سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 





 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
سیر خلق و تکامل شخصیت کلاه‌قرمزی و پسرخاله و آینده آن از زبان تهیه‌کننده برنامه‌
سرگذشت و سرنوشت پول‌سازترین عروسک تاریخ ایران

سینمای ما- پروین شمشکی نخستین تهیه‌کننده برنامه‌های عروسکی کلاه‌قرمزی خود را خالق این شخصیت و حتی به قول بعضی‌ها مادربزرگ کلاه‌قرمزی می‌داند. کلاه‌قرمزی می‌تواند مهمترین اتفاق نوروزی تلویزیون باشد چرا که خبرهایی از تولید بی‌سر و صدای آن می رسد. پروین شمشکی نخستین تهیه‌کننده برنامه‌های این عروسک در گفت‌وگویی از ناگفته‌ها‌ی این عروسک دوست‌داشتنی می‌گوید.

می‌خواهید از روز تولد شروع کنیم؛ از وقتی که این عروسک‌ها شدند خاطره نسل ما.

یک ایده از قبل داشتیم که پدر و مادرها مشکلاتشان با بچه‌ها را برایمان بفرستند و آنها را به شکلی در برنامه پوشش دهیم و یک‌جور نصیحت غیرمستقیم داشته باشیم. در این ایده قرار بود مجری با خواندن مشکلات غیرمستقیم داشته باشیم. در این ایده قرار بود مجری با خواندن مشکلات با بچه‌ها حرف بزند. با این تغییر و ایده‌ ما سراغ عروسک‌های آرشیوی رفتیم. کلاه‌قرمزی و پسرخاله هر دو چیز جزو عروسک‌های آرشیوی بودند که در کارهای قبلی‌ام هم حضور داشتند. آن‌ زمان قانون تلویزیون این بود که تهیه‌کننده حق داشت از عروسک‌های خودش استفاده کند.

یعنی همان موقع ساخته نشدند؟

نه، فقط مرضیه محبوب آنها را برای بخش تلویزیونی تعمیر کرد. برای کلاه‌قرمزی چشم لنگه به لنگه گذاشت. اغلب عروسک‌های برنامه صندوق پست قبلاً در کار «شانه به سر دانا» یا نمونه‌های دیگرش بودند. قرار شد در این کار هزینه کمتر و مقرون به صرفه باشد و همان‌ها را بازآفرینی کنیم، برای همین سراغ عروسک‌های قبلی رفتم. اسم کلاه‌قرمزی هم بعد از تعمیر گذاشته شد، چون خانم محبوب یک کلاه قرمز برایش گذاشته بود پسرخاله هم آرشیوی بود که تعمیر شد و شال گردن و کلاه گذاشتیم و چون نقش پسرخاله را بازی می‌کرد و در خیلی جاها هنوز مرسوم بود که اقوام همدیگر را با نسبیتی مثل پسرخاله و پسرعمو و دخترعمو صدا می‌زدند، قرار شد اسمش همین پسرخاله باشد که ارتباطش با کلاه‌قرمزی هم معلوم شود و الا اسم «شال خاکستری» به کلاه قرمزی ربطی نداشت.

طرح اولیه کلاه قرمزی اریجینال کی بوده؛ یادتان می‌آید؟

البته آن موقع این شکلی نبود، اما به احتمال زیاد آن قدیمی را هم خانم محبوب با احمدرضا اعلمی با مریم سعادت ساخته بودند. چون من ساخت عروسک‌هایم را معمولاً به این سه نفر سفارش می‌دادم. بعداً وقتی کار گرفت و صندوق پست مشهور شد، عروسک‌های گلابی و ژولی پولی را ساختیم و دیگر سراغ آرشیو نرفتیم.

چی شد ایرج طهماسب مجری برنامه شد؟
پیشنهاد خودم بود که گفتم مجری جدید بیاوریم و اصلا فضا را به سمت نمایش و رابطه پدر و پسری ببریم. آن موقع بهترین گزینه‌ها ایرج طهماسب و حمید جبلی بودند. دعوت کردم و آمدند و با هم به آرشیو رفتیم تا براساس نیازمان عروسک مناسب را انتخاب کنیم. بعد هم که عروسک دوم (پسر‌خاله) اضافه شد و به واسطه هنرمندی بی‌نظیر حمید جبلی هر دو کاراکتر را خودش حرف زد.

چرا جبلی مجری نشد؟ انتخاب شما بود؟
جبلی همیشه بازیگر بود. ضمناً این چیزی بود که بین خودشان تصمیم گرفتند ما اول از طهماسب دعوت کردیم و طهماسب هم جبلی را آورد.

  متن‌ها را کی می‌نوشت؟

متن نداشتیم! شاید از 150 برنامه، پنج تا متن هم ازشان نگرفتیم. نامه‌هایی را که پدرها و مادرها می‌فرستادند. بررسی می‌کردیم و موضوع آن‌را در اختیار طهماسب قرار می‌دادیم و آنها براساس نامه کار را می‌گرفتند و کلاه‌قرمزی نقش بچه‌ای را می‌گرفت که کار بدی را که در نامه نوشته شده بود، انجام داده و طهماسب او را نصیحت می‌کرد. بداهه و بده و بستان‌هایشان فوق‌العاده بود. قبل از ضبط هم کمی تمرین می‌کردند و هنرمندی‌شان روی صحنه به اوج می‌رسید.

صدای کلاه‌قرمزی از کجا آمد؟
آن‌قدر این کاراکتر جذاب بود که خیلی سریع و با مهارت با آن همراه شد و همه ما شیفته‌اش شدیم و دیگر احتیاجی به نظر ما نبود.

پس خالق اصلی کلاه‌قرمزی و پسرخاله حمید جبلی بود؟
بله! در کارهای عروسکی فشار کار روی کسی است که صدای عروسک را درمی‌آورد و هماهنگی‌اش با عروسک‌گردان‌. این دو تا عروسک را هم دنیا فنی‌زاده و حسن پورشیرازی می‌گرداندند، به مروز هم تیم بزرگ شد و کلی بازیگر جدید به کار اضافه کردیم.

حالا اگر شما قرار بود کلاه‌قرمزی را بسازید چطور می‌ساختید؟
اگر قرار بود فقط مخاطب جذب کنم. همین کاراکتر کلاه‌قرمزی را حفظ می‌کردم، اما بچه‌های دهه 80 و 90 دغدغه‌هایشان با بچه‌های دهه 70 فوق دارد. رسالت تلویزیون استفاده صرف از نام کلاه قرمزی و تکرار همان ماجراهای قدیمی است.

یعنی کلاه‌قرمزی معتاد باشد باید ایدز بگیرد؟!

نمی‌دانم! شاید کلاه‌قرمزی الان نباید خردسال باشد، باید کودک یا نوجوان باشد. باید با ترفندی به پدرها و مادرها و بچه‌ها آگاهی داد و کمک کرد من امیدوارم کلاه‌قرمزی 90 مثل دو سال قبل نباشد.

یک سئوال پیش آمد؛ یعنی اگر فیلم کلاه‌قرمزی و پسرخاله ساخته نمی‌شد، برنامه تلویزیونی‌اش را ادامه می‌دادید؟
بله! قطعاً وقتی فیلم‌ سینمایی ساخته و پخش شد. من 65 قسمت دیگر قرار داشتم که با بچه‌ها بسازیم و ادامه بدهیم اما این ماجرا باعث شد کل قضیه کنسل شود. من برای 200 برنامه قرارداد داشتم.

شایعه شده انگار قرار بوده و هست در برابر هر فیلم، یک برنامه ساخته شود. مثلاً مجموعه «کلاه‌قرمزی و گیگیلی» ساخته شد و بعد فیلم «کلاه قرمزی و سروناز» اکران شد و همین جور امسال بعد از ساخت سریال فیلم آماده و ساخته شده روی پرده می‌رود.
من با اینکه سال‌ها در تلویزیونم از این مناسبات بی‌اطلاعم و ترجیح می‌دهم چیزی هم ندانم. این‌ها به مقامات بالا ربط دارد، اما من خودم را خالق کلاه‌قرمزی می‌دانم و حتی بعضی‌ها می‌گویند تو مادربزرگ کلاه‌قرمزی هستی. من در همین حد با کلاه‌قرمزی ارتباط دارم که می‌دانم از کجا آمده‌اند، اما اینکه در این دو سال، دو برنامه تلویزیونی ساخته شده و فیلم سینمایی «کلاه قرمزی پولدار می‌شود» هم تولید شده و از اینکه این‌ها چه ارتباطی با هم دارند بی‌اطلاعم.


منبع : همشهری جوان




نوع مطلب :
برچسب ها : كلاه قرمزی، پسرخاله،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 23 اسفند 1389
سیما صحت


گفتگو با مهران غفوریان%

گفتگوی اختصاصی با مهران غفوریان

گفتگوی مهران غفوریان

مهران غفوریان یک نام فراموش‌نشدنی در هنر ایران به ویژه وادی طنز است، اوج محبوبیت او بر می‌گردد به سریال زیر آسمان شهر و آن تیم هنری که چند ماه برنامه‌هایشان روی آنتن بود و خنده را بر لبان ایرانی‌ها می‌نشاند. از قدیم گفته‌اند «پهلوان زنده را عشق است» زمانی که در اوج محبوبیت بود، همه به دنبال او می‌رفتند و می‌خواستند عکسی، گفتگویی، حتی در حد چند خط از او کار کنند، اما بعدها که نبود، دیگر کسی مهران را به یاد نمی‌آورد. اما ای کاش که به یاد نمی‌آوردند، بلکه پا را فراتر گذاشتند و انواع و اقسام شایعات را برایش درست کردند. با این ستاره هنر ایران به گفتگو نشستیم، او می‌خواهد برگردد. روحیه‌اش را به دست آورده و می‌خواهد با دستی پر، به دوران پر فروغ گذشته‌اش بازگردد. مهران غفوریان این روزها در کنار دیگر فعالیت‌هایش به ورزش هم می‌پردازد، او حالا عضو تیم والیبال هنرمندان است و تمریناتش را به طور مستمر انجام می‌دهد. مهران گفت و ما نوشتیم… با بازیگری که هیچ وقت فراموش نمی‌شود، چرا که در ذهن مردم نشسته است. راستی او هنوز عادت خود را ترک نکرده است، با لبخند پاسخ می‌دهد و شوخی‌های جالبش را فراموش نکرده است.

خارج از ایران

شاید از من بپرسید که کجا هستم؟ حالا خوشحالم در دفتر شما هستم و جا دارد همین ابتدا از دوست خوبم هرمز شجاعی‌مهر تشکر کنم که مرا به دفتر نشریه دعوت کرد.از او می پرسیم که مردم دوستت دارند و بی مقدمه می گوید: یکی از خصوصیات مردم ایران این است که وقتی در دل آنها بنشینی به این راحتی‌ها از دلشان نمی‌روید، تو دل مردم رفتن کار سختی است، و وقتی هم که وارد دلشان شوید باز هم بیرون آمدن مشکل است، خوشحالم که شما مرا جزو این گونه افراد می‌دانید. صحبتم را باید این‌گونه کامل کنم، اصولا مردم دو دسته از بازیگران را دوست دارند. عده‌ای که آنها را می‌خندانند و عده‌ای دیگر که گریه‌‌شان را در می‌آورند، در واقع آن دست بازیگرانی که با احساسشون بازی می‌کنند. من مدت‌هاست که دیگر مثل سابق پررنگ نیستم، اما هرگاه مرا می‌بینند ابراز علاقه می‌کنند… اما کجا هستم؟ مدتی بود که خارج از کشور زندگی می‌کردم و طی این مدت شایعات زیادی درباره من بر زبان‌ها جاری شد، همین چند روز پیش، با پسرخاله‌ام در اینترنت چرخی زدیم و از شنیدن این شایعات شاخ در آوردم… به امید خدا از چندی بعد، طرحی را با کمک سروش صحت دارم که یا از شبکه اول و یا شبکه سوم پخش خواهد شد. البته هنوز در مراحل پیش تولید و تکمیل فیلمنامه هستیم، خدا بخواهد کمتر از دو ماه دیگر آن را مقابل دوربین می‌برم. از آنجا که توقع مردم از من بالاست، دلم می‌خواهد با خیالی آسوده و با فکر و تامل این کار را جلوی دوربین ببرم.

آقا مهران کجایی؟

تو این چهار، پنج سالی که نبودم، مردم هر وقت مرا در کوچه و خیابان می‌بینند، از من می‌پرسند؟ آقا مهران نیستی، کجایی؟ کار جدید چه خبر؟ یعنی صددرصد افراد این پرسش را از من می‌کنند، به هر حال چند سال، هر شب با آنان بودم و زمانی که مردم مرا می‌بینند، فکر می‌کنند که همسایه قدیمی‌شان را دیده‌اند. من هم به آنها می‌گویم: راستش را بخواهید خسته شده بودم، تصورم این بود که شاید کارهایم برای مردم تکراری شده باشد، گر‌چه خسته هم شده بودم، چند سال کار فشرده، آن هم هر شب، خواه ناخواه، شما را با استرس‌های فراوانی روبه‌رو می‌کند، با این پاسخ‌ها مردم هم قانع می‌شدند.

از کجا شروع شد

چند روز پیش داشتم خودم رو تو آینه نگاه می‌کردم، ته ریش داشتم، دیدم زیر چانه‌هایم سفید است، اول فکر کردم دستمال کاغذی چسبیده، اما متوجه شدم که نه بابا، ریشم سفید شده است، سوم شهریورماه، ۳۵ ساله شدم، متولد سال ۵۳ در خیابان مولوی تهران هستم. از او می‌پرسم که حکایت بازیگری‌اش از کجا شروع شد و او بر می‌گردد به دوران گذشته هنر را از پدرم خدا بیامرزم به ارث بردم، او خطاط بود، نقاش بود، آواز می‌خواند، ساز می‌نواخت، که از او نقاشی برایم به ارث رسید، خیلی نقاشی را دوست داشتم، البته هیچ وقت مثل پدرم نتوانستم نقاشی بکشم، اما همان علاقه باعث شد که دوران دبیرستان، بروم هنرستان تجسمی، در خیابان تنکابن، محله پیچ‌شمیران… هر روز مسیر سخت منزلمان که تهرانسر بود را تا مرکز شهر طی می‌کردم، آن زمان «شاهد احمدلو» که الان بازیگر و کارگردان سینماست، همکلاسی‌ام بود. از طرفی من هم علاقه شدیدی به بازیگری داشتم، سال ۷۱ بود که شاهد می‌خواست یک فیلم برای جشنواره سوره بسازد، برادرم هم در نقش آهنگساز آن ظاهر شد، به هر حال این فیلم ساخته شد و در اصفهان برنده جایزه اول شد که برایمان باورکردنی نبود، در سال چهارم بودم که تست بازیگری را برای برنامه ۳۹ دادم، تست اولم با بیژن بنفشه‌خواه بود، ازکارهای آقای داریوش کاردان بود، در استودیوی ۲۵ خیابان الوند، شبکه دوم تهران تصویربرداری می‌شد، حسین رفیعی، کیهان ملکی، علی سلیمانی و… از همان جا کارمان را شروع کردیم. پس از این برنامه ساعت خوش پخش شد که حسابی گرفت
چند سال وقفه افتاد درگیر تحصیلات دانشگاهی شدم، در دانشگاه هم که ورودی سال ۷۳ بودم رشته نقاشی خواندم، یادم می‌آید، اساتید دانشگاه که در رشته بازیگری تدریس می‌کردند، به من می‌گفتند، چرا سر کلاس نمی‌یای و من توضیح می‌دادم، من بازیگرم، اما نقاشی می‌خوانم… از سال ۷۶ بود که برنامه گل‌ها را ساختم و پس از آن حرف تو حرف البته آن زمان آیتمی برنامه می‌ساختم، سپس در برنامه ۷۷، با مهران مدیری هم بازی شدم، سپس «هژیرها» را ساختم که در بین مردم به نام «این چند نفر» معروف شده بود. بعد از آن هم، «زیر آسمان شهر» را ساختم که آغازی شد در بین سریال‌های هر شبی که مدل داستانی شد… و عمر زود می‌گذرد چه روزهایی بود.الان تو خیابان، پدر و مادرها مرا به بچه‌های ۷، ۸ ساله نشان می‌دهند که این آقا، مهران غفوریان است، اما آنها مرا به یاد نمی‌آورند.

دو برادریم

ما دو فرزندیم، مهدی از من ۵ سال بزرگ‌تر است و آهنگسازی می‌کند و همچنان ادامه می‌دهد، او تحصیلات دانشگاهی در رشته موسیقی دارد.

خاطره فراموش ‌نشدنی

یک خاطره‌ای از مردم دارم که هیچ وقت آن را فراموش نمی‌کنم، با خود آقای شجاعی‌مهر در اوج سریال زیر آسمان شهر در «ساری» حضور داشتیم، چند روز قبل از نوروز برنامه در ورزشگاه شهید متقی ساری بود، در واقع یک جشن بود که مردم ساری در آنجا حضور می‌یافتند… زمانی که با اتومبیلم رسیدم جلوی ورزشگاه، دیدم چه جمعیتی جلوی در بود، از طرفی هم مردم روی سکو نشسته بودند، و هم داخل زمین چمن مقابل سن بودند، چیزی حدود ۵۰ هزار نفر و همین قدر جمعیت هم بیرون ورزشگاه بودند. به بچه‌ها گفتم، عمرا ما نمی‌تونیم داخل شویم، باید فکر دیگری بکنیم، چرا که در ورزشگاه بسته بود و اگر باز می‌شد، این مردم به داخل هجوم می‌آوردند. اومدم دور بزنم، که مردم ما را دیدند و جلوی ماشین را بلند کردند. به هر حال با کمک نیروی انتظامی داخل رفتیم. من، حمید لولایی، رادش، یوسف تیموری و دیگر بچه‌ها بودیم. زمانی که روی سن رفتیم، آنقدر هیجان مردم زیاد بود که هجوم آوردند سمت سن و بعدش هم، بلندگوها افتاد و سن تکان خورد و برنامه نصفه کاره رها شد. البته فکر نکنید که مردم مازندران قصد خرابکاری داشتند، نه آن قدر استقبال و هیجان زیاد بود و از طرفی می‌خواستند خودشان را به ما برسانند که چنین وضعیتی پیش آمد و داستانی شد حضور ما در ساری…





نوع مطلب : مهران غفوریان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 23 اسفند 1389
سیما صحت

امیر جعفری: سینما و تاتر پشت قباله‌ی کسی نیست







امیر جعفری  این روزها، ساعت 30/20 دقیقه در تالار استاد سمندریان تماشاخانه‌ی «ایرانشهر» حاضر می‌شود و در نمایش «درس» به كارگردانی داریوش مهرجویی بازی می‌كند.  

این بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون در گفت‌وگو با  ایسنا، در این باره گفته است: نمایشنامه‌ی «درس» یكی از متونی است كه در دانشگاه‌های هنری دنیا به عنوان متن بازیگر مشهور است، چرا كه این متن بازیگر را به خوبی به چالش می‌كشد. به‌گونه‌ای كه بازیگر باید از یكسری جملات بی‌مفهوم و بی‌منطق، منطق و مفهومی ایجاد و به تماشاگر منتقل كند.

جعفری در ادامه با اظهار تاسف از درج برخی از مطالب درباره‌ی نمایش «درس» معتقد است: برخی نقد‌ها و نظریات كمی آزار‌دهنده است. كسانی كه با ژست روشنفكری و هنرمندی به تماشای این كار می‌آیند و مطالب نادرستی را مطرح می‌كنند، باید متوجه باشند نه سینما و نه تئاتر و نه هیچ‌چیز دیگری پشت قباله كسی نیست و هركسی می‌تواند دراین حوزه‌ها كار كند.

بازگر نمایش‌های «همان همیشگی»،«شب سیزدهم» و «شبهای آوینیون» معتقد است:تماشاگری كه خالص و بدون پیش‌زمینه نمایش «درس» را می‌بیند خیلی راحت‌تر با كار می‌تواند ارتباط برقرار كند تا تماشاگری كه عنوان می‌كند 20 سال پیش متن را خوانده یا كارهایی انجام داده است.

جعفری با اشاره به دشواری‌های نمایش‌نامه‌ی «درس» برای اجرا افزود: اگر كسی می‌خواهد درباره‌ی این كار نظر بدهد، باید 400 بار از روی نمایش‌نامه‌ی «درس» كه داریوش مهرجویی آن را ترجمه كرده، بنویسد تا شاید متوجه شود یونسكو در این اثر چه می‌گوید، اما با یك نظر و با تماشای یك اجرا نمی‌توان به سرعت درباره‌ی این‌كار داوری كرد.

این بازیگر، داریوش مهرجویی را افتخار سینمای ایران دانست و اضافه كرد: جایگاه داریوش مهرجویی در سینمای ما كاملا مشخص است. او علاوه بر ساخت فیلم‌های بسیار درخشان، ترجمه‌های بسیار خوبی از آثار مطرح دنیا دارد، از سوی دیگر یونسكو هم جزو شاهكارهای نویسندگی قرن بیستم است پس چگونه می‌توان درباره‌ی كار آنها این‌گونه سریع اظهارنظر كرد. ممكن است تماشاگر نتواند با كار ارتباط برقرار كند، این مطلب جای خود را دارد، اما نمی‌توان كار را این‌گونه مورد داوری قرار داد.

امیر جعفری تاكید كرد: اگر قرار است درباره‌ی نمایش «درس» نظر بدهیم باید سطح مطالعه‌مان را بالا ببریم.

این بازیگر تئاتر در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره‌ی دلیل دوری‌اش از صحنه به ایسنا گفت: به دلیل مشكلات مالی ناچارم حضور كمرنگی در تئاتر داشته باشم، در حالی كه اگر زندگی‌ام از راه تئاتر تامین می‌شد، ترجیح می‌دادم بیشتر در تئاتر كار كنم و سالی یكی دو كار تصویری بگیرم، اما در این شرایط چنین چیزی شدنی نیست.

امیر جعفری در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به این‌كه نمایش «درس» با قرار‌داد گیشه اجرا می‌شود، افزود: ما برای بازی در این نمایش سه چهار ماه هیچ كاری را نپذیرفتیم، در حالی كه می‌توانستیم یكی از فیلم‌نامه‌های سینمایی را كه تعدادشان بیشتر از كتاب‌های كتابخانه‌ی مان است بپذیریم، اما چنین كاری نكردیم، بنابراین توقع داریم وقتی با این همه دشواری در تئاتر كار می‌كنیم، دوستان دیگر ما را حمایت و با ما همراهی كنند.

جعفری در عین حال تاكید كرد: معتقدم در هر شرایطی باید كار كرد، نباید در خانه بنشینیم و به بهانه اعتراض به شرایط از مهلكه فرار كنیم. سختی كار همواره در تئاتر ما بوده است، اما با كارنكردن ما هیچ اتفاقی نمی‌افتد. تئاتر پیشرفتی نمی‌كند و بدتر از همه این است كه چراغ‌اش خاموش می‌شود.

بازیگر نمایش‌«یك دقیقه سكوت» با اشاره به این‌كه همواره بحث نظارت و ممیزی در تئاتر ایران وجود داشته یادآور شد: ما نه مسوول هستیم و نه مدیر، بلكه افراد مستقلی هستیم كه كار می‌كنیم. نمی‌توانیم در خانه بنشینیم و هیچ‌كاری نكنیم، وظیفه‌ی ما نیست كه این مشكلات را حل كنیم بلكه باید در هر شرایطی خود را حفظ كنیم و هم‌چنان به كارمان ادامه دهیم، زیرا مگر ما انتخاب دیگری هم داریم؟!

وی معتقد است: در تئاتر ما چیزی عوض نشده است، تعداد سالن‌ها بیشتر نشده و افراد نظارت‌كننده هم همچنان حضور دارند، بنابراین نباید صحنه را خالی كنیم.

امیر جعفری كه در نمایش‌های«رویا در شب نیمه پاییز»،«مرگ فروشنده» و «دل سگ» بازی كرده است با اشاره به برخی مشكلات ممیزی‌های اخیر، ادامه داد: كسانی كه كارها را بازبینی می‌كنند نباید براساس شنیده‌ها قضاوت كنند، چرا وقتی كاری تصویب می‌شود مجوزش را لغو می‌كنند و به این شكل مجوز خودشان را زیر سوال می‌برند؟! كسانی كه تصمیم‌گیرنده هستند باید تكلیف را معلوم كنند. نمی‌شود از یك‌سو متن را تصویب كنند و بعد در بازبینی، برخی از موارد متن را حذف كنند.

او كه این روزها سرگرم روخوانی نمایشنامه‌ی «گلن‌گری گلن‌راس» به كارگردانی پارسا پیروز‌فر است، اظهار امیدواری كرد: به زودی با علیرضا نادری همكاری كند.

امیر جعفری با اشاره به علاقه‌مندی بسیارش برای كار‌كردن با علیرضا نادری توضیح داد: سه سال است هر جا قرار‌داد می‌بندم به طرف قرار‌دادم می‌گویم قرار است با علیرضا نادری یك تئاتر كار كنم، چرا كه این آرزوی من است. حیف است هنرمندانی مانند او این همه مدت كار نكرده باشند، مگر ما چند نفر مانند علیرضا نادری داریم؟! باید قدر این افراد را بدانیم و شرایط را برای كاركردن‌شان فراهم كنیم.

 





نوع مطلب : امیر جعفری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 اسفند 1389
سیما صحت
من سیما صحت به بلاگ برگشتم منتظر مطالب خوب و آموزنده ی من باشید



نوع مطلب :
برچسب ها : سیما صحت،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 اسفند 1389
سیما صحت

کوتاه با یوسف تیموری در منزلش + عکس



کوتاه با یوسف تیموری در منزلش 

به سراغ یوسف تیموری بازیگر کمدی و محبوب سینما و تلویزیون کشور عزیزمان ایران می رویم تا مصاحبه کوتاهی با او در منزلش داشته باشیم.

یوسف تیموری در مورد وضعیت کاری خود در این چند مدت چنین خبر داد:بیشتر کارهایی که در دست داشتم برای پخش در نمایش خانگی بود و فیلم پرستوهای عاشق که هنوز اکران نشده است و چند قرارداد که فعلا به نتیجه مطلوبی نرسیده ام.
یوسف تیموری در مورد اینکه آیا قراداد بازی در سریال هم در پیش رو دارد نیز گفت:چند سریال به من پیشنهاد شد ولی از داستان های سریالی که به من پیشنهاد می شد راضی نبودم ولی اگر سریال خیلی خوبی پیشنهاد شود حتما می پذیرم تا از تلویزیون زیاد دوری نکنم.

کوتاه با یوسف تیموری در منزلش

گردآوری : پایگاه اینترنتی پرشین وی





نوع مطلب :
برچسب ها : یوسف تیموری،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 23 آبان 1389
سیما صحت


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic