سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اندر احوالات زیارت رفتن اصلاح طلبان


نویسنده: مسعود مرعشی

همان طور که مستحضرید در شماره های گذشته به نقد و بررسی برخی آثار »ساسی مانکن«، »حسین مخته« و »مولانا جلال الدین رومی« پرداختیم. این بار قصد داریم به یک ترانه از »عباس قادری« بپردازیم. به این امید که بیش از پیش، پی به اهداف پشت پرده گردانندگان آشوب های اخیر ببریم و آگاه باشیم که کودتاکنندگان نرم و طراحان انقلاب مخملین با تطمیع برخی رانندگان تاکسی و اتوبوس جهت ترویج این ترانه، سعی در ترویج اهداف خود داشته اند. حرکتی که از سال ها قبل آغاز شده و این روزها نمود پیدا می کند. از آنجایی که ابیات این ترانه قرابت معنایی خاصی با هم دارند، ابتدا به صورت یکپارچه آن را مرور می کنیم، سپس به تفسیر آن می پردازیم.
    پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت/
    برگشتنی یه دختری خوشگل و با محبت/
    همسفر ما شده بود همراهمون می یومد/
    به دست و پام افتاده بود این دل بی مروت/
    می گفت برو بهش بگو اغتشاش کنیم بی گفت و گو/
    هر چی می خواد بشه بشه، هر چی می خواد بگه بگه/
    راز دلم رو گفتم اینو جواب شنفتم، راز دلم رو گفتم اینو جواب شنفتم/
    پسر تو چقدر فرصت طلبی؟ اومدی زیارت یا که آشوب طلبی؟!
    در مصرع اول اشاره به زیارت رفتن یک اصلاح طلب می شود. چه دلیل و برهانی قاطع تر از همین اشاره؟ هر آدم عاقلی می داند که اصلاح طلبان، دین و ایمان درست و حسابی ندارند که بخواهند به زیارت و نماز جمعه بروند. هر انسان آزاد و عدالت محوری می داند که زیارت و عبادت فقط مخصوص اصولگراهاست. پس چطور مدعیان اصلاحات ناگهان ظاهر خود را تغییر می دهند و در پی عوامفریبی هستند؟
    چی؟ اصلاح طلب ها هم مسلمونند؟ من از شما تعجب می کنم، به شما اطلاعات غلط دادند، نزنید این حرف ها رو. من به شما علاقه دارم! همین آقای موسوی یا آقای کروبی. 70 - 60 سال خودشون رو مسلمون نشون دادند، برای اینکه مردم رو فریب بدند، رفتند توی زندون های شاه، توی انقلاب و جنگ شرکت کردند، اما آخر سر ماه پشت ابر نموند و باطن غیر پاک خودشون رو نشون دادند. این از کروبی و موسوی، دیگه چه برسه به طرفدارانشون؟ من اینجا یکسری اطلاعات راجع به یه خانم اصلاح طلب دارم که روم نمیشه بگم. بگم؟! بگم آقای موسوی؟
    به سراغ مصرع دوم می رویم. از آنجایی که ننه جون من همیشه معتقد بود رو سیاهی به زغال(یعنی اصلاح طلبان سیاهکار) می ماند، در مصرع دوم ترانه سرا اهداف شوم گروه خود را آشکار می سازد. این که ترانه سرا بعد از زیارت به فکر دختر مردم و اغتشاشگری است و می خواهد سگ و گربه اش را به خیابان بیاورد، خود روشنگر همه رازهاست. در یکی از مصرع ها ترانه سرا قصد القای این مفهوم را دارد که »هر چی می خواد بشه بشه« یعنی آنها برای حرکات خود حاضر به پرداخت هر هزینه ای هستند.
    ادامه دارد!
    
     مسعود مرعشی
    
 روزنامه اعتماد ملی، شماره 974 به تاریخ 31/4/88، صفحه 23 (شب نامه)





نوع مطلب : مسعود مرعشی، 
برچسب ها : مسعود مرعشی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 31 تیر 1388
فرزاد نعیمی

اندر احوالات مطربی بریتنی برای موسوی و كروبی


نویسنده: مسعود مرعشی

معشوق من بگشوده در روی گدای خانه اش / تا سر کشم من جرعه ای از ساغر و پیمانه اش/
    شاعر در مصرع اول این بیت، به شیوه ای بی شرمانه سرسپردگی خود را به كشورهای غربی آشكار می كند. فقط كمی دقت نظر برای درك آن لازم است. تركیب »معشوق من« كنایه ای یا استعاره ای است از كشورهای غربی. معشوق شاعر یعنی كشورهایی مثل ایتالیا كه در سفارتخانه های خود را روی گداهای خانه خود (یعنی اغتشاشگران و آشوبگران) بگشوده اند! و چه زیباست كه پسوند »رومی« در نام »مولانا جلال الدین رومی« ارتباط این فرد را با كشورهای اروپایی به خصوص ایتالیا مبرهن می سازد.
    بزم است و رقص است و طرب مطرب نوایی ساز کن / در مقدم او بهترین تصنیف را آواز کن/
    در قسمت قبل پرده از این راز برداشتیم كه شاعر این شعر را برای شرایطی كه كاندیداهای اصلاح طلب پیروز انتخابات شوند، سروده بوده. بزم و رقص و طرب و نواختن ساز توسط مطرب چه فضایی را جلوی چشم شما می آورد؟ غیر از این است كه یك كاندیدای اصلاح طلب پیروز انتخابات شده و طرفداران سگ باز و گربه بازش در حال خوشگذرانی هستند؟ به یاد بیاورید عبارت »نیناش ناش هم بلده« در ترانه ساسی مانكن كه قبلابه تفسیر آن پرداخته ایم. به راستی چرا باید یك نفر نیناش ناش بلد باشد؟ به غیر از این است كه می خواهند به ساز كشورهای غربی برقصند؟ در مصرع دوم این بیت، شاعر از مطرب می خواهد كه در مقدم او (كنایه از آقای موسوی یا آقای كروبی) بهترین تصنیف و موسیقی لهو و لعب آور خود را آغاز كند. شنیده ها حاكی از این است كه از ماه ها قبل اصلاح طلبان از جنیفر لوپز، مدونا و بریتنی اسپیرز دعوت كرده بودند تا نقش مطرب را در بیت زیر بازی كنند. چه بسا اگر اعترافات دستگیرشدگان ادامه پیدا كند به این نتیجه برسیم كه چون مایكل جكسون دعوت اصلاح طلبان را برای مطربی رد كرده بوده، توسط آنها به قتل رسیده.
    مجنون بوی لیلی ام در کوی او جایم کنید/ همچون غلام خانه اش زنجیر در پایم کنید/
    با رمزگشایی ابیات قبلی طبیعتا خود شما بهتر از ما پی به معنای این بیت برده اید. شاعر به هر خواری و ذلتی تن در می دهد تا غلام زنجیری دشمن باشد. استفاده از كلمه »كوی« طبیعتا نمی تواند بدون قصد و غرض باشد.
    ادامه دارد!
    
     مسعود مرعشی
    
 روزنامه اعتماد ملی، شماره 972 به تاریخ 28/4/88، صفحه 23 (شب نامه)





نوع مطلب : مسعود مرعشی، 
برچسب ها : مسعود مرعشی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 28 تیر 1388
فرزاد نعیمی

آخر هفته خوبی داشتید؟



شنبه :
    - مصطفی پورمحمدی، رئیس سازمان بازرسی كل كشور گفت:»باند مافیا را قبول ندارم.«
    تذكر:آقای پورمحمدی به خاطر اینكه از وزارت كشور دولت نهم بركنار شده، این حرف ها را می زند و وجود مافیا و باندهای ثروت و قدرت را زیر سوال می برد وگرنه حتی خود غربی ها هم وجود مافیا را نفی نمی كنند و در فیلم های خود دون كورلئوته را در فیلم پدرخوانده نشان می دهند.
    - علیرضا احمدی وزیر آموزش وپرورش گفت:»نمی توانم به حق التدریس ها بگویم بروید.«
    یادآوری: اما به خوبی می توانید كاری كنید كه خودشان با پای خودشان بروند!
    
    یكشنبه :
    - معاون توسعه كارآفرینی و اشتغال وزیر كار و امور اجتماعی گفت:»مشاغل خانگی برای خانواده ها ایجاد می شود.« وی درباره جزئیات این طرح اظهار داشت:»با عملیاتی شدن این طرح 150 شغل شناسایی شده كه امكان فعالیت آنها در خانه وجود داشته و امكان سرمایه گذاری اندك برای آنها نیز وجود دارد، با حمایت دولت ساماندهی می شوند.«
    خواهش:جان من 5 تا از این 150 تا شغل شرافتمندانه را برای مردم شفاف سازی كنید.
    
    دوشنبه:
    - طی تصمیمی، عدالت محورانه، در تقسیمات جدید كشوری، كرج به عنوان سی و یكمین استان كشور شناخته شد.
    آرزو:به امید آن روزی كه هر ایرانی یك استان داشته باشد!
    - در راستای اینكه پسر كو ندارد نشان از پدر، نشاید كه نامش نهند آدمی، محسن حجاریان پسر سعید حجاریان بازداشت شد!
    آرزو:به امید آن روزی كه پسران تمام بازداشت شده ها دستگیر شوند.
    
    سه شنبه:
    - علی آبادی، رئیس سازمان تربیت بدنی گفت:»نمره ورزش 17 است«
    تاكید اساسی:حالاببین اگه در المپیك دو تا مدال طلامی گرفتیم و به جام جهانی صعود می كردیم و...نمره ورزشمون چند می شد؟!
    - رجانیوز سایت حامی دولت از موافقت با انتقال سعید حجاریان به منزل و پیگیری ادامه مسیر تكمیل پرونده حجاریان در منزل وی خبر داد و افزود:»حجاریان به دلیل امكانات مناسب بهداشتی و پزشكی بازداشتگاه و مراقبت های ویژه ای كه از وی انجام می شود، برای انتقال ابراز تمایل نكرده است.«
    توصیه:بیمارانی كه به دنبال سیاه نمایی امكانات پزشكی بیمارستان ها هستند، می توانند با در دست داشتن یك برگه اعتراف نامه به بازداشتگاه های سراسر كشور مراجعه و از صدها خدمات رفاهی و درمانی این مراكز بهره مند شوند.
    - واحد مركزی خبری وابسته به صدا و سیما از سانسور خبری در آلمان انتقاد كرد.
    نكته یك:بدون شرح!
    نكته دو:شاعر بر وزن »میان ماه من تا ماه گردون« می فرماید:میان چین من تا آلمان تو، تفاوت از زمین تا آسمان است!
    
    چهارشنبه:
    - ایلخانی، سرپرست جدید سازمان هواپیمایی كشوری گفت:»به عنوان عبادت این پست را پذیرفتم.« روز بعد از این اظهارنظر هواپیمای تهران- ایروان سقوط كرد و 168سرنشین آن از دنیا رفتند.
    نكته:به نظر می رسد دوستان می توانند از عبادت های آقای ایلخانی برای پیشبرد سیاست های تنظیم و كنترل جمعیت ایران بهره كافی و وافی را ببرند.
    - شنیده ها حاكی است عباس انصاریفرد برای انتخاب سرمربی پرسپولیس در وضعیت یكیشون خیلی خوبه، یكیشون خیلی خوبه، همگی بگید ماشاءالله، میون سرمربی ها كی میشه دوماد ایشالابه سر می برد!به نظر می رسد با توجه به دزدیده شدن پژوی مدیرعامل كه در آن مدارك باشگاه هم موجود بوده، مسوولان سازمان تربیت بدنی برای حمایت از باشگاه، یك فقره دزدگیر خفن روی ماشین مدیرعامل نصب كنند!
    
    پنج شنبه:
    - اداره هواشناسی پیش بینی كرد در روز پنج شنبه و روزهای بعد از آن، مجددا توده ای گرد و غبار، آسمان مناطق غربی و مركزی كشور را فرا گیرد. آگاهان از مشكوك بودن ورود ناگهانی این حجم غبار به كشور پرده برداشتند و یك منبع موثق از دست ساز بودن این غبار و فرستادن آن توسط غربی ها خبر داد! در ضمن اگر منتظرید ما یادآوری كنیم كه روزنامه پنج شنبه، یك روز قبل صفحه بندی می شود یا حتی اینجا مطلبی درباره نماز جمعه به اقامت آقای هاشمی رفسنجانی بخوانید، آب در هاون می كوبید و ژاژ می خایید. آخر هفته خوبی داشته باشید.
    
    بعد از تحریر:
    همینجا جا دارد از صداوسیما تشکر کنیم که با پخش 68 برنامه تکراری، تمام صبح جمعه را با تصاویر آرشیوی و تام و جری و دو قدم مانده به صبح صالح علاپر کرد تا تصویری از جمعیت خس و خاشاک پخش نشود.
    پیش بینی می کنیم هفته آینده یک جبهه پرفشار از سمت راست کشور وارد شود و آب و هوا دوباره سرشار از گرد و غبار بشود.
    
    
    
 روزنامه اعتماد ملی، شماره 971 به تاریخ 27/4/88، صفحه 23 (شب نامه)





نوع مطلب : مسعود مرعشی، 
برچسب ها : مسعود مرعشی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 27 تیر 1388
فرزاد نعیمی
گفت وگو با مریلا زارعی درباره بازی در «درباره الی»



گفت وگو با مریلا زارعی درباره بازی در «درباره الی»

... با این تفاوت که اولش موقع خواندن صورتم آرام و متبسم بود و آخرش تمام بدنم می‌لرزید و وقتی تمام شد، تا دقایقی داشتم...
  
   بعد از نقش آفرینی پرشور و پرسوزش در اپیزود آخر «دعوت» ابراهیم حاتمی‌کیا که با طنین و خش صدای زارعی و بغض و نگاه دردمندش عملاً به تنها اپیزود گرم و اثربخش فیلم بدل شد، حالا و در نقش پرنوسان شهره در فیلم «درباره الی» اصغر فرهادی، جلوه دیگری از ارتقا و پیشرفت کار او آشکارشده است. او در این نقش آفرینی اش، از مجموعه امکاناتی که نقش برای خنده، گریه، گله گذاری، بدرفتاری، احساس گناه، پرتوقعی، خودخواهی، مهربانی، فهمیده نشدن و تحمل بدبینی دیگران در خود داشته، بهترین بهره را گرفته است و در واقع رمز اصلی توفیق او در همین است که هیچ یک از این صفات نقش شهره را از بقیه برجسته تر نکرده و گذاشته ما او را همزمان واجد یکایک این خصلت‌ها ببینیم، مثل بقیه کاراکترهای فیلم و مثل خودمان در زندگی واقعی.

در سینمای ما تجربه کار با جمع پرشمار در فضای بسته، تقریباً فقط در «مسافران» بیضایی با تعداد زیاد صورت گرفته و فیلم «درباره الی» نمون‌ یی دیگر بود. شما و بقیه بازیگران در این فیلم باید علاوه بر دسته جمعی کار کردن، تقریباً دسته جمعی دیالوگ می‌گفتید و اغلب توی حرف هم می‌پریدید و ریتم زندگی را حفظ می‌کردید. از این نظر این فیلم و بازی در آن چه نوع تجربه‌یی بود؟

راستش اولین بار که فیلمنامه را خواندم، اصلاً نتوانستم بفهمم کدام نقش چه می‌گوید، کدام اول است، کدام آخر، کی کم است و کی زیاد؟ فقط یک ماجرایی را بدون قطع از اول تا آخر دنبال کردم با این تفاوت که اولش موقع خواندن صورتم آرام و متبسم بود و آخرش تمام بدنم می‌لرزید و وقتی تمام شد، تا دقایقی داشتم فکر می‌کردم چقدر عین زندگی است.
همه چیزش مثل زندگی بود؛ که تو نمی‌دانی حالا که حالت خوب است، الان که کیف ات کوک است، ممکن است یک خبر، یک اتفاق، یک برخورد یا حتی یک اس ام اس زندگی ات را از این رو به آن رو کند. حالا فکر کنید این زندگی را قرار بوده بازی کنیم، نه اینکه بازی را زندگی کنیم. آقای فرهادی می‌خواست زندگی را ببیند، عین واقعیت. معمولاً کارگردان وقتی می‌خواهد همه چیز به واقعیت نزدیک باشد، سراغ نابازیگر یا بازیگر غیرحرفه‌یی یا ناشناس می‌رود. اما همه در این فیلم هم سرشناس بودند و هم حرفه‌یی. این شد دغدغه من که چطور این کار می‌خواهد انجام شود؟ اولاً خوشحال بودم که این فرصت به من داده شده. ثانیاً انگار بوی کار سخت به مشامم می‌رسید؛ کاری که مدت‌ها بود انتظارش را داشتم. نه اینکه کارهای دیگر آسان بودند، نه. برای من سطحی ترین فیلم‌ها هم کارهای سختی محسوب می‌شوند، اما این فیلم خاص از یک جنس دیگر بود؛ از جنس یک سینمای دیگر.
 
با آقای فرهادی که صحبت کردم، متوجه شدم برای رسیدن به آنچه در ذهن دارد، خیلی باید تلاش کنم اما این دفعه فرقش با دفعه‌های قبل این بود که تلاشم نباید دیده بشود. همه چیز در درون اتفاق بیفتد. همین شد که بعد از کار احساس کردم یک زندگی را تجربه کرده ام؛ با تمام سختی‌ها و آسانی‌ها. به لحاظ حرفه‌یی ریسک بزرگی بود. شما در کنار یک عده بازیگر، هر کدام با سوابق درخشان، قرار است بازی کنید. نه، ببخشید زندگی کنید. قرار است طوری کنار هم بایستید که هیچ کس قد بلندتر به نظر نرسد، یا حتی قد کوتاه تر. قرار است طوری کار شود که انگار این فیلم هشت بازیگر ندارد. یک بازیگر دارد که در هشت جسم حلول کرده، در هشت نقش.
جالب تر اینکه حاصل زحمات هر کدام مان بسته به این بود که دیگری چطور کارش را انجام می‌دهد و این وسط، کار کارگردان از همه سخت تر بود. چطور این همه بازیگر را مجاب کند که باید در حکم یک تن واحد بشوند. حرف برای گفتن زیاد است، اما چون مجال اندک است، ترجیح می‌دهم در این ارتباط و در آینده مفصل تر صحبت کنیم. به هر حال خلاصه این تجربه کار جمعی از نظر اهمیت همراهی با بازی همدیگر، در این مصرع قابل بازگو کردن است که «بنی آدم اعضای یک پیکرند».

در مورد جایگاه نقش شهره در کارنامه تان چه نگاهی دارید؟ فکر می‌کنید خود فیلم و این بازی چه مقدار ماندگاری خواهد داشت؟
در این مورد واقعاً نظری ندارم یعنی معتقدم این را منتقدان باید بگویند. شما باید بگویید. من منتظرم واکنش متخصصان را ببینم و در ادامه، واکنش مردم را. به هر حال یکی از کارهایی است که به آن تعلق خاطر دارم مثل چند کار دیگرم که واقعاً در آنها جان گذاشتم. این توضیح ضرورت دارد که بگویم در این فیلم، بیش از نیمی‌از انرژی من صرف این شد که انرژی ام را مهار کنم و بگذارم لحظات خودشان مثل زندگی جاری شوند؛ جریانی که البته باید لحظه به لحظه به دست کارگردان هدایت می‌شد. باید همان جوری که او می‌خواست، انرژی‌ها را کنترل می‌کردیم و با ریتم و روانی زندگی کار می‌کردیم. اما خودمان در آن دخیل نمی‌شدیم.
 
از زمانی که متوجه تفاوت جزییات این فیلمنامه و فیلم با چیزهایی که به آن عادت داریم شدم، خواستم تجربه دیگری داشته باشم و به روش دیگری کار کنم. می‌دانید مثل چی؟ در زندگی بارها شده که غصه داری. می‌روی توی اتاقت می‌نشینی پشت در. سرت پایین، به یک نقطه خیره شده یی. بغض ات توی گلویت است، اما نمی‌خواهی اشک بریزی ولی آنقدر داغانی که شانه‌هایت می‌لرزند. من توی سینما به عنوان یک مخاطب، دنبال این لحظه‌ها هستم که بازیگر در آن دیده نشود، اما حس و حالش تماشاچی را تحت تاثیر قرار دهد. این چیزی است که آقای فرهادی فیلمبردار و همه عوامل دست به دست هم دادند تا تماشاگر را تحت تاثیر قرار بدهند و این وسط بازیگر است که باید گوش بدهد. خوب گوش بدهد. من سعی کردم خوب گوش بدهم اما اگر نشده، حیف. حتماً در توانم نبوده.
فیلم «درباره الی» عملاً اولین بار است که شما در آن نقش مادری با درگیری‌های مشخص خانوادگی بر سر بچه را بازی می‌کنید. می‌شود گفت شروع دوره یی جدید در فعالیت تان است.
من قبلاً هم خیلی نقش مادر بازی کرده ام. بخشی از فیلم «دو زن»، «واکنش پنجم»، «سربازهای جمعه» یا در آستانه مادر شدن در «دعوت» حاتمی‌کیا.

خب آنجا مساله مادری کردن و فراز و فرودهایش مطرح نبوده.

بله، در این فیلم به خصوص جنس نقش با آنهای دیگر فرق داشت. یک مادر با ویژگی‌های یک مادر؛ زن، مهربان، فداکار، گاهی اوقات غرغرو، گاهی اوقات متوقع و گاهی اوقات... اما همیشه عاشق و همیشه مهربان. نقش من در این فیلم لحظاتی داشت که در زندگی واقعی آن را زیاد می‌بینی و زیاد می‌شنوی. روابط بین این زوج از شخصیت‌های فیلم یعنی شهره و پیمان که نیمی‌از اجرای آن به من مربوط بود، در فیلمنامه خیلی واقعی به نظرم آمدند. امیدوارم روی پرده هم به همان اندازه واقعی و باورپذیر به نظر برسد.

نکته دیگری هست که بخواهید مطرح کنید؟

فقط یک چیزی می‌خواهم بگویم؛ دلم می‌خواهد وقتی فیلم دیده شد یا وقتی خودم فیلم را با مردم دیدم، احساس کنم توی همه این شرایط و فراز و نشیب‌ها، فیلم واقعاً مورد لطف همه قرار گیرد و فعالیت و کوشش من یک قدم دیگر محسوب شود؛ یک قدم رو به جلو، یا یک قدم رو به عقب. این به تنهایی خیلی فرق نمی‌کند. در هر دو صورت مهم این است که داری حرکت می‌کنی، ساکن نیستی و این یعنی پویایی. به هر حال امیدوارم خیلی مورد توجه قرار بگیرد و منتقدان هم دوستش داشته باشند و از همه مهم تر اینکه آرزو می‌کنم این فرصت را پیدا کنم که بتوانم در آینده هم از این دست تجربه‌های متفاوت را از سر بگذرانم.

 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 26 تیر 1388
محمود زمانی




به سالگرد وفات هامون سینمای ایران نزدیک می‌شویم - 5


 «هارون یشایایی» گفت: مجموعه بازی‌های «خسرو شكیبایی» در سینمای ایران بسیار ماندگار است اما آن چیزی كه باعث شد هامون ماندگار شود، شباهت آن شخص به شخصیت روشنفكر خسرو شكیبایی بود.

«هارون یشایایی» در نخستین سالمرگ «خسرو شكیبایی»گفت: 2 فیلم را با مرحوم «خسرو شكیبایی» عزیز كار كردم كه با وجود درخشش در هر 2 فیلم به نظر می‌رسد «هامون» از توجه بیشتری برخوردار شده است اما هیچ‌گاه نمی‌توان بازی استثنایی خسرو را در «كیمیا» از خاطره‌ها فراموش كرد.
وی ادامه داد: خسرو در «كیمیا» نقش اول فیلم را به عهده داشت و بازی هنرمندانه‌اش در تمامی وجوه مختلف فیلم آنطور كه باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته است و به نظر می‌رسد بازی ماندگار او در «هامون» بر كارنامه‌ بازیگری‌اش سایه انداخته است، در حالی كه او در فیلم‌‌های نظیر كیمیا، سارا و فیلم تلویزیونی مدرس بسیار استثنایی ظاهر شده است.
این تهیه‌كننده سینمای ایران افزود: خسرو در «كیمیا»، توانست ویژگی‌های مختلف این شخصیت را در سه مقطع جنگ‌زدگی، اسارت و آزادگی به خوبی، به نمایش بگذارد و به همین دلیل این فیلم در ذهن همه علاقمندان سینما ماندگار شده است.
یشایایی خاطرنشان كرد: در «هامون» نیز جای پای مهرجویی و راهنمایی‌های او در بازی «خسرو شكیبایی» كاملاً مشهود است، اما «هامون» به دلیل نزدیكی به شخصیت روشنفكر خسرو ماندگار شده است.
وی تصریح كرد: اوج كار «شكیبایی» را در تلویزیون می‌توان در شخصیت مدرس دید، به همین دلیل خاطره‌ای از این نقش در ذهن من باقی مانده است كه مربوط به زمان فیلم‌برداری «كیمیا» می‌شود كه برای گرفتن اجازه فیلم‌برداری از داخل صحن خدمت آقای طبسی رفتیم و ایشان پس از اینكه متوجه شد «خسرو شكیبایی» نقش «شهیدمدرس» را ایفا كرده است و نه یكی از روحانیون، اجازه داد ما بدون هیچگونه مشكلی در داخل صحن امام رضا (ع) فیلم‌برداری كنیم.
یشایایی در خاتمه گفت: خسرو آنقدر بزرگ بود كه حتی اگر در صحنه مشكلی برایش بوجود می‌آید برای اینكه كار لطمه نخورد استوار می‌ایستاد و پیشنهاد می‌داد كه متن را با كمی تغییر ادامه دهیم و این كار در «كیمیا» اتفاق افتاد و او با دست شكسته بسیاری از سكانس‌های فیلم را بازی كرد.

همچنین سیروس الوند گفت: خسرو شكیبایی پیش از آن كه به سینما بیاید در صحنه تئاتر كار كرده بود و ساده به سینما نیامد بلكه پیشینه داشت و به سادگی اسطوره نشد.

«سیروس الوند» در نخستین سالمرگ خسرو شكیبایی در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس گفت: خسرو به لحاظ این كه در ابتدا در دوبلاژ و در رادیو كار كرده بود و تجربه بازی بر روی صحنه تئاتر داشت، وقتی به سینما و تلویزیون آمد بدن آماده‌ و صدای پرورش‌ یافته‌ای داشت.
وی افزود: به دلیل علاقه‌ای كه خسرو به ادبیات داشت، نحوه استفاده از این صدای خوش را بلد بود و با شرایط فیزیكی مناسبی از صحنه تئاتر به سینما آمده بود در نهایت باید گفت كه خسرو بازیگری صاحب پیشینه بود و به سادگی به سینما نیامد و همین عامل باعث شد كه او اسطوره شود.
این كارگردان سینمای ایران خاطرنشان كرد: به لحاظ كاری، خسرو تنها به متن اكتفا نمی‌كرد و برخلاف بسیاری از بازیگران برای به دست آوردن نقش خود تحقیق می‌كرد و حتی در مواردی، تحقیقات خود را به صورت عملی و در صحبت با موارد عینی نقش خود ادامه می‌داد.
كارگردان فیلم «یكبار برای همیشه» تصریح كرد: خسرو اهل گفتگو بود و بخصوص بخش عمده‌ای از كارش را قبل از آغاز فیلمبرداری انجام می‌داد. به این نحو كه مدت‌ها با كارگردان برای رسیدن به نقش مناسب بحث و گفتگو می‌كرد و همین نكته، او را از سایرین متمایز می‌كرد.
الوند ادامه داد: خسرو قابلیت بازی در نقش‌های مختلف با هویت‌های مختلف را داشت و به همین دلیل بود كه وقتی بازی او را در فیلم «هامون» می‌بینیم متوجه می‌شویم كه هیچ ارتباطی بین این بازی و فیلمی مثل «یك بار برای همیشه» وجود ندارد و كاملا جنس متفاوتی از بازی را ارائه داده بود به همین دلیل او توانایی بازی در نقش‌های متفاوت فرهنگی را داشت.
وی گفت: قبل از شروع فیلمبرداری «یكبار برای همیشه» حدود یك ماه با هم تمرین كردیم كه 15 روز آن با دوربین بود و شاید همین تمرین‌ها و صبوری‌های او بود كه منجر به بازی‌های درخشان خسرو و فاطمه معتمدآریا شد.
كارگردان فیلم «مزاحم» در خاتمه اظهار داشت:‌ «خسرو شكیبایی» در هر دو فیلمی كه با وی كار كردم، از نظر همكاری و هم‌زیستی، فوق‌العاده قلب مهربانی داشت و قلب او برای بی‌شمار آدم جای داشت و هیچ كس از او ناراحت نمی‌شد، كما اینكه مرگ و فقدان او بر جامعه سینمایی كشور تاثیر گذاشت و هنوز هم عده‌ای مرگ او را باور ندارند.

و بالاخره صغر هاشمی گفت: خسرو شكیبایی پدیده‌ای در سینمای ایران بود كه هرگز تكرار نخواهد شد و راز ماندگاری او بین سینماگران و مخاطبان سینما در مردم‌داری او است.

«اصغر هاشمی» در آستانه نخستین سالمرگ خسرو شكیبایی در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس، گفت: صحبت كردن از خوبی‌های خسرو شكیبایی سخت است، چرا كه او آنقدر خوبی داشت كه انسان نمی‌داند به كدامیك از آنها اشاره كند اما حضور او در فیلم «زندگی» برای من آنقدر تجربه درخشانی بود كه همواره تك‌تك آن لحظات در ذهن من باقی مانده است.
وی ادامه داد: كشف اینكه چگونه این آدم توانست در قلب همه مردم ایران جای بگیرد، چندان كار دشواری نیست و آنقدر نشانه‌های روشنی در این مورد وجود دارد كه تنها كافی است دقایقی به ویژگی‌های شخصیتی خسرو فكر كرد.
كارگردان فیلم «زندگی» ادامه داد: مهم‌ترین خصوصیت خسرو، این بود كه با همه به گرمی استقبال می‌كرد به طور كلی آنقدر شخصیت دلنشینی داشت كه در اولین برخورد همه راه مجذوب خود می‌‌كرد و به طوری كه آدم احساس می‌كرد، سال‌هاست با او دوستی دیرینه‌ای دارد.
هاشمی خاطرنشان كرد: ‌همیشه حسرت این را خوردم كه چرا نتوانستم مثل او با دیگران برخورد كنم چرا كه رازماندگاری خسرو در مردم‌داری او بود و به همین دلیل آدم احساس می‌كند همیشه باید از رفتار این فرد درس بگیرد.
وی در خاتمه تصریح كرد: از ویژگی‌های بارز بازیگری او همه سخن گفتند اما تنها چیزی كه من می‌توانم بگویم از نظر بازیگری توانایی‌‌های حیرت‌انگیزی داشت كه از آنها به خوبی در انتقال شخصیت‌ها بهره می‌گرفت و به همین دلیل تجربه كوتاهی كه با او داشته‌ام هرگز از یادم محو نخواهد شد.

طرح از: بزرگمهر حسین‌پور




نوع مطلب :
برچسب ها : خسرو شکیبایی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 26 تیر 1388
رضا طهماسب


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic