سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

4 . تصمیم قاطع مدیریتی

روزی مدیر یکی از شرکت های بزرگ در حالی که به سمت دفتر کارش می رفت چشمش به جوانی افتاد که در راهرو ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میکرد. جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می‌کنی؟»

جوان با تعجب جواب داد: «ماهی ۲۰۰۰ دلار.»

مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از کیف پول خود ۶۰۰۰ دلار را در

آورده و به جوان داد و به او گفت: «این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجا

پیدایت نشود! ما به کارمندان خود حقوق می‌دهیم که کار کنند نه اینکه یک جا بایستند و بیکار به اطراف نگاه کنند.»

جوان با خوشحالی از جا جهید و به سرعت دور شد. مدیر از کارمند دیگری که

در نزدیکیش بود پرسید: «آن جوان کارمند کدام قسمت بود؟»

کارمند با تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد: «او پیک پیتزا فروشی بود که برای کارکنان پیتزا آورده بود»

5 . زنگ تفریح

مردی به یک مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یک طوطی کرد. صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره کرد و گفت: «طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است.»

مشتری: «چرا این طوطی اینقدر گران است؟»

صاحب فروشگاه: «این طوطی توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی را دارد.»

مشتری: «قیمت طوطی وسطی چقدر است؟‌

صاحب فروشگاه: طوطی وسطی ۱۰۰۰ دلار است. برای اینکه این طوطی توانایی نوشتن مقاله ای که در هر مسابقه ای پیروز شود را دارد.»

و سرانجام مشتری از طوطی سوم پرسید و صاحب فروشگاه گفت: «‌ ۴۰۰۰ دلار.»  مشتری: «این طوطی چه کاری می تواند انجام دهد؟»

صاحب فروشگاه جواب داد:‌ «صادقانه بگویم من چیز خاصی از این طوطی ندیدم ولی دو طوطی دیگر او را مدیر صدا می زنند

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 31 اردیبهشت 1390
میلاد محمدی

3 داستانک طنز

1 . مصاحبه شغلی

در پایان مصاحبه شغلی برای استخدام در شرکتی، مدیر منابع انسانی شرکت از مهندس جوان صفر کیلومتر پرسید:

« برای شروع کار، حقوق مورد انتظار شما چیست؟»

مهندس گفت: «حدود ۷۵۰۰۰ دلار در سال، بسته به اینکه چه مزایایی داده شود.»

مدیر منابع انسانی گفت: «خب، نظر شما درباره ۵ هفته تعطیلی، ۱۴ روز

تعطیلی با حقوق، بیمه کامل درمانی و حقوق بازنشستگی ویژه و خودروی شیک و مدل بالا چیست؟»

مهندس جوان از جا پرید و با تعجب پرسید: «شوخی می‌کنید؟ »

مدیر منابع انسانی گفت: «بله، اما یادت باشه اول تو شوخی رو شروع کردی ! »

 

2  . کارمند تازه وارد

مردی به استخدام یک شرکت بزرگ درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یک فنجان قهوه برای من بیاورید.»

صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با کی داری حرف می ‌زنی؟»

کارمند تازه وارد گفت: «نه»

صدای آن طرف گفت: «من مدیر اجرایی شرکت هستم، احمق.L

مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: «و تو میدانی با کی حرف میزنی، بیچاره.»

مدیر اجرایی گفت: «نه»

کارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت.

3 . اشتباه موردی

کارمندی به دفتر رئیس خود می‌رود و می‌گوید: «معنی این چیست؟ شما ۲۰۰  دلار کمتر از چیزی که توافق کرده بودیم به من پرداخت کردید

رئیس پاسخ می دهد: «خودم می دانم. اما ماه گذشته که ۲۰۰ دلار بیشتر به تو پرداخت کردم هیچ شکایتی نکردی. »

کارمند با حاضر جوابی پاسخ می دهد: «درسته، من معمولا از اشتباه های موردی می گذرم اما وقتی تکرار می شود وظیفه خود می دانم به شما گزارش کنم.»






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 31 اردیبهشت 1390
میلاد محمدی

هیشکی حوصله نداره نوشته مهرداد نعیمی

1 . جوان که بودم، فکر می کردم اگه یه مدتی چیزی ننویسم، تمامی تیر و طایفه ام خواهند آمد و برایم کامنت خواهند گذاشت که: «در حسرت متن های تو آواره ترینیم. ».

اما خوب همیشه تصورات آدم درست از آب درنمی یاد، گاهی هم آدم اشتباه می کند اما گفته باشم هنوزم، اگه دلت گرفته است، بیا که کنج دلم، جا واسه دلت هست.

2  . احوالاتم تعریفی ندارد که البته هیچ ارتباطی به این موضوع نداره که تو راه برگشت به خونه، نزدیک به 40 دقیقه، ترانه در پیت «یار اگه قشنگه ولی شیطونه والا» رو اجبارا شنیدم.  این نق زدن و از احوالات بد گفتن هم نه تنها کار خیلی کثیفی است که خیلی هم بد است. این روزها هیشکی حوصله چیزهای بامزه رو هم نداره، چه برسه به شنیدن نق زدن های مردم. اصلا چه معنی داره که به بهانه نوشتن طنز، بزنیم خوار و بار خواننده محترم رو غارت کنیم؟ .... همان بهتر که رفتنی شوم (از این وضعیت نق نقو)

3 . اوضاع ولایت ایران هم گفتن ندارد، کلا باید بگم هر جا رو که نگاه می کنی، کلی دستاوردهای گنده موج می زنه(گنده کمی از بزرگ گنده تر است). به قول دوستان، همه چیز جای تبریک داره، فقط گیج و ویج موندم ببینم به کی تبریک بگم، می ترسم حق کسی ضایع بشه، در ادامه(ادامه چی؟) باید بگم که اون قدر اوضاع خوبه که بهتره از این مبحث هم رد بشم تا فردا روز بی خود و بی جهت برای خودم دردسر درست نکنم.

4 . اما می رسیم به ورزش، این دلبسته پرسپولیس بودن هم به جزء خون دل خوردن حاصلی برای ما نداشته. چه کنیم که پرسپولیس است و نمی شود ولش کرد. حکایت همان «درد عشقی کشیده ام که مپرس» خودمان می مونه. انگاری به پیشونی ما زدن که اگه عاشق چیز یا کسی باشی باید یه جوری سرویس بشی و خودت از شرمندگی خودت در بیایی!

5 . وارد مبحث سینما هم نمی شوم چون بحث سیاسی خواهد شد، از حج رفتن گل و سنبل های سوپر استارمون بگیرید تا مجوز نگرفتن بعضی فیلم ها تا برسید به «این فیلم نیست» ساخته جعفر پناهی که یه جوری به جشنواره کن رسیده، همش سیاسیه. پس همون بهتر که ازش رد بشیم و خودمون رو اذیت نکنیم. چون حتما بعده ها کسی حوصله نخواهد داشت غصه منو بخوره و یا به کمک من بیاد.

6 .  در اینجا باید یادآور بشم که 25 ساله بودن لیدی گاگا، خیلی زشت بودن ایشان و از همه بدتر، جای اپرا وینفری را در لیست مهمترین زنان دنیا گرفتن هیچ ارتباطی به من نداره، باور کنید، دروغم کجا بود، من حتی یک حساب کاربری ساده هم در فیس بوک ندارم چه برسه به این حرفها، اون «مهرداد نعیمی» هم که در فیس بوک هست، گروهی از دوستانم هستند که به بنده لطف دارند و اونجا رو تشکیل داده اند و ارتباطی به خودم نداره. در ضمن حالا که صحبت از لطف دوستان شد، می خوام یک تشکر هم از همه کسانی بکنم که طی 15 روز گذشته، من رو حضوری دیده اند ولی با هم دست به یقه نشده ایم و بحث نکرده ایم. کلی ماچ آب دار خدمت شما، حتما خیلی دوستت دارم که در این شرایطم با شما جدلی نداشته ام. راستی، احوالات من هیچ ارتباطی به «دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد» نداره، لطفا حرف در نیارید.

 





نوع مطلب : مهرداد نعیمی، 
برچسب ها : مهرداد نعیمی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 30 اردیبهشت 1390
فرشته نعیمی

او دوست دارد همیشه کارهای آبرومندی را بازی‌ کند تا فردا روزی، بتواند به پسرش (آیین) بگوید که در چه کارهایی بازی کرده است. کارنامه او در 2 بخش تلویزیون و سینما بررسی شده

نقش‌های تلویزیونی
گاهی شاد، گاهی غم
همه چیز باید دست به دست هم بدهد تا بازیگری بتواند از عرصه ای مثل تئاتر که مدت‌ها در آن حرف اول را می‌زده جدا شود تا ثابت کند یک بازیگر تئاتر فارغ از چهره و زیبایی‌های بصری می‌تواند خوب باشد و بشود امیر جعفری!
او دوست دارد همیشه کارهای آبرومندی را بازی‌ کند تا فردا روزی، بتواند به پسرش (آیین) بگوید که در چه کارهایی بازی کرده است. کارنامه او در 2 بخش تلویزیون و سینما بررسی شده که بخش اول مربوط به شاخص ترین کار‌های تلویزیونی اوست.

بدون شرح
مهدی مظلومی/ 1381
بدون شرح مجموعه ای کمدی بود که امیر جعفری در نقش فرید خیلی خوب توانست بدرخشد. تا می‌توانست بیننده را با بازی روانش جذب کرد و نوید یک بازیگر با استعداد و شاید کمدینی خوب را داد. در بدون شرح، فرید با داشتن مدرک علوم ارتباطات در یک هفته نامه زرد کار می‌کرد و تمام تلاشش را می‌کرد تا به قول آقای کاووسی (مدیر مسوول هفته نامه شهر قشنگ) این کشتی به گل نشسته را نجات دهد. روابط او با همسرش (لیلی رشیدی) هم بسیار خوب تعریف شده بود. بدون شرح اولین سکوی پرتاب جعفری در قاب تصویر بود. همین نقش هم باعث شد تا جعفری تن به تکرار چنین کاراکتری بدهد و بار دیگر نقشی کمدی را در سریالی دیگر و نه چندان موفق مهدی مظلومی با نام «کمربندها را ببندید» ایفا کرد که هرگز به محبوبیت فرید بدون شرح نرسید.



میوه ممنوعه
حسن فتحی/ 1386
جلال فتوحی،‌ پسری که با چرخاندن تسبیح در دستانش و نگاه نافذ و استفاده از کلمات سنگین، بسیار خوب توانست مخاطب را با خود همراه کند. جلال فتوحی کاراکتری منفی نبود، بلکه در موقعیتی قرار گرفته که مجبور است کارهای منفی را انجام دهد. جلال فتوحی پسر بزرگ خانواده فتوحی است و با پدرش (علی نصیریان) مشکل دارد. این نقش فرصت بزرگی را به جعفری داد تا طور دیگری خود را ثابت کند و یکی از کاراکترهای جدی و حتی خاکستری یک قصه را ایفا کند. ادای دیالوگ‌های بی‌نظیر علیرضا نادری در این سریال از زبان امیر جعفری حکم شنیدن یک رمان مصور و دیدنی را داشت. گرچه جعفری بازی خود را در این سریال متفاوت نمی‌داند و معتقد است در مقابل علی نصیریان مجبور به خوب بازی کردن شد.



چاردیواری
سیروس مقدم/1388
جعفری در این سریال نقش اصلی (نادر) را برعهده داشت. جوانی که به خاطر مشکلات مالی بی‌خیال کار کردن در رشته مربوط به درسش شده و در یک آشپزخانه کار می‌کند و حالا به خاطر ازدواج صوری با یک دختر دردسرهای زیادی سراغش آمده. غافل از این که عشق همه چیز را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. عشق نادر به «‌مریم خانم» دختر مرفه (بهنوش طباطبایی) و فرار از دست پدر خودش (آتیلا پسیانی) لحظاتی دیدنی از بازی امیر جعفری را رقم زده است. موفقیت در چاردیواری عامل بزرگی بود تا جعفری بتواند نقشی تلخ را در سریال زیر هشت برعهده بگیرد.



زیر هشت
سیروس مقدم/ 1389
این سریال را این شب‌ها از شبکه اول می‌بینید. تا به این جا و با گذشت این چند قسمت، ‌تلاش امیر جعفری برای ارائه بازی رئال و جدی بسیار مشهود است. عطا خان عمو نام نقشی است که او بر عهده دارد.
مردی که به خاطر عشق به دختر یک جواهر فروش با همکاری او از مغازه پدر دختر دزدی کرده و حالا به تاوان این اشتباه در زندان است و در زندان کلی اخبار بد می‌شنود و حتی انگشتان دست چپش را هم از دست می‌دهد! برای بازی او تا این قسمت سریال به او سه ستاره می‌دهیم و امیدواریم که بتواند تا آخر سریال هم این ستاره‌ها را حفظ کند.



نقش‌های سینمایی امیر جعفری
مسیر متفاوت
امیر جعفری در سینما مسیری کاملا متفاوت با تلویزیون در پیش گرفت. او با وسواس خاصی نقش‌های سینمایی اش را انتخاب کرد تا بدین شکل کارنامه ای یکدست در این حوزه از خود به جا بگذارد حتی فیلم‌هایی چون تردست و لج و لجبازی هم چندان نتوانسته این یک دستی را از بین ببرد.

نان و عشق و موتور هزار
ابوالحسن داودی 1380
اولین فیلم سینمایی موفق و پر فروشی که با حضور او بر پرده سینما رفت. او در این فیلم گرچه نقش چندان پررنگی نداشت اما برخلاف سریال بدون شرح که نقش مثبت و فردی دوست داشتنی اش را بازی می‌کرد، کاراکتری لمپن داشت. این فیلم در آن سال‌ها فروش بسیار قابل توجهی داشت.

قارچ سمی
رسول ملاقلی پور/ 1380
امیر جعفری قارچ سمی نقشی داشت که نمی‌توانست برای مخاطب محبوب باشد. او نقش یکی از کسانی را بازی می‌کرد که عقایدی مخالف کاراکتر اصلی داستان مهندس دومان قایمی داشت و یکی از عامل‌های اصلی سرنگون شدن مهندس قایمی بود. جعفری در این فیلم به خوبی توانست نقش فردی دگم را بازی کند و نشان دهد که هم می‌تواند کاراکتری کمدی داشته باشد و هم نقشی جدی!

پستچی، سه بار در نمی‌زند
حسن فتحی 1387
« پستچی...» در ژانر وحشت و با نگاه به سه دوره تاریخی ساخته شده بود. امیر جعفری و پانته آ بهرام یکی از داستان‌های این فیلم را روایت می‌کنند که شاید یکی از جذاب‌ترین دوره‌های زمانی برای مخاطبان باشد. لحظه‌های بازی او با بهرام همراه با دیالوگ‌های آهنگین و قدیمی بسیار دیدنی از آب درآمده. بازی امیر جعفری در نقش یک جاهل کلاه مخملی با دیالوگ گویی‌های زیبایی که دارد یکی از شیرین‌ترین کاراکترهای جاهلی را در سینمای ایران به ثبت رسانده است که قطعا نقطه عطفی در کارنامه حرفه ای خود او نیز محسوب می‌شود.



بی پولی
حمید نعمت الله 1387
کمدی متفاوتی از حمید نعمت الله،‌ در بی پولی امیر جعفری یکی از چندین دوست مفت‌خور دور و بر ایرج چیتچی (بهرام رادان) بود که نسبت دور خانوادگی هم با او داشت. جعفری در بی‌پولی رفیقی بود که به خاطر رسیدن به منافع شخصی، سنگ ایرج را به سینه می‌زد و حتی با ماشین او مسافر کشی می‌کرد و پولی را به ایرج می‌داد و در ازای این پورسانت می‌گرفت و تمام آن پورسانت را دود می‌کرد. حتما صحنه ای را که او گیر «شکوه» (لیلا حاتمی) افتاده بود را به خاطر دارید. حتی اگر او در بی پولی نقش موثر یا پررنگی نداشته باشد اما به هر حال این فیلم جزو یکی از فیلم‌های خوب در کارنامه کاری او محسوب می‌شود.



کیفر
حسن فتحی/ 1388
امیر جعفری نقش اصلی این کار نیست اما او مهره اصلی داستان محسوب می‌شود؛ مردی که همه قفل‌ها و گره‌های داستان به دست او باز می‌شود. جعغری که تغییر روند زندگی و بازیگری اش و متفاوت شدن نگاهش به زندگی را با حضور و همکاری در ساخته‌های حسن فتحی می‌داند، در آخرین همکاری‌اش با این کارگردان در نقش خلافکار به ظاهر توبه کرده ای ظاهر شده که در عطش انتقام از رفیقش که به او نارو زده می‌سوزد. ضد قهرمانی که با بازی درست جعفری تبدیل به کاراکتری می‌شود که در نهایت همدردی مخاطب را بر می‌انگیزد.


منبع: هفته نامه همشهری جوان/





نوع مطلب : امیر جعفری، 
برچسب ها : امیر جعفری،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390
فرشاد نعیمی

پخش مجموعه تلویزیونی «توطئه فامیلی» ازتولیدات گروه مجموعه های تلویزیونی شبکه یک سیما، از 7خرداد ماه 90 آغاز می شود.
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از رسانه خبری شبکه یک سیما، این مجموعه تلویزیونی به تهیه کنندگی مجید اوجی و کارگردانی رامبد جوان در 15 قسمت 45 دقیقه ای تولید شده و ساعت 22:15 روزهای زوج برای پخش آن در نظر گرفته شده است.
«توطئه فامیلی»، ماجرای رحمانی، صاحب شرکتی را روایت می کند که در آستانه مرگ قرار گرفته است. وی تصمیم می گیرد نیمی از اموالش را، به پسر شریک سابقش بدهد اما اتفاقاتی مانع این اجرای تصمیم می شود. اما لادن نوه او و پوران عروس‌اش با تصمیم رحمانی مخالف هستند و می‌خواهند به هر نحو ممکن مانع محقق شدن خواسته رحمانی شوند و...
امیر جعفری، آناهیتا همتی، جمال اجلالی، مریم امیرجلالی، خسرو احمدی، سحر دولتشاهی و... در این سریال ایفای نقش کرده اند.
سایر عوامل این پروژه عبارتند از نویسنده: فلورا سام، مدیر تصویربرداری: محسن فلاحی، صدابردار: میرحسین رسولی، طراح گریم: کیان اولاد وطن، طراح صحنه و لباس: مهدی دیلمی، مدیر تولید: عباس دقاقی، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: رضا عاطفی و عکاس: فریال اوجی.






نوع مطلب : امیر جعفری، رامبد جوان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390
فرشاد نعیمی


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic