این كه شما كاری نكردی. همه كارا رو من كردم.

كامران: پس واسه اینه كه درد می كنه [چیزی یادش می آید] پاشو بیا دم در مستراح.

نادر: برای چی؟

كامران: برای این كه كارت دارم.

نادر: من نمی یام.

كامران: پس منم می گم.

نادر: باشه. می یام [ با بی میلی بلند می شود]

كامران در دستشویی را باز می كند.

كامران: همین جا بشین. حرف بزن. چرت نزن فقط پشت سرهم حرف بزن.

صدای كولر باعث می شود كه كار تصویربرداری به عقب بیفتد بعد از آن نوری كه روی در دستشویی افتاده باعث می شود تا گروه كار تصویر برداری را قطع كند. علی صادقی در این سریال در نقش كامران، شاگرد صابر در نانوایی ظاهر شده است.

او در این صحنه از سوی صابر مامور شده تا مدركی از نادر به نشانه اعتیاد به دست آورد و به این دلیل می كوشد در همه حال مواظب نادر باشد، اما در ادامه نادر دست او را می خواند و گرفتارش می كند. كامران داخل دستشویی می شود و می كوشد با صدا نادر را كنترل كند.

نادر: چی بگم آخه.

صدای كامران: یه چیزی بگو.

نادر با همه وجودش شروع به خواندن شعری قدیمی می كند.

نادر: برای گفتن من شعر هم در گل مانده...

صدای كامران: اینا چیه می خونی؟

نادر: دارم دكلمه می كنم.

كامران: نمی خواد. خودم می خونم.

نادر: آره تو بخون.

كامران شروع به خواندن شعری می كند. در همین حال چیزی به ذهن نادر می رسد. بلند می شود و با احتیاط در دستشویی را قفل می كند. بعد پاورچین و پیروزمندانه به طرف آشپزخانه می رود و دنبال چیزی می گردد.

صدای كامران: صدام چطوره؟

نادر همچنان كه دارد بساطش را می چیند، به طرف در دستشویی برمی گردد و می گوید.«عالی.عالی».

كار تصویربرداری این سكانس بعد از چند برداشت تمام می شود. توی حیاط گروه برای خوردن ناهار آماده می شوند بعد از صرف ناهار خبر می رسد برق رفته است و باید كار تصویربرداری در حیاط دنبال شود. ژنراتور برق را راه می اندازند اما برای این كه صدای ژنراتور تاثیری بر كار گروه نداشته باشد، مجبورند آن را از خانه دور كنند.

حمید لولایی، رضا عطاران، محمود بهرامی، علی صادقی و نیكی نصیریان بازیگران این سكانس هستند. در ابتدا سكانس دورخوانی می شود. وقتی همه چیز آماده شد، عطاران با محمود رضایی كارگردان تلویزیونی درباره جای دوربین ها صحبت می كند. خربزه ای قاچ می شود و به هر كس تكه خربزه ای می رسد.

یكی از عوامل صحنه می گوید دوستان لطفا پوست خربزه را دور نریزید. پیداست كه یكی از اسباب صحنه این سكانس، همین پوست خربزه است. قرار است بین صحبت های نادر و صابر، درسا مدام پوست خربزه به طرف آنها پرتاب كند. همه چیز آماده است.

نادر و صابر روی تاب آهنی گوشه حیاط خانه نشسته اند. آن سوتر كامران و درسا و كمال (محمود بهرامی) نشسته اند و به حرف های آنها گوش می دهند.

در این صحنه همه سیاه پوشیده اند و معلوم است تنها چند روز از فوت آقای پرور (پدر آنها) گذشته است. صابر تلاش می كند برای نادر یك «بپا» بگذارد، اما نادر زرنگ تر از این حرف هاست و زیر بار نمی رود.

نادر: نه بابا، من نمی تونم با این لندهور برم زیر یك سقف.

صابر: مگه چه اشكالی داره؟

نادر: بابا چرا متوجه نمی شین، من دختر دارم تو خونه. بعد، یه مرد غریبه رو ببرم تو خونه؟

یكباره متوجه درسا كوچولو كه مشغول پرتاب پوست خربزه است در كنار كامران و كمال می شود.

نادر: بیا این ور بچه. (درسا را پیش خود می نشاند)

صابر: درسا رو می گی؟ من دیگه نمی دونم. تو اگه واقعا پاكی نباید از چیزی بترسی. دیگه خود دانی. شاعر می گه تو را كه حساب پاك است از محاسبه چه باك است.

نادر: من از چیزی نمی ترسم. قبلا هم شما برام حرف در آوردین، قضیه من یه چیز دیگه اس.

كمال: پس از چی می ترسی؟

نادر: من ترسی ندارم. من كارای سیروسلوكی می كنم.

چطور بگم بفهمین. «ذن» می كنم. به تنهایی احتیاج دارم!

صابر: پس برو كرج دیگه.آب و هواشم بهتره. «ذنتو» هم بكن. بعدشم من تا از یك چیزی اطمینان نداشته باشم، هیچ كس رو تو این خونه راه نمی دم.

نادر: پس حرفت یكیه؟

صابر: آره.

نادر: باشه. پس برام نگهبان بذارین. همین آقا كمال چطور؟

كمال: ما را به خیر تو امید نیست، شرمرسان.

این صحنه چند بار تكرار می شود.

یكی از پوست خربزه ها به سر رضا عطاران برخورد می كند و به نظرش صحنه خیلی خوب شده است. دستیار كارگردان توضیح می دهد از آنجا كه مشكل ژنراتور و صدایش وجود دارد، بازیگران پرانرژی تر دیالوگ ها را بگویند.

صحنه دوباره تكرار می شود. بعد كارگردان به رژی می رود و به هنگام برگشت تصمیم می گیرد این سكانس را به شكل دیگری هم تصویربرداری كند. به این صورت كه بین صحبت های نادر و صابر، علی صادقی با درسا كوچولو از در حیاط وارد شود و همین باعث می شود، نادر بلند شود و درسا را از دست كامران بگیرد.

مهران مهام، یكی از تهیه كنندگان این سریال می گوید: این همان لوكیشنی است كه قرار است سر آن بین فرزندان پرور دعوا شود. نادر می آید و طبقه بالای این خانه را اشغال می كند و تهدید می كند تا سهمش را نگیرد از آنجا نخواهد رفت. در طبقه پایین هم صابر زندگی می كند.

همسر صابر مدت ها پیش فوت كرده و او به همراه ۲ دخترش زندگی می كند. یكی از لوكیشن های ما یك مغازه نانوایی سنگكی در منطقه شهید محلاتی و لوكیشن دیگر یك مغازه كبابی در شهرك نفت است كه آن را ساختیم.

مهام كه تجربه تهیه كنندگی آثاری جدی مثل نرگس و ترانه مادری را هم دارد، درباره آثار طنز در حال پخش تلویزیون می گوید: وقتی مردم به سریال سه در چهار ساخته مجید صالحی روی خوش نشان می دهند، معنی اش این است كه مردم ما این گونه آثار طنز را دوست دارند و من نمی دانم چرا گاهی اوقات بین پخش آثار طنز از رسانه تلویزیون وقفه می افتد؟ به نظرم جهت گیری رسانه برای پخش آثار اجتماعی، پلیسی و... باید هدفمندتر باشد. ما باید جایی هم برای آثار طنز در نظر بگیریم. تجربه نشان داده كه طنز خوب و به روز، مخاطبان زیادی خواهد داشت.

در ادامه قرار است صحنه وارسی اسباب و وسایل نادر توسط توفیق در حیاط خانه ولو است تصویربرداری شود. این صحنه با دو برداشت مورد رضایت قرار می گیرد. حالا دیگر برق آمده است و گروه می تواند برخی از صحنه های داخلی را تصویربرداری كنند. این بار گروه به خانه صابر می روند.

او پشت میزی نشسته كه روی آن انواع و اقسام قلم نی های كوچك و بزرگ دیده می شوند. روی دیوارهای پشت و كنار او چند شعر و كلمه قصار خطاطی شده است. در این صحنه عطاران بازی ندارد و تنها علی صادقی، حمید لولایی و ۲ خانم دیگر بازی دارند.

طبق معمول صحنه با روخوانی و تمرین شروع می شود و با تكرار آرام آرام به چیزی كه باید، تبدیل می شود. در این صحنه قرار است صابر، كامران را ترغیب كند مواظب نادر باشد كه از او مدركی دال بر اعتیادش به دست آورد تا به این وسیله بتواند او را از خانه بیرون كند.

صحنه برای تصویربرداری آماده می شود و محمود رضایی دوباره برای انتخاب جای دوربین ها جهات گوناگون صحنه را وارسی می كند. با انتخاب جای دوربین ها گروه صحنه مشغول نصب پروژكتورها می شوند.

بیرون عده ای دور كاریكاتوریستی كه در حال كشیدن تصویر غلامرضا نیكخواه است ، جمع می شوند. كاریكاتور كه تمام می شود زیرش امضای افشین بیاناتی را می اندازد. بعد نوبت رضا عطاران می شود.

كاریكاتور خیلی شبیه در نمی آید. چیزی كه خود كاریكاتوریست هم به آن اشاره می كند. فكر می كنم كار تصویربرداری بزودی آغاز شود و گروه احتمالا تا چند ساعت دیگر هم در لوكیشن مشغول به كار خواهند بود.

بزنگاه در ۲۶ قسمت ۳۵ دقیقه ای برای گروه فیلم و سریال شبكه ۳ سیما آماده می شود و قرار است در ایام ماه رمضان امسال از شبكه ۳ پخش شود.





نوع مطلب : سروش صحت، رضا عطاران، 
برچسب ها : بزنگاه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 6 مرداد 1387
هومن نوروزی


( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات