سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

عشقولانه بازی های من و پنی – نوشته مهرداد نعیمی

نمایش دکمه چاپ
 کلا در مسائل ناموسی آدم خوش شانسی نبوده ام. در آغاز تمامی ارتباطهای عشقولانه ایم، سعی در پنهان کردن ماجرا از همه آشنایان و غریبه ها داشته ام اما همیشه ریزترین جزئیات ماجرا هم لو می رفت، نمونه اش روابط رمانتیکم با ناتالی پورتمن، آدری توتو، سارا، مهسا، پریسا، بیتا، نیکی، مهناز، کریستین دانست، هیلاری داف و ده ها نمونه دیگر که بارها و بارها در اینترنت به اشتراک گذاشته شده است،Kaley penny خلاصه اینکه از روابط عشقولانه، رو سیاهیش به من مانده... حالا در این متن تلاشی مذبوحانه دارم برای بازگرداندن روغن ریخته و آب به جوب(دقیق ضرب المثل یادم نمیاد)، می خواهم با گفتن همه حقایق ثابت کنم که آنقدرها هم هرزه و بی ناموس نیستم.
از شما پنهون نیست، از خدا چه پنهون که همه این سالها، حتی وقتهایی که بانوان محترمی که ذکرش رفت، سرگرم من بودند، عاشق پنی بودم. عشق میان من و پنی فرا پست مدرنیسم بود، یک حس روحانی، یک خلصه روانی، یک ارتباط فلسفی، یک رویای رویایی، در شرح روابط عشقولانه خودم و پنی اینقدر بگویم که در هنگام ابراز عشق و در مرحله پیوند قلبهایمان، ابتدا مهر من به آرامی و با طمانینه وارد دل پنی می شد و سپس جهت ایجاد صمیمیت بیشتر، یکی از ما یا هر دو حرکات ریتمیکی را انجام می دادیم تا با این حرکات و تماس یافتن مهرم با دل و قلوه او، تهییج رابطه صورت گرفته و به تدریج افزایش می یافت تا زمانیکه هر دو به نهایت یا اوج احساس می رسیدیم. به خوبی می دانستم که یکی شدن ما و ایجاد رابطه تنگاتنگ نیاز به بخشهای پیش مقدماتی دارد، رابطه من و پنی رابطه ای بود که در آن مسایل عاطفی و احساسی لازم برای یک رابطه دوسویه بوجود آمده بود و من نیازهای عاطفی پنی را می شناختم و تمامی اختلافات فیمابین  ما به سرانجام رسیده بود و به خواستها و انتظارات پنی توجه لازم را داشتم. در واقع تحرک من و یا انقباضات ریتمیک دل پنی برای ایجاد این صمیمیت بیش از حد صورت می گرفت و به رابطه عشقولانه مان کمک می کرد. البته باید توجه کنید که ترشحات قلب من آنقدر زیاد بود که باعث سایش دیواره های دل پنی نمی شد و فی الواقع، عشقی داشتیم فارغ از هرگونه درد و سوزش. برای افزایش احساس و علاقه، هیچ گاه نیازی به استفاده از سایر لوازم نداشتیم. من در اثر تجربه های ناموفق گذشته، بخوبی می دانستم که رسیدن به نهایت یا اوج احساس به معنای رضایت از رابطه نیست. بلکه باید همه شرایط رابطه عشقولانه اعم از یکی بودن، به هنگام بودن، دوسویه بودن و پیش نوازش به درستی انجام می شد و عشقولانه بازی نیز با آرامش و طمانینه صورت می گرفت تا پنی نازنینم، هم به رضایت از من و هم به لذت کافی از کنار من بودن برسد. من چنان شیفته پنی بودم که نقطه به نقطه می شناختمش، می دانستم که علاوه بر دل و قلب پنی، باید به نیازهای مادی و معنوی او، تمامی ابعاد وجودیش حتی لاله گوش، قوزک پا و یا گردن توجه کافی داشته باشم.  توجه کافی در همه حال، بیدار و خوابیده، ایستاده و نشسته، پهلو به پهلو، روبرو، روی پل، روی دوچرخه، معلق، فشرده، آزاد... بلی، من دوست نداشتم ارتباط ما به جدایی برسد، آنگونه که 50 درصد ازدواج های کنونی می رسد. من با تمرکز فراوان مراقب بودم که بار و وزن زندگی، ابعاد وجودی پنی را آزار نداده و او حالتی آزاد و رها داشته باشد، من سنگینی بار زندگی را بشکلی حایل می کردم که پنی بتواند دستانش را معطوف به نوازش و ایجاد گرمایش در زندگی مشترکمان کند. 
پنی آنقدر برجستگی های مثبت داشت که دو سه نقص کوچک اصلا به چشم نمی آمد. پنی حلال زاده بود(بارها تست کرده بودم)، زیبا بود(عکس را خودتان دارید می بینید دیگر)، جادار بود(منزل داشتند ایشون)، مطمئن بود(با وفا)، باهوش بود، مهربان بود، طناز بود، قشنگ بود چشماش، می خندید لبهاش، تحصیل کرده بود، مثل بلبل با آی پد کار می کرد، اکتیو بود، اِند لطافت بود، با مرام بود، حالا در مقایسه با این همه برجستگی، ضعفهایش چه اهمیتی داشت؟ مثلا برای چه کسی مهم است که او تا 20 سالگی جنسیت دیگری داشتهبود؟ یا چرا نداشتن ملحقات و ادوات زنانه باید باعث جدایی می شد؟ من که اصلا نسبت به ضعفهایش، فکرم را هم مشغول نمی کردم، فقط می دانستم که خداوند هدیه ای بی نظیر به من داده است، هدیه ای باشکوه، شگفت انگیز، پر نشاط، آبرومند، خاص، حساس، پُراحساس، سرفراز، سرافراز، دل افروز، پر طراوت، با نزاکت، بی لجاجت، دراماتیک، ملودرام، فانتزی، ....  نمی دانم چطور شرح بدهم دیگر ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 31 خرداد 1391
فرشته نعیمی

کتاب سینما -رویا از اون موجوداتی است که استادانه آدم را گول زده و مورد عنایت قرار می دهد، رویا آدم بدذاتی است، خود من جزء قربانیان او هستم. می دونید، آخه من از اون آدمایی هستم که خجالت می کشم به چهره زنها نگاه کنم، تاحالاخیلی تلاش کردم این مشکلم رو حل کنم، اما هنوزم تا با یه جنس مخالفم روبرو می شم، ناغافل سرم می افته پایین و به تته پته می افتم، البته به جز یه پیرزن که توی مترو برای پول آکاردونی می زنه، اون طوری بهش نگاه نمی کنما، فقط نگاه می کنم، خوب آخه، یه پیرزن با یه آکاردونی، خیلی جالبه، کارش هم درسته، دفعه بعدی که ببینمش هزار تومن بهش میدم، حالا از بحث دور نشیم.dreams

به سی سالگی رسیده بودم و همچنان عزب بودم، حتی در ایام بچگی دخترها حاضر نبودند با من خاله بازی کنند، حسرت یه خاله بازی خشک و خالی، به دل من مونده بود، می فهمید چی می گم؟، فقط وقتهایی که به سینما می رفتم، این شانس رو داشتم که با رویا زندگی کنم، سینمای با کیفیت ایران، کلی رویا و آرزو به من می داد، مثلا اگر فیلم خوب بود و می شد با شخصیتها ارتباط برقرار کرد، دوستی رو ادامه می دایم و شب که می شد، درحالی که من احتمالا توی یک وان پر از کف حمام، ریلکسیشن داشتم، بازیگر فیلم افتخار داده و برای صرف شام به خونه ما میومد، با هم صحبت می کردیم، از هر دری می گفتیم، گاهی پاپیچم می شدند، بهم ابراز علاقه می کردند، و منم مثل فیلمهای کلاسیک، می گفتم:« خب عزیزم، خوشحالم دوباره همدیگرو می بینیم»

اونم می گفت:«مهرداد، آی میس یو سو ماچ»

من:«می توو بِیبی»

اون:« عزیزم میشه یه سوال ازت بپرسم؟»

من:«هر چی دلت می خواد بپرس»

اون:« چرا برات پیامک اومد اما نگاهش نکردی؟»

من:«عزیزم اگه بخوایم اینقدر همدیگرو سوال پیچ کنیم همه چی می پره، به جز "ایرانسل" و "پیامک های انصراف از یارانه" کسی به من پیامک نمی ده»

اون:«یعنی مطمئن باشم پای زن دیگه ای در میون نیست؟»

من:«عزیزم من عصاره فشرده شده وفاداری هستم، خودت می دونی که»

بعد همین وقتها سر و کله یه بازیگر دیگه پیدا می شد،(احتمالا یکی از اون چهره هایی که در طول روز به یه طریقی دیده بودمش) حتی گاهی پیش میاد که این دو چهره شاخص سر من با هم دعواشون می شد و تصویرسازی ذهنی ما به گیس و گیس کشی  کشیده می شد، نگید که تا حالا از این کارا نکردید، به قول فرنگی ها، کام آن، بیاید با هم روراست باشیم. اینجا که به جزء خودمون کسی نیست، اون پیرزنه توی مترو بهم گفته که بیشتر مشکلات من از عدم خویشتن شناسی حقیقی نشات می گیره، می دونید، حرفهای پیرزنه همیشه منو به فکر فرو می بره، اون همیشه می گه، یه زن واقعی، هر چیم که باشه، از ناتالی پورتمن خیالی خیلی بهتره، آخه وقتی می شه با یه زن واقعی بود، تصور و تخیل واسه چی!؟، باید قبول کرد ناتالی واقعی احتمالا داره با یه پسر پولدار و قدبلند، تو جزیره هاوایی، ماه عسلشو می گذرونه، آدمی مثل من بدون رویا و خیال، شانسی در برابر اون نداره، اون پیرزنه از سینما خیلی چیز می دونه و فیلمهای خارجکی زیاد می بینه، میگه سینما چیزی بیش از این افکار پست و فرمایه است، البته مطمئنم اون قسمتهای بی تربیتی فیلمارو نمی بینه، ولی میگه :"تو هالیوود مردها واسه یه پیردختر فقیر سر و دست می شکنند، حتی اکثر اونا برای پیدا کردن دختر رویاهاشون، دنبال آدمهای سن بالا هستن، خودم تو ماهواره همسایه مون دیدم که جانی دپ قربون صدقه سوفیا لورن می رفته"

از شما چه پنهون، جدیدا تصمیم گرفتم یه حلقه بخرم ببرم مترو و از اون پیرزنه خواستگاری کنم، می خوام سعی کنم از مزایای اون، استفاده حداکثری ببرم، من که از جانی دپ مشکل پسندتر نیستم که، نگران اختلاف سنی هم نیستم، چون یه بار که یه آقای خشنی بهمون گیر داده بود که آقا شما با مادرتون چه نسبتی دارید؟، اون بهشون ثابت کرد که اونقدرا پیر نیست که جای مادر من باشه. دوست ندارم از این به بعد، 15 دقیقه وظیفه ملی خودم رو تنهایی سینما برم

مهراد نعیمی





نوع مطلب : مهرداد نعیمی، 
برچسب ها : ناتالی پورتمن، جانی دپ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 21 خرداد 1391
فرشته نعیمی

کتاب سینما  : "چک" بسیار بهتر از فیلم های بسیار ضعیفی مثل "پسر تهرونی" و "داماد خوش قدم" و "زنان ونوسی، مردان مریخی" است، فیلم چک توانایی جذب مخاطب را دارد، داستان مناسب و جدیدی دارد که تا نیمه های فیلم با ضرباهنگ مناسبی، جذاب پیش می رود.check

 (مضمون فیلم درباره یک چک 40 میلیونی است که قرار است بین 4 نفر تقسیم شود.) این فیلم بازیگرهای محبوبی مثل فرهاد آئیش و همایون ارشادی دارد که اجرای خیلی خوبی را دارند، و از همه مهمتر اینکه سعی در دادن پیام های اخلاقی و سیاسی هم ندارد، اما مشکل اصلی فیلم در نیمه دوم فیلم است، دقیقاً از جایی که متوجه می شویم که روز بعد جمعه است و بنابراین تا شنبه خبری از پول نخواهد بود. نویسنده و کارگردان، هیچ ایده یا سوژه ای برای جذابیت باقی فیلم نداشته اند و این موضوع باعث ایجاد صحنه های تکراری، کش دار و بی معنی در فیلم شده است. از همه بدتر سکانس رفتن دسته جمعی به پیک نیک و بخصوص سکانس مسخره غرف شدن پسربچه است که هیچ کاربرد یا جذابیتی ندارد. حتی بسیاری از تماشاچیان معتقد بودند که وجود این سکانس طبق خواسته حسن شکوهی بوده و ارتباطی به فیلم ندارد.
بهترین سکانس فیلم همان سکانس ابتدایی است، جایی که 4 آدم متفاوت و بی ربط(جمشید مشایخی، همایون ارشادی، فرهاد آئیش و شاهرخ استخری) و یک راننده تاکسی(مژگان بیات) مجبور به همراهی و تحمل کردن همدیگر می شوند. تفاوت بارزی که بین آنها وجود دارد باعث می شود که نتوانند بهم اعتماد کنند. به نظر من اگر فیلم تا انتها با همین ایده جلو می رفت بسیار جذاب تر می شد.

نوشته مهرداد نعیمی - کتاب سینما





نوع مطلب :
برچسب ها : فرهاد آئیش، همایون ارشادی، شاهرخ استخری،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 21 خرداد 1391
فرشته نعیمی

فیلم جدید کارگردان برنده اسکار تابستان امسال در نیویورک و سان فرانسیسکو فیلمبرداری می‌شود.  لوییس سی. کی. و اندرو دایس کلی که هر دو کمدین هستند، در فیلم جدید وودی آلن که عنوان آن هنوز اعلام نشده، بازی می‌کنند.michaelemerson

همچنین کیت بلانشت بازیگر برنده اسکار، مایکل امرسن بازیگر نقش بنجامین لینوس در سریال «لاست» و الک بالدوین که در «تقدیم به رم با عشق» تازه‌ترین فیلم آلن بازی کرده، در این فیلم مقابل دوربین می‌روند.

بابی کاناویل، سالی هاوکینز، پیتر سارسگارد، ماکس کاسلا و آلدن ارنرایک دیگر بازیگران فیلم جدید آلن هستند که شرکت «گراویر پروداکشنز» آن تهیه می‌کند. لتی آرونسن و استفن تننبام تهیه‌کنندگان فیلم هستند.

این فیلم پس از «پول را بردار و فرار کن» اولین تجربه کارگردانی آلن در 1969، دومین فیلمی است که او در سان فرانسیسکو می‌سازد. آلن 77 ساله در 1978 برای «آنی هال» برنده جوایز اسکار بهترین کارگردان و بهترین فیلمنامه غیراقتباسی شد و در 1987 با «هانا و خواهرانش» اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را دریافت کرد. او پارسال هم با «نیمه‌شب در پاریس» برنده اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی شد.
 

هالیوود ریپورتر / 4 ژوئن / ترجمه: علی افتخاری





نوع مطلب :
برچسب ها : وودی آلن،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 21 خرداد 1391
سارا محمدی

با گذشت یک ماه و نیم از آغاز تدوین چهارمین فیلم بلند سینمایی بهرام توکلی، «احتمال معکوس» به روزهای پایانی تدوین نزدیک می‌شود.قرار است طی 10 روز آینده تدوین فیلم به پایان رسیده و صداگذاری توسط فرامرز ابوالصدق آغاز شود همچنین به زودی مرحله تصحیح رنگ با نظارت پیمان شادمان فر (مدیر فیلمبرداری) آغاز خواهد شد. روابط عمومی فیلم خبر تغییر نام  این فیلم را که در برخی از سایت‌ها عنوان شده بود، تکذیب کرده است.

ehtemalemakoos

 


لیست عوامل فیلم سینمایی:
نویسنده و کارگردان: بهرام توکلی/ مدیر فیلمبرداری: پیمان شادمانفر/ صدابرداران: محمود سماک باشی – رضا نظری/ طراح چهره‌پردازی: سعید ملکان/ تدوین: بهرام دهقانی/ دستیار کارگردان و برنامه ریز: علیرضا نسایی/ عکاس: علی نیک رفتار – سمیه جعفری/ طراح صحنه و لباس: امیر حسین حداد/ صداگذار: فرامرز ابوالصدق/ مدیر تدارکات: شادروان امیر نوروزی/ جانشین تولید: حیدر زرقومی/ دستیار اول فیلمبردار: جلال عالی فکر/ مجری نور: آرش رمضانی/ منشی صحنه: سحر غمخوار – پانته آ حسینی/ دستیار کارگردان: امین اشرفی/ مدیر امور مالی: علی کثیری/ گروه فیلمبرداری: عاطف امیری- محمد رضا پازوکی- ادیب سبحانی- احسان نادری- مصطفی صادقی/ اجرای چهره‌پردازی: عباس عباسی – آرزو کی قباد – مسعود علمداری / دستیار طراح صحنه: مهدی ستاری – محسن رجبی/ مدیر صحنه: سید علیرضا موسوی / دستیار لباس: شادی رستگار/ دستیار تدارکات: حسین نوروزی – محمود اسدی فرد/ مسئول دوربین: سعید خضربان – سینا ایل بیگی/ دستیار تدوین: سیاوش طرازنده / خدمات: هیبت پیری – حسین آقازاده/ تهیه کننده: سعید ملکان/ مشاور رسانه‌ای: پویا نبی/ بازیگران: ترانه علیدوستی – صابر ابر – سحر دولتشاهی – سعید چنگیزیان و با حضور حمید رضا آذرنگ


خلاصه داستان: زوج جوانی در مدتی کوتاه لحظات زندگی گذشته‌شان را مرور می‌کنند و این مرور خاطرات، زندگی حالشان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.





نوع مطلب :
برچسب ها : بهرام توکلی، صابر ابر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 21 خرداد 1391
سارا محمدی


( کل صفحات : 17 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات