سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
عطاران و نیكی كریمی در «آقای هفت رنگ»


عطاران و نیكی كریمی در «آقای هفت رنگ»










فیلم «تردید» ساخته واروژ كریم مسیحی از امروز جای خود را به فیلم «آقای هفت رنگ» ساخته شهرام شاه حسینی می دهد. در این فیلم برای اولین بار رضا عطاران و نیكی كریمی مقابل هم بازی می كنند.









فیلم «تردید» ساخته واروژ كریم مسیحی از امروز جای خود را به فیلم «آقای هفت رنگ» ساخته شهرام شاه حسینی می دهد. در این فیلم برای اولین بار رضا عطاران و نیكی كریمی مقابل هم بازی می كنند.

فیلم «تردید» در ۳۳ روز نمایش حدود ۲۴۰ میلیون تومان فروخت و جای خود را به فیلم آقای هفت رنگ داد كه كارگردان آن تاكنون فیلم های «كلاغ پر» و «زن ها فرشته اند» را ساخته است. آقای هفت رنگ داستان دزدی است كه برای سرقت به خانه ای می رود اما بعد به این نتیجه می رسد كه ای كاش هیچ گاه به این خانه پا نمی گذاشت... این فیلم از امروز اكران می شود اما با پیشینه ای كه از شاه حسینی در سینما سراغ داریم نباید در انتظار فیلمی متفكرانه از او باشیم، او فیلمی ساخته تا مردم را به سینماها بكشاند و برای آنها به سبك خودش ماجراهای خنده دار تعریف كند.

فیلم «محاكمه در خیابان» ساخته مسعود كیمیایی منتظر پایان اكران فیلم «بی پولی» است اما از شواهد چنین برمی آید كه «بی پولی»، همچنان پولدار است و تصمیم ندارد به این زودی ها كركره را پایین بكشد و اعلام كند كه «كف» فروشم پایین آمده است. به همین دلیل محاكمه در خیابان باید تا۱۳ آبان صبر كند تا مهلت بی پولی تمام شود و آن زمان رسما نمایش عمومی خود را در سینماها آغاز كند. بی پولی در مدت ۳۳ روز ۶۶۰ میلیون تومان فروخته است. فیلم «كتاب قانون» هم دارد اكران موفقیت آمیز خود را ادامه می دهد، این فیلم در ۱۱ روز اول اكران حدود ۱۵۵ میلیون تومان فروخته است. اما فیلم «دو خواهر» همچنان توانسته حضور خود را در ردیف اول جدول فروش حفظ كند.

این فیلم در مدت ۳۳ روز ۷۲۵ میلیون تومان فروش داشته و فیلم «زندگی شیرین» بعد از ۳۳ روز فروش خود را به ۵۴۵ میلیون تومان رساند.

دیروز خبرگزاری ها اعلام كردند كه فیلم های «صداها»، «استشهادی برای خدا»، «حیران و خانه روشن» در گروه سینمایی كه برای اكران فیلم های خاص در نظر گرفته شده است اكران خواهد شد اما انگار اكران این فیلم ها در بدو امر به مشكل خورده است با این حال سجادپور دیروز به فارس گفت كه از اكران این گونه از فیلم ها كوتاه نمی آید و فیلم صداها ساخته فرزاد موتمن از امروز اكران می شود تا نوبت به بقیه برسد. اكنون زمان آن است كه مدیریت سینما توان خود را در مقابل سینماداران محك بزند. سینمادارانی كه به هیچ عنوان راضی نمی شوند از اكران فیلم های پرفروش چشم بپوشند و سینمای خود را به نمایش فیلم هایی اختصاص دهند كه مخاطبان بسیار محدودی دارد. البته سینمادار هم حق دارد، آنها سال هاست كه برای مساوی كردن دخل و خرج خود تلاش می كنند و اكنون كه فروش فیلم ها رونق گرفته است نمی توانند از روشن ماندن گیشه سینمای خود چشم پوشی كنند مگر این كه حمایت های مدیران سینمایی از سالن های نمایش دهنده فیلم های فرهنگی بیشتر شود و یا دولت آنقدر سالن سینما بسازد كه سینمای فرهنگی هم برای خود جایگاهی پیدا كند.












جام جم آنلاین (www.jamejamonline.ir)





نوع مطلب : رضا عطاران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 29 مهر 1387
هومن نوروزی
مصاحبه با کیت وینسلت درباره فیلم «کتابخوان»



 مصاحبه با کیت وینسلت درباره فیلم «کتابخوان»

...ولی بعدش با خودم گفتم که خدایا من خیلی هم جوان نیستم. تقریبا در همان سن و سال اولیه هانا هستم. و این واقعا من را ترساند. اما بودن کنار...
 
در فیلم‌های کتابخوان و جاده انقلابی شما دو شخصیت کاملا متفاوت را بازی کردید. کمی در مورد اینکه چه کار کردید تا توانستید به هر دو نقش نزدیک شوید برایمان صحبت کنید.
من در یک سال دو نقش را بازی کردم که خیلی خسته‌ام کرده‌اند و الان در حال استراحت کردن هستم. خودم می‌دانستم موقعیت خیلی نادری برای هر کسی است که شانس این را داشته باشد که بتواند در دو نقش فوق‌العاده بازی کند. با بازی در این دو نقش در مورد بازیگری و بیشتر از همه در مورد خودم چیزهای زیادی یاد گرفتم. فاصله خیلی زیادی بین بازی در جاده انقلابی و کتابخوان نداشتم. حدودا پنج ماه و نیم وقت بود که برای من خیلی مدت زیادی نیست. چرا که نقش هانا کاملا متفاوت از ایپریل بود. من در زندگی‌ام تجربه بی‌سواد بودن را نداشتم و نمی‌دانستم برای بازی کردن در این نقش چه کار کنم. بنابراین می‌دانستم که به سختی بالا رفتن هرروزه از یک کوه بلند است. مثلا صحبت کردن انگلیسی با لهجه آلمانی و خیلی چیزهای دیگر.
 
عکس‌العملتان چه بود وقتی خودتان را در سن 65 سالگی روی پرده دیدید؟
خدای من خیلی خوب بود. قبلا با این نوع گریم و وسایل مصنوعی پیر کردن کار نکرده بودم و وقتی خودم را روی پرده دیدم باورم نمی‌شد. برای همه تیم گریم احترام زیادی قائلم و خیلی خوشحالم که با آنها کار کردم. کار گریم تقریبا هفت ساعت طول می‌کشید. یعنی ما ساعت سه و نیم صبح گریم را شروع می‌کردیم و تقریبا ده و نیم فیلمبرداری شروع می‌شد. بعضی روزها واقعا خسته‌کننده بود.
 
هم سام مندس و هم استفن دالدری در زمینه تئاتر کار کرده‌اند. آیا شیوه کار کردنشان هم مثل همدیگر است؟
بله. خیلی خیلی شبیه هم هستند. نکته جالبی که در مورد هر دوی آنها وجود دارد این است که از اینکه در کنار بازیگرانشان باشند لذت می‌برند. به نظرشان بهترین جا برای آنهاست. مخصوصا در زمان دورخوانی فیلمنامه و وقتی که قرار است بازیگران نقش‌هایشان را بفهمند و زیر و بم آنها را در بیاورند خیلی شبیه هم هستند. هر دویشان از ایده‌های ناب استقبال می‌کنند. این روحیه کارگردان برای بازیگر خیلی قابل تحسین است. هر دوی آنها به بازیگرانشان اجازه می‌دهند تا با نظرات خودشان جلو بروند و باور کنند این چیزی نیست که همه کارگردانان از آن برخوردار باشند.
 
اینکه فیلم را در آلمان فیلمبرداری کنید چقدر اهمیت داشت؟ و قبل از خواندن فیلمنامه می‌دانستید که قرار است نقش یک گناهکار آلمانی را بازی کنید؟
تنها راه اینکه فیلم را در آلمان ضبط کنید این بود که با یک گروه آلمانی کار کنید که البته خیلی هم مثمر ثمر بود. خیلی هم به نقشم آگاه نبودم چرا که شش سال پیش کتابش را خوانده بودم. البته نکته جالب هم اینجاست که کتاب را در یک روز خواندم. چیزی که الان با داشتن دو بچه تقریبا برایم غیرممکن است. و وقتی کتاب را خواندم با خودم فکر کردم که حتما می‌شود از آن فیلم خوبی ساخت و یک نفر باید آن را انجام دهد. بعد به این فکرکردم که چه کسی می‌تواند نقش هانا اشمیت را بازی کند. تمام بازیگران بزرگ در ذهنم آمدند و به تنها کسی که فکر نمی‌کردم خودم بودم چرا که در آن زمان 27 ساله بودم و در آن سن و سال برای من آدم‌های 30 ساله هم پیر به نظر می‌رسیدند. وقتی که استفن بهم گفت که قرار است تو نقش هانا را بازی کنی اول فکر کردم که اشتباهی شنیده‌ام. چون که خیلی جوان بودم. ولی بعدش با خودم گفتم که خدایا من خیلی هم جوان نیستم. تقریبا در همان سن و سال اولیه هانا هستم. و این واقعا من را ترساند. اما بودن کنار یک گروه آلمانی واقعا متفاوت بود. برای شروع باورنکردنی بودند. گروهی که با ما کار می‌کردند همگی تاثیرگذار بودند. هیچ کدامشان از روزهای بلند کاری یا برداشت‌های طولانی شکایت نمی‌کردند. وقتی داشتیم صحنه‌های دادگاه را فیلمبرداری می‌کردیم آنتونی مینگلا تهیه‌کننده کار درگذشت. دقیقا داشتیم صحنه‌ای را که هانا اشمیت می‌گوید فقط نمی‌توانستیم بگذاریم آنها فرار کنند را می‌گرفتیم. به استفن نگاه می‌کردم و واقعا نمی‌دانستم که دارد چه اتفاقی می‌افتد. فکر می‌کردم که باید کار را متوقف کنیم. ولی استفن این کار را نکرد و بعد یک سخنرانی تقریبا باور نکردنی در مورد آنتونی کرد.
 
صحنه‌ای بود که واقعا فکر کنی به شخصیت هانا نزدیک شده‌ای؟ اگر بود کدام صحنه؟
چند جایی بود ولی اینکه شما واقعا بتوانید به شخصیت نزدیک شوید تقریبا کار غیرممکنی است. البته این را هیچکس نمی‌داند شاید بشود به آن نزدیک شد. و هیچوقت هم نمی‌توانید بگوئید که تنها کسی هستید که می‌تواند این کار انجام دهد. همیشه باید به حرف‌های کارگردان در مورد شخصیت نقش گوش کنید. و اگر توانستید به بازیگران دیگر هم منتقل کنید. چیزی که در مورد کتابخوان وجود داشت و من توانستم کمی به شخصیت هانا نزدیک شوم جایی بود که در دادگاه اتفاق می‌افتاد. حالا شاید اشتباه هم بکنم اما این موضوع که هانا خودش هم نمی‌دانست که دارد چه بلایی سرش می‌آید برای من نقش کلیدی در نزدیک شدن به شخصیت هانا را داشت. او نمی‌دانست که در دادگاه باید چطوری نقش بازی کند. مثلا وقتی که به قضات دادگاه گفت اگر شما بودید چه می‌کردید این سوال برای من طوری بود که انگار خودش هم برای بار اول است که با این موضوع روبه‌رو می‌شود. این لحظه برای من خیلی مهم بود. خیلی.
 
چطور توانستید از نقش‌هایتان در دو فیلمی که بازی کردید فاصله بگیرید؟ برایتان سخت نبود؟
چرا واقعا خیلی سخت بود. هر روز بعد از کار در کتابخوان حسابی خسته می‌شدم. هر روز هم به همه می‌گفتم اما آنها به من نیرو می‌دادند. البته ادامه کار برای بعضی‌ها هم واقعا سخت می‌شد.
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 26 مهر 1387
محمود زمانی
نتقاد ترانه علیدوستی از تلویزیون



انتقاد ترانه علیدوستی از تلویزیون

من در خانه عادت دارم تلویزیونم دائم روشن باشد. نمی‌دانید به طور مثال ساعت 11صبح كه همه زن‌های خانه‌دار كشور...

 

قوانین سیما سخت‌تر از آن است كه من بتوانم با وجود آنها خلاق باشم. از علیدوستی سوال می شود ولی یك امكان بزرگ دیده شدن را از دست می‌دهید؟او جواب می دهد :هر تصمیمی بهایی دارد. مشكلی نیست
ترانه علیدوستی ازبازیگران سینما در گفت وگویی از تلویزیون انتقاد كرد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سینما، او در گفت وگو با سینمای پویا گفت: من از عملكرد تلویزیون بسیار ناراحت هستم.
متأسفانه مسئولین این رسانه به اهمیت كاری كه می‌كنند آگاه نیستند. من در خانه عادت دارم تلویزیونم دائم روشن باشد. نمی‌دانید به طور مثال ساعت 11صبح كه همه زن‌های خانه‌دار كشور در منزل هستند سطح برنامه‌ها چقدر پایین است.
وی ادامه داد: فرهنگ‌سازی كه بماند و یا پشتكار صدا و سیما در نشان دادن ساز ستودنی‌ست. در مؤدب حرف زدن همه‌ی شخصیت‌ها همه‌ی سریال‌ها. اما دكورسازی برنامه‌ها را ببینید. مگر آموزش سلیقه اهمیت دارد؟ پنج شبكه سر ظهر سالاد اولویه و كوكو یاد می‌دهند.
برنامه‌های كودك كه بدترین وضع را دارند. وی تاكید كرد :دلم برای جهان محدودی كه برای بچه در نظر گرفته می‌شود می‌سوزد. اما در كنار اینها در تیزرسازی داریم پیشرفت می‌كنیم. چون بحث رقابت و خلاقیت مطرح است و شركت‌ها خودشان این كار را می‌كنند. كارگردان‌های تیزر دكوپاژ می‌شناسند. رنگ و بازی بهتری را در كارها می‌بینیم. این تأثیر همان به روز بودنی است كه گفتم.
او در پاسخ به سوالی كه شما از تلویزیون پیشنهاد داشته‌اید؟ گفت:بله. اما نمی‌توانم در تلویزیون كار كنم. علیدوستی در پاسخ به سوالی كه اگر كارگردان خوبی پیشنهاد بدهد ؟گفت نه. قوانین سیما سخت‌تر از آن است كه من بتوانم با وجود آنها خلاق باشم. از علیدوستی سوال می شود ولی یك امكان بزرگ دیده شدن را از دست می‌دهید؟ او جواب می‌دهد :هر تصمیمی بهایی دارد. مشكلی نیست.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 26 مهر 1387
محمود زمانی
پایان ضعیف مجموعه های رمضان در ادامه یک آغاز بد
تلویزیون ایران در ماه رمضان 87 یکی از پرتنش ترین مقاطع خود را پشت سر گذاشت. تنش هایی که متأثر از بازتاب مجموعه های به نمایش درآمده این سازمان بین مخاطبان و البته بیش از آنها بین رسانه ها و مسئولان و ... بود. هر چند تلویزیون در مقاطعی چون پخش مجموعه های "شب های برره"، "ساعت شنی" و "مرد هزار چهره" انتقادهای بسیار را متحمل و حتی رئیس رسانه ملی برای پاسخ به موج اعتراض ها به مجلس فراخوانده شد، اما انتقادهای چندسویه به مجموعه های رمضان امسال از چند سو این سازمان را زیر فشار قرار داد.
بزنگاه ماه رمضان که همواره در تلویزیون با اقبال مخاطب عمومی نسبت به مجموعه ها همراه بود، امسال کلید شانس خود را پشت در جا گذاشت و زیر آماج اعتراض و انتقاد گروه و جریان های مختلف بی دفاع ماند. بیشتر به این دلیل که هیچکس تصور این شکست فراگیر را برای مجموعه های امسال متصور نبود. طبق تجربه موفق سال های گذشته یک مجموعه طنز با حضور کارگردان امتحان پس داده این حیطه (بزنگاه)، مجموعه ماورایی باز هم با کارگردان موفق اینگونه آثار (روز حسرت)، مجموعه کمدی با بازیگران موفق طنز تلویزیون (مأمور بدرقه) و حضور یک مجموعه اجتماعی با رگه های تلخ و سنتگرایانه (مثل هیچکس) نوید آن را می داد که امسال برنامه سازان نباید نگران باشند. اما پیش بینی ها غلط از آب درآمد و بار دیگر ثابت شد مخاطب تلویزیون غیر قابل پیش بینی است و محاسبه های روی کاغذ به هیچ وجه نمی تواند به چیزی قطعیت بدهد. حتی حضور رضا عطاران، سیروس مقدم و فهرست بلندبالای بازیگران برجسته و حرفه ای و تکیه بر جواب مثبتی که مخاطب به مضامین طنز، ماورایی، تلخ و اجتماعی و حتی فضاهای سنتی داده است. گذشته از همه نقد و نظرهایی که از زمان آغاز پخش مجموعه ها در وجوه مختلف وارد شد که بسیاری قابلیت طرح و تحلیل هم داشت، وجه اشتراک دیگر این آثار ضعف فیلمنامه و قصه بود که با رسیدن به نقطه پایانی نتوانست جوابگوی انتظار مخاطبانی باشد که این آثار را دنبال کردند تا با رسیدن به پایان، نقطه روشنی را که سازندگان نویدش را می دادند، ببینند. با توجه به اینکه ضعف پایان بندی از نقاط ضعف همیشگی مجموعه های تلویزیونی محسوب می شود طوری که حتی مجموعه های خوش ساخت نیز در انتها به یک پایان سرهم بندی شده ختم می شوند، پیش بینی این نقطه ضعف در مجموعه های رمضانی امسال که بد شروع کرده بودند، چندان هم دور از ذهن نبود. "روز حسرت" با تکیه به جذابیت آثار ماورایی مجموعه هایی چون "صاحبدلان"، "پیامک از دیار باقی"، "اغما"، "او یک فرشته بود"، "کمکم کن"، ... و مهارت های سیروس مقدم در کار با این موضوع ها به عنوان مجموعه انتخابی شبکه اول برای رمضان انتخاب شد. نخستین حضور فرامرز قریبیان در یک مجموعه مناسبتی، تکرار حضور موفق افسانه بایگان در "پیامک از دیار باقی" و بازی بازیگران جوان چهره چون پوریا پورسرخ و مهراوه شریفی نیا که در مجموعه "ساعت شنی" موفق ظاهر شده بود، از جمله امتیازهای بالقوه این مجموعه بودند. علیرضا افخمی که در چند سال اخیر مهارتی خاص در نگارش قصه های ماورایی پیدا کرده نیز یکی از برجستگی های مجموعه "روز حسرت" بود که نوید مواجهه با کاری شسته و رفته و حرفه ای را می داد که با توجه به فشار کاری تولید مجموعه مناسبتی، سنگینی کفه ترازو را به سوی برتری کیفیت پیش می برد. اما اینها امتیازهای بالقوه بودند و نتیجه نشان داد محاسبه روی کاغذ همه چیز نیست. عمده ترین ضعف "روز حسرت" را شاید بتوان نگاه افراطی به ماورا و عینیت بخشیدن بیش از حد به رویای صادق شخصیت ها دانست. وجهی که پاشنه آشیل مجموعه های ماورایی است ولی با حاکمیت بر ماجرای عینی و رئال مجموعه همه چیز را به سوی دنیایی ذهنی و شخصی پیش برد. به این ترتیب وقتی مجموعه از اولین قسمت ها با نشان دادن برزخ ذهنی یک شخصیت آغاز می شود، چاره ای ندارد جز آنکه پایان را نیز با به سرانجام رساندن همه شخصیت ها در همان عالم ماورا به اتمام برساند. چون با چنین پرداختی واقعیت زندگی و به سرانجام رسیدن شخصیت ها در دنیای واقعی نمی تواند جوابگوی کار باشد. "مثل هیچکس" با تکیه بر جذابیت های آثار اجتماعی و تلخ به خصوص "زیر تیغ" و جذابیت پرداختن به زندگی و مناسبات سنتی به عنوان مجموعه رمضانی شبکه دو انتخاب شد. ضمن اینکه تولید مجموعه زودتر از موعد مقرر مجموعه های رمضانی آغاز شده بود، نوید رسیدن به نتیجه ای حرفه ای و جذاب را برای مخاطب می داد. حضور بازیگری چون حسین یاری که پیش از این حضوری موفق در مجموعه مناسبتی "شب دهم" داشت، در کنار جمعی از بازیگران حرفه ای چون اصغر همت، پرویز پورحسینی، پروانه معصومی، آتنه فقیه نصیری، رامین راستاد و ... از جمله عواملی هستند که می توانستند به عنوان نقطه قوت بالقوه این مجموعه محسوب شوند. علی اکبر محلوجیان که با نگارش فیلمنامه مجموعه "زیر تیغ" توانست تلخی و خشونت حاکم بر زندگی طبقه فرودست را در قصه ای به شدت دراماتیک جذاب کند، گزینه ای مناسب برای نگارش مجموعه مناسبتی بود. هر چند در این میان سابقه نداشتن عبدالحسن برزیده در ساخت مجموعه های مناسبتی از نکاتی بود که میزان آزمون و خطای مجموعه شبکه دو را بالا می برد. "مثل هیچکس" با ارتباط کمرنگ به ماه رمضان بیشتر بر مناسباتی متمرکز بود که نتوانست با روابط زمان حال مخاطبان ارتباط برقرار کند. مناسبات خانواده ای که بزرگترین دغدغه آنها فارغ از آنچه در فضای جامعه جریان دارد تدارک مراسم سمنو پزان و ارتباط های خانوادگی است و قرار است داداشی پا را فراتر از یک بزرگ خانواده بردارد و به شخصیتی معنوی بدل شود. با این تحلیل است که باید در پایان این مجموعه نماز خواندن همه افراد خانواده به پیشنمازی داداشی را با تکیه بر حرکات دوربین و نمای رو به آسمان بعدی معنایی دانست که احتمالا از برکات ماه میهمانی خدا نصیب مجموعه "مثل هیچکس" شده است. "بزنگاه" با تکیه بر موفقیت رضا عطاران در کارگردانی و بازی در مجموعه های "خانه به دوش"، "متهم گریخت" و "ترش و شیرین" به عنوان مجموعه رمضانی شبکه سه انتخاب شد. به خصوص که عطاران با طنز خاص و اجتماعی خود یکی از دو قطب طنز تعیین کننده تلویزیون را در کنار مهران مدیری به خود اختصاص داده است. حضور جمع بازیگران همیشگی مجموعه های عطاران چون حمید لولایی، علی صادقی، غلامرضا نیکخواه، احمد پورمخبر و همچنین بازگشت مرجانه گلچین پس از سال ها به عرصه تلویزیون از نقاط قوت بالقوه کار بودند که نوید حرکت عطاران روی نوار موفقیت را می داد. انتخاب سروش صحت به عنوان نویسنده این مجموعه در میانه کار می توانست این نقاط قوت را تأیید کند. بخصوص که صحت و محمدرضا آریان همکاری موفق در نگارش "ترش و شیرین" داشتند که البته در "بزنگاه" آریان در همان ابتدای کار انصراف داده و صحت جای او را گرفت. به مجموعه عوامل باید نگاه خاص سازندگان مجموعه به معضل اعتیاد را در نظر گرفت که یکی از خطرهای آشکار "بزنگاه" بود. نگاه حاکم بر مجموعه برآمده از تفکر روانشناسانه مدرن به معتاد و اعتیاد به عنوان بیمار و بیماری مهلک است نه مجرم و جرم. این نگاه در اولین بازخورد با مخاطب می توانست واکنش ایجاد کند. به این وجه می توان ورود سبکی تازه از طنز رئالیستی را به "بزنگاه" اضافه کرد که دیگر یک تصویر شسته و رفته و مرتب از شخصیت هایش به نمایش نمی گذارد بلکه به سمت و سوی ثبت تمام و کمال جزئیاتی می رود که نه تنها به تصویر درنیامده بلکه همه افراد تلاش می کنند در مقابل هم نیز این وجوه را پنهان کنند. البته همه این نکات اشاره شده که جزئی از عوامل تضعیف "بزنگاه" هستند نمی توانند ضعفی را که در طراحی، چینش ماجراها و پرداخت برخی اتفاق ها وجود دارد پنهان کنند و مجموعه این وجوه دست به دست هم می دهند تا مجموعه جدید عطاران انتظارها را برآورده نکند و با یک پایان خوش فرمایشی که با تداخل چند عروسی و پیوند همراه است، به همه چیز خاتمه دهد.
روز حسرت "مأمور بدرقه" با تکیه بر موفقیت چهره های طنز تلویزیونی و بدون توجه به تجربه ناموفق سعید سلطانی در رمضان سال گذشته به عنوان مجموعه رمضانی شبکه تهران انتخاب شد. نکته ای که از قبل هم قابل پیش بینی بود ناموفق بودن سلطانی در ساخت "شکرانه" و خالی بودن کارنامه او از گرایش های طنازانه بود. صرف نظر از حضور از پیش تعیین شده سلطانی، جمعی از بازیگران امتحان پس داده عرصه طنز چون جواد رضویان، سیروس گرجستانی، مهرانه مهین ترابی، بهاره رهنما و ... به عنوان برگ های برنده مجموعه "مأمور بدرقه" انتخاب شدند تا تجربه های موفق قبلی خود را این بار در قصه ای تازه تکرار کنند. اما فیلمنامه این مجموعه که بر اساس طرحی از خشایار الوند توسط امیرعباس پیام به نگارش درآمد، قابلیت اداره کار را در 30 قسمت نداشت و حتی نخستین حضور محسن طنابنده نتوانست در شوخی های تکراری و روند کند و کسل کننده مجموعه بهبود حاصل کند و امتیازی به "مأمور بدرقه" بدهد. مجموعه ای که به عنوان سومین نقطه تاریک کارنامه سلطانی پس از "خانه ای در تاریکی" و "شکرانه"، نتوانست یادآور مجموعه موفق "پس از باران" باشد که در نقطه اوج آثار این کارگردان قرار گرفته است.



نوع مطلب : رضا عطاران، سروش صحت، 
برچسب ها : بزنگاه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 17 مهر 1387
حامد هدایی
«رضا عطاران» با دوفیلم به جشنواره گل آقا می رود


«رضا عطاران» با دوفیلم به جشنواره گل آقا می رود










«رضا عطاران» با دو فیلم در دومین جشنواره فیلم های كمدی گل آقا حضور دارد.









«رضا عطاران» با دو فیلم در دومین جشنواره فیلم های كمدی گل آقا حضور دارد.

به نقل از روابط عمومی دومین جشنواره فیلم گل آقا، او با دو فیلم «توفیق اجباری» و «كلاهی برای باران» دراین جشنواره شركت می كند.

بنا بر این گزارش، «توفیق اجباری» داستان بازیگری با نام رضا گلزار است كه از همسر خود جدا شده است. رضا و همسرش یكدیگر را دوست دارند اما برخی ارتباطات رضا باعث نارضایتی همسرش از او می شود...

در این فیلم محمدرضا گلزار، باران كوثری، رضا عطاران، نیوشا ضیغمی، بهاره رهنما، مجید یاسر، لیلا عباسی بازی كرده اند و فیلم را سیدكمال طباطبایی تهیه كرده است.

فیلمنامه «كلاهی برای باران» را فریدون فرهودی نوشته و داستان آن درباره پسری است كه در جریان خودكشی دختری به نام باران قرار می گیرد و ...

تهیه كننده فیلم كلاهی برای باران سید محسن وزیری و كارگردان آن مسعود نوابی است.

دراین فیلم علاوه بر رضا عطاران، جواد رضویان، فتحعلی اویسی ،حدیث فولادوند ،مهران غفوریان و مهران رجبی بازی می كنند.

دومین جشنواره كمدی گل آقا با هدف اشاعه فرهنگ طنز و شوخ طبعی و گسترش كمی و كیفی آثار طنز و كمدی ۳۰ مهرماه ۱۳۸۷ برگزار می شود.












خبرگزارى فارس




نوع مطلب : رضا عطاران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 17 مهر 1387
هومن نوروزی


( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic