سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سعید آقاخانی، سیروس مقدم، مسعود دهنمکی از جمله کارگردانان سریالهای نوروز 91 تلویزیون ایران هستند.جدیدترین سریال سعید آقاخانی با عنوان «نقطه سر خط» در گروه مجموعه‌های تلویزیونی شبکه 3 سیما کلید ‌خورد. مجموعه طنز «نقطه سر خط» با عنوان قبلی «روز از نو» به کارگردانی سعید آقاخانی و تهیه‌کنندگی مهران مهام و ایرج محمدی جلوی دوربین رفت.

 

 

حمید لولایی، مریم سعادت، علی صادقی، مونا بیگی، بهشاد شریفیان، غلامرضا نیکخواه آزاد، مرجانه گلچین، مهدیه نقی‌پور، افسانه ناصری، اشکان اشتیاق، فرزاد حاتمیان، کریم قربانی، فتح‌الله طاهری و.. در این سریال بازی دارند. فیلمنامه «نقطه سر خط» را مصطفی کیایی و سعید جلالی نوشته‌اند و داستان آن درباره کارمندی است که بعد از مدت‌ها تقاضای وام او مورد موافقت قرار می‌گیرد اما همزمان حکم بازنشستگی وی صادر می‌شود و جور نشدن این وام دستمایه داستان سریال می‌شود. سریال روتین هرشبی «نقطه سر خط» در 25 قسمت 45 دقیقه‌ای به سفارش شبکه سه سیما تهیه می‌شود و از مضمون طنز اجتماعی و خانوادگی برخوردار است. یادآور می‌شود که سعید آقاخانی در نوروز 90 سریال طنز «راه در رو» را به تهیه‌کنندگی مهران مهام و ایرج محمدی روانه آنتن این شبکه کرد؛ گروه تولیدی که پیش از این در مجموعه تلویزیونی«خوش‌نشین‌ها» و «زن بابا» نیز همکاری داشتند.

سریال سیروس مقدم

در شرایطی که زمزمه‌هایی قطعی از کارگردانی سریال  مناسبتی شبکه یک سیما توسط مسعود ده‌نمکی در نوروز ۹۱ شنیده می شود و خبرهایی نیز در این ارتباط به چاپ رسید، مدیر شبکه یک سیما از «پایتخت ۲» به عنوان سریال قطعی نوروزی این شبکه خبر داده است. مهدی فرجی در گفت‌وگو با بانی فیلم ضمن اعلام این خبر افزوده است: فیلمنامه «پایتخت »۲ توسط محسن تنابنده در حال نگارش است و با توجه به استقبالی که از سری نخست این مجموعه در نوروز امسال از سوی مخاطبان به عمل آمد، تصمیم داریم بزودی روند تولید این سریال را آغاز کنیم تا برای پخش در عید ۹۱ آماده شود. با توجه به اینکه آقای مقدم در تولید و کارگردانی آثار مناسبتی، هنرمندی حرفه‌ای و امتحان پس داده نشان داده، به توفیق سری جدید پایتخت نیز اطمینان داریم و امیدواریم در موعد مقرر آماده پخش شود. به ویژه اینکه در سری جدید سریال نکات بیشتری مطرح می‌شود و جذاب‌تر خواهد شد. به گفته فرجی، پیش از این در رسانه‌ها عنوان شده بود که سریال نوروز ۹۱ شبکه یک را آقای مسعود ده‌نمکی خواهد ساخت، اما او در تدارک ساخت فیلم سینمایی جدید خود است، ولی قطعاً سریالی با مضمون طنز را برای شبکه یک می‌سازد تا طبق برنامه‌ریزی‌ها، سال آینده در زمانی غیر از نوروز به پخش برسد. گفتنی است سیروس مقدم چندی پیش در گفت‌وگویی  با اشاره به خاطره خوش تولید قسمت اول این سریال گفته بود: پایتخت تنها سریالی است که همیشه آرزو می‌کنم قسمت دومش را هم بسازم… چون هنوز از آن سیراب نشده‌ام… هنوز دلتنگ نقی، ارسطو، باباپنجعلی، هما، دوقلوها، هستم… هنوز یاد کامیون نارنجی نمره شیراز هستم.. و هنوز خواب پایتخت را می‌بینم… سریال نوروزی شبکه یک سیما که قرار بود کارگردانی آن به سیروس مقدم سپرده شود و این کارگردان با ساخت سری دوم سریال پرمخاطب «پایتخت» برای سومین سال متوالی سکان کارگردانی سریال ویژه این ایام را به دست گیرد، گویا فعلا منتفی شده است و مسعود ده‌نمکی دومین مجموعه تلویزیونی نوروزی خود را پس از «دارا و ندار» به تهیه‌کنندگی محمود رضوی روانه آنتن این شبکه خواهد کرد. این مجموعه تلویزیونی که هنوز عنوانی برای آن انتخاب نشده قرار است براساس فیلمنامه‌ای از ده‌نمکی روایتی از دیدار از مناطق جنگی را با مضمون طنز بیان کند.

اشکان خطیبی و علی سرابی و «سهمی برای دوست»
شبکه ۲ سیما نیز گویا قرار است نخستین تجربه مجموعه‌سازی مسعود اطیابی را که اواسط مهرماه در تهران کلید خورده را در ایام تعطیلات نوروز روانه آنتن کند. بهروز مفید که سریال «گمشده» را در کارنامه کاری خود دارد،تهیه‌کنندگی این سریال را با عنوان موقت«سهمی برای دوست» به‌عهده دارد و اشکان خطیبی، علی سرابی، جمشید شاه محمدی، مهتاج نجومی، مهشاد مخبری و مسعود میرطاهری از جمله بازیگرانی هستند که تاکنون جلوی دوربین رفته‌اند. فیلمنامه این سریال با مضمون طنز موقعیت به قلم طلا معتضدی به نگارش درآمده و داستان آن درباره اسماعیل و بهرام (دو برادر) است که در بدترین شرایط مالی به سر می‌برند، آنها برای فرار از این وضعیت به کارهایی متوسل می‌شوند که دردسرهای عجیب و غریبی برای خودشان و دیگران ایجاد می‌کند. از دیگر بازیگران فیلم می‌توان به رضا فیض نوروزی، فرزین محدث، نوید محمدزاده و عباس امیری اشاره کرد.

پوریا پورسرخ و فرزاد حسنی در نسخه ایرانی «Lost»
درباره سریال نوروزی شبکه ۳ سیما نیز هنوز خبری رسمی منتشر نشده اما زمزمه‌هایی از احتمال پخش سریال «مسیر انحرافی» در نوروز ۹۱ شنیده می‎شود؛ سریالی که گفته می‌شود نسخه ایرانی «Lost» است. تصویربرداری این مجموعه تلویزیونی به کارگردانی بهرنگ توفیقی و تهیه‌کنندگی سیدمحمد هاشمی اصل به تازگی در تهران آغاز شده است و تاکنون بازی پوریا پورسرخ،فرزاد حسنی، پرستو گلستانی، بهنوش بختیاری، شقایق دهقان و … در این سریال قطعی شده است. در این سریال کمدی به نویسندگی پیمان عباسی، قصه چندین مسافر یک هواپیما به تصویر کشیده می‌شود که هواپیمای حامل آنان در یک محل ناشناخته سقوط می‌کند و آنان باید با وضع جدید خود کنار بیایند.

«فراموشی» کارگردان سریال «ستایش»
شبکه تهران نیز قرار است است سریال نوروزی خود را به کارگردان سریال پرمخاطب «ستایش» بسپارد.طبق اعلام روابط عمومی شبکه تهران، یک تیم نویسندگی، نگارش متن‌های این مجموعه طنز را به سرپرستی امیرمهدی ژوله آغاز کرده‌اند تا به محض نوشتن ۵ قسمت از مجموعه وتحویل آن به شبکه تهران، سلطانی آن را جلوی دوربین ببرد. حمیدرضا مهدوی که سریال «تکیه بر باد» را به‌عنوان یکی از گزینه‌های پخش در ماه رمضان امسال آماده پخش کرده بود، تهیه‌کنندگی این پروژه تلویزیونی را با عنوان موقت «فراموشی» برعهده دارد. سریال مضمونی طنز و شیرین دارد و داستان زندگی پیرمردی به نام حاج نقی را روایت می‌کند که سه فرزند دختر و یک فرزند پسر دارد، وی بعد از فوت همسرش به همراه خواهرش در شهرستان زندگی می‌کند و بچه‌هایش بعد از تشکیل خانواده به تهران مهاجرت کرده‌اند. بچه‌ها در تماس‌هایی که با حاج نقی دارند، همیشه از موقعیت کاری و معیشتی خود اظهار رضایت می‌کنند، ولی ظاهرا قضیه چیز دیگری است. سلطانی پیش از این مجموعه کمدی «مامور بدرقه» و «شکرانه» را برای شبکه تهران کارگردانی کرده بود.

سریال چه کسی خوابه ویژه نوروز ۹۱

فرهاد گلی، تهیه‌کننده این مجموعه در گفت‌وگویی با ایسنا ضمن اعلام این خبر خاطرنشان کرد: ‌تصویربرداری این مجموعه حدود دو ماه و ۱۵ روز زمان برده و قرار است نوروز امسال از شبکه یک سیما روی آنتن برود. «چه کسی خوابه» یک مجموعه ۳۰ قسمتی است که در دو۲ فاز ۱۵ قسمتی ساخته می‌شود. فاز نخست آن در ۱۵ قسمت به کارگردانی جواد رضویان آماده می‌شود. برای فاز دوم نیز با شبکه در حال مذاکره هستیم. تدوین به صورت همزمان انجام می‌شود و طبق پیش‌بینی‌هایی که انجام داده‌ایم تا نیمه اول اسفند کار را به طور کامل به شبکه تحویل می‌دهیم.فرهاد گلی درباره تفاوت‌های این مجموعه اپیزودیک با مجموعه‌های از این دست گفت: تفاوت در کارگردانی است. مجموعه‌های طنز معمولا با یک دوربین کار می‌کنند؛ اما این کار با دکوپاژ سینمایی کار شده و ما روزی پنج یا شش دقیقه و حداکثر تا هشت دقیقه فیلم مفید می‌گرفتیم. در هر قسمت پنج تا شش بخش وجود دارد که مجموعا ۴۰ دقیقه خواهد بود.  چه کسی خوابه، یک مجموعه طنز همراه با نقد اجتماعی است و در هر قسمت آن یک نمآهنگ وجود دارد که جواد رضویان در آن می‌خواند و بازی می‌کند. فتحعلی اویسی، ارژنگ امیرفضلی، یوسف صیادی، بهنوش بختیاری و علی صادقی از بازیگران این مجموعه هستند.





نوع مطلب : مهراب قاسم خانی، خشایار الوند، محمدرضا هدایتی، سعید آقاخانی، مهران غفوریان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 10 فروردین 1391
فرهاد نعیمی

ضربان قلبم به هزار می‌رسد!
تا این لحظه در زندگی‌اش سه بار پایش شکسته، آرزو دارد ای کاش یک باشگاه 24 ساعته برای خانم‌ها وجود داشت، می‌گوید یك بازیگر خوب واقعا نیازی به چهره خوب ندارد و حتی گاهی ممكن است بازیگری بینی خیلی بزرگی داشته باشد و این بینی بزرگ یك چهره اشرافی برای او ساخته باشد

یا یك ابهت خاص به او داده باشد....
اعتراف می‌کند یك هفته‌ای است كه تصمیم جدی گرفته به پوستش رسیدگی كند و می‌گوید: اتفاقا پیش یك دكتر پوست رفتم و گفتم كه من تقریبا هر روز گریم می‌شوم و اصولا در زندگی‌ام ضدآفتاب استفاده نكرده‌ام! می‌گوید آدم استرسی‌ای نیست اما در بازیگری برای رفتن روی صحنه دقیقا قبل از گفتن 1-2-3 چیزی به اسم قلب قلبش، به جای قلب یك تلمبه عجیب و غریب و بزرگ می‌زند كه نفس‌اش را بند می‌آورد طوری كه ضربان قلبش به هزار می‌رسد، این مدل اوست!
مدل «الیکا عبدالرزاقی» که این روزها نقش فخرالتاج را در مجموعه قهوه تلخ بازی می‌کند. بازیگری صمیمی؛ خوش برخورد و مهم‌تر از همه صادق چیزی که این روزها خیلی کم پیدا می‌شود اما او این مدلی است! گفت‌وگوی خواندنی ما را با ایشان می‌خوانید.
 
قبل از سریال قهوه تلخ چهره‌ات برای مردم آشنا نبود، ساده‌تر بگویم اینكه شهرت زیادی نداشتی اما در سال 1389 تبدیل به یك چهره آشنا برای مردم شدی، با این شهرت چه می‌كنی؟ زندگی‌ برایت راحت‌ شده یا سخت‌تر؟
شهرت... شهرت، شهرت خیلی چیز خوبی است. فكر می‌كنم هر بازیگری دوست دارد كه دیده شود، نه تنها چهره‌اش بلكه هنرش هم دیده شود. به همین علت همه بازیگرها تلاش خود را می‌كنند كه خودشان و هنرشان را به نمایش بگذارند و برای مردم آشنا باشند. این شهرت شیرین است اما این شهرت از جهاتی تاثیرات منفی و مخرب هم دارد. به عنوان نمونه من به عنوان یك بازیگر در طول این سال‌ها ـ تقریبا 13 سال شده ـ تازه امسال متوجه شدم كه چقدر سخت است یك نفر یك تنه بخواهد جوابگوی عده زیادی از آدم‌های اطرافش باشد، آدم‌هایی كه تازه با تو آشنا شده‌اند، تازه به بازی تو علاقه‌مند شده‌اند، یا اینكه بتوانی با تمام خبرنگارها و مطبوعات و... یكسان برخورد كنی و برای هم وقت بگذاری. این یكی از معضلاتی است كه من فكر می‌كنم همه بازیگرها با آن روبه‌رو هستند و بعد از یك مدتی این اتفاق می‌افتد كه به اصطلاح بعضی‌ها، خودشان را می‌گیرند، در صورتی كه اصلا چنین چیزی وجود ندارد. مساله این است كه دیگر توانی وجود ندارد كه بتوانی جواب تمام تلفن‌ها را بدهی یا همیشه خوش‌برخورد باشی. اینها باعث می‌شود كه یك خرده زندگی سخت شود و آن وقت باید قدرت بدنی و قدرت ذهنی خود را زیاد كنی كه همیشه شاد، مهربان و خوشحال باشی كه قبول كنید یك وقت‌هایی سخت است. در نظر بگیرید شما سرصحنه هستید، تلفنت در حال زنگ‌خوردن است. با یك خبرنگار هم قرار گفت‌وگو داری. تازه میهمان سرصحنه هم داری و هزار جور چیز مختلف كه این وسط وجود دارد و در تمام طول این مدت یك دخترخاله عزیز هم زنگ می‌زند. در آن لحظه ترجیح می‌دهی كه آن لحظه جواب او را ندهی و سرفرصت به او زنگ بزنی كه ممكن است فراموش كنی و اگر هم همان موقع جواب بدهی ممكن است كه آنقدر سریع و سرسری و بی‌احساس با او صحبت كنی كه او بگوید: چرا این اینجوری شده؟!
این تاثیرات واقعا وجود دارد و قابل‌لمس است.


 پس بیشترین مشكل مشهور شدن تلفن‌هاست؟!
نه، ولی خب این تلفن‌ها نظم زندگی را به هم می‌ریزد و آسایش انسان را می‌گیرد. من قبلا هیچ‌وقت تلفنم را خاموش نمی‌كردم و همیشه فكر می‌كردم كه اگر كسی صبح زود به آدم زنگ بزند حتما كار مهمی دارد ولی اخیرا متوجه شدم هر كسی كه صبح زود زنگ می‌زند خبرنگار است. (با خنده)


 برخورد و رفتار مردم با تو در كوچه و خیابان چگونه است؟
من كلا وقتی به خیابان می‌روم یا هر جای دیگر مانند گالری، تئاتر، پاساژ و... تا وقتی كه یادم نیست كه من الان یك بازیگرم (آدم معروفی هستم) هیچ مشكلی ندارم ولی وقتی كه متوجه توجه مردم می‌شوم به دلیل احساس خجالتی كه دارم دیگر نمی‌توانم خیلی‌كارها را انجام دهم. نمی‌توانم به مغازه‌ای كه 70 درصد تخفیف زده سرك بكشم (با خنده) در صورتی كه من هم مانند همه دوست دارم حراجی‌ها را امتحان كنم. یك اتفاق جالبی هم كه چند بار برایم افتاد این بود كه قیمت یك جنس را اشتباه شنیدم و زمان حساب كردن متوجه شدم كه خیلی گران‌تر از آن چیزی است كه من شنیدم ولی متاسفانه دیگر خجالت می‌كشیدم بگویم آقا این خیلی گران است و آن را نمی‌خواهم و به اجبار آن را خریدم البته در كنار این اتفاقات كمی ناخوشایند در این مدت كادو هم خیلی گرفتم كه این از مزایای شهرت است.


 از خرید گفتی. كلا رابطه‌ات با خریدكردن چطور است؟
من از آن دسته از افرادی هستم كه همیشه وقتی كه مجبور به خرید هستم عزا می‌گیرم طوری كه احساس می‌كنم باید به بیمارستان بروم و بستری شوم.


 واقعا؟
واقعا. خرید به همین اندازه برایم سخت است. به همین خاطر سعی می‌كنم وقتی وارد یك مغازه می‌شوم خریدم را انجام دهم و بعد بیرون بیایم و اگر با كسی كه علاقه دارد به تمام مغازه‌ها برود تا یك چیزی بخرد بیرون بروم همش غر می‌زنم.


 و اما یك سوال تكراری، شهرت یا محبوبیت؟
چیزی كه من خیلی دوست دارم و امیدوارم كه لیاقتش را داشته باشم این است كه می‌بینم هر كسی كه به طرفم می‌آید برخورد خوبی دارد و احساس خوبی را به من انتقال می‌دهد، مردم هیجان‌زده می‌شوند و خیلی راحت و با محبت به سمت من می‌آیند طوری كه من هم شرمنده می‌شوم و هم خیلی خوشحال، خوشحال از اینكه آنها احساس معذب بودن نمی‌كنند و یك جور راحتی دارند كه خیلی شیرین است. فكر اینكه بین مردم محبوبیت داشته باشی خیلی خوب و بزرگ است. اگر یك نفر فقط مشهور باشد ولی احساس محبوبیت نكند لذتی را كه یك هنرمند از محبوبیت دارد نمی‌برد. من خوشبختانه این احساس را دارم و از مردم انرژی می‌گیرم.


شغل بازیگری زمان مشخصی ندارد. یك زمان بیكار هستی و یك زمان شدیدا درگیر كار. با این قضیه چگونه كنار آمدی؟
به هر حال این از ویژگی‌های این شغل است. این ویژگی باعث می‌شود در زندگی بی‌وقت شوی، اما خوشبختانه عوامل پروژه قهوه تلخ به دلیل طولانی‌بودنش برنامه‌ریزی خوبی دارند تا كار برای هیچ‌كس خسته‌كننده نشود، همه به كارهایشان می‌رسند. خیلی كم پیش آمده كه ما در طول این 1 سال و نیم كه در حال ضبط این سریال هستیم مجبور شده باشیم زمان طولانی و پشت‌سر هم سركار باشیم. برنامه‌ریزی طوری است كه همه‌، وقت آزاد دارند و می‌توانند به كارهایشان برسند، اما در بیشتر فیلم‌ها و پروژه‌ها بازیگرها خیلی از اوقات مجبور می‌شوند روزی 17 تا 18 ساعت كار كنند و اصلا چیزی به نام برنامه روزانه و اوقات فراغت وجود ندارد. شما فكر كنید كسی كه از 24 ساعت 17 تا 18 ساعت آن را كار كند وقت آزادش حتما استراحت و خوابیدن است.


 این خستگی‌ها روی بازی و صورت بازیگر چه تاثیراتی می‌گذارد؟
یكی از ابزار كار یك بازیگر صورت و حافظه‌اش است. منظور از صورت، چهره نیست بلكه سلامت صورت و شادابی آن است كه وقتی 18 ساعت كار می‌كنی و زمانی برای رسیدگی به خودت نداری حتما این سلامت و شادابی دچار مشكل و كمبود می‌شود، یا اینكه وقتی سركار هستی از خستگی زیاد هر چیزی را كه به شما تعارف كنند می‌خوری، شیرینی، شكلات و... هر چیزی كه احساس می‌كنی قند خونت را بالا می‌آورد و به بدنت انرژی می‌دهد. اینها بعد از یك مدت طولانی كه به این شكل كار كنی باعث می‌شود كه یك دفعه افت تمام انرژی‌هایت را با هم احساس كنی.
ای كاش یك باشگاه بدنسازی 24 ساعته برای خانم‌ها وجود داشت كه من هر وقت از شبانه‌روز كارم تمام شد بتوانم یك ساعتی به این باشگاه بروم و یك ورزش سبك انجام دهم، شنا كنم و بتوانم بدنم را از آن كوفتگی و خستگی كار نجات بدهم و بعد به خانه بروم تا احساس سلامتی داشته باشم ولی متاسفانه چنین باشگاهی وجود ندارد.


 به نظر شما برای یك بازیگر قیافه‌اش بیشتر اهمیت دارد یا هنرش؟
زیبایی یك چهره چیزی است كه تا حدود زیادی خدادادی است و اینكه ما چطوری با خودمان برخورد می‌كنیم یك چیز شخصی است. برخورد با پوست و اجزای صورت، جراحی كردن و... به خود فرد برمی‌گردد، اما یك بازیگر خوب واقعا نیازی به چهره خوب ندارد. بازیگر علاوه بر استعداد نیاز به ویژگی خاص دارد كه این ویژگی فقط در صورت نیست. گاهی ممكن است بازیگری بینی خیلی بزرگی داشته باشد و این بینی بزرگ یك چهره اشرافی برای او ساخته باشد یا یك ابهت خاص به او داده باشد و او با همان استیل بازیگر شود و برخی نقش‌ها را بازی كند كه تماشاچی آن را دوست داشته باشد ولی متاسفانه بیشتر این بازیگران بعد از دو، سه تا كار بینی‌شان را جراحی می‌كنند و چون از لحاظ چهره برای تماشاچی دیگر آن آدم قبلی نیستند و این چهره بازی آنها را هم تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، كم‌كم محبوبیت خود را از دست می‌دهند.


 در سریال قهوه تلخ گریم‌های شما سنگین است. آیا پوست‌تان صدمه ندیده؟
خدا را شكر لوازم گریمی كه در پروژه قهوه تلخ توسط مهرداد شكرابی استفاده می‌شود خیلی خوب است و همه گروه گریم مواظب نظافت وسایل و ابزار كارشان هستند. من تا به حال نشده ببینم وسیله‌ای كه استفاده می‌كنند ضدعفونی نشده باشد یا چند بار استفاده شود، واقعا خیلی رعایت می‌كنند، اما به هر حال گریم سنگین است و مدت زمان طولانی آن پوست را اذیت می‌كند و حتما لازم است كه رسیدگی قبل و بعد روی پوست انجام شود، من حتما باید صورتم را عمیقا با شیرپاك‌كن تمیز كنم و بعد از تونیك استفاده كنم و الان هم در سنی هستم كه دیگر به كرم دور چشم و بعضی از كرم‌های مخصوص نیاز دارم و باید رسیدگی‌هایم را بیشتر كنم.


 الان این كارهایی را كه گفتی انجام می‌دهی؟
راستش را بگویم؟ یك هفته است كه تصمیم جدی گرفتم به پوستم رسیدگی كنم، پیش یك دكتر پوست رفتم و گفتم كه من تقریبا هر روز گریم می‌شوم و اصولا در زندگی‌ام ضدآفتاب استفاده نكرده‌ام! و به دلیل اینكه درحالت عادی زندگی‌ام هیچ چیزی به عنوان كرم روی پوستم نزده‌ام در نتیجه پوستم به نسبت بیشتر در معرض خطر بوده، دكتر مقداری كرم به من داد و در كنار آنها دستوراتی را داد كه من انجام بدهم. قبلا تنها رسیدگی ‌به پوستم، بخور دادن صورتم با گیاهان دارویی بود و اینكه هر میوه‌ای كه می‌خوردم آن را روی پوستم می‌گذاشتم. خلاصه اینكه بنده تازگی‌ها بیشتر به خودم توجه می‌كنم و البته مجبور هستم كه فیزیوتراپی هم بروم.


 چرا فیزیوتراپی؟
من تا این لحظه در زندگی 3 بار پایم شكسته! یكبار به دلیل شیطنت، یكبار به دلیل استرس قبل از اجرا و یكبار هم به خاطر مسابقه دو كه در خانه آنقدر دویدم كه قبل از اجرا انگشت پایم شكست و با همان انگشت شكسته مسابقه دادم و برنده شدم. این شكستگی‌ها زمستان‌ها درد می‌گیرد. من برای كم‌كردن این درد، فیزیوتراپی می‌روم كه خیلی به من كمك می‌كند و می‌توانم راحت و با اعتماد به‌نفس كارم را انجام دهم.


 گفتی كه استرس، اصلا نمی‌شود شما را دختری تصور كرد كه استرس دارد. فخرالتاج و استرس؟!
من آدم استرسی‌ای نیستم ولی در بازیگری برای رفتن روی صحنه دقیقا قبل از گفتن 1-2-3 من چیزی به اسم قلب ندارم، به جای قلبم یك تلمبه عجیب و غریب و بزرگ می‌زند كه نفسم را بند می‌آورد طوری كه ضربان قلبم به هزار می‌رسد، این مدل من است! ولی خوشبختانه این استرس فقط مربوط به قبل از ضبط و اجراست و به محض اینكه 1-2-3 را می‌گویند تمام می‌شود.


بدترین رفتاری كه داری و فكر می‌كنی باید آن را ترك كنی، چیست؟
مكث- هیجان‌زدگی، البته من با آن مشكلی ندارم ولی مثل اینكه باید كنترلش كنم.


 چطور؟
آخه این هیجان‌زدگی گاهی اوقات مشكل‌ساز می‌شود. من نمی‌دانم هیجان‌‌زده بودن چه جور خصلتی به حساب می‌آید اما به دلیل هیجان‌زده شدن من گاهی وقت‌ها آدم‌ها دچار سوءتفاهم می‌شوند. به عنوان نمونه من خیلی احساس راحتی و نزدیكی می‌كنم و با آغوش باز و صادقانه برخورد می‌كنم كه این باعث به وجود آمدن تصورهایی می‌‌شود. به عنوان نمونه اینكه من خیلی متظاهرم یعنی این چیزی كه هستم نیستم یا اینكه یك سوءتفاهم مخصوصا برای بعضی‌‌ها كه بعد از یك مدتی مرا می‌بینند به وجود می‌آید و برایشان غیرقابل باور است.
برای من كه بعد از 13 سال بازیگری الان پیش آمده كه با سریال قهوه تلخ معروف شدم دیگر آن دست‌‌وپا گم‌كردن وجود ندارد. من سال‌هاست كه كار می‌كنم و احساس من این است كه نتیجه زحمت‌هایم را می‌بینیم. شاید یك ذره این حرف خودخواهانه باشد ولی نتیجه تمام این سال‌هایی است كه دیده نشدم.
دیده نشدن یك بازیگر دلیل بر بی‌استعدادی او نیست. باید آن موقعیت نصیبش شود. شاید او شانسی را كه خیلی‌ها آورده‌اند نیاورده، موقعیت‌ها عجیب و غریب است و نمی‌شود روی آنها حساب كرد. خود من پارسال قبل از قهوه تلخ می‌خواستم مدیریت یك آموزشگاه زبان را بر عهده بگیرم و كلا از فكر اینكه به بازیگری ادامه بدهم خارج شده بودم.


اگر قیافه‌ات شبیه به گذشته فخرالتاج بود، چهره‌ات را جراحی نمی‌كردی؟
من آدم سخنوری نیستم ولی امیدوارم كه منظورم را خوب بیان كنم. من معتقدم كه چهره زیبایی ندارم ولی چهره‌ام قابلیت‌های مختلفی دارد و از آن راضی هستم و كاملا دوستش دارم یعنی اگر یك نفر به من می‌گوید دهانت خیلی بزرگ است من اصلا با این قضیه مشكلی ندارم. تازه لبخندهای گشاد هم می‌زنم. در زمینه چهره‌ام خیلی‌خیلی اعتماد به نفس دارم. اصلا فكر نمی‌كنم كه ای كاش من آن شكلی بودم و... خدا را شكر كه ایراد بزرگی در چهره‌ام نیست كه بخواهم برطرفش كنم یا اینكه بلایی سر صورتم نیامده كه مجبور به جراحی باشم چون خیلی‌ها به خاطر مسایلی كه اتفاق می‌افتد مجبور به جراحی می‌شوند، اما...
اما آن صورتی كه شما به آن اشاره كردید یك چیز عجیب و غریب است. شاید اگر قابلیت خاصی برای چهره‌ام درست می‌كرد كه در كارم مرا فرد خاصی می‌كرد نه به آن دست نمی‌زدم اما درغیر این صورت حتما آن را عمل می‌كردم.
 
 
منبع:  میترا سپهری
 





نوع مطلب : امیرمهدی ژوله، خشایار الوند، مهران مدیری، محمدرضا هدایتی، 
برچسب ها : الیکا عبدالرزاقی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 2 تیر 1390
فرشاد نعیمی
راست می گن مدیری داداش امیده؟ مهران زن داره یا نه؟ چند تا بچه داره؟ خونه اش کجاس؟ راست می گن خیلی پولداره؟

خشایار الوند در یادداشتی درباره مهران مدیری و سریال «قهوه تلخ» نوشت :رمز موفقیت مهران مدیری صبر است. اعتراف می کنم در طول عمرم کمتر آدمی به صبوری و شکیبایی مدیری دیده ام.خودم آدم عجول وزود جوشی هستم . اما مدیری در مقابلات ناملایمات ،نامردی ها ومشکلات کار وقسمتها ،فشارهای بی موردی که شرایط سیاسی و اجتماعی به سو پراستارها و به اصطلاح چهره ها وارد می کند و خلاصه هرآنچه که مانع کار وزندگی آدمی نرمال در حدواندازه های اوست آن قدر صبور است که گاهی لج آدم را در می آورد . اما گذشت زمان نشان می دهد که او در نهایت برنده بازی است .

 الوند دربخش دیگری از یادداشت خود نوشته : ما درتاریخ سینما وتلویزیون مان از ابتدا تا کنون سه نفررا داشته ایم که توانسته اند نقشهایی متنوع ودشوار ودرعین حال دوست داشتنی و شیرین را با قدرت تمام به اصطلاح دربیاورند . از نام بردن دو نفر دیگر که یکی به رحمت خدا پیوسته و دیگری در ینگه دنیا روزگار می گذراند معذورم .

نویسنده قهوه تلخ در بخشهایی از یادداشت خود واکنش جالبی به ماجراها وحواشی سود آور بودن قهوه تلخ نشان داده است . او دریادداشت خود با اشاره به سوالاتی که دیگران از او درباره سود آوری قهوه تلخ می پرسند نوشته :این که پول پارو می کنید دیگه !هفته ای چه قدر پول در می آرین از قهوه تلخ ؟یا می گن هفته ای یک میلیارد می ذارین توجیب !یا " می گن " همتون میلیاردردشدین . اینها از جمله سوالاتی است که خشایار الوند گفته همیشه از او می پرسند .
آقای الوند درادامه نوشته : این طرف و آن طرف خوانده ام که بعضی دوستان کنجاوویا بیکار که ظاهرا در استخدام سازمان امور مالیاتی کشور هستند نشسته اند و  میزان فروشی سی دی قهوه تلخ را در قیمت هر پکیج ضرب کرده اند و به رقم های جالبی رسیده اند .
اما با صحبتهایی که با تهیه کنندگان محترم دارم فهمیده ام که این خبرها هم نیست .نه اینکه سود نداشته باشد که اگر اینگونه بود حتما تا حالا جمعش کرده بودند اما سودی است معقول به اندازه سرمایه گذاری و ریسکی که کرده اند .

وی همچنین روایت با مزه ای رااز سوالاتی که مردم از او درباره مهران مدیری می پرسند بازگو کرده است .الوند دریادداشت خود نوشته : مهران مدیری چه جوریاس؟ راز موفقیت مهران مدیری چیه ؟ معمولا پس از سوالهای اولیه ای که مهران زن داره و یانه ؟چند تا بچه داره ؟...خونه اش کجاس؟...راست می گن که داداش امیده ؟...ویا راست می گن خیلی پولداره ؟....می رسند به این سوال کلیدی که مهران مدیری چگونه توانسته این همه سال در اوج باشد و کارهایش بااستقبال روبروشود ومردم دوستش داشته باشند ..

 آخر قهوه تلخ چی میشه ؟ این یکی از سوالاتی است که همیشه طرفدران سریال قهوه تلخ خواسته اند بدانند .خشایار الوند نویسنده قهوه تلخ که گویا این سوال را از او زیاد می پرسند در پاسخ به این سوال هم نوشته: پاسخ سرراست وقانع کننده اش این است که آخرش تمام می شود! نمی دانم چرا مردم عزیزمان علاقه دارند آخر کاررا بدانند ؟همین وسطهایش را ببینید وحالش را ببرید . والله ما خودمان هم نمی دانیم آخر قهوه تلخ چه می شود . به جان یک دانه پسرم که از جان عزیز تر است نمی دانم . فقط دعا می کنم آخرش به خیر وخوشی تمام شود . این یکی در واقع بیشتر کنایه است تا سوال . شاید لحنش حتی سوالی نباشد.


منبع : دیار - پارس توریسم




نوع مطلب : مهران مدیری، خشایار الوند، محمدرضا هدایتی، امیرمهدی ژوله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 15 خرداد 1390
رضا طهماسب
بازخورد مهمترین بخش هر تولید فرهنگی و در واقع دغدغه اصلی هنرمندان درباره اثر هنری شان است. رسم است که این بازخوردها توسط آمار به دست آمده از روش های علمی سنجیده می شوند و حاصل به دست آمده در معرض نگاه عمومی قرار می گیرد و توسط کارشناسان نقد می شود.

متاسفانه بارها مشاهده شده که این آمارگیری ها یا علمی نیست یا اگر مبنای درستی دارند تشریح و تحلیل خوبی روی آنها صورت نمی گیرد و به قول استاد ابراهیم صهبا "گاه ز جیغ بنفش، گاه ز هذیان سبز/ پرت و پلایی عجیب وصل به هم ساختن" انجام می شود تا فقط نوآوری انجام شده باشد.

نمونه های زیادی از این تحلیل ها وجود دارد و متاسفانه بسیاری از آنها رسانه ای است. برای نمونه می توان به یکی از تازه ترین آنها که این هفته در روزنامه هفت صبح ارائه شد اشاره کرد که قیاس تطبیقی مخاطب بین مجموعه تلویزیونی مختارنامه با مجموعه ویدئویی قهوه تلخ بود و با کاریکاتور بابااتی در کنار کاریکاتور مختار بر جلد این روزنامه سعی در جذب مخاطب داشت.

نکته اول کنار هم قرار دادن این دو شخصیت است که اشتباهی مشهود است چرا که در یک قیاس علمی اینچنینی باید دو شخصیت هم وزن را که از منظر تاثیرگذاری، جایگاه در فیلمنامه، تشابهات شخصیتی یا هر مورد مشترک دیگری تناسب دارند کنار هم قرار داد. در حالی که بابااتی شخصیت فرعی است و مختار شخصیت اصلی. بابااتی خیالی است و مختار حقیقی. و بسیاری از موارد دیگر که از حوصله بحث خارج است.

از منظر عرفی نیز این کار بازی با احساسات و باورهای قلبی مردم است که به سریال مختارنامه نه به عنوان یک مجموعه تلویزیونی صرف، که از منظر واقعه مهمی در تاریخ تشیع و ادامه سیر مظلومیت همیشگی ائمه علیها سلام نگاه می کنند. کاری غیر حرفه ای و نادرست که مختارنامه را تا حد یک کار معمولی تصویری پایین تصور می کند و به دلیل اصلی توجه مردم به سریال به خاطر وجوه مذهبی آن توجه ندارد؛ اتفاقی که در مجموعه های دیگر اینچنینی و از قضا سریال دیگر میرباقری یعنی امام علی(ع) روی داد.

همین قیاس درباره دو مجموعه هم وجود دارد. یکی طنز است و دیگری تاریخی. یکی از تلویزیون پخش می شود و دیگری از شبکه خانگی. یکی با باورهای هزاران ساله مردم ایران و شیعیان دنیا ارتباط دارد و یکی برای خنداندن مردم و دادن روحیه به آنهاست(آنطور که مدیری در مراسم قرعه کشی چند روز پیش گفت). جنس کارها عین هم نیست. انگار که بخواهیم سانست بلوار بیلی وایلدر را با زینهای شعله ور مل بروکس مقایسه کنیم. چگونه می شود یک اثری با لانگ شات های زیاد و صحنه های خارجی فراوان را با یک اثر استودیویی صرف مقایسه کرد و درباره مخاطب پذیری این دو به یک اندازه به قضاوت نشست.

نویسنده محترم و بی نام این مطلب باید توجه داشته باشد که در امر مقایسه بسیاری از موارد ریز و پنهان وجود دارند و نمی شود همین طوری دو جنس ناهمگون را در کنار هم قیاس کرد.

نه این که اینها، دلیل قوت و ضعف این سریال ها باشد. هر کدام به جای خود ارزش خود را دارند و در جذب مخاطب موفق بوده اند. اما همین نقطه اشتراک آنهاست و بر این اساس نمی شود آنها را قیاس تطبیقی کرد. در این زمینه حتی مواردی چون میزان بودجه و نوع تبلیغات و شیوه های آن مورد توجه قرار می گیرند.

مطلب مذکور هفت صبح مشتی از خروارها نوشته مختلف رسانه هاست که متاسفانه در ارائه آنها توجه نمی شود و اگر نگوییم که غرضی از ارائه آنها وجود دارد حداقل این است که برای پر کردن و جلب توجه خوانندگان به هر قیمتی انجام می شود. درج کاریکاتورهای مختار و بابااتی روی جلد این روزنامه در کنار هم نیز به خودی خود تضادی ایجاد می کند که توجه را جلب می کند و منظور نظر مسئولان روزنامه برای فروش را تا حدی تامین می کند. با این حال باید واقعا پرسید که جلب مخاطب به چه قیمتی؟ آیا نمی توان با روش های دیگری که باورهای مردم را زیر سوال نمی برد پا در دنیای امروز رسانه های ایران گذاشت؟




نوع مطلب : مهران مدیری، خشایار الوند، امیرمهدی ژوله، محمدرضا هدایتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 8 خرداد 1390
فرشاد نعیمی



استقبال هم میهنان از سریال قهوه تلخ

سریال جدید مهران مدیری یعنی قهوه تلخ در نمایش خانگی با استقبال فوق العاده هم میهنان روبرو شد. این سریال تنها در روزهای اول فروش خود را به بیش از یک میلیون نسخه رساند و امید است که در بخش های بعدی فروش بیشتری را در پی داشته باشد.

قهوه تلخ که با بازی درخشان بازیگرانی چون سیامک انصاری، سحر زکریا، محمدرضا هدایتی، سحر جعفری جوزانی و .. با استقبال بسیار چشمگیری روبرو شد و پیش بینی می شود که قسمت بعدی سریال که از روز شنبه توزیع می شود فروش بالاتری داشته باشد.









نوع مطلب : مهران مدیری، محمدرضا هدایتی، امیرمهدی ژوله، بیژن بنفشه خواه، خشایار الوند، 
برچسب ها : قهوه تلخ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 13 مهر 1389
محمد اسکندری


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات