سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نکاتی در حاشیه مخالفت ها با پخش سریال بزنگاه
نحوه برخورد با پدیده های رسانه یی از منظر حرفه یی همواره برای من جالب توجه بوده است. یکی از مهم ترین زوایا در این ارتباط مربوط به مخاطب است. مساله جلب مخاطب از مسائل اصلی کار رسانه یی است به همین دلیل است که یکی از پرسش های اصلی هر فعال رسانه یی درباره کیفیت و کمیت مخاطبان آن است. در ایران به دلایل روشن-که در راس آنها غلبه فرهنگ شفاهی بر مکتوب است- رسانه تلویزیون بیشترین مخاطب را نسبت به سایر رسانه ها داراست. دقیقا به همین دلیل هم هست که نهاد قدرت نسبت به ورود بخش خصوصی به این عرصه ممانعت می کند چون می خواهد امتیاز و انحصار در اختیار داشتن گلوگاه رسانه یی و تبلیغاتی را برای خود محفوظ نگاه دارد. حقیقت این است که از نظر پسند شخصی سال هاست کمتر سریالی از تلویزیون توجه مرا به خود جلب می کند ولی از همان زاویه یی که در بالا به آن اشاره کردم سعی می کنم سریال ها یا فیلم هایی که مخاطبان وسیع پیدا می کنند را ببینم و درباره نحوه و علل جذب مخاطب گسترده در آنها مطالعه و تحقیق کنم. برای این مطالعه اگرچه ابزارهای تحقیقی و اطلاعات مقتضی به شدت محدودند ولی در همین حد نیز می تواند آگاهی پژوهنده را تا حدودی نسبی نسبت به جامعه شناسی مخاطب رسانه یی در ایران ارتقا دهد.چند سالی است که تلویزیون همه توان خود را به کار می گیرد تا با پخش چند سریال از کانال های مختلف مخاطبان را به سمت خود جلب کند. برخی از این سریال ها با مایه های طنز و فکاهی آمیخته بوده اند و برخی دیگر به شدت مایه های مذهبی خاص داشته اند. من هر سال به آماری که خود صدا و سیما درباره پوشش و گستره مخاطبان این گونه سریال ها می دهد، توجه می کنم. در سال جاری هم از منابع غیررسمی شنیده ام در میان سریال های چهارگانه بیشترین مخاطبان را سریال بزنگاه با کارگردانی و بازیگری رضا عطاران و نویسندگی سروش صحت داشته است. در اینجا به مضمون و کیفیت ساخت و پرداخت و بازیگری و کارگردانی و.... این سریال کار ندارم بلکه مساله اصلی ام در اینجا جنجالی است که از چند روز پیش برخی درباره بدآموزی های این سریال به راه انداخته و خواهان توقف آن شده اند.در کار رسانه به میزانی که مخاطب رسانه ها افزایش می یابد حساسیت ها هم نسبت به کار آن فزونی می گیرد و این نه عجیب است و نه غیرقابل درک. سهل است که افزایش مخاطبان به طور نسبی قدرت تاثیرگذاری آن رسانه را افزایش می دهد و همین اثرگذاری است که به حساسیت ها دامن می زند و چه بسا موجبات مخالفت ها و حتی دشمنی ها را با آن فراهم سازد.مخالفان سریال بزنگاه، بدآموزی را در صدر دلایل خود قرار داده اند. آنها معتقدند به کارگیری پاره یی کلمات و تعابیر در این سریال از جهت تقابل با هنجارهای عمومی و نیز پاره یی رفتارها به ویژه اعتیاد هنرپیشه اول در این سریال جنبه های بدآموزی قوی دارد. حال سوال مبنایی این است که آیا این ادعا صحیح است؟ اصولا میزان و معیار تشخیص بدآموزی در این موارد چه مرجعی است؟ به عبارت دیگر آیا هنجار و ناهنجاری های عمومی در هر زمانی مشخص هستند که بتوان با استناد به آن جلوی کاری را گرفت؟ من البته پاسخ قطعی برای سوال اصلی بالا درباره بدآموزی این سریال ندارم و اندازه آن را هم نمی دانم ولی به نظرم پاسخ به این سوال با حذف یا بی توجهی نسبت به سوالات بعدی غیرممکن است. این را اگر با حساسیت های فوق العاده نسبت به کارهای پرمخاطب و سهولت داوری های غیرکارشناسانه و غیرعلمی و بیشتر احساسی جمع بزنیم شاید بتوان گفت بیشتر این حساسیت ها اگرچه به دلیل نفوذ در ارکانی از قدرت، صدایی بلند می یابند - و حتی در نقاطی حرفشان نیز به کرسی می نشیند- ولی در اغلب موارد معیاری از افکار عمومی را با خود به همراه ندارند. درباره سریال بزنگاه بهترین کار این است که تحقیق میدانی شود که آیا متوسط مخاطبان آن هم با تماشای فیلم نسبت به بدآموزی های فوق العاده در آن احساس نامطلوبی دارند یا خیر؟ نتیجه این تحقیق نه چندان دشوار، می تواند بهترین ملاک در پاسخ به مخالفانش باشد ولی شاید به عنوان یک کارشناس رسانه یی حتی پیش از انجام چنین تحقیقی با اتکا به پاره یی مشاهدات مستقیم از درون بافت های مختلف جامعه بتوان پیش بینی کرد که نتیجه این تحقیق بسیار بعید است که همسو با متقاضیان حذف و توقف این سریال باشد. دلیلش هم روشن است چون متوسط ادبیات کلامی و رفتاری به کار رفته در آن با واقعیاتی که در زیر پوسته این جامعه می گذرد نه تنها فاصله منفی ندارد بلکه چه بسا از آن بالاتر هم هست. حقیقت این است که برای برخی، گل و بلبل نشان دادن فضا بر آنچه واقعا در جامعه می گذرد اهمیت بیشتری دارد. آنان که با نمایش این سریال احساس ناهنجاری کرده اند آیا در فضایی مجازی یا ایزوله زندگی می کنند؟ آیا فرزندان شان به مدرسه یا دانشگاه نمی روند؟ آیا از وسایط نقلیه عمومی استفاده نمی کنند؟ آیا برای خرید و تفریح به مغازه یا مراکز تفریحی نمی روند؟ آیا با چشم بربستن بر واقعیات جامعه، حقیقت ناهنجاری ها و نابسامانی ها نیز محو می شود؟برای کسی که در مقام راهبری یک رسانه هست اصل باید بر انتشار و پخش همه مطالب باشد و سانسور و حذف باید استثنا قلمداد شود. معیار سانسور هم صرفا باید قانون و در درجه بعد عرف باشد و معیار عرف هم البته داوری پاره یی افراد و صاحبان منصب و وابستگان به نهادهای قدرت نیست بلکه معیار در این زمینه صرفا افکار عمومی است. متاسفانه در کشور ما به هیات منصفه -که علی القاعده باید وجدان عمومی هر زمان جامعه را نمایندگی کند- نهایتا به عنوان مقام داوری کننده در محاکم خاص مطبوعاتی و سیاسی توجه می شود-بگذریم از اینکه همان نیز درست اجرا نمی شود و در حال حاضر با واقعیتی که باید باشد فاصله زیادی دارد- در حالی که هیات منصفه اگر واقعی باشد می تواند کارکردهای مثبت دیگر از زاویه شناخت پسند و ناپسندهای عرفی- هنجارها و ناهنجاری ها- نیز داشته باشد.سخن در این زمینه فراوان است. به طور خلاصه به نظر من آنچه به عنوان مخالفت در برابر سریال بزنگاه مطرح شده بیش از آنکه جنبه های عمومی داشته باشد مربوط به برداشت های سلیقه یی خاص- اگرچه محترم- است. این سلیقه ها البته هیچ بعید نیست که موجبات توقف یک سریال پربیننده را نیز نهایتا فراهم کنند ولی برخورد ها در این زمینه چنان که پیشتر از این هم مسبوق به سابقه بوده بیش از آنکه ملاکی محققانه داشته باشد مبتنی بر احساس است. و متاسفانه این مشکلی است که رسانه های این مرز و بوم با آن به خوبی آشنا هستند و ضربه های آن را بر پیکره خود به عنوان نشانه نگاه داشته اند. مخالفت های اخیر علیه سریالی است که از طریق تلویزیون حکومتی با پشتوانه های عظیم مادی و معنوی صورت می گیرد. سهل است که در این میانه می توان به خوبی درک کرد که رسانه های مستقل در چه شرایطی قرار دارند.



نوع مطلب : رضا عطاران، سروش صحت، 
برچسب ها : بزنگاه، ایمان صفایی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 29 شهریور 1387
حامد هدایی
گفت وگو با رضا عطاران، کارگردان و بازیگر «بزنگاه»
بسیار مایلم بتوانیم در گفت وگویی که به بهانه مجموعه بزنگاه داریم به گونه یی مساله طنز و از جهتی کارهای مناسبتی را هم تحلیل کنیم، اما با این مقدمه شروع می کنم؛ وقتی شما از ملودی اسفندیار منفردزاده برای ساخت موسیقی این مجموعه وام می گیرید و ما را به یاد صدای «فرهاد مهراد» به خاطر فیلم «گوزن ها» می برید می توان حدس زد که هدف شما از این مجموعه نه پرداختن به یک طنز ساده و نه نشان دادن ناهنجاری ها و معضل اعتیاد به گونه یی دستمالی شده بلکه نوعی دیگر دیدن است . مثلا شخصیت اصلی گوزن ها یک معتاد به آخر خط رسیده بود و قهرمان هم شد، همه هم با او حس همذات پنداری داشتند اما هیچ کس اعتیاد را تا به حال به این تلخی به تصویر نکشیده بود. منظور من این است که لزومی ندارد برای نشان دادن بدی های اعتیاد، معتاد را یک هیولا جلوه بدهیم. ما در این فیلم از اعتیاد بیزار شدیم اما توانستیم یک معتاد را از زباله ذهن مان بیرون بکشیم. من فکر می کنم وقت این رسیده که برای آگاه سازی مخاطب نوع دیگر داستان را نیز تجربه کنیم حتی در یک کار طنز مثل بزنگاه. البته اینکه شما می گویید می تواند درست باشد اما بحث تلویزیون و سینما و مخاطبان آن کاملا متفاوت است، حتی مقایسه سینمای آن زمان با سینمای امروز. -اما فکر می کنم یک کارهایی کلاسیک و ماندگار است و نه به زمان خاصی تعلق دارد، نه به مکان خاصی و همیشه می تواند الگو باشد و اگر غیر از این بود شما به یاد ملودی این کار نمی افتادید. مسلم این است که انتخاب این ملودی با فکر بوده و می خواستیم یک حس نوستالژیک را القا کنیم اما هدف اصلی ما این بود که این هشدار را بدهیم که از روی ظاهر آدم ها نمی توان در مورد معتاد بودن یا معتاد نبودن آنها قضاوت کرد. خواستگار فریده که هم تحصیلکرده بود و هم ظاهر سالمی داشت معتاد بود. -برخوردی که با قسمت های اول بزنگاه شد، نشان می داد مخاطب به نوع کارهای قبلی شما عادت کرده بود و به این نوع طنز که در حقیقت نگاهی آینه یی به زندگی ماست واکنش نشان داد، آیا این موضوع نگران تان نمی کرد. برای من خیلی مهم بود که حرف تازه یی بزنیم و نوع جدیدی از طنز را نشان دهیم حتی اگر به این واسطه بخشی از مخاطبان را از دست بدهم. -اینکه می خواهم بگویم نه برای دفاع از بزنگاه یا دال بر این است که مجموعه هیچ ایرادی ندارد اما موقعیت سریال سازی الان به گونه یی شده که یک کتاب ابتدایی را دست یک نوجوان می دهیم و وقتی مطالب آن را خوب می فهمد و می خواند تشویقش می کنیم در حالی که زمانی این نوجوان قابل تشویق است که بتواند مطالب هم سطح خودش را درک کند، پایین آوردن درک مخاطب قیمت گزافی برای بالا بردن کمیت او یا به بیان ساده تر پرمخاطب کردن یک مجموعه است. من هم قصدم این بود تا از شرایط خوبی که به واسطه کارهای قبلی برایم فراهم شده بود استفاده کنم تا بتوانم یک نقد اجتماعی واقعی داشته باشم. چیزی که به شرایط واقعی اجتماع نزدیک تر باشد. حتی من خیلی اصرار داشتم، مسائل دیگری هم در رابطه با اعتیاد مطرح شود مثل همه گیر بودن آن که هنوز نتوانستم خیلی به آن بپردازم. البته بخش مربوط به خواستگار هم تلنگری به همین مورد بود که بسط داده نشد. اما مساله مهم این است که همه با نظر من و شما موافق نیستند و عمومیت جامعه با آن کنار نمی آیند و عقیده دارند یک معتاد یعنی یک آدم بد. -اما من بازی شما را در نقش نادر بسیار دوست دارم و فکر می کنم یکی از بهترین کارها و بازی های شما در تلویزیون است. بعضی از وجوه شخصیتی نادر را هم نزدیک به شخصیت خود شما می بینم، اینکه عاطفی و درون گرا است و خیلی هم اصرار ندارد که دیگران در موردش چگونه فکر کنند. من اصلا نادر را یک آدم بد نمی بینم و درست هم همین است و اطمینان دارم اگر فرصت بود تا در قصه به گذشته او گریزی زده شود و دلایل اعتیاد او آنالیز شود(که خیلی مناسب یک کار طنز مناسبتی نیست) نکات مثبت شخصیتی او آشکار می شد. من تا به حال در هیچ کدام از نقش هایی که بازی کرده ام شخصیت مثبت کامل یا منفی کامل نداشتم که در این کار بیشتر به چشم می آید. -واکنش ها موجب نشده تا بخواهید کار را محافظه کارانه دنبال کنید. خیر، به هیچ وجه از این نظر تاثیری روی من نداشته اما به هر حال شرایط برنامه سازی در تلویزیون چهارچوب های خاص خودش را دارد، اما واقعیتی هم که هست اینکه سلیقه خود مخاطب به گونه یی است که دوست دارد یک معتاد متحول شود، ترک کند و ازدواج کند.من خیلی سعی کردم که یک معتاد «تیپیکال» از شخصیت نادر نسازم. -آیا در این زمینه محدودیت هایی هم داشته اید، برای مثال اگر قرار باشد با اعداد صفر تا 9 یک عدد بسازیم تا بی نهایت بستر مانور داریم اما وقتی این اعداد به یک تا 4 محدود می شود این بستر تنگ و تنگ تر می شود. خب این امر طبیعی است و مختص من هم نمی شود و بقیه را نیز در بر می گیرد و از طرفی فکر می کنم به جا و مکان خاصی هم بستگی ندارد و در تمام جوامع یکسری قوانین هست که فیلمساز موظف است آن را رعایت کند که این قوانین به دلیل شرایط مذهبی و فرهنگی ما بیشتر است. من اسم این را محدودیت نمی گذارم. -(با خنده) من در حین این گفت وگو دارم دست و پا می زنم که صحبت های بازتری داشته باشیم، از قبل نیز با هم قرار یک مصاحبه متفاوت را گذاشته بودیم اما از هر دری وارد می شوم بسته است. می توانم این را به دلیل خستگی شما بگذارم؟ واقعا خسته ام و احساس می کنم در این مدت خیلی پیر شده ام مخصوصا حالا که می بینم نمی شود خیلی باز بود. (چقدر این جمله برایم آشناست، عطاران سومین کارگردان طنزی است که می گوید حس می کنم پیر شدم) -آیا این خستگی آنقدر هست که تصمیم بگیرید عطای کارگردانی را به لقایش ببخشید و در آینده صرفا یک بازیگر شوید؟ (می خندد) آره، همان بازیگری خوب است. -یک سوال باز، از یک کارگردان که می خواهد باز باشد. آیا عوامل کار بخصوص بازیگران به شما تحمیل می شود یا اینکه خودتان برای انتخاب کسانی که با آنها کار می کنید مختارید. خیر، برای من هرگز این اتفاق نیفتاده اما همیشه از پیشنهادهایی که به سود کار بوده استقبال کرده ام. مثلا در همین بزنگاه آقای مهام، آقای نیکخواه را به من پیشنهاد کردند که در آن لحظه در ذهن من نبود و من از این پیشنهاد استقبال کردم و از این انتخاب بسیار راضی هستم. -و در مورد خانم گلچین. من کارهایی که از ایشان دیده بودم، می دانستم که نوع بازی ایشان بستگی کامل به نوع بازی دارد که از او گرفته می شود و فیزیک چهره و طرز بیانشان هم به گونه یی است که به من اطمینان می داد در این نقش موفق خواهند بود. -بازی همه بازیگران بزنگاه خوب است و کسی هم در این مورد که شما خیلی خوب می توانید از بازیگران، بازی بگیرید حرفی ندارد، اما به رغم اینکه حمید لولایی و علی صادقی بهترین و پرطرفدارترین بازیگران طنز ما هستند آیا وقت آن نرسیده به آنها فرصت داده شود تا تکرار نشوند. مگر یک بازیگر از چند وجه می تواند از استعداد خود وام بگیرد. من بازی این آدم ها را دوست دارم و مطمئن هستم آنقدر توانایی دارند که بتوان باز هم از جنبه های دیگر بازی آنها استفاده کرد. حتی گاهی خود من به نویسنده پیشنهاد می دهم فلان شخصیت را طوری طراحی کند که برای بازی این دو مناسب باشد. منظور من شخصیتی است که در داستان وجود داشته باشد، نه اینکه صرفا برای حضور آنها شخصیت خاصی را به داستان تحمیل کنم. -شما بارها ثابت کرده اید که می توانید از بازیگرهای جدید و یا بازیگرانی که در زمینه طنز فعالیت نداشته اند یا فعالیتشان پررنگ نبوده استفاده کنید و موفق هم باشید. آیا فکر نمی کنید که باید این دایره را گسترده کنیم و به دیگران هم فرصت دهیم تا محک بخورند. مثلا خانم های بازیگر بزنگاه که عموما چهره های جدید هستند یا طنز را به تازگی تجربه می کنند از خانم گلچین گرفته تا نیکی نصیریان کم سن ترین بازیگران سریال و همگی هم موفق هستند و بازی شان مورد استقبال قرار گرفته، این تجربه نباید در مورد جوان ها هم فرصت ساز باشد. بله، ما استعدادهای خوبی داریم و باید بتوانیم از آنها، اما در جای مناسب بهره بگیریم. -خود شما چقدر به بزنگاه نسبت به کارهای دیگرتان علاقه دارید؟ من تفاوت و رک گویی اش را خیلی دوست دارم. -و اگر بخواهید آن را نقد کنید. برای رسیدن به هدف گاهی باید از یکسری چیزها گذشت. مثل همین هدفی که من در بزنگاه مدنظر داشتم و باید تحمل این را داشته باشم که ممکن است یکسری مخاطب را از دست بدهم؛ مخاطبی که دوست دارد بخندد. من از بزنگاه خیلی راضی هستم هرچند که نسبت به کارهای قبلی من مخاطب کمتری داشته باشد.



نوع مطلب : رضا عطاران، سروش صحت، 
برچسب ها : بزنگاه، رضا عطاران،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 28 شهریور 1387
حامد هدایی
«بزنگاه» را از دست ندهید
1- «بزنگاه» را از دست ندهید. طنز رضا عطاران دارد جا می افتد. مشکل البته اینجاست که این سریال (این از آن حرف هاست که باز ایجاد دردسر می کند) روشنفکرانه؛ چه به لحاظ مضمون و چه ساخت و پرداخت بعضی شوخی ها، سر افطار، در پربیننده ترین ساعت شبانه روز و برای عموم تماشاگران ارجمند پخش می شود. طبیعی است که واکنش هایی در برابر بعضی صحنه ها و ایده های فیلم ایجاد شود. یک جور تندروی در بعضی شوخی ها - و باز تاکید می کنم- «اجرا»ی این شوخی ها به لحاظ هنری، وجود دارد که شاید کل جامعه هنوز آماده پذیرش آن نباشد. چیزی شبیه مثلا «به کالینوود خوش آمدید» ساخته برادران روسو که استیون سودربرگ و جرج کلونی تهیه کننده اجرایی اش بودند؛ کمدی ضداجتماعی روشنفکرانه خوبی که البته چند سال پیش به شکل محدود به نمایش درآمد و بازده مالی چندانی نداشت و این البته از اول اش هم معلوم بود؛ و حالا بزنگاه و نوع و جنس شوخی ها و طبقه کمدی اش مرا یاد آن فیلم می اندازد. معجزه وقتی اتفاق می افتد که شما همه این کارها را انجام می دهید و تازه؛ می توانید تماشاگران فراوانی را هم پای دستگاه گیرنده بنشانید.
بین باقی رقبا، بزنگاه آبروی صدا و سیما در ماه مبارک امسال است. گیرم که در ظاهر، پیش پاافتاده ترین و درپیت ترین سریال به نظر برسد. می گویند طنز «فاخر»؛ و مگر طنز فاخر نمی تواند در دستشویی اتفاق بیفتد. مخالفان سریال یعنی واقعا نمی توانند از پس همه آن ریاکاری ها، پشت هم اندازی ها، بد و بیراه ها و حتی واکنش های فیزیکی شخصیت های داستان و سریال؛ یک جور مردم گرایی و جهان بینی خیلی مهربانانه را کشف کنند؟ تاریخ هنر معمولا نشان مان داده که ظاهر و باطن رابطه عکس دارد. تیره ترین آثار را آنهایی می سازند که لذت زندگی را بیشتر از بقیه درک می کنند، خشن ترین و پرخون ترین فیلم ها را فیلمسازانی ساخته اند که از آزاداندیشانه ترین تمایلات مثلا سیاسی برخوردار بوده اند و روابط میان انسان ها را اصلاح کرده اند و آثار نه چندان اخلاق گرایانه؛ محصول دست هنرمندانی بوده که به تعمیق پایه های اخلاق اجتماعی درست و ماندگار در تمدن بشری کمک کرده اند. همه که نه؛ ولی لااقل بعضی از این مخالفان هوادار اخلاق، به خودشان رجوع کنند.
2- و جالب است که بهترین آثار امسال تلویزیون، که البته هر دو از شبکه سه پخش شده اند، یعنی «روزگار قریب» کیانوش عیاری و همین «بزنگاه»، حاصل کار هنرمندانی بوده که به شکل جالب و حتی افراطی، دغدغه واقع نمایی داشته اند. و این واقع نمایی را باز به بهترین شکل در «حضور» بازیگران شان رعایت کرده اند. بازیگرانی که قرار است عوض نمک ریختن، به شکل ذاتی بانمک باشند. عوض ادا درآوردن و صدا در گلو انداختن (بزنید باقی شبکه ها تا ببینید) روی صحنه تنها حاضر باشند و همین برای جذاب بودن شان کفایت کند. اینها را گفتم تا برسم به مهم ترین پدیده «بزنگاه»؛ مرجانه دلدارگلچین. این انتخاب چطوری به فکر عطاران رسیده؟
بعد از سال ها حالا دوباره روی پرده ظاهر شده و کارش ذره یی اضافه ندارد. به طرز لب ورچیدن اش، چادر سر کردن اش، زیرچشمی پاییدن اش، کفری شدن اش؛ نگاه کنید. یک کارگردان باید خیلی به کارش وارد باشد که اصل جنس متناسب با سبک اش را بعد از مدت ها، کشف کند و در جای خودش قرار دهد. به عمر ما قد نخواهد داد که روزی هیات داوران جشنواره فجر یا آکادمی خانه سینما، قدر این نوع بازیگری را بدانند و به چنین بازیگرهایی جایزه دهند. و همین طور این نوع کارگردانی، این طور متن نویسی کار سروش صحت و دوست اش ایمان صفایی و این مدل جلوه های تصویری، و تهیه کنندگانی که اغلب پروژه هایشان در جذب تماشاگر موفق بوده؛ ایرج محمدی و مهران مهام. گروهی که همه تلاش شان را به خرج می دهند برای ژست نگرفتن؛ و در عوض تاثیر گذاشتن. پس حالا که امیدی به آینده نیست، خودمان دست به کار می شویم. وصف العیش، نصف العیش. تصور کنید صدای آقا یا خانم مجری (که اتفاقا معمولا از همان هایی است که چه حالی می کند صدایش را بیندازد توی گلویش) را در مراسم اختتامیه جشنواره؛ «سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن تعلق می گیرد به مرجانه دلدارگلچین برای بازی در نقش...»
3- گفتم «به کالینوود خوش آمدید»؛ و یادم افتاد به منبع الهام آن فیلم؛ یک کمدی ایتالیایی اثر ماریو مونیچلی بزرگ و این که کمدی های عطاران، چه قدر به دنیای دلپذیر کمدی های ایتالیایی نزدیک اند. چه به لحاظ حال و هوا، چه مضمون و چه اجرا. همان دنیای تلخی که فقط به زور کمدی می شود تحمل اش کرد و در عین حال نزدیک به قاطبه مردم، طوری که لذت با مردم بودن را درک کند و در عین حال فاصله انتقادی و ذهنی اش را با دنیای همین مردم نگه دارد. چند وقت پیش همین جا نوشتم پوستر هومر سیمپسون می خواهم و رسید، دست فرستنده هم درد نکند. این بار می شود لینکی از آن کمدی ایتالیایی های گرم و محبوب پیدا کرد؟ می دانم هیچ جورش گیر نمی آید. آثاری از دینو ریزی، مونیچلی، کومنچینی، جرمی یا حتی استنو؟ راستی خود خانواده سیمپسون هم الگوی خیلی خوبی برای کمدی های ظاهرا خشن و ضد اخلاق و اجتماعی است؛ که عمیقا به انسان ها برای مهربان بودن و اخلاقی زیستن و اجتماعی رفتار کردن، کمک می کند. از ما می شنوید، تاثیر بزنگاه در حفظ هنر ملی، وحدت اجتماعی، ارتباط میان آدم ها و گسترش فرهنگ مهر و صدق در جامعه، از مجموعه های احتمالا موجه باقی شبکه ها بیشتر است. روزی روزگاری باید این را باور کنید.
4- ما که با بزنگاه خوشیم. اگر در میانه راه نزنند و لت و پارش نکنند و جنازه اش را تحویل ما ندهند. می ماند دلداری دوستان حافظ اخلاقیات متعالی و نظم اجتماعی و سنت های گذشتگان و ارزش های ظاهرا نیک. خب، آنها هم جواد خیابانی را دارند. این روزها یک میکروفن دست اش گرفته و رفته پارالمپیک و مدام دارد به ورزشکارها روحیه می دهد، حرف های خوب خوب می زند، اخلاق جوانمردی و پهلوانی را یادآوری می کند و از زمین و آسمان تقدیر به عمل می آورد و حواس اش هم به رعایت همه چیز و لاپوشانی شکست ها هست. خلاصه همین طور دارد اخلاق و ارزش ها را در جامعه نهادینه می کند. در قدردانی از زحمات اش هم می توانیم اسم این کار را بگذاریم؛ گزارش گری «فاخر»، به کوری چشم ما آدم های بهانه گیر ناجور. امیر قادری



نوع مطلب : سروش صحت، رضا عطاران، 
برچسب ها : بزنگاه، مرجانه گلچین،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 25 شهریور 1387
حامد هدایی
«بزنگاه» را از دست ندهید


«بزنگاه» را از دست ندهید










«بزنگاه» را از دست ندهید. طنز رضا عطاران دارد جا می افتد. مشکل البته اینجاست که این سریال (این از آن حرف هاست که باز ایجاد دردسر می کند) روشنفکرانه؛ چه به لحاظ مضمون و چه ساخت و پرداخت بعضی شوخی ها، سر افطار، در پربیننده ترین ساعت شبانه روز و برای عموم تماشاگران ارجمند پخش می شود.









۱ «بزنگاه» را از دست ندهید. طنز رضا عطاران دارد جا می افتد. مشکل البته اینجاست که این سریال (این از آن حرف هاست که باز ایجاد دردسر می کند) روشنفکرانه؛ چه به لحاظ مضمون و چه ساخت و پرداخت بعضی شوخی ها، سر افطار، در پربیننده ترین ساعت شبانه روز و برای عموم تماشاگران ارجمند پخش می شود. طبیعی است که واکنش هایی در برابر بعضی صحنه ها و ایده های فیلم ایجاد شود. یک جور تندروی در بعضی شوخی ها و باز تاکید می کنم «اجرا»ی این شوخی ها به لحاظ هنری، وجود دارد که شاید کل جامعه هنوز آماده پذیرش آن نباشد. چیزی شبیه مثلاً «به کالینوود خوش آمدید» ساخته برادران روسو که استیون سودربرگ و جرج کلونی تهیه کننده اجرایی اش بودند؛ کمدی ضداجتماعی روشنفکرانه خوبی که البته چند سال پیش به شکل محدود به نمایش درآمد و بازده مالی چندانی نداشت و این البته از اول اش هم معلوم بود؛ و حالا بزنگاه و نوع و جنس شوخی ها و طبقه کمدی اش مرا یاد آن فیلم می اندازد. معجزه وقتی اتفاق می افتد که شما همه این کارها را انجام می دهید و تازه؛ می توانید تماشاگران فراوانی را هم پای دستگاه گیرنده بنشانید.

بین باقی رقبا، بزنگاه آبروی صدا و سیما در ماه مبارک امسال است. گیرم که در ظاهر، پیش پاافتاده ترین و درپیت ترین سریال به نظر برسد. می گویند طنز «فاخر»؛ و مگر طنز فاخر نمی تواند در دستشویی اتفاق بیفتد. مخالفان سریال یعنی واقعاً نمی توانند از پس همه آن ریاکاری ها، پشت هم اندازی ها، بد و بیراه ها و حتی واکنش های فیزیکی شخصیت های داستان و سریال؛ یک جور مردم گرایی و جهان بینی خیلی مهربانانه را کشف کنند؟ تاریخ هنر معمولاً نشان مان داده که ظاهر و باطن رابطه عکس دارد. تیره ترین آثار را آنهایی می سازند که لذت زندگی را بیشتر از بقیه درک می کنند، خشن ترین و پرخون ترین فیلم ها را فیلمسازانی ساخته اند که از آزاداندیشانه ترین تمایلات مثلاً سیاسی برخوردار بوده اند و روابط میان انسان ها را اصلاح کرده اند و آثار نه چندان اخلاق گرایانه؛ محصول دست هنرمندانی بوده که به تعمیق پایه های اخلاق اجتماعی درست و ماندگار در تمدن بشری کمک کرده اند. همه که نه؛ ولی لااقل بعضی از این مخالفان هوادار اخلاق، به خودشان رجوع کنند.

۲ و جالب است که بهترین آثار امسال تلویزیون، که البته هر دو از شبکه سه پخش شده اند، یعنی «روزگار قریب» کیانوش عیاری و همین «بزنگاه»، حاصل کار هنرمندانی بوده که به شکل جالب و حتی افراطی، دغدغه واقع نمایی داشته اند. و این واقع نمایی را باز به بهترین شکل در «حضور» بازیگران شان رعایت کرده اند. بازیگرانی که قرار است عوض نمک ریختن، به شکل ذاتی بانمک باشند. عوض ادا درآوردن و صدا در گلو انداختن (بزنید باقی شبکه ها تا ببینید) روی صحنه تنها حاضر باشند و همین برای جذاب بودن شان کفایت کند. اینها را گفتم تا برسم به مهم ترین پدیده «بزنگاه»؛ مرجانه دلدارگلچین. این انتخاب چطوری به فکر عطاران رسیده؟

بعد از سال ها حالا دوباره روی پرده ظاهر شده و کارش ذره یی اضافه ندارد. به طرز لب ورچیدن اش، چادر سر کردن اش، زیرچشمی پاییدن اش، کفری شدن اش؛ نگاه کنید. یک کارگردان باید خیلی به کارش وارد باشد که اصل جنس متناسب با سبک اش را بعد از مدت ها، کشف کند و در جای خودش قرار دهد. به عمر ما قد نخواهد داد که روزی هیات داوران جشنواره فجر یا آکادمی خانه سینما، قدر این نوع بازیگری را بدانند و به چنین بازیگرهایی جایزه دهند. و همین طور این نوع کارگردانی، این طور متن نویسی کار سروش صحت و دوست اش ایمان صفایی و این مدل جلوه های تصویری، و تهیه کنندگانی که اغلب پروژه هایشان در جذب تماشاگر موفق بوده؛ ایرج محمدی و مهران مهام. گروهی که همه تلاش شان را به خرج می دهند برای ژست نگرفتن؛ و در عوض تاثیر گذاشتن. پس حالا که امیدی به آینده نیست، خودمان دست به کار می شویم. وصف العیش، نصف العیش. تصور کنید صدای آقا یا خانم مجری (که اتفاقاً معمولاً از همان هایی است که چه حالی می کند صدایش را بیندازد توی گلویش) را در مراسم اختتامیه جشنواره؛ «سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن تعلق می گیرد به مرجانه دلدارگلچین برای بازی در نقش...»

۳ گفتم «به کالینوود خوش آمدید»؛ و یادم افتاد به منبع الهام آن فیلم؛ یک کمدی ایتالیایی اثر ماریو مونیچلی بزرگ و این که کمدی های عطاران، چه قدر به دنیای دلپذیر کمدی های ایتالیایی نزدیک اند. چه به لحاظ حال و هوا، چه مضمون و چه اجرا. همان دنیای تلخی که فقط به زور کمدی می شود تحمل اش کرد و در عین حال نزدیک به قاطبه مردم، طوری که لذت با مردم بودن را درک کند و در عین حال فاصله انتقادی و ذهنی اش را با دنیای همین مردم نگه دارد. چند وقت پیش همین جا نوشتم پوستر هومر سیمپسون می خواهم و رسید، دست فرستنده هم درد نکند. این بار می شود لینکی از آن کمدی ایتالیایی های گرم و محبوب پیدا کرد؟ می دانم هیچ جورش گیر نمی آید. آثاری از دینو ریزی، مونیچلی، کومنچینی، جرمی یا حتی استنو؟ راستی خود خانواده سیمپسون هم الگوی خیلی خوبی برای کمدی های ظاهراً خشن و ضد اخلاق و اجتماعی است؛ که عمیقاً به انسان ها برای مهربان بودن و اخلاقی زیستن و اجتماعی رفتار کردن، کمک می کند. از ما می شنوید، تاثیر بزنگاه در حفظ هنر ملی، وحدت اجتماعی، ارتباط میان آدم ها و گسترش فرهنگ مهر و صدق در جامعه، از مجموعه های احتمالاً موجه باقی شبکه ها بیشتر است. روزی روزگاری باید این را باور کنید.

۴ ما که با بزنگاه خوشیم. اگر در میانه راه نزنند و لت و پارش نکنند و جنازه اش را تحویل ما ندهند. می ماند دلداری دوستان حافظ اخلاقیات متعالی و نظم اجتماعی و سنت های گذشتگان و ارزش های ظاهرا ًنیک. خب، آنها هم جواد خیابانی را دارند. این روزها یک میکروفن دست اش گرفته و رفته پارالمپیک و مدام دارد به ورزشکارها روحیه می دهد، حرف های خوب خوب می زند، اخلاق جوانمردی و پهلوانی را یادآوری می کند و از زمین و آسمان تقدیر به عمل می آورد و حواس اش هم به رعایت همه چیز و لاپوشانی شکست ها هست. خلاصه همین طور دارد اخلاق و ارزش ها را در جامعه نهادینه می کند. در قدردانی از زحمات اش هم می توانیم اسم این کار را بگذاریم؛ گزارش گری «فاخر»، به کوری چشم ما آدم های بهانه گیر ناجور.

امیر قادری












نقد : روزنامه اعتماد


بزنگاه



چاپ
بازگشت

«بزنگاه» را از دست ندهید

«بزنگاه» را از دست ندهید
«بزنگاه» را از دست ندهید




نوع مطلب : سروش صحت، رضا عطاران، 
برچسب ها : بزنگاه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 25 شهریور 1387
هومن نوروزی
خطركردن برای ساخت یك طنز متفاوت


خطركردن برای ساخت یك طنز متفاوت










«بزنگاه» در ادامه كارهای رضا عطاران باز هم داستانش را در حوزه آثار اجتماعی روایت می كند. حوزه ای با مختصات آشنا كه طبق معمول قرار نیست اتفاق فوق العاده ای در داستان آن بیفتد. در واقع همه چیز در یك روند كاملا مشخص حادث می شود.









«بزنگاه» در ادامه كارهای رضا عطاران باز هم داستانش را در حوزه آثار اجتماعی روایت می كند. حوزه ای با مختصات آشنا كه طبق معمول قرار نیست اتفاق فوق العاده ای در داستان آن بیفتد. در واقع همه چیز در یك روند كاملا مشخص حادث می شود. موضوع اصلی داستان دعوا بر سر تقسیم ارث است، اما خیلی زود اتفاقات دیگری می افتد كه اساسا ماجراهای داستان را سمت و سوی دیگری سوق می دهد. بزنگاه با مرگ آغاز می شود و این برای سریالی كه قرار است حال و هوای طنز داشته باشد و در طول بیست و شش قسمت پخش شود آنقدر سنگین است كه این ترس وجود دارد مخاطب خیلی با آن همراهی نكند. بزنگاه چیزهای دیگری هم دارد كه می تواند احیانا باعث وازدگی مخاطب شود.

رضا عطاران برای اولین بار در نقشی ظاهر شده كه خیلی محبوب نیست. از این گذشته داستان سریال خیلی دیر شروع می شود یعنی شاید تا قسمت هفت، سریال سرگرم معرفی شخصیت های مختلف داستان است و تنها بعد از آن است كه سریال در مسیری كه باید می افتد. در بزنگاه برخلاف بیشتر كارهای عطاران، دیگر دعوای «فقر و غنا» و مسائل حاشیه ای آن مطرح نمی شود، اگر چه می توان همچنان بسیاری از نشانه های كارهای قبلی عطاران را دید و البته شیوه بخصوص او در ارائه «طنزش» همچنان مشهود است. همچنین معلوم است بسیاری از شوخی ها در هنگام نوشتن فیلمنامه پیش بینی شده، اما عطاران تنها به «متن» خود را محدود و مقید نكرده است و همچنان ریزه كاری هایی كه نوع طنز او را از دیگران متمایز می كند در كار گنجانده است.

این شوخی ها خصوصا در لحظاتی كه به «موقعیت ها» و «اسباب صحنه» مربوط است بیشتر به چشم می آیند. نگاه كنید كه از شوخی دندان مصنوعی پدر در لیوان آب در چند جا استفاده شده است. در بزنگاه مانند بیشتر كارهای عطاران باز هم سرزندگی یك خانواده متوسط دیده می شود. سرخوردگی و امید و تلاش افراد خانواده در كار تعریف شده است و در این میان هیچ حاشیه امنی برای هیچ شخصیتی تدارك دیده نشده است. آدم های بزنگاه مانند بیشتر آثار كارگردانش به طور مطلق در زیر یك مجموعه «خوب و بد» دسته بندی نمی شوند. در واقع از هر تمهیدی استفاده شده تا آدم ها ملموس تر و قابل باورتر به نظر برسند و در اجرا هم تا حدود زیادی موفق می شود این «نسبت ها» را رعایت كند.

در بزنگاه خطركردن سازندگان برای ساخت یك طنز متفاوت كاملا مشهود است. با این همه به نظر می رسد بزنگاه در محدوده آثار تلویزیونی و نیز طرح نوع طنزی كه با مخاطب در میان می گذارد آنقدر به روز است كه بازتاب های مثبت داشته باشد. در بزنگاه تلاش شده در كنار طرح یك موضوع به روز، خنداندن مخاطب هم هدف قرار بگیرد. خود این مساله یعنی بازگویی یك قصه تلخ (مردی كه معتاد است و از همسرش طلاق گرفته و اكنون با خانواده بر سر تقسیم ارث دعوا دارد) به همراه خنداندن مخاطب آنقدر كار سخت و خطرناكی به نظر می رسد كه خیلی ها ترجیح می دهند اصلا خود را وارد چنین فضای مخاطره آمیز و «پارادوكسیكالی» نكنند؛ اما سازندگان بزنگاه انگار به مشكلات كار واقف بوده اند و می دانسته اند كه پا در چه مسیر ناهموار و دشواری می گذارند. نتیجه كار هم تا اینجا به نظر راضی كننده می رسد. حداقلش این است كه مخاطب از كنار آن بی تفاوت عبور نكرده.

شاید خود همین بی تفاوت عبور نكردن و حساسیت نشان دادن به موضوع تلخ و فراگیری مثل اعتیاد كه خیلی از ما به سادگی از كنارش عبور می كنیم و جمع كردن آن زیر سقفی به نام طنز خودش یك كار بزرگ باشد كه در بزنگاه اتفاق افتاده است.

در شكل گیری نهایی «بزنگاه» البته نویسندگان فیلمنامه نقش بسزایی داشته اند، اما نمی شود از بازی خوب خود عطاران و تلاش او برای ارائه یك كار متفاوت به راحتی گذشت، همچنان كه حمید لولایی و علی صادقی بی هیچ ظرافتی در كار تقریبا همان بازی های همیشگی را ارائه داده اند.

با بسط و گسترش داستان بزنگاه این انتظار هست كه در شب های آینده شاهد قسمت های متفاو تی از این سریال طنز باشیم.

مهدی غلا محیدری













نوع مطلب : سروش صحت، رضا عطاران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 24 شهریور 1387
هومن نوروزی


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic