سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرِ پرواز منو ازم نگیر
مسعود مرعشی/ روزنامه قانون

یکی بود، یکی نبود، غیر از خدای مهربون، هیچ کس نبود. در یک سرزمین وسیع پرنده‌ای دوست داشتنی زندگی می کرد که دوتا بال قوی داشت.دو تا بال پرنده غصه ما هر کدام از یک سمت باز می شدند و در دو سمت متفاوت حرکت می کردند اما در کنار هم باعث می شدند که پرواز کند و اوج بگیرد. هر وقت هر دو بال به هم کمک می کردند، پرنده می توانست بالاتر برود و افق های بیشتری را برانداز کند.

تا اینکه یکی از روزها که پرنده در آسمان بود و داشت پرواز می کرد بال هایش سر اینکه در افق چه می بینند با هم دعوایشان شد. یکی از بالها (بال آن وری) زد بال دیگر را ناکار کرد(بال این وری)

بعد سریع قسمتی از خود را به سمت مقابل کشاند تا نقش بال این وری را ایفا کند و نبودنش به چشم نیاید. اما خب هر چه قدر تلاش می کرد نمی‌توانست طبیعی باشد چون فرم و شکل آنها به هم نمی خورد و این تعمیر باسمه ای به نظر می رسید.




ادامه مطلب


نوع مطلب : مسعود مرعشی، 
برچسب ها : مسعود مرعشی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 4 خرداد 1392
فرشته نعیمی
از روح قالیباف تا عباسعلی منصوری جدید
مسعود مرعشی
علییییییییییییییییییی دایییییییییییییییییی

خب، در این هفته اتفاق خیلی مهمی رخ نداد. چرا اینطوری نگاه می‌کنید؟ خب رخ نداد دیگر! از اتفاقات مهمش این بود که «علی دایی» سرمربی پرسپولیس شد و هواداران مشتاق پرسپولیس باز هم در حسرت مربیگری «حاجی مایلی» و «اکبر میثاقیان» ماندند.

پایان خوش مناقشه زیباکلام و عبدی

در هفته ای که گذشت، دو تن از تحلیلگران سیاسی نزدیک به اصلاح طلبان، با هم دچار اختلاف نظر شدند. یکی تحلیلگر همیشه در صحنه، صادق زیباکلام؛ و دیگری تحلیلگر همیشه مخالف، عباس عبدی. دعوای این دو نفر داشت از دعوای قلمی کم کم به دعوای فیزیکی می کشید.

عباس عبدی می گفت: «هاشمی برای ماندن نیامده.» صادق زیباکلام هم معتقد بود که: «خدایا این عبدی چاخان می کنه. هاشمی اومده تا انتها هم باقی می مونه».

شورای نگهبان هم برای آنکه این دونفر بیش از این با هم قهر نمانند و این قدر جلوی جمع دعوا نکنند، هاشمی را رد صلاحیت کرد. از این بابت کمال تشکر را از شورای محترم نگهبان داریم. تا بچه ها یاد بگیرند که در جمع دعوا نکنند و حرف‌های بی تربیتی به هم نزنند.

سلام بر عباسعلی، درود بر غرضی

در حالی که ثبت نام کردن عباسعلی منصوری، نماینده پر امید آران و بیدگل برای انتخابات ریاست جمهوری، ما و بقیه طرفدارانش را نا امید کرده بود، محمد غرضی تایید صلاحیت شد تا شور و نشاط فراوان به انتخابات تزریق شود.

قالیباف چی کارش می کنه؟

رئیس ستاد حامیان مردمی قالیباف گفت: «تاکنون بیش از 5 میلیون کارت هواداری برای هواداران قالیباف در سراسر کشور صادر شده و پیش‌بینی می‌شود در روزهای آینده این تعداد به 15 میلیون افزایش یابد.» وی چگونگی صدور 5 میلیون کارت هواداری، آن هم یک روز پس از شروع فرصت قانونی تبلیغات را توضیح نداده است.

به نظر می رسد اگر دکتر با همین فرمان ادامه بدهد، تا چند روز آینده تعداد هوادارانش از منچستر و بارسلونا هم بیشتر می شود.

روح قالیباف

در مراسم بهره‌برداری یک بزرگراه در تهران که قالیباف در آن حضور نداشت، علی لاریجانی گفت: «قطعاً روح وی در این مراسم حاکم است و بنده از او سپاسگزاری می‌کنم به طوری که در حال حاضر قالیباف به دنبال جمع‌آوری رأی حلال است.»




نوع مطلب : مسعود مرعشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 4 خرداد 1392
فرشته نعیمی
دیگه خندیدی!

مسعود مرعشی
************

روزی یک راننده کامیون درشت هیکل، که از وجناتش به نظر می رسید که به اصول گرایش خاصی دارد، داشت با کامیونش در جاده یک طرفه تخت گاز می رفت که ناگهان کنار جاده به یکی از شهروندان برخورد. شهروند مزبور خسته و بی حال کنار خیابان ایستاده بود و به خاطر مواجهه با شرایط دشوار جاده بسیار رنجه گردیده بود. راننده کامیون مهربان اهل اصول، ماشین را کنار کشید و او را سوار کرد و از شهروند پرسید: «داداش شما چرا این‌قدر حالت بی ریخته؟!»

و شهروند پاسخ داد: «در یک آبادی بودیم که مردی از همکاران شما ما را سوار کرد و گفت می‌خواهم تو را به یک آبادی بهتر ببرم. هر جوری بود خواسته و ناخواسته ما را سوار ماشین کرد. بعد هر چه گذشتیم دیدیم بیشتر به بیابان نزدیک می‌شویم. گفت نباید توی ماشینش بخندی. اگر بخندی هر چی دیدی از چشم خودت دیدی و ... خلاصه ما یک جا خندیدیم، اونم سریع بهونه گرفت و وعده‌اش رو عملی کرد.»

راننده گفت: «ای بابا، خب بعضی ها بدشانسن، بعضی ها خوش شانس... اون راننده قبلی حق داشته. از قبل شرط گذاشته که نباید بخندی، توام خندیدی. حالا عیب نداره. ولی توی این ماشین اگه حرف بزنی من اعلام کاندیداتوری می کنم. حواست باشه...»




ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


نوع مطلب : مسعود مرعشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 24 فروردین 1392
فرشته نعیمی
جنبه سیاستمدار نباید سوراخ باشد

مسعود مرعشی
************

اگر گمان می کنید که گنجایش بالای طنز منوچهر خان متکی، تنها ویژگی و خصیصه اخلاقی این مرد سنگال دیده است، سخت در اشتباهید. یکی از ویژگی های اساسی ایشان که نشانه شخصیت‌شان هم هست، ارائه بلیت است.

یکی از خبرگزاری های اصولگرا خبر داده ایشان در روزهای اخیر همراه با عوامل انیمیشن «تهران 1500»، به تماشای این فیلم نشسته. این خبرگزاری گزارش داده «وی که به دعوت عوامل تولید فیلم "تهران 1500" به سینما رفته بود در حرکتی نمادین و برای حمایت از اقتصاد سینما برای تماشای فیلم بلیت هم خرید.»

این حرکت ایشان باعث شد ما جور دیگری به دنیا نگاه کنیم. ما از کودکی دوست داشتیم کارهای نمادین انجام بدهیم ولی فکر می کردیم کارهای نمادین شاخ و دم دارد. حالا فهمیدیم که سالیان سال است آب در گیشه بوده و ما اسکول شده بودیم.

سال هاست که ما وقتی سینما می رویم داریم حرکات نمادین انجام می دهیم و خودمان خبر نداریم اما برای این‌که ما از این دلاورمرد با جنبه خوشمان آمده و تصمیم داریم کاری کنیم ایشان رئیس جمهور شود، برای ایشان چند پیشنهاد استراتژیک داریم:



ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


نوع مطلب : مسعود مرعشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 19 فروردین 1392
فرشته نعیمی

چه نفخ دلنشینی و چه دفع خوش طلا مالی

چه باد معده‌ی زرین و چه آروغ‌های باحالی

 

داستان بستنی چهارصد هزارتومانی که در ابتدا یک شوخی بامزه با رستوران برج میلاد به نظر می‌آمد، کم‌کم شکل واقعی به خود گرفت تا ناگهان سیل جمعیت جویندگان طلا را به سرویس‌های بهداشتی و چاه‌های فاضلاب این برج سرازیر کند، پس از گذشت تاخیر معمول یک ماهه‌ای که مسئولین نسبت به اتفاقات جاری کشور دارند، ناگهان همه‌ی مسئولین اعم از مربوط و نامربوط در حرکتی هماهنگ این بستنی را محکوم کرده و مشت محکمی بر دهان نظام خرده بورژواپرور سرمایه‌دارپسند مصرف‌گرامدار برج عاج میلاد نشین کوبیدند.

ز بس نون و پنیر و نفت خوردند

ارنج سفره‌ را اینگونه چیدند

طلا با بستنی، گوهر سیرابی

تیتان با چایی و نقره گلابی

 

قشر در حال انقرض زیر خط فقر هم بعد از این اتفاق برای یک لحظه از آن زیر سرش را در آورد و گفت:

دیگی که برای ما نجوشد

بگذار سر سگان بجوشد

 

و از این قبیل حرف‌ها...



از خدا هم که خودکفا شده‌ایم

صاحب فیکون و شفا شده‌ایم

 

چند وقت قبل یک آقایی در یک جایی به یک نکته‌ی مهمی اشاره کرده بودند، این نکته مهم این بود که "انسان هرچیزی را که خدا خلق کرده، می‌تواند خلق کند" البته ایشان نفرموده بودند که خدا دقیقا چه چیزهایی را خلق نکرده و آیا اینکه خدا آن چیزها را خلق نکرده لزوما به معنای آن است که ما هم نمی‌توانیم خلقش کنیم یا خیر؟ چرا که به قول فلاسفه گزاره‌ی ایشان یک گزاره‌ی اثباتی بود و نفی در آن حادث نشده بود! اما از آنجا که ما فرق فلسفه و منطق و آکواریوم و این قبیل صحبت‌ها را نمی‌فهمیم می‌رویم سراغ همان چیز خودمان و چیزکی به همان می‌پردازیم، حقیقتش این چیزهایی که خدا خلق کرده خیلی زیاد است و ما همچنان در همین خلقت چیز خودمان هم مانده‌ایم چه برسد به چیزهای دیگر، چقدر چیز دارد می‌شود، آخر این چیز چیز بازی‌ها عاقبت خوبی ندارد و آخرین نفری که خیلی چیز چیز کرد فرستادند قاتی چیزها... خلاصه ما هم به همان چیز خودمان برسیم بهتر است:

به قول شیخ اجل سعدی

بنشینم و چیز پیش گیرم

دنباله‌ی چیز خویش گیرم

 

یه همچین چیزی بود اگر اشتباه نکنم...

 


 

نمی‌دانم که قدرت در کف کیست

نمی‌دانم که این طرح از پی چیست

ولی دانم پس از این طرح تفکیک

دگر بخت مرا هم واشدن نیست

بنابر اخبار رسیده طرح تفکیک جنسیتی علیرغم مخالفت صریح مسئولین عالی‌رتبه‌ی مملکتی، وزرا، دانشگاهیان، دانشجویان و همه و همه همچنان در دستور کار برخی دانشگاه‌ها قرار دارد. مشخص نیست با این همه‌ مخالفت که از پایین، بالا و حتی وسط نسبت به این طرح ابراز شده، این طرح دقیقا توسط چه شخصیت حقیقی یا حقوقی دارد دنبال می‌شود. از آنجایی که هر شخصیت حقیقی بالاخره از بچه‌های بالا، پایین یا وسط است پس شخصیت مورد نظر نمی‌تواند حقیقی باشد و تنها می‌ماند شخصیتی حقوقی باشد، شخصیت حقوقی هم در حقیقت‌ یک ساختمان است که سر درش یک تابلوی بزرگ خورده با خط نستعلیق فونت درشت، اما این ساختمان‌ها که شعور ندارد و اگر داشته باشد هم قدرت پیگیری ندارد و اگر این را هم داشته باشد توان اجرایی ندارد و اگر این را هم داشته باشد دیگر ساختمان نیستند و ما را مسخره کرده‌اند با آن هیکلشان...

یکی طاق و یکی جفت ‌می‌پسنده

یکی کوفت و یکی مفت می‌پسنده

من از تفکیک جنس و طرح الزام

پسندم آنکه یارم می‌پسنده

 


 

همه را قدر و قیمتی باشد

مهر زن هم مصیبتی باشد

با نگاهی به قیمت بازار

پشم خرس هم غنیمتی باشد

افزایش ناگهانی ارزش طلا در جهان به صورت مستقیم و حتی بیشتر روی قیمت سکه در ایران اثر گذاشت، این اتفاق که موجب کاهش یافتن احتمال آزادی زندانیان مهریه شد، بنیاد خانواده‌های ایرانی را بیش از پیش مستحکم کرد. روند صعودی قیمت سکه در ایران به قدری خنگ و نفهم بود که حتی پس از کاهش ارزش طلا در جهان باز هم متوجه این مطلب نشده و طلا در ایران همچنان به گران شدن خود ادامه داد و هیچ‌کس هم حتی نتوانست بستنی‌اش را بخورد.

شاعر می‌فرماید:

بلا، ای... بلا، ای... طلا، صبیه‌ی مردم

طلا، ای... طلا، ای... طلا، پول خون مردم



 آن قصر که جمشید در او جام گرفت

مترو خانه کرد و لرزه تا بام گرفت

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر

گو بر پدر گور، محله سرسام گرفت

پس از اینکه یک سری شکاف نسل‌ها درست وسط آثار تاریخی اصفهان افتاد و سی‌وسه‌پل تقریبا از وسط پاره شد و جر خورد، سازمان قطار شهری اصفهان با اعتماد به نفسی ستودنی این جمله‌ی تاریخی را اعلام کرد که "مترو برای آثار تاریخی مفید است"

اما از آنجا که سازمان‌ها هم مثل ساختمان‌ها نمی‌توانند حرف بزنند و تصمیم گیری کنند ما مجبوریم به این نتیجه برسیم که احتمالا این قبیل سازمان‌ها و ساختمان‌های سخنگو از مخلوقات خودمان هستند، مجبوریم دیگر میفهمید که!

در حقیقت اصلی‌ترین فایده‌ی مترو برای بناهای تاریخی ایجاد همین چین و چروک‌‌ها و اینطور پارگی‌هاست که ظاهر بناهای تاریخی را تاریخی‌تر و طبیعی‌تر می‌کند. 

یک صد هزار سال اگر بر دوام رفت

از دست ما نتوان بی‌انتقام رفت

عمرا به یادگاری و لاوی فرو نهیم

باید که در طریق فنا زین مقام رفت




دوباره می‌سازمت دری[1]

بزرگنمایی نمی‌کنم

سختیش فقط یک خلقته

همین فقط... همین فقط

استاندار آذربایجان غربی فرمودند "بحران گریبانگیر دریاچه ارومیه نباید بزرگ‌نمایی و اسباب نگرانی بیش از حد مردم را فراهم شود" اتفاقا درست هم فرموده‌اند، حالا یک گودی بوده باران آمده آب جمع شده، اسمش را گذاشته‌اند دومین دریاچه‌ی آب شور جهان، حالا خوب است دوم هم بوده و اول نبوده، چرا اینقدر بزرگ نمایی می‌کنید، این را که دیگر خدا خلق کرده، ما هم که انسان هستیم، خب یک زوری می‌زنیم و دوباره خلقش می‌کنیم دیگر، پس نگران نباشید، اصلا باید خوشحال هم باشید، زمینه برای خالق‌بازی ایجاد شده، آخر هفته‌ای، سیزده‌بدری، سر فرصت دور هم جمع می‌شویم و دوباره از نو یک دریاچه می‌آفرینیم بهتر از قبل، دریاچه‌ی آب شیرین ارومیه، اصلا چرا آب... نوشابه!

به پایان آمد این دریا، نمک‌ها همچنان باقیست

اگرچه آب آن رفته ولیکن جان آن باقیست

 



[1] بچه‌محل‌ها دریاچه‌ی ارومیه را از روی صمیمیت دری صدا می‌کنند





نوع مطلب : علی رمضانپور، مسعود مرعشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 22 شهریور 1390
فرشاد نعیمی


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic