سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سایت سروش صحت  رضا عطاران :

به سراغ رضا عطاران بازیگر طنز و محبوب سینمای کشور ایران می رویم تا یک مصاحبه طنز با او در جشنواره فیلم فجر داشته باشیم.
دوست داشتید که حرف های کلن را در تهران می زدید؟
رضا عطاران:صدایش را در نیاورید وگرنه فیلم به این خوبی را توقیف می کنند(باخنده).حالا ما یک حرف هایی زدیم باور کنید همه آن حرف ها شوخی بود جان شما ,تمامی آنها را با خنده گفتیم.
آخه نگفتید در یک رادیو پرطرفدار دارید مصاحبه می کنید و بعد جنجال می شود؟
رضا عطاران:والا فکر کردیم یک رادیو محلی بی بخار هستش ولی بعد سه ساعت به من زنگ زدند گفتند رضا گل کاشتی تازه فهمیدم چی شده!!
عکس های شما هم منتشر شد در این مورد چه نظری دارید؟
رضا عطاران:دیگه استرس وارد نکنید,عکس ها هیچ عیبی ندارند همه با کیفیت خوب و با کلاه(با خنده).
این کلاه همان کلاه آلمان هستش؟
رضا عطاران:نه جان شما, اون کلاه یکم تیره بود ولی این روشن تر هستش تازه مارکش هم فرق می کنه(با خنده).





نوع مطلب : رضا عطاران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 30 بهمن 1389
میلاد محمدی

رامبد جوان: قرار نبود در «ورود آقایان ممنوع» گره‌ای را باز کنیم


فارس سینما-رامبد جوان گفت: قرار نبود ما در فیلم «ورود آقایان ممنوع» گره‌ای را باز کنیم. تمام گره‌ها باز بود و ما تنها می‌خواستیم داستان‌مان را بگوییم.
به گزارش ستاد خبری بیست و نهمین جشنواره بین‌المللی جشنواره فیلم فجر، نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «ورود آقایان ممنوع» با حضور رامبد جوان (کارگردان)، علی سرتیپی (تهیه کننده)، ویشکا آسایش (بازیگر)، بهاره رهنما (بازیگر)، پیمان قاسمخانی (نویسنده)، داود امیری (مدیر فیلمبرداری) و رضا عطاران (بازیگر) در سالن سعدی برج میلاد برگزار شد.در ابتدای این نشست رامبد جوان با بیان این که پیمان قاسم‌خانی بهترین فیلمنامه‌نویس کمدی ایران است ،گفت: این فیلمنامه قرار بود به کارگردانی مرضیه برومند و تهیه کنندگی منوچهر محمدی ساخته شود که هر دوی آنها از ساخت این فیلمنامه انصراف دادند و فیلمنامه دوباره به  قاسم‌خانی بازگشت. بعد از آن که خانم حکمت و آقای سرتیپی تصمیم به ساخت این فیلم گرفتند از میان قرعه نام من برای ساخت این فیلم بیرون آمد.سرتیپی تهیه کننده این فیلم نیز با اشاره به این که با ساخت فیلم‌هایی مانند «نیش زنبور» و «پوپک و مش ماشا ا...» می‌خواستیم فیلم‌هایی در ژانر کمدی بسازیم که سطح فعلی کمدی را بالا ببریم، گفت: این فیلم به نسبت دو فیلم دیگر موفق‌تر بود که این مرهون فیلمنامه پیمان قاسم‌خانی و کارگردانی رامبد جوان است. این فیلم در فضای آلوده فیلم‌های کمدی نمونه‌ای خوب است که می‌توان آن را مثال زد.رضا عطاران نیز با بیان این که «ورود آقایان ممنوع» یکی از متن‌هایی است که در این چند ساله خواندم و بدون قید و شرط بازی درآن را قبول کردم، گفت: فیلمنامه قاسم‌خانی به قدری خوب بود که با هر تلاشی قادر به خراب کردن آن نبودیم و خوشحالم در این پروژه حضور داشتم.پیمان قاسم‌خانی نیز در ادامه با اشاره به این که نوشتن فیلمنامه «ورود آقایان ممنوع» یک سال به طول انجامید ،گفت: این گونه نیست که به راحتی و 20 روزه بتوان یک فیلمنامه کمدی نوشت. برای هر سکانس  شاید بیش از 30 بار متن را تغییر داده‌ام و جان کنده‌ام تا متن این گونه نوشته شود. من در هنگام نوشتن به خودم سخت می‌گیرم تا حاصل کار درخشان شود.ویشکا آسایش نیز این نقش را یکی از نقش‌های متفاوتی دانست که تا به حال بازی کرده است و گفت: عطاران کمک زیادی کرد تا این نقش خوب درآید.بهاره رهنما نیز با اشاره به نقش کوتاهی که در  این فیلم بازی کرده بود، گفت: بازی در نقش‌های کوتاه و تاثیرگذار را به نقش‌های اصلی که هویت متنی ندارند، ترجیح می‌دهم. رامبد جوان یکی از سالم‌ترین کارگردان‌ها از لحاظ روانی است که بازیگر را از نظر روحی پشتیبانی می‌کند.
داود امیری فیلمبردار فیلم سینمایی «ورود آقایان ممنوع» هم وعده داد در عید نوروز که این فیلم اکران عمومی می‌شود نسخه بهتری با رنگ‌های مشخص‌تر به روی پرده رود.در ادامه این نشست رامبد جوان در پاسخ به این پرسش که این فیلم  قرار است چه گره‌ای را بازکند و این که چرا گاهی گره داستانی فیلم گم می‌شود؟، گفت: قرار نبود ما در این فیلم گره‌ای را باز کنیم. تمام گره‌ها باز بود و ما تنها می‌خواستیم داستان‌مان را بگوییم. داستانی که پیمان قاسم‌خانی با تمام جزئیات آن را نوشته بود.وی ادامه داد: مخاطبی که قاسم‌خانی برای  فیلمنامه خود تصور کرده است، مخاطب هوشمندی است که شوخی‌ها را در ذهنش ادامه می‌دهد و می‌خندد. نکات ظریفی در این فیلمنامه است که  درک آن نیاز به هوش بالایی دارد.رامبد جوان  این انتقاد که تحول شخصیت مدیر بسیار ناگهانی بود را پذیرفت و گفت: این نکته به فیلمنامه بر نمی‌گردد بلکه مربوط به مشکلاتی است که در هنگام تولید به آن برخوردیم و تهیه‌کننده قول داده است آن هنگام اکران عمومی آن را رفع کند.
کارگردان «ورود آقایان ممنوع» با شرح بخش حذف شده فیلم، روند منطقی تحول مدیر مدرسه را توضیح داد و گفت: مشکلاتی که در اکران جشنواره‌ای این فیلم وجود داشت در اکران عمومی آن حل می‌شود.قاسم‌خانی نیز در خصوص شباهت این فیلم به فیلم سینمایی«مدرسه راک» گفت: مچم را گرفتید! در خصوص سکانس آخر که مربوط  به مینی‌بوس‌سواری دانش‌آموزان بود این فیلم مدنظرم بود و به آن فکرکردم.قاسم‌خانی در زمینه عنوان این فیلم گفت: نام «ورود آقایان ممنوع» را خانم برومند انتخاب کرده‌اند.این فیلمنامه‌نویس درباره پایان داستان که  بر خلاف انتظار تماشاگر است ،گفت: من به سینمای کمدی –رمانتیک علاقمندم اما از پایان کلیشه ای آن پرهیز دارم. یک سوم این کمدی‌ها به جدایی ختم می‌شود و در فرودگاه احساس پشیمانی به سراغ شخصیت اصلی می‌آید و.. برای این که این کلیشه را بشکنیم، به تماشاگر رودست زدیم و جای عشق‌های بازیگران را عوض کردیم. در اکران‌هایی که تا به حال شده است، ندیده‌ام که تماشاگر از این رودست خوردن ناراحت باشد.عطاران نیز در این نشست خبر از کلید خوردن اولین کار بلند سینمایی‌اش در سال جدید داد و به طنزگفت: در  این مدت که مریض بودم برای درمان بازیگری می‌کردم.





نوع مطلب : رامبد جوان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 30 بهمن 1389
میلاد محمدی
سلام
بهترین داستان كوتاهی كه من در عمرم خوندم داستانی بود به نام میز ، میز است نوشته پیتر بیكسل كه بدون اغراق می تونم بگم كه منو به فكر فرو برد و معناهای جدیدی از زندگی رو برام روشن كرد .
پیتر بیكسل یه نویسنده سوئیسی است كه سال 1935 در لوتسترن به دنیا اومده  و چاپ اولین کتاب او در واقع خانم بلوم دلش می‌خواهد با شیرینی فروش آشنا شود در سال ۱۹۶۴ شهرت بسیاری برایش به وجود آورد .
در سال ۱۹۶۹ «بیکسل» با چاپ کتاب «داستان‌های کودکان» شگفتی ی منتقدان را درآورد. کتاب با اقبال بی نظیری روبه رو شد و بلافاصله به بسیاری از زبان‌ها ترجمه شد و مدت‌ها جزو پرفروش‌ترین کتاب‌ها قرار داشت.
این که او را استاد داستان‌های کوتاه می‌دانند بیراه نیست. «بیکسل» در نوشتن داستان‌های کوتاه و ایجاد موقعیت‌ها و وقایع منحصر به فرد و نه لزومأ خاص، با خلق شخصیت‌هایی پیچیده توانایی ی شگرفی داره. داستان‌های او مینیاتورهای زیبا و اعجاب آوری ست که خواننده را پس از تمام شدن اثر به تفکر وامی داره. تنهایی، عدم مخاطب و نداشتن روابط انسانی از جمله مباحثی ست که در آثار او نمایانه . داستان‌های «بیکسل» گر چه ساده و کوتاه‌اند اما بار معنایی زیادی داره و تاثیر  عجیبی بر روح خواننده می‌گذاره. مجموعه‌ای از داستان‌های او به نام آمریکا وجود ندارد به فارسی
چاپ و ترجمه شده‌ .
در ادامه مطلب می تونید داستان میز ، میز است رو بخونید .



ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


نوع مطلب :
برچسب ها : پیتر بیكسل،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 29 بهمن 1389
بهزاد نعیمی

من و نیكی كریمی و هدیه تهرانی

نوشته مهرداد نعیمی

 

از آنجا كه دوستان از ما خواسته اند یك مطلب واقع گرایانه بنویسم و از همونجا كه به دلیل افسردگی شدیدم كه باعث شده كارم به قرص و دارو برسد، اصلا حوصله طنز را ندارم ، تصمیم گرفتم چند خاطره واقعی و كاملا جدی بنویسم . باشد كه نیك بماند .

1 . داخلی . منزل بابابزرگم اینا . سال 1375

بچه كه بودم یكبار ابوی محترمم از من پرسید " هدیه رو ترجیح می دی یا نیكی رو ؟" ، من هم در آن عالم بچه گی پیش خودم گفتم ، " در این سوال قطعا نكته ای انحرافی وجود داره" ، فكر كردم اگر عقل كنم و بگم نیكی ، آن وقت حتما هدیه ای برایم دست و پا خواهند كرد . این بود كه گفتم نیكی ، پدرم دستی به محاسن نداشته اش كشید و رو به شوهر عمه ام گفت : « ببین ، حرف راست رو از بچه بشنو ، من موندم واقعا چه جوریه كه بعضیا هدیه رو به نیكی ترجیح می دن ؟»

2 . داخلی . توی چاه . سال 1376

سال 76 زده بودم تو خط عرفان غلیظ ، یه عالمه ریش داشتم و از 24 ساعت شبانه روز بیست و هفت هشت ساعتشو كله معلق توی چاه ذكر می گفتم . همه رو عاصی كرده بودم ، یه روز درحالیكه به نظر می رسید دیگه بهبودی نداشته باشم ، یكی از دوستام به نام رضا طهماسب اومد خونه ما و با كلی مكافات منو از چاه كشید بیرون و ازم خواست با هم فیلمی ببینیم به نام پری ، گفتم برو رد كارت ، من بی خیال ذكر بشم بشینیم پری پری الهی ور بپری نگاه كنیم ؟

آقا رضای طهماسب یه بامباچه زد تو سرم و بعد با هم نشستیم فیلم رو دیدیم . هیچ وقت این دو ساعت از عمرمو فراموش نمی كنم . این فیلم یه شاهكار به تمام معنا بود ، مفهوم هزار كتاب عرفان رو خلاصه كرده بود تو این فیلم .

به قول معروف از چی چیش بگوم كه هر چی نگوم بهتره ، همین قدر بگم كه برای این فیلم علی مصفا قطعا باید اسكار می گرفت . شكیبایی هم ، مهرجویی هم ، نیكی كریمی هم ....

3 . داخلی . اون خونه مون كه به فنا رفت . سال 1378

با تمام فك و فامیل داشتیم فیلم قرمز رو می دیدیم . منم از اون پرسپولیسی های غیرتی ، سراسر فیلم منتظر بودم یه جمله از پرسپولیس بشنوم . مثلا هدیه برگرده بگه "مخلص آقامون ، سلطان علی پروین" ، یا چه می دونم ، اون وسط داد بزنه كه "شش تای پنجاه و دو ، هیچ وقت نره از یاد تو" ، .... اما خبری نبود كه نبود ، از دست این هدیه كاملا عصبی شده بودم ، خدا خدا می كردم فروتن روانی بشه بزنه گردن هدیه رو بشكنه ، تو همین احوالات بودم كه دیدم فیلم داره لحظه به لحظه بی منطق تر میشه ، باصطلاح هدیه نقش بازی می كرد كه بتونه فروتن رو بكشه ، خواستم اینجا از همین تریبون به جیرانی بگم "برادر ، من تا حالا یه فیلم كامل و بی عیب از شما ندیده ام كه ندیدم

4 . داخلی . سلف دانشگاه . پائیز سال 1381

توی سلف دانشگاه نشسته بودیم و من هر چی از سینمای ایران می دونستم ریخته بودم رو دایره و برای دوستان فیلمهای سال 80 رو بررسی می كردم . رسیدیم به فیلم نیمه پنهان ، با شور و حرارتی وصف نشدنی ، فیلم رو تحسین می كردم و از بازی نیكی كریمی تقدیر می كردم . یهو چشمامو وا كردم دیدم همه رفتن و فقط یكی از دوستام مونده . پرسیدم : "چی شد ؟ كجا رفتن ؟" دوستم گفت "رفتن CD نیمه پنهان رو پیدا كنن" !!

5 . داخلی . سینما بهمن ، بهمن 1384

جشنواره 84 داشتیم چهارشنبه سوری رو تماشا می كردیم . سر سكانسی كه هدیه و خواهرش گریه می كنن و درد دل می كنن ، زیر لب گفتم : "فرهادی چقدر خوب این فضاهارو می شناسه" ، زنی كه كنارم نشسته بود گفت بله همین طوره ، نگاش كردم دیدم هدیه تهرانیه ، چقدر آروم و با شخصیت بود ، خلاصه تا آخر فیلم یه چشمم به فیلم بود و یه چشمم به هدیه ، چهارشنبه سوری فیلم جذابی بود اما تماشای فیلم در كنار هدیه ، فیلم رو برام جذاب تر كرد .

6 . داخلی/خارجی . سینما فلسطین/ ماشین و ... زمستان 1385

آن موقع دختری به نام سپیده نامزدم بود و داشت كارمون به ازدواج می كشید . رفته بودیم سینما و چه كسی امیر را كشت رو تماشا می كردیم . من حسابی جذب فیلم شده بودم اما سپیده بی قرار بود و فیلم رو نمی دید . بالاخره اون قدر روی مخم راه رفت كه مجبور شدم 20 دقیقه قبل از پایان فیلم ، از سالن سینما خارج بشیم . سپیده رفت سراغ باجه بلیط فروشی و چند تا فحش آب دار به فیلم داد و  پولمون رو پس گرفت . منم دویدم و پول بلیط خودم رو دوباره دادم به متصدی باجه و از سینما خارج شدیم . یه دعوای استخون دار با هم انجام دادیم . اولش گفتم "آخه سپیده خانم ، شما كه شكر خدا پول دارید ، چرا پولتون رو پس گرفتید ؟" . گفت : "فیلمش در پیت بود ، خودشون گفتن اگه فیلم رو دوست نداشتین پولتون رو پس بگیرین . " گفتم "من هنوز تو كفم كه بالاخره كی امیر رو كشته بود ، این همه دیالوگ جذاب ، اون وقت می گی در پیت ؟"  گفت " تو بی فرهنگی" گفتم "تو كم حوصله ای" گفت "تو نمی فهمی ، تازه نیكی اون وسط همش افه زبان انگلیسی می اومد " گفتم " اولا كه بلده ، دوما دیالوگا مال فیلمنامه اس ، نیكی كه از خودش نمی گفته " ..... خلاصه هی اون گفت من گفتم اون گفت من نگفتم باز اون گفت من بازم نگفتم و اون گفت و آخر سر من گفتم :« بیبین سیفیده جون، راستش من زن به این بی فرهنگی نمی خوام ، زن من باید مثل همون نیكی كریمی باشه كه تو بدشو گفتی ، شما رو به بخیر و ما رو به سلامت »

سیفیده محكم زد روی ترمز و گفت :« از ماشین من پیاده شو » . پیاده شدم و در ماشینشو چنان محكم كوبیدم كه وا رفت . ماشین كه دور شد دیدم وسط نا كجا آبادی یه لنگه پا وا مونده بودم . چشمتون روز بد نبینه ، آقایی كه شما باشی ما مردیم تا رسیدیم خونه اما خدا رو شكر دیگه سیفیده رو ندیدم .





نوع مطلب :
برچسب ها : مهرداد نعیمی، نیكی كریمی، هدیه تهرانی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 29 بهمن 1389
فرشته نعیمی

در صورتی که هرکدام از عکس ها باز نشد . روی خود عکس کلیک راست کرده و گزنیه Show Pictuer را بزنید !!!!

بهاره رهنما

No related posts.





نوع مطلب : بهاره رهنما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 27 بهمن 1389
هومن نوروزی


( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات