سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام
بهترین داستان كوتاهی كه من در عمرم خوندم داستانی بود به نام میز ، میز است نوشته پیتر بیكسل كه بدون اغراق می تونم بگم كه منو به فكر فرو برد و معناهای جدیدی از زندگی رو برام روشن كرد .
پیتر بیكسل یه نویسنده سوئیسی است كه سال 1935 در لوتسترن به دنیا اومده  و چاپ اولین کتاب او در واقع خانم بلوم دلش می‌خواهد با شیرینی فروش آشنا شود در سال ۱۹۶۴ شهرت بسیاری برایش به وجود آورد .
در سال ۱۹۶۹ «بیکسل» با چاپ کتاب «داستان‌های کودکان» شگفتی ی منتقدان را درآورد. کتاب با اقبال بی نظیری روبه رو شد و بلافاصله به بسیاری از زبان‌ها ترجمه شد و مدت‌ها جزو پرفروش‌ترین کتاب‌ها قرار داشت.
این که او را استاد داستان‌های کوتاه می‌دانند بیراه نیست. «بیکسل» در نوشتن داستان‌های کوتاه و ایجاد موقعیت‌ها و وقایع منحصر به فرد و نه لزومأ خاص، با خلق شخصیت‌هایی پیچیده توانایی ی شگرفی داره. داستان‌های او مینیاتورهای زیبا و اعجاب آوری ست که خواننده را پس از تمام شدن اثر به تفکر وامی داره. تنهایی، عدم مخاطب و نداشتن روابط انسانی از جمله مباحثی ست که در آثار او نمایانه . داستان‌های «بیکسل» گر چه ساده و کوتاه‌اند اما بار معنایی زیادی داره و تاثیر  عجیبی بر روح خواننده می‌گذاره. مجموعه‌ای از داستان‌های او به نام آمریکا وجود ندارد به فارسی
چاپ و ترجمه شده‌ .
در ادامه مطلب می تونید داستان میز ، میز است رو بخونید .



ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


نوع مطلب :
برچسب ها : پیتر بیكسل،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 29 بهمن 1389
بهزاد نعیمی

چارچوب های نانوشته
بازتاب: فستیوال مونولوگ گروه تئاتر لیو مجوز نگرفت

نویسنده: حسن معجونی



    فستیوال مونولوگ گروه تئاتر «لیو» هم به جمع لغوشدگان پیوست. قرار بود همین جمعه همان تماشاچی های همیشگی بیایند، اما شورای نظارت و ارزشیابی حتی به «آوازه خوان طاس» هم مجوز نداد.
    «آوازه خوان طاس» مونولوگی بود كه مهدی كوشكی نوشته و قرار بود رضا بهبودی در آن بازی كند.
    نكته اینجاست كه سال گذشته مشابه همین برنامه را برگزار كردیم و شورای نظارت هم كارها را تصویب كرد، اما انگار امسال چارچوب ها و خط قرمزها به شكل نانوشته ای تغییر كرده اند.
    اما از كنار این تغییرهای ناگهانی نمی توان به آسانی گذشت، برای گروه ما و دیگرانی مثل ما كه سال هاست روی صحنه تئاتر كار می كنند و تئاتر حرفه شان است، شناختن این چارچوب ها كار دشواری نیست. ما دیگر می دانیم خطوط قرمز كجاست. می دانیم كدام كار است كه می توان روی صحنه برد و كدام كار است كه اجازه اجرا نمی گیرد؛ اینكه ترجیح بدهیم سراغ كاری برویم كه اجرا می شود و زحمت گروه هدر نمی رود و اسم این آگاهی و دانستن هم خودسانسوری نیست، حداقل برای ما.
    و برای همه اینهاست كه وقتی برخوردهای اینچنینی را می بینم، این همه سختگیری به نظرم بیخودی است.
    برای بی دلیل دانستن این سختگیری هم دلیل دارم، وقتی مونولوگ هایی با یك بازیگر و یك اجرا و چند تماشاگر محدود هم اجازه اجرا شدن ندارند، چه چیزی جز سختگیری بی دلیل می شود به آن گفت؟ گاهی وقت ها اتفاق هایی می افتد كه هیچ كس حاضر نیست پای آن بایستد، درست مثل اتفاقی كه برای نمایش «هدا گابلر» افتاد. سال گذشته در جشنواره تئاتر فجر خیلی ها داشتند سنگ همین نمایش هایی را كه امروز باقی هم دارند چوب برخورد با آن را می خورند، به سینه می زدند. نمایش هایی كه در همین چارچوب ها بودند، اما یك جای كار كسی یك جور دیگری به آن نگاه كرده است و بعد چارچوب ها تنگ تر شده اند. شورای نظارت بی دلیل سختگیرتر شده است، آنقدر كه حتی به اجرای یك مونولوگ هم مجوز نمی دهد.
    با این حال گروه لیو كنار نمی كشد، با هر سختی كه باشد ادامه می دهد، برای اینكه تئاتر و بازی كار ماست، شغل ماست. اما این وسط باید نهادهایی مانند شورای نظارت تكلیف شان را با خانواده تئاتر روشن كنند. شورای نظارت یا باید پشت نمایش ها بایستد، یا اینكه تكلیف تئاتر را روشن كند و بگوید خودتان هستید و خودتان.
    به نظرم همه چیز باید به حالت قبل برگردد چراكه اتفاقی نیفتاده است اما این حاشیه ها، بر شورای نظارت تاثیر گذاشته است. طبعاً اگر شرایط به این منوال پیش برود، كارهای ما تاثیر منفی می گذارد. شغل ما هرگز امنیت نداشته است، و حالااین تغییر رویه دادن ها عرصه را از تنگ هم تنگ تر می كند.
    
    
 روزنامه شرق ، شماره 1166 به تاریخ 30/10/89، صفحه 12 (صفحه آخر)



نوع مطلب : حسن معجونی، 
برچسب ها : حسن معجونی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 30 دی 1389
بهزاد نعیمی
ژن های خوب، ژن های بد


نویسنده: سیدعلی میرفتاح

این «ژن» هم از آن چیزهای عجیب و غریبی است كه ایرانی جماعت از كشفش حال می كند و جا و بی جا، در عمل و نظر پایش را وسط می كشد. حتی توی تاكسی هم راننده ها و مسافران در تحلیل رفتار مردم و مسوولان، حرف از ژن می زنند و هنجار و ناهنجار خلق الله را به گردن نردبان های پیچ خورده دی ان ای می اندازند. وقتی عوام الناس این همه تمایلات ژنتیك دارند، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل و ببین دكترها و دانشگاهی ها چقدر با این كشف بشر حال می كنند. اخیراً از مدیر عالی رتبه دانشگاهی شنیدیم كه: «دولتمردان امریكا كه تا دیروز به دنبال جذب نخبگان علمی كشورمان بودند، امروز با تغییر استراتژی خود به دنبال انتقال ژن ایرانی به كشورشان هستند تا برای 50 الی 100 سال آینده با تكثیر این ژن انسان هایی كه متولد می شوند از ژن ایرانی برخوردار باشند.»
    كپورچالی: تف به شرف این امریكایی ها كه یك ژن ناقابل هم نمی توانند به ما ببینند.
    مویدی: ژن ناقابل كجا بود؟ نفرمایید. اگر چهارتا ژن قابل دار باشد، یكی اش مال همین هموطنان عزیزمان است. شما كه از خاطر نبرده اید كه بعد از بین الملل دوم، همین آلمانی ها كه از حیث مرد در مضیقه بودند، آمدند دنبال ژن پاك و دست نخورده آریایی كه ببرند و تكثیرش كنند. اگر الان آلمان پیشرفت كرده و بنز و بی ام و ساخته و كلی اشتراوسن بان درجه یك تولید كرده، یكی اش مال همین ژن درجه یك ایرانی- آریایی است.
    روشن ضمیر: پس چه حسابی است كه این ژن توی مملكت خودمان جواب نمی دهد، اما توی دیار كفر جواب می دهد؟
    میرفتاح: شما مرده اید و خبر ندارید كه در حال حاضر چقدر جواب می دهد. باید بیایید و ببینید كه چطور اروپایی و امریكایی انگشت به دهان مانده اند كه این ژن چه می كند...
    كپورچالی: قبلاً فقط علی دایی بود كه چه می كرد، اما ظاهراً الان خیلی ها هستند كه چه می كنند؛ نه؟
    روشن ضمیر: انگار منتظر بودند كه ما بمیریم و بعد ژن شان شكفته شود. زمان ما همچه چیز خاصی ندیدیم...
    امیرشاهی: من یك چیزی شنیدم كه نمی دانم مربوط به این ماجرا هست یا نه، ایضاً نمی دانم بگویم یا نه؟
    مویدی: اگر بد است نگو.
    میرفتاح: نه آقا، چرا خودسانسوری می كنید؟ بگویید.
    امیرشاهی: من شنیدم كه می گفتند یك زن و شوهری توی خانه شان، آشپزخانه شان، یا محل كارشان [تردید از من است] توی یك جایی توانسته بودند ژن بی حجابی و بدحجابی را كشف كنند.
    مویدی: خب، منظور؟
    امیرشاهی: می خواهم ببینم امریكایی ها دنبال این نوع ژن هستند، یا دنبال یك ژن دیگر...
    كپورچالی: تو چه ساده ای؟ آن ژن كذایی را كه خود امریكایی ها دارند وارد كشور می كنند. فقط هم كه این نیست. هرچه ژن بی ناموسی و پدرسوختگی است را این امریكایی ها دارند می دهند به ما، بعد هر چه ژن دانش و علم و خوبی و نجابت و انسانیت است، دارند می برند.
    روشن ضمیر: كاش یك بازرس مخصوص ژن دم مرزها بگذارند كه ورود و خروج آنها را كنترل كنند. والله آدم این خبرها را می شنود می ترسد كه یك وقت بی شرف ها از این ژن های خیلی خیلی بد به جان ملت نیندازند. بعد بگو ببینم، ژن واگیر هم دارد؟
    مویدی: نوع خوبش نه، اما نوع بدش عین طاعون، سه روزه شهر را پر می كند.
    كپورچالی: عین مشمشه كه ببر بیچاره فوت شد و بعدش هم سه تا شیر فوت شدند و ...
    میرفتاح: خوب شد من گفتم خودسانسوری نكنید. بس است دیگر آقا. بحث ژنتیك را تمام كنیم بهتر است، وگرنه...
    
    
 روزنامه شرق ، شماره 1160 به تاریخ 23/10/89، صفحه 12 (صفحه آخر)



نوع مطلب : علی میرفتاح، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 23 دی 1389
بهزاد نعیمی
كرگدن ریترن
كرگدن نامه

نویسنده: سیدعلی میرفتاح

انتقام میرفتاح. قسمت ششم از مجموعه كرگدن نامه از شنبه در «شرق». خونه دار و بچه دار، زنبیل رو بردار و بیا. آهای صاحاب سلیقه، بیا كه كرگدن برگشت. آهای یارو، بشتاب كه غفلت موجب پشیمانی است... بازگشت اژدها رو دیدی؟ این هم كرگدنشونه... عباسشون هم تو واحد عكسه. به از شما نباشه، چه بچه آقایی... كرگدن بازمی گردد، اگرچه به زور. كرگدن تنها نرو، بذار تا با هم بریم. سرنوشتمون یكی است. هر دومون دلمون برای هم تنگ شده... از شنبه تا پنجشنبه كرگدن ریترن. كرگدن ریترن. برنامه امشب و فرداشب و شب های دگر، در سینما شرق. قیصر، قیصر كجایی كه فرمونت رو... چه كار كردن؟ كاری نكردند، برگردوندند شرق كه عین اسب سرش رو بندازه پایین و كرگدن نامه اش رو بنویسه. تو كل عالم بگردین، پپه تر از اینجانب پیدا نخواهید كرد... كرگدن بازمی گردد؛ خركی را به عروسی خواندند. مال قدیم ها بود كه كرگدن ها تنها سفر می كردند. مدتی است كه با حیوانات دیگر – بلانسبت، بلانسبت – یه قل دو قل بازی می كنند... كرگدن بازمی گردد، متاسفانه. از شنبه در منتهی الیه شرق. وسیله ایاب و ذهاب نیز تا مزار مرحوم تازه گذشته مهیاست. مختصر نمكی هم در خانی آبادنو، جنب منبع آب حاضر است. سفره احسانی پهن شده، خونه دار و بچه دار، بیا به شرط چاقو. برو بچه دماغو... دوچرخه، سبیل بابات می چرخه... آهای پرستار، آمپول این بنده خدا دیر شد.
    
    
    
 روزنامه شرق ، شماره 1154 به تاریخ 21/10/89، صفحه 12 (صفحه آخر)



نوع مطلب : علی میرفتاح، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 21 دی 1389
بهزاد نعیمی
چند ساعتی در پشت صحنه سریال «ساختمان پزشكان» سروش صحت



ساختمان پزشکان

گریم رضا كریمی متفاوت‌تر از بقیه بازیگران است و بیژن بنفشه‌خواه هم برای بار اول است كه ریش دارد، اما به هر حال سروش صحت...
 
همنشینی جراح پلاستیك و دكتر روان‌شناس زیر سقف تلویزیون
با فرارسیدن فصل زمستان معمولا اعضای خانواده فرصت بیشتری برای دور هم بودن پیدا می‌كنند. از این‌رو رسانه تلویزیون نیز كه مدت‌هاست به یكی از اعضای خانواده ما ایرانیان تبدیل شده است سعی می‌كند در این فرصت برنامه‌های مختلفی را برای اعضای خانواده به نمایش بگذارد. یكی از برنامه‌هایی كه معمولا پرطرفدار هم می‌شود برنامه‌های طنز است. شبكه 3 سیما این بار به سراغ ساختمان پزشكان رفته كه روایت طنز‌ دیگری از سروش صحت، محسن چگینی و پیمان و محراب قاسم‌خانی در تلویزیون است.
سروش صحت پس از ساخت سریال چارخونه قصد دارد شوخی‌ای با جامعه پزشكان داشته باشد. برای چگونگی ساخت این سریال سری به پشت صحنه آن زدیم تا از احوالات گروه سازنده این مجموعه بیشتر بدانیم. ساختمانی در نیاوران، محلی است كه سروش صحت به همراه دیگر عوامل این مجموعه گرد هم جمع شده‌اند. ساختمانی كه گویا پیش از این محل سكونت سالمندان بوده است. خانه‌ای بزرگ، با دیوارهای رنگی اما در عین حال دلگیر و تاریك. گروه ساعت 8 صبح سر صحنه می‌آیند تا پس از یك ماه در ساعتی كه صرف آماده كردن صحنه می‌شود، تصویربرداری را شروع كند. وقتی وارد لوكیشن می‌شوم سروش صحت را می‌بینم كه گوشه‌ای نشسته و مشغول خواندن متن‌هاست و بازیگران نیز خود را برای گفتن دیالوگ‌هایشان آماده می‌كنند.
در زیرزمین ساختمان پزشكان، كافی‌شاپ طراحی شده كه گویا محل یا به عبارتی پاتوق پزشكان این سریال است كه نقش مدیر آن را هم نعیمه نظام‌دوست بازی می‌كند.
تصویربرداری این مجموعه از اوایل دی ماه كلید خورده و قرار است در 70 قسمت از شبكه 3 سیما پخش شود. در ابتدا با سروش صحت به گفت‌وگو نشستیم تا درباره مجموعه ساختمان پزشكان اطلاعات كافی در اختیارمان بگذارد.

طنزشوخی است ،جدی نگیرید
وی در ابتدا در مورد طرح اولیه ساختمان پزشكان گفت: طرح ابتدایی توسط پیمان قاسم‌خانی به عنوان نویسنده این كار نوشته شده و سپس من به دعوت محسن چگینی به عنوان كارگردان به این مجموعه دعوت شدم و از آنجا كه پیش از این با این دوستان سابقه همكاری داشتم و می‌دانستم كه با گروه خوب و حرفه‌ای روبه‌رو هستم، پذیرفتم كه با این دوستان همراه شوم.
صحت در مورد ویژگی خاص این مجموعه نسبت به سایر مجموعه‌های طنز گفت: فكر می‌كنم فضای ساختمان پزشكان نسبت به كارهای دیگر بسیار جدیدتر و بكرتر است. وی در پاسخ به این سوال كه آیا این امكان را می‌دهد كه جامعه پزشكان در زمان پخش این مجموعه به موضوع و ساختار آن معترض شوند یا خیر؟ گفت: به هر حال برای ساخت یك مجموعه طنز ما نیازمند شوخی كردن با اقشار مختلف هستیم. البته امیدوارم جامعه فرهیخته پزشكان متوجه این موضوع باشند كه شوخی‌های ما تنها در حد شوخی است و این كار فقط یك كار طنز است و نباید آن را زیاد جدی بگیرند.
كارگردان سریال ساختمان پزشكان در ادامه صحبتش گفت: تركیب بازیگران این مجموعه را بسیار دوست دارم، چراكه مجموعه‌ای از بازیگران تئاتر، تلویزیون و سینما در این كار دور هم جمع شده‌اند. صحت درخصوص چیدمان نقش‌های این مجموعه گفت: ما برای تك‌تك شخصیت‌های این كار فكر كرده‌ایم كه امیدوارم پس از پخش با نظرات مثبت مخاطبان روبه‌رو شویم. چراكه بازخورد و نظر آنها بسیار برای ما قابل اهمیت است.
وی در ادامه در پاسخ به این سوال كه آیا ممكن است در طول كار با توجه به بازخورد مخاطبان ریتم و نوع قصه را تغییر دهید؟ گفت: به هر حال محور و خط داستان شكل گرفته و تنها می‌توانیم چیزی را كه مطلوب مخاطب نبوده است كمرنگ كنیم یا چیزی را كه مخاطب پسندیده پررنگ‌تر نشان دهیم و الا خط داستان را نمی‌توانیم تغییر دهیم.
صحت در انتها صحبت‌هایش را این‌گونه به پایان رساند و گفت: فكر می‌كنم ساختمان پزشكان با چارخونه فرق‌های زیادی داشته باشد. چراكه چارخونه كار اول من به عنوان كارگردان بود و از این نظر ضعف‌هایی داشت. اما برای نشان دادن یك سریال مطلوب و دوست‌داشتنی داریم تمام تلاشمان را می‌كنیم تا مخاطبان از ساختمان پزشكان خاطره خوشی را به همراه داشته باشند.

توانایی بداهه‌گویی دارم
هومن برق‌نورد
پس از تجربه بازی در سریال «باغ شیشه‌ای» این بار به واسطه بازی در ساختمان پزشكان بار دیگر تجربه كارهای روتین را به دست خواهد آورد. او در این سریال نقش ناصر را ایفا می‌كند. او سوالمان را این طور جواب داد: من در این سریال نقش برادر بزرگ دكتر نیما افشار (بهنام تشكر)‌ را بازی می‌كنم و در خانواده‌ای زندگی می‌كنم كه در آن اتفاقات مختلفی رخ می‌دهد. نقش پدرم را هوشنگ حریرچیان و مادرم را خانم پروین قائم‌مقامی ایفا می‌كنند.
برق‌نورد درخصوص ویژگی نقش گفت: این نقش را به چند دلیل پذیرفتم. اول به دلیل حضور پیمان قاسم‌خانی به عنوان نویسنده این مجموعه. چون متن برای من بسیار اهمیت دارد و با وجود پیمان قاسم‌خانی مطمئن هستم كه با متن‌های خوبی روبه‌رو خواهم بود و به راحتی می‌توانم به او اعتماد كنم. دوم به دلیل حضور سروش صحت به عنوان كارگردان. چراكه او را به عنوان بازیگر و نویسنده فعال و موجهی می‌شناسم و سوم این كه می‌دانستم و مطمئن بودم كه كار خوبی می‌شود. پس پذیرفتم كه ناصر قصه ساختمان پزشكان باشم.
وی درباره نوع كارگردانی سروش صحت گفت: او خیلی نرم كار می‌كند و دست بازیگرانش را باز می‌گذارد كه این كار خیلی خوب است. برق‌نورد در پاسخ به این سوال كه چقدر از بداهه‌گویی در این كار استفاده كرده است، گفت: بداهه‌گویی اصلا كار دشواری نیست اگر بدانی چه توانایی‌هایی داری، بازیگر مقابلت چه كسی است و كجا باید چه چیزی را بگویی.
این كمدین معتقد است: مجموعه‌های طنز در ذهن مخاطب بیشتر به یاد می‌ماند چون هم تعداد قسمت‌های آنها زیاد است و هم مخاطب با این نوع آثار بیشتر ارتباط برقرار می‌كند.
بازیگر نقش ناصر درخصوص این كه آیا مخاطب در نهایت می‌تواند با این نقش ارتباط برقرار كند یا خیر گفت: چون این شخصیت ما به ازای بیرونی دارد حتما این اتفاق می‌افتد. ضمن این كه بسیار هم شیرین و بامزه است.

غم مرگ برادر را برادر مرده می داند
هوشنگ حریرچیان
همان پیرمرد خوش‌لهجه اصفهانی است كه بسیار شیرین و روان نقش‌هایش را اجرا می‌كند.
وقتی به سراغش رفتم تا از اجرای نقشش بیشتر بدانم كمی دلهره داشت و دائم می‌پرسید هماهنگ شده است یا خیر؟ به قول معروف عاقبت بچه‌های بالا خیال او را راحت كردند و او با خیال راحت و سر حوصله پاسخ سوالاتمان را داد.
سروش صحت: تركیب بازیگران این مجموعه را بسیار دوست دارم، چراكه مجموعه‌ای از بازیگران تئاتر، تلویزیون و سینما در این كار دور هم جمع شده‌اند.
او در ابتدا در مورد نقش این گونه توضیح داد و گفت: در این كار نقش یك پدر را بازی می‌كنم كه 2 پسر دارد و بسیار روی خانواده‌اش تسلط دارد. او مقداری خودرای است و هر كاری كه دلش می‌خواهد انجام می‌دهد و هرگز هم نمی‌خواهد اشتباهاتش را قبول كند برای همین موقعیت‌های طنز بسیاری را ایجاد می‌كند.
این مجموعه اولین مجموعه روتینی است كه حریرچیان در آن بازی می‌كند. او در این زمینه می‌گوید: بازی در این نوع كارها را تا به حال تجربه تكرده بودم، اما تا به امروز مشكلی نداشتم و سعی كرده‌ام خودم را با شرایط تطبیق دهم. طنز این كار بسیار قوی است و سوژه هم، سوژه خوبی است.
او در مورد شیوه كارگردانی سروش صحت گفت: او چون خود بازیگر است خیلی خوب می‌تواند بازیگرانش را درك كند به قول معروف غم مرگ برادر را برادر مرده می‌داند. حریرچیان امیدوار است این كار در زمان پخش بتواند مخاطبانش را راضی كند.

تابلو برای معرفی شخصیت‌ها
در یكی از دیوارهای ساختمان تعدادی تابلو نصب شده كه در آن اسامی دكترهای مختلف با تخصص‌های مختلف دیده می‌شود. وقتی در مورد این تابلوها پرس و جو كردم كاشف به عمل آمد كه این تابلوها هر كدام متعلق به یكی از شخصیت‌های این سریال است. مثلا دكتر نیما افشار همان بهنام تشكر (شخصیت اصلی داستان)‌ است یا كتایون برهانی‌مرند زن سابق نیما است و تعدادی تابلوی دیگر كه در طول داستان با آنها آشنا خواهید شد. یكی از این تابلوها، تابلوی دكتر هومن ملك‌زاده است كه نقش او را بیژن بنفشه‌خواه بازی می‌كند. او جراح پلاستیك و زیبایی است و مطبش با دكتر نیما افشار كه یك روان‌شناس است در یك محل قرار دارد و منشی هر دو آنها شقایق دهقان است كه از هوش پایینی هم برخوردار است. بیژن بنفشه‌خواه با ما همراه شد تا از اجرای نقش در این كار بگوید.

بازیگر لای منگنه نیست
دكتر هومن ملك‌زاده، شخصیت بسیار جالب و شیرینی دارد. او مجرد است و اعتقادی به ازدواج ندارد. بیژن بنفشه‌خواه بازیگر نقش دكتر ملك‌زاده در مورد این كه چرا پیشنهاد بازی در این كار را پذیرفته است؟ گفت: من پیش از این سابقه همكاری با سروش صحت را داشتم برای همین با خیالی راحت به این گروه پیوستم ضمن این كه نویسندگان این سریال هم نویسنده‌های قابل اعتمادی هستند.
وی در خصوص شیوه كارگردانی سروش صحت گفت: بزرگ‌ترین حسن صحت این است كه خیلی راحت كار می‌كند و بازیگرش را در منگنه قرار نمی‌دهد. برای مثال اگر روزی 1000 تا پیشنهاد هم بدهم او با دقت گوش می‌كند و اگر مورد پسندش بود،‌ قبول می‌كند. بنفشه‌خواه امیدوار است در طول زمان پخش مخاطبان نیز از این كار راضی باشند. او در انتها اصرار دارد كه از همه گروه تشكر كند و دائم هم اسامی را با خودش چك می‌كند تا خدای ناكرده كسی از قلم نیفتد.

طغرل هنوز هم تك است
وحید مهین‌دوست، اجرای گریم آقایان را در این كار عهده‌دار است. وی درباره طرح اولیه گریم‌های این مجموعه گفت: طرح اولیه توسط حمید مهین‌دوست به عنوان طراح گریم‌ زده شدكه البته با وسواسی زیادی هم این كار صورت گرفت.
خوشبختانه اكثر بازیگران هم از گریم‌شان راضی هستند و با آن ارتباط برقرار كرده‌‌اند. مهین‌دوست در پاسخ به این سوال كه كدام گریم‌ از بقیه گریم‌ها وقت‌گیرتر و سخت‌تر است؟ گفت:‌ گریم رضا كریمی متفاوت‌تر از بقیه بازیگران است و بیژن بنفشه‌خواه هم برای بار اول است كه ریش دارد، اما به هر حال سروش صحت چندان اعتقادی به تغییر زیاد چهره‌‌ها به وسیله گریم ندارد و چهره‌های معمولی و عادی را بیشتر می‌پسندد. مهین‌دوست در خاتمه گفت: متاسفانه به دلیل راكورد بازیگران نمی‌توانیم گریم‌ها را در طول كار تغییر دهیم. او از گریم طغرل (محمدرضا هدایتی)‌ در «شب‌های برره» به عنوان بهترین و متفاوت‌ترین كارش در زمینه چهره‌پردازی نام می‌برد.

این گروه خسته!
نعیمه نظام‌دوست،‌ محمد شیری، پیمان
و محراب قاسم‌خانی و... غایبین سر صحنه هستند. محراب گویا تا پاسی از شب مشغول نوشتن قسمت‌های آینده بوده برای همین به خواب هفت پادشاه رفته است.
محسن چگینی و حمید مهین‌دوست هم به عنوان تهیه‌كننده و مدیر تولید رغبتی برای گفت‌وگو ندارند برای همین در خلوت خودشان می‌مانند و طرف خبرنگار جماعت نمی‌آیند. 2 نفر از عوامل گروه كه سنی هم از آنها گذشته به وسیله یك رایانه مشغول پیدا كردن قیمت‌های جدید هستند و بحث‌شان در مورد هدفمند كردن یارانه‌ها بالا گرفته است.
هومن برق‌نورد خسته از بیان دیالوگ‌های مشكل و طاقت‌فرسا به كافی‌شاپ پناه آورده تا با خوردن یك چای داغ در لیوان آبی مخصوص خودش گلویی تازه كند و جانی دوباره بگیرد.
تا به حال 17 قسمت از این مجموعه ضبط شده است و با نزدیك شدن به زمان پخش شتاب گروه را فرا گرفته است؛ البته دلهره آنها با حضور كارگردانی مانند سروش صحت كه كلا آدم خونسرد و راحتی است زیاد بالا نمی‌رود. این را از طرز رفتار تك‌تك عوامل گروه می‌توان حدس زد. به هر حال همین‌قدر كه قرار است لبخندی به لب ما مخاطبان بنشانند دستشان درد نكند و گلی هم به گوشه جمالشان... .
باغ خانه ساختمان پزشكان آنقدر وسیع است كه حتی شتر با بارش گم می‌شود. آنقدر سبزه، درخت، كاه و... در این حیاط وجود دارد كه سر و سامان دادن به آنجا سال‌ها طول می‌كشد. به هر حال ساختمان پزشكان نه‌تنها در حد یك ساختمان بلكه درحد یك بیمارستان است. شاید هم در طول قصه دكترهای سریال به سرشان زد و این ساختمان بزرگ را به بیمارستان تبدیل كردند!
به هر حال سروش صحت و گروهش نخست در تلاش هستند تا بهترین كار را برای شب‌های سرد زمستان ارائه كنند. ما هم برای آنها آرزوی موفقیت داریم.




نوع مطلب : سروش صحت، پیمان قاسم خانی، بیژن بنفشه خواه، مهراب قاسم خانی، علیرضا ناظرفصیحی، شقایق دهقان، 
برچسب ها : ساختمان پزشكان، سروش صحت،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 29 آذر 1389
بهزاد نعیمی


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic