سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
گرگ بیابان؛ فاش کننده فساد و تباهی جامعه شهری


گرگ بیابان؛ فاش کننده فساد و تباهی جامعه شهری

حقیقت آن است كه هرمان هسه این رمان را پس از فروپاشی دومین و كوتاهترین زندگی مشتركش نوشته است. در آن زمان هسه، این مرد خجول عاشق طبیعت و روستا...

ماریو بارگاس یوسا، در یادداشت خود درباره “گرگ بیابان” اذعان دارد كه مشاهده گرایش شدید جوانان معترض و نوگرای اروپای دهه شصت میلادی به هرمان هسه و خصوصاٌ این اثر شاخص نویسنده آلمانی ـ سوییسی و اینكه از او به عنوان مرشد خویش یاد می‌كردند، وی را در كمال تعجب از این رویكرد‌،  به دوباره خوانی “گرگ بیابان” وسوسه می‌كند.. بارگاس یوسا متعجب از این است كه این اثر در سال 1927 منتشر  شده و نویسنده اش هم در اوایل همان دهه درگذشته است، نیز شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دوره ای كه هرمان هسه به نوشتن این رمان اقدام می‌كند، كمتر یا حتی هیچ مشابهتی با شرایط جوانانی كه چهل سال بعد به آن روی می‌آورند و نویسنده اش را بدل به یكی از مظاهر نسل خود می‌سازند، ندارد.
این رمان نوشته یك آلمانی 50 ساله در اروپایست كه هنوز زخم عمیق جنگ خونین جهانی اول را ترمیم نكرده است و خود اهل كشوریست  كه از فشار مهلك اقتصادی دوران پس از جنگ رنج می‌برد، كشوری كه تا دیروز بزرگترین قدرت جهان بود و اكنون به گوشه ای خزیده است و با به قدرت رسیدن فاشیسم در ایتالیا و ناسیونال سوسیالیسم به رهبری هیتلر در آن چشم به پیروزی و كشورگشایی‌های دوباره دارد. رمانی كه با ظرافت و شیوه‌ای نو، به نوبه خود به نقد و منع جامعه‌ای صنعتی می‌پردازد كه شادی‌های پاك و خالص انسانی، ارزش والای زیبایی شناسی و تفكر آزادی  را كه می‌تواند موجب ارتقاء روح جمعی و فرهنگ جامعه شود، تحقیر و منكوب می‌كند و ای بسا كه درست به همین دلیل تنها چهل سال پس از انتشار، از سوی جوانان معترض سال‌های شصت مورد اقبال واقع می‌شود و نویسنده اش بدل به یكی از محبوبترین چهره‌های این نهضت می‌گردد.

انسان در بحران

انتشار رمان “گرگ بیابان” در 1927 سردرگمی ‌شدید خوانندگان همیشگی آثار هسه را در پی داشت، خوانندگانی كه به آثار هسه و حال و هوای روحانی آنها عادت داشتند، با خواندن  رمان تازه وی، كه به مكاشفه اخلاقی و فاش سازی تباهی و فساد مستتر در جامعه شهری می‌پردازد، متحیر ماندند. نویسنده منتقد، شخصیت اول داستان خود “هری‌هالر” را به جای خویش می‌نشاند و حتی حرف آغازین نام و فامیل او را با خود یكسان قرار می‌دهد. حقیقت آن است كه هرمان هسه این رمان را پس از فروپاشی دومین و كوتاهترین زندگی مشتركش نوشته است. در آن زمان هسه، این مرد خجول  عاشق طبیعت و روستا، در چنبر اعتیاد به الكل، وقت‌گذرانی در  بارها و تمایل شدید به خودكشی گرفتار بود و احوال او در اشعاری كه در این دوره از زندگی اش سروده به روشنی نمود یافته است  و تنها در پایان  سال 1926 است كه نویسنده شروع به بازیابی تعادل خود می‌كند.
هرمان هسه به سال 1877 در آلمان و در خانواده ای بسیار پابند به سنن مذهبی متولد شد. این تاثیر مذهبی كه در دوران نوجوانی برعلیه آن می‌شورد، بخش درخور توجهی از آثارش را تحت الشعاع قرار می‌دهد. از سویی هم پدر و مادرش و هم پدربزرگ مادری او سال‌ها به عنوان میسیونرهای مذهبی در هند خدمت كرده اند و همین پیوندهای فرهنگی تاثیر بسزایی در پیشرفت فكری و نیز روشن اندیشی نویسنده برجای می‌گذارند. هسه مدت زیادی در حلقه دروس مذهبی صومعه “مالبرون” كه پدرش وی را به آنجا گسیل كرده بود، دوام نمی‌آورد، هر چند كه در همان دوره كوتاه هم از شاگردان نمونه محسوب می‌شد. در 14 سالگی خانواده خود را ترك می‌گوید و ابتدا به عنوان شاگرد مكانیك مشغول كار می‌شود و بعد از آن به كتابفروشی رو می‌آورد. در سال 1904 اولین رمان خود “پیتر  كامنزید” را منتشر می‌سازد، كه با توفیقی دور از انتظار روبرو می‌گردد. از كتابفروشی دست می‌كشد، با اولین همسر از سه همسری كه در طول عمر اختیار می‌كند، ازدواج می‌كند. دو سال بعد “زیر چرخ‌ها” را عرضه می‌كند، رمانی در محكومیت نظام آموزشی كه در آن یك دانشجوی نمونه، به سوی خودشكنی سوق داده می‌شود. شكست اولین تجربه زندگی مشتركش در رمان “گرترودیس” كه در 1910 منتشر می‌شود، به خوبی منعكس می‌گردد. سال بعد هسه راهی هند می‌شود. محصول این سفر رمان “سیذارتا ” است كه در سال 1922 انتشار می‌یابد. نویسنده در خلال جنگ جهانی اول در سوییس اقامت می‌گزیند و در آنجا به محكوم كردن جنگ طلبی و اندیشه‌های ناسیونالیستی رایج می‌پردازد. همزمان با پایان جنگ اول جهانی، “دمیان” را منتشر می‌كند، رمانی كه در آلمان پس از جنگ با سرو صدای زیادی به راه می‌اندازد. در سال 1923 تابعیت سویسی اختیار می‌كند. نویسنده مهاجر در رمان‌های “گرگ بیابان ـ 1927” و “نرگس و ؟ ؟ ؟ ؟ ـ 1930” دوباره به تضادهای درونی انسان، به تنش میان دلیل و دل، به تزاحم میان  آرزوی مورد اقبال جمع واقع شدن و در جستجوی خویشتن خویش بودن، می‌پردازد. صعود هیتلر و جایگیری او بر مسند قدرت در آلمان، سبب حیرت فراوان هسه كه در خلوتكده اش واقع در“مونتاگنولا”ی سوییس زندگی می‌كند، می‌گردد. هسه در همین خلوتگاه است كه بر روی اثر مورد علاقه اش “بازی تیله‌ها‌” كار می‌كند، رمانی دو جلدی كه آن را در 1943 به دوستداران آثار خود عرضه می‌كند. سه سال بعد جایزه ادبی نوبل به او اختصاص می‌یابد. ولی مشكل بینایی و وضع بد جسمانی، مانع او در به انجام رساندن طرح‌های مهمی‌ كه برای نوشتن در سر دارد، می‌گردد و سرانجام در 9 اوت 1962 در هشتاد و پنج سالگی در منزلش چشم از دنیا فرو می‌بندد.                     
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 30 آذر 1389
میلاد محمدی
کلاس درس؛ داستانی از غلام‌حسین ساعدی


کلاس درس؛ داستانی از غلام‌حسین ساعدی

دو پیرمرد مرد جوانی را روی تابوت آوردند تو. هنوز نمرده بود. ناله می‏كرد. گاه گداری دست و پایش را تكان می‏داد. او را روی میز خواباندند. پیرمردها بیرون رفتند و...

همه ما را تنگ هم چپانده بودند داخل كامیون زوار در رفته‏ای كه هر وقت از دست اندازی رد می‏شد، چهارستون اندام‏اش وا می‏رفت و ساعتی بعد تخته بندها جمع و جور می شدن دور ما یله می‌شدیم و همدیگر را می‏چسبیدیم كه پرت نشویم. انگار داخل دهان جانوری بودیم كه فك‌هایش مدام باز و بسته می‌شد ولی حوصله جویدن و بلعیدن نداشت. آفتاب تمام آسمان را گرفته بود. دور خود می‏چرخید. نفس می‏كشید و نفس پس می‏داد و آتش می‏ریخت و مدام می‏زد تو سرِ ما. همه له له می‏زدیم. دهان‌ها نیمه باز بود و همدیگر را نگاه می‏كردیم. كسی كسی را نمی شناخت. هم سن و سال هم نبودیم. روبروی من پسر چهارده ساله‏ای نشسته بود. بغل دست من پیرمردی كه از شدت خستگی دندان‏های عاریه‌اش را درآورده بود و گرفته بود كف دستش و مرد چهل ساله‏ای سرش را گذاشته بود روی زانوانش و حسابی خودش را گره زده بود. همه گره خورده بودند. همه زخم و زیلی بودند. بیشتر از شصت نفر بودیم. همه ژنده پوش و خاك آلود و تنها چند نفری از ما كفش به پا داشتند. همه ساكت بودیم. تشنه بودیم و گرسنه بودیم. كامیون از پیچ هر جاده‏ای كه رد می‏شد گرد و خاك فراوانی به راه می‏انداخت و هر كس سرفه‏ای می‏كرد تكه كلوخی به بیرون پرتاب می‏كرد.
 
 چند ساعتی رفتیم و بعد كامیون ایستاد. ما را پیاده كردند. در سایه سار دیوار خرابه‏ای لمیدیم. از گوشه ناپیدایی چند پیرمرد پیدا شدند كه هر كدام سطلی به دست داشتند. به تك تك ما كاسه آبی دادند و بعد برای ما غذا آوردند. شوربای تلخی با یك تكه نان كه همه را با ولع بلعیدم. دوباره آب آوردند. آب دومی بسیار چسبید. تكیه داده بودیم به دیوار. خواب و خمیازه پنجول به صورت ما می‏كشید كه ناظم پیدایش شد. مردی بود قد بلند، تكیده و استخوانی. فك پایینش زیاده از حد درشت بود و لب پایین‏اش لب بالایش را پوشانده بود. چند بار بالا و پایین رفت. نه كه پلك‌هایش آویزان بود معلوم نبود كه متوجه چه كسی است. بعد با صدای بلند دستور داد كه همه بلند بشویم و ما همه بلند شدیم و صف بستیم. راه افتادیم و از درگاه درهم ریخته‏ای وارد خرابه‏ای شدیم. محوطه بزرگی بود. همه جا را كنده بودند. حفره بغل حفره. گودال بغل گودال. در حاشیه گودال‌ها نشستیم. روبروی ما دیوار كاه‏گلی درهم ریخته‏ای بود و روی دیوار تخته سیاهی كوبیده بودند. پای تخته سیاه میز درازی بود از سنگ سیاه و دور سنگ سیاه چندین سطل آب گذاشته بودند. چند گونی انباشته از چلوار و طناب و پنبه‌های آغشته به خاك. آفتاب یله شده بود و دیگر هُرمِ گرمایش نمی‌زد تو ملاج ما. می‌توانستیم راحت‌تر نفس بكشیم. نیم ساعتی منتظر نشستیم تا معلم وارد شد. چاق و قد كوتاه بود. سنگین راه می‏رفت. مچ‌های باریك و دست‌های پهن و انگشتان درازی داشت. صورتش پهن بود و چشم‌هایش مدام در چشم خانه‏ها می‏چرخید. انگار می‏خواست همه كس و همه چیز را دائم زیر نظر داشته باشد. لبخند می‏زد و دندان روی دندان می‏سایید. جلو آمد و با كف دست میز سنگی را پاك كرد و تكه‌ای گچ برداشت و رفت پای تخته سیاه و گفت: درس ما خیلی آسان است. اگر دقت كنید خیلی زود یاد می‏گیرید. وسایل كار ما همین‌هاست كه می‏بینید با دست سطل‌های پر آب و گونی‌ها را نشان داد و بعد گفت:  كار ما خیلی آسان است. می‏آوریم تو و درازش می‏كنیم و روی تخته سیاه شكل آدمی را كشید كه خوابیده بود و ادامه داد: اولین كار ما این است كه بشوریمش. یك یا دو سطل آب می‏پاشیم رویش. و بعد چند تكه پنبه می‏گذاریم روی چشم‌هایش و محكم می‏بندیم كه دیگر نتواند ببیند. با یك خط چشم‌های مرد را بست و بعد رو به ما كرد و گفت: فكش را هم باید ببندیم. پارچه ای را از زیر فك رد می‏كنیم و بالای كله‏اش گره می‏زنیم. چشم‌ها كه بسته شد دهان هم باید بسته شود كه دیگر حرف نزند. فك پایین را به كله دوخت و گفت: شست پاها را به هم می‏بندیم كه راه رفتن تمام شد. و خودش به تنهایی خندید و گفت: “دست‌ها را كنار بدن صاف می‏كنیم و می‏بندیم.» و نگفت چرا. و دست‌ها را بست. و بعد گفت: «حال باید در پارچه‏ای پیچید و دیگر كارش تمام است.» و بعد به بیرون خرابه اشاره كرد. دو پیرمرد مرد جوانی را روی تابوت آوردند تو. هنوز نمرده بود. ناله می‏كرد. گاه گداری دست و پایش را تكان می‏داد. او را روی میز خواباندند. پیرمردها بیرون رفتند و معلم جلو آمد و پیرهن ژنده ای را كه بر تن مرد جوان بود پاره كرد و دور انداخت.
 
معلم پنجه‌هایش را دور گردن مرد خفت كرد و فشار داد و گردنش را پیچید و دست‌ها و پاها تكانی خوردند و صدایش برید و بدن آرام شد. سطل آبی را برداشت. روی جنازه پاشید و بعد پنبه روی چشم‌ها گذاشت و با تكه پارچه ای چشم را بست. فك مرده پایین بود كه با یك مشت دو فك را به هم دوخت و بعد پارچه دیگری را از گونی بیرون كشید و دهانش را بست و تكه دیگری را از زیر چانه رد كرد و روی ملاج گره زد. بعد دست‌ها را كنار بدن صاف كرد. تعدادی پنبه از كیسه بیرون كشید و لای پاها گذاشت و شست پاها را با طنابی به هم بست و بعد بی آنكه كمكی داشته باشد جنازه را در پارچه پیچید و بالا و پایین پارچه را گره زد و با لبخند گفت: «كارش تمام شد.»
 
اشاره كرد و دو پیرمرد وارد خرابه شدند و جسد را برداشتند و داخل یكی از گودال‌ها انداختند و گودال را از خاك انباشتند و بیرون رفتند. معلم دهن دره ای كرد و پرسید: «كسی یاد گرفت؟»
 
عده ای دست بلند كردیم. بقیه ترسیده بودند و معلم گفت:  «آنها كه یاد گرفته‏اند بیایند جلو.»  
 
بلند شدیم و رفتیم جلو. معلم می‏خواست به بیرون خرابه اشاره كند كه دست و پایش را گرفتیم و روی تخته سنگ خواباندیم. تا خواست فریاد بزند گلویش را گرفتیم و پیچاندیم. روی سینه‌اش نشستیم و با مشت محكمی فك پایینش را به فك بالا دوختیم. روی چشم‌هایش پنبه گذاشتیم و بستیم. دهانش را به ملاجش دوختیم و لختش كردیم و پنبه لای پاهایش گذاشتیم. شست پاهایش را با طناب به هم گره زدیم و كفن پیچش كردیم و بعد بلندش كردیم و پرتش كردیم توی گودال بزرگی و خاك رویش ریختیم و همه زدیم بیرون. ناظم و پیرمردها نتوانستند جلو ما را بگیرند.
 
راننده كامیون پشت فرمان نشست و همه سوار شدیم. وقتی از بیراهه‏ای به بیراهه‏ی دیگر می‏پیچیدیم آفتاب خاموش شده بود. گل میخ چند ستاره بالا سر ما پیدا بود و ماه از گوشه ای ابرو نشان می‏داد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 30 آذر 1389
میلاد محمدی
چند ساعتی در پشت صحنه سریال «ساختمان پزشكان» سروش صحت



ساختمان پزشکان

گریم رضا كریمی متفاوت‌تر از بقیه بازیگران است و بیژن بنفشه‌خواه هم برای بار اول است كه ریش دارد، اما به هر حال سروش صحت...
 
همنشینی جراح پلاستیك و دكتر روان‌شناس زیر سقف تلویزیون
با فرارسیدن فصل زمستان معمولا اعضای خانواده فرصت بیشتری برای دور هم بودن پیدا می‌كنند. از این‌رو رسانه تلویزیون نیز كه مدت‌هاست به یكی از اعضای خانواده ما ایرانیان تبدیل شده است سعی می‌كند در این فرصت برنامه‌های مختلفی را برای اعضای خانواده به نمایش بگذارد. یكی از برنامه‌هایی كه معمولا پرطرفدار هم می‌شود برنامه‌های طنز است. شبكه 3 سیما این بار به سراغ ساختمان پزشكان رفته كه روایت طنز‌ دیگری از سروش صحت، محسن چگینی و پیمان و محراب قاسم‌خانی در تلویزیون است.
سروش صحت پس از ساخت سریال چارخونه قصد دارد شوخی‌ای با جامعه پزشكان داشته باشد. برای چگونگی ساخت این سریال سری به پشت صحنه آن زدیم تا از احوالات گروه سازنده این مجموعه بیشتر بدانیم. ساختمانی در نیاوران، محلی است كه سروش صحت به همراه دیگر عوامل این مجموعه گرد هم جمع شده‌اند. ساختمانی كه گویا پیش از این محل سكونت سالمندان بوده است. خانه‌ای بزرگ، با دیوارهای رنگی اما در عین حال دلگیر و تاریك. گروه ساعت 8 صبح سر صحنه می‌آیند تا پس از یك ماه در ساعتی كه صرف آماده كردن صحنه می‌شود، تصویربرداری را شروع كند. وقتی وارد لوكیشن می‌شوم سروش صحت را می‌بینم كه گوشه‌ای نشسته و مشغول خواندن متن‌هاست و بازیگران نیز خود را برای گفتن دیالوگ‌هایشان آماده می‌كنند.
در زیرزمین ساختمان پزشكان، كافی‌شاپ طراحی شده كه گویا محل یا به عبارتی پاتوق پزشكان این سریال است كه نقش مدیر آن را هم نعیمه نظام‌دوست بازی می‌كند.
تصویربرداری این مجموعه از اوایل دی ماه كلید خورده و قرار است در 70 قسمت از شبكه 3 سیما پخش شود. در ابتدا با سروش صحت به گفت‌وگو نشستیم تا درباره مجموعه ساختمان پزشكان اطلاعات كافی در اختیارمان بگذارد.

طنزشوخی است ،جدی نگیرید
وی در ابتدا در مورد طرح اولیه ساختمان پزشكان گفت: طرح ابتدایی توسط پیمان قاسم‌خانی به عنوان نویسنده این كار نوشته شده و سپس من به دعوت محسن چگینی به عنوان كارگردان به این مجموعه دعوت شدم و از آنجا كه پیش از این با این دوستان سابقه همكاری داشتم و می‌دانستم كه با گروه خوب و حرفه‌ای روبه‌رو هستم، پذیرفتم كه با این دوستان همراه شوم.
صحت در مورد ویژگی خاص این مجموعه نسبت به سایر مجموعه‌های طنز گفت: فكر می‌كنم فضای ساختمان پزشكان نسبت به كارهای دیگر بسیار جدیدتر و بكرتر است. وی در پاسخ به این سوال كه آیا این امكان را می‌دهد كه جامعه پزشكان در زمان پخش این مجموعه به موضوع و ساختار آن معترض شوند یا خیر؟ گفت: به هر حال برای ساخت یك مجموعه طنز ما نیازمند شوخی كردن با اقشار مختلف هستیم. البته امیدوارم جامعه فرهیخته پزشكان متوجه این موضوع باشند كه شوخی‌های ما تنها در حد شوخی است و این كار فقط یك كار طنز است و نباید آن را زیاد جدی بگیرند.
كارگردان سریال ساختمان پزشكان در ادامه صحبتش گفت: تركیب بازیگران این مجموعه را بسیار دوست دارم، چراكه مجموعه‌ای از بازیگران تئاتر، تلویزیون و سینما در این كار دور هم جمع شده‌اند. صحت درخصوص چیدمان نقش‌های این مجموعه گفت: ما برای تك‌تك شخصیت‌های این كار فكر كرده‌ایم كه امیدوارم پس از پخش با نظرات مثبت مخاطبان روبه‌رو شویم. چراكه بازخورد و نظر آنها بسیار برای ما قابل اهمیت است.
وی در ادامه در پاسخ به این سوال كه آیا ممكن است در طول كار با توجه به بازخورد مخاطبان ریتم و نوع قصه را تغییر دهید؟ گفت: به هر حال محور و خط داستان شكل گرفته و تنها می‌توانیم چیزی را كه مطلوب مخاطب نبوده است كمرنگ كنیم یا چیزی را كه مخاطب پسندیده پررنگ‌تر نشان دهیم و الا خط داستان را نمی‌توانیم تغییر دهیم.
صحت در انتها صحبت‌هایش را این‌گونه به پایان رساند و گفت: فكر می‌كنم ساختمان پزشكان با چارخونه فرق‌های زیادی داشته باشد. چراكه چارخونه كار اول من به عنوان كارگردان بود و از این نظر ضعف‌هایی داشت. اما برای نشان دادن یك سریال مطلوب و دوست‌داشتنی داریم تمام تلاشمان را می‌كنیم تا مخاطبان از ساختمان پزشكان خاطره خوشی را به همراه داشته باشند.

توانایی بداهه‌گویی دارم
هومن برق‌نورد
پس از تجربه بازی در سریال «باغ شیشه‌ای» این بار به واسطه بازی در ساختمان پزشكان بار دیگر تجربه كارهای روتین را به دست خواهد آورد. او در این سریال نقش ناصر را ایفا می‌كند. او سوالمان را این طور جواب داد: من در این سریال نقش برادر بزرگ دكتر نیما افشار (بهنام تشكر)‌ را بازی می‌كنم و در خانواده‌ای زندگی می‌كنم كه در آن اتفاقات مختلفی رخ می‌دهد. نقش پدرم را هوشنگ حریرچیان و مادرم را خانم پروین قائم‌مقامی ایفا می‌كنند.
برق‌نورد درخصوص ویژگی نقش گفت: این نقش را به چند دلیل پذیرفتم. اول به دلیل حضور پیمان قاسم‌خانی به عنوان نویسنده این مجموعه. چون متن برای من بسیار اهمیت دارد و با وجود پیمان قاسم‌خانی مطمئن هستم كه با متن‌های خوبی روبه‌رو خواهم بود و به راحتی می‌توانم به او اعتماد كنم. دوم به دلیل حضور سروش صحت به عنوان كارگردان. چراكه او را به عنوان بازیگر و نویسنده فعال و موجهی می‌شناسم و سوم این كه می‌دانستم و مطمئن بودم كه كار خوبی می‌شود. پس پذیرفتم كه ناصر قصه ساختمان پزشكان باشم.
وی درباره نوع كارگردانی سروش صحت گفت: او خیلی نرم كار می‌كند و دست بازیگرانش را باز می‌گذارد كه این كار خیلی خوب است. برق‌نورد در پاسخ به این سوال كه چقدر از بداهه‌گویی در این كار استفاده كرده است، گفت: بداهه‌گویی اصلا كار دشواری نیست اگر بدانی چه توانایی‌هایی داری، بازیگر مقابلت چه كسی است و كجا باید چه چیزی را بگویی.
این كمدین معتقد است: مجموعه‌های طنز در ذهن مخاطب بیشتر به یاد می‌ماند چون هم تعداد قسمت‌های آنها زیاد است و هم مخاطب با این نوع آثار بیشتر ارتباط برقرار می‌كند.
بازیگر نقش ناصر درخصوص این كه آیا مخاطب در نهایت می‌تواند با این نقش ارتباط برقرار كند یا خیر گفت: چون این شخصیت ما به ازای بیرونی دارد حتما این اتفاق می‌افتد. ضمن این كه بسیار هم شیرین و بامزه است.

غم مرگ برادر را برادر مرده می داند
هوشنگ حریرچیان
همان پیرمرد خوش‌لهجه اصفهانی است كه بسیار شیرین و روان نقش‌هایش را اجرا می‌كند.
وقتی به سراغش رفتم تا از اجرای نقشش بیشتر بدانم كمی دلهره داشت و دائم می‌پرسید هماهنگ شده است یا خیر؟ به قول معروف عاقبت بچه‌های بالا خیال او را راحت كردند و او با خیال راحت و سر حوصله پاسخ سوالاتمان را داد.
سروش صحت: تركیب بازیگران این مجموعه را بسیار دوست دارم، چراكه مجموعه‌ای از بازیگران تئاتر، تلویزیون و سینما در این كار دور هم جمع شده‌اند.
او در ابتدا در مورد نقش این گونه توضیح داد و گفت: در این كار نقش یك پدر را بازی می‌كنم كه 2 پسر دارد و بسیار روی خانواده‌اش تسلط دارد. او مقداری خودرای است و هر كاری كه دلش می‌خواهد انجام می‌دهد و هرگز هم نمی‌خواهد اشتباهاتش را قبول كند برای همین موقعیت‌های طنز بسیاری را ایجاد می‌كند.
این مجموعه اولین مجموعه روتینی است كه حریرچیان در آن بازی می‌كند. او در این زمینه می‌گوید: بازی در این نوع كارها را تا به حال تجربه تكرده بودم، اما تا به امروز مشكلی نداشتم و سعی كرده‌ام خودم را با شرایط تطبیق دهم. طنز این كار بسیار قوی است و سوژه هم، سوژه خوبی است.
او در مورد شیوه كارگردانی سروش صحت گفت: او چون خود بازیگر است خیلی خوب می‌تواند بازیگرانش را درك كند به قول معروف غم مرگ برادر را برادر مرده می‌داند. حریرچیان امیدوار است این كار در زمان پخش بتواند مخاطبانش را راضی كند.

تابلو برای معرفی شخصیت‌ها
در یكی از دیوارهای ساختمان تعدادی تابلو نصب شده كه در آن اسامی دكترهای مختلف با تخصص‌های مختلف دیده می‌شود. وقتی در مورد این تابلوها پرس و جو كردم كاشف به عمل آمد كه این تابلوها هر كدام متعلق به یكی از شخصیت‌های این سریال است. مثلا دكتر نیما افشار همان بهنام تشكر (شخصیت اصلی داستان)‌ است یا كتایون برهانی‌مرند زن سابق نیما است و تعدادی تابلوی دیگر كه در طول داستان با آنها آشنا خواهید شد. یكی از این تابلوها، تابلوی دكتر هومن ملك‌زاده است كه نقش او را بیژن بنفشه‌خواه بازی می‌كند. او جراح پلاستیك و زیبایی است و مطبش با دكتر نیما افشار كه یك روان‌شناس است در یك محل قرار دارد و منشی هر دو آنها شقایق دهقان است كه از هوش پایینی هم برخوردار است. بیژن بنفشه‌خواه با ما همراه شد تا از اجرای نقش در این كار بگوید.

بازیگر لای منگنه نیست
دكتر هومن ملك‌زاده، شخصیت بسیار جالب و شیرینی دارد. او مجرد است و اعتقادی به ازدواج ندارد. بیژن بنفشه‌خواه بازیگر نقش دكتر ملك‌زاده در مورد این كه چرا پیشنهاد بازی در این كار را پذیرفته است؟ گفت: من پیش از این سابقه همكاری با سروش صحت را داشتم برای همین با خیالی راحت به این گروه پیوستم ضمن این كه نویسندگان این سریال هم نویسنده‌های قابل اعتمادی هستند.
وی در خصوص شیوه كارگردانی سروش صحت گفت: بزرگ‌ترین حسن صحت این است كه خیلی راحت كار می‌كند و بازیگرش را در منگنه قرار نمی‌دهد. برای مثال اگر روزی 1000 تا پیشنهاد هم بدهم او با دقت گوش می‌كند و اگر مورد پسندش بود،‌ قبول می‌كند. بنفشه‌خواه امیدوار است در طول زمان پخش مخاطبان نیز از این كار راضی باشند. او در انتها اصرار دارد كه از همه گروه تشكر كند و دائم هم اسامی را با خودش چك می‌كند تا خدای ناكرده كسی از قلم نیفتد.

طغرل هنوز هم تك است
وحید مهین‌دوست، اجرای گریم آقایان را در این كار عهده‌دار است. وی درباره طرح اولیه گریم‌های این مجموعه گفت: طرح اولیه توسط حمید مهین‌دوست به عنوان طراح گریم‌ زده شدكه البته با وسواسی زیادی هم این كار صورت گرفت.
خوشبختانه اكثر بازیگران هم از گریم‌شان راضی هستند و با آن ارتباط برقرار كرده‌‌اند. مهین‌دوست در پاسخ به این سوال كه كدام گریم‌ از بقیه گریم‌ها وقت‌گیرتر و سخت‌تر است؟ گفت:‌ گریم رضا كریمی متفاوت‌تر از بقیه بازیگران است و بیژن بنفشه‌خواه هم برای بار اول است كه ریش دارد، اما به هر حال سروش صحت چندان اعتقادی به تغییر زیاد چهره‌‌ها به وسیله گریم ندارد و چهره‌های معمولی و عادی را بیشتر می‌پسندد. مهین‌دوست در خاتمه گفت: متاسفانه به دلیل راكورد بازیگران نمی‌توانیم گریم‌ها را در طول كار تغییر دهیم. او از گریم طغرل (محمدرضا هدایتی)‌ در «شب‌های برره» به عنوان بهترین و متفاوت‌ترین كارش در زمینه چهره‌پردازی نام می‌برد.

این گروه خسته!
نعیمه نظام‌دوست،‌ محمد شیری، پیمان
و محراب قاسم‌خانی و... غایبین سر صحنه هستند. محراب گویا تا پاسی از شب مشغول نوشتن قسمت‌های آینده بوده برای همین به خواب هفت پادشاه رفته است.
محسن چگینی و حمید مهین‌دوست هم به عنوان تهیه‌كننده و مدیر تولید رغبتی برای گفت‌وگو ندارند برای همین در خلوت خودشان می‌مانند و طرف خبرنگار جماعت نمی‌آیند. 2 نفر از عوامل گروه كه سنی هم از آنها گذشته به وسیله یك رایانه مشغول پیدا كردن قیمت‌های جدید هستند و بحث‌شان در مورد هدفمند كردن یارانه‌ها بالا گرفته است.
هومن برق‌نورد خسته از بیان دیالوگ‌های مشكل و طاقت‌فرسا به كافی‌شاپ پناه آورده تا با خوردن یك چای داغ در لیوان آبی مخصوص خودش گلویی تازه كند و جانی دوباره بگیرد.
تا به حال 17 قسمت از این مجموعه ضبط شده است و با نزدیك شدن به زمان پخش شتاب گروه را فرا گرفته است؛ البته دلهره آنها با حضور كارگردانی مانند سروش صحت كه كلا آدم خونسرد و راحتی است زیاد بالا نمی‌رود. این را از طرز رفتار تك‌تك عوامل گروه می‌توان حدس زد. به هر حال همین‌قدر كه قرار است لبخندی به لب ما مخاطبان بنشانند دستشان درد نكند و گلی هم به گوشه جمالشان... .
باغ خانه ساختمان پزشكان آنقدر وسیع است كه حتی شتر با بارش گم می‌شود. آنقدر سبزه، درخت، كاه و... در این حیاط وجود دارد كه سر و سامان دادن به آنجا سال‌ها طول می‌كشد. به هر حال ساختمان پزشكان نه‌تنها در حد یك ساختمان بلكه درحد یك بیمارستان است. شاید هم در طول قصه دكترهای سریال به سرشان زد و این ساختمان بزرگ را به بیمارستان تبدیل كردند!
به هر حال سروش صحت و گروهش نخست در تلاش هستند تا بهترین كار را برای شب‌های سرد زمستان ارائه كنند. ما هم برای آنها آرزوی موفقیت داریم.




نوع مطلب : سروش صحت، پیمان قاسم خانی، بیژن بنفشه خواه، مهراب قاسم خانی، علیرضا ناظرفصیحی، شقایق دهقان، 
برچسب ها : ساختمان پزشكان، سروش صحت،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 29 آذر 1389
بهزاد نعیمی

ساوت پارک

ساوت پارک
South Park into.jpg
ساوت پارک، اشخاص جلویی به ترتیب از راست به چپ: کایل، استن، کارتمن و در بالا کنی.
گونه پویانمایی
تهیه‌کننده(ها) تری پارکر
مت استون
صداها تری پارکر
مت استون
مونا مارشال
آوریل استوارت
کشور ایالات متحده
شمار فصل‌ها ۱۴[۱]
شمار قسمت‌ها ۲۰۷[۱]
تولید
سازنده(های)
اختصاصی
تری پارکر
مت استون
مدت هر قسمت ۲۱-۲۲ دقیقه[۲]
پخش کننده
کانال اصلی Comedy Central
نوع تصاویر تلویزیون وضوح بالا (۲۰۰۹- تاکنون)
پخش اصلی ۲۲ مرداد ۱۳۷۶ – تاکنون
پیوند به بیرون
وب‌گاه رسمی http://www.southparkstudios.com


ساوت پارک (به انگلیسی: South Park) به معنی پارک جنوب، مجموعه طنز پویانمایی آمریکایی است که از سال ۱۹۹۷ توسط Comedy Central توزیع می‌شود. داستان مجموعه حول چند دانش‌آموز در یک شهر دورافتاده ایالت کلورادو به نام سوث پارک می‌گذرد. این مجموعه به خاطر نقیضه‌هایش از وقایع روز معروف است. تری پارکر و مت استون تهیه‌کنندگان اصلی مجموعه هستند. تاکنون ۱4 فصل از این مجموعه پخش شده‌است.


شخصیت‌های اصلی داستان

سکانس اول هر قسمت

استن (Stan)

استن یا استنلی (Stanly)، شاید قهرمان اصلی داستان است. او خوش‌قیافه‌است و باهوش و البته کمی با احساس ولی منطقی. بهترین دوست استن کایل نام دارد.

کایل (Kyle)

کایل بهترین دوست استن است. خانواده کایل یهودی هستند ولی خود او مذهبی نیست. او نیز مانند استن، باهوش و بااحساس است. او از اریک کارتمن متنفر است چون او را همیشه به خاطر قومیتش تحقیر و مسخره می‌کند. کایل یک برادر خوانده کوچک‌تر کانادایی به نام آیک نیز دارد.

اریک کارتمن (Eric Cartman)

همکلاسی چاق استن و کیل است. ۴۵ کیلو وزن دارد، هرچند خودش معتقد است، فقط استخوانهایش بزرگ هستند. اریک (با نام خانوادگی کارتمن) بسیار نژاد پرست است و با مادرش هم بدرفتاری می‌کند. او بددهن نیز است. کارتمن کنی را به خاطر اینکه فقیر است، همواره مسخره می‌کند.

کنی (Kenny)

همکلاسی استن و کایل است که همراه با کارتمن چهار دوست سریال را تشکیل می‌دهد. کنی در یک خانواده فقیر زندگی می‌کند و از آنجایی که زیپِ کاپشن کلاهدار او تمام بدنش و حتی دهن وی را نیز پوشانده، به سختی می‌توان حرفهای او را فهمید. در پنج فصل اول سریال، کنی در پایان هر اپیزود کشته می‌شود و سپس در قسمت بعدی مجدداً ظاهر می‌شود، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده باشد.

قسمت دویستم سریال به دلیل تصورسازی محمد، پیامبر مسلمانان، منجر به مشاجره شد. مسلمانان تندرو وابسته به سازمان "مسلمان انقلاب" (به انگلیسی: Revolution Muslim) که مقر آن در نیویورک است خالقان ساوت پارک را تهدید به مرگ کردند :"سرنوشت آنها به خاطر پخش این نمایش احتمالا همچون تئو ون گوگ خواهد شد". تئو ون گوگ فیلم سازی بود که در سال 2004 به دلیل ساخت مستندی کوتاه درباره خشونت علیه زنان در جوامع اسلامی توسط مسلمانان تندرو به قتل رسید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 29 آذر 1389
میلاد محمدی

انیمیشن South Park



یک سریال انیمیشنی که شخصیت های آن 4 بچه دبستانی بد دهن هستند: استن، کایل، کنی و کارتمن.

South Park یک سریال کمدی هست در قالب انیمیشن که از سال ۱۹۹۷ توسط شبکه Comedy Central پخش میشود.

Matt Stone و Trey Parker همه کاره های این مجموعه هستند که نویسندگی و کارگردانی آنرا انجام میدهند و تقریبا به جای همه کاراکترها (به جز کاراکترهای مونث) حرف میزنند.

محصول سال:1997

یک سریال انیمیشنی که شخصیت های آن 4 بچه دبستانی بد دهن هستند: استن، کایل، کنی و کارتمن.
در هر قسمت آنها با ماجراهای عجیبی روبرو می شوند: از دزیده شدن توسط موجودات فضایی گرفته تا خلاص شدن از شر برادر کوچک و سمج کایل.

دیگران در مورد این سریال می گویند:

South Park یک سریال کمدی هست در قالب انیمیشن که از سال ۱۹۹۷ توسط شبکه Comedy Central پخش میشه.
Matt Stone و Trey Parker همه کاره های این مجموعه هستند که نویسندگی و کارگردانی اونو انجام میدن و تقریبا به جای همه کاراکترها (به جز کاراکترهای مونث) حرف میزنند.

مت استون و تری پارکر در ساوث پارک تقریبا همه چیز رو دستمایه طنزشون قرارمیدن: مسائل اجتماعی، سیاسی، مذهبی، شیوه زندگی آمریکایی و مسائل روز. اونها با زبان تند و گزندشون چیزهایی که به نظرشون اشتباه هست بیرحمانه نقد میکنن و مورد تحقیر و تمسخر قرار میدن.
در مورد هر اپیزود این مجموعه میشه ده ها خط مطلب نوشت ...

از نظر فنی، ساوث پارک یک انیمشن دو بعدی خیلی ساده و خام هست. به نظر میرسه هر کسی با کمترین امکانات بتونه چنین انیمیشنی بسازه. ولی علیرغم سادگی ظاهری چهره ها حالات درونی رو به بهترین وجه منتقل میکنن بطوریکه بیننده خیلی زود با کاراکترها و محیط ها میتونه ارتباط برقرار کنه و بعد از مدتی انقدر با اونها خو میگیرید که خودتان رو یک شهروند South Park محسوب میکنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 28 آذر 1389
میلاد محمدی


( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات