سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

عکس هایی از جشن پایان تولید سریال چک برگشتی

عکس هایی از جشن پایان تولید سریال چک برگشتی

عکس هایی از جشن پایان تولید سریال چک برگشتی

عکس هایی از جشن پایان تولید سریال چک برگشتی

عکس هایی از جشن پایان تولید سریال چک برگشتی

عکس هایی از جشن پایان تولید سریال چک برگشتی

عکس هایی از جشن پایان تولید سریال چک برگشتی

عکس هایی از جشن پایان تولید سریال چک برگشتی

عکس هایی از جشن پایان تولید سریال چک برگشتی

عکس هایی از جشن پایان تولید سریال چک برگشتی

عکس هایی از جشن پایان تولید سریال چک برگشتی

عکس هایی از جشن پایان تولید سریال چک برگشتی

عکس هایی از جشن پایان تولید سریال چک برگشتی

عکس هایی از جشن پایان تولید سریال چک برگشتی

عکس هایی از جشن پایان تولید سریال چک برگشتی





نوع مطلب : سروش صحت، پیمان قاسم خانی، بهاره رهنما، رامبد جوان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 13 فروردین 1391
سارا محمدی
کتاب سینما - سری اول مجموعه «شام ایرانی» به کارگردانی بیژن بیرنگ از هفته دوم بهمن‌ماه در شبکه نمایش خانگی عرضه می‌شود. مجوز انتشار سری اول این مجموعه که شامل چهار قسمت است، صادر شده است. در سری اول، اشکان خطیبی، رامبد جوان، سروش صحت و مهدی پاکدل حضور دارند. سی‌دی‌های مربوط به حضور مهمانان در منازل این چهره‌ها به ترتیب وارد بازار خواهد شد، یعنی اول سی‌دی حضور سه بازیگر دیگر در منزل اشکان خطیبی، سپس در منزل رامبد جوان، بعدی سروش صحت و در ‌‌نهایت حضور مهمانان در منزل مهدی پاکدل.
تصویربرداری و تدوین چهار قسمت دیگر از سری دوم با حضور بهاره رهنما، شقایق دهقان، سحر زکریا و لادن طباطبایی انجام شده و پس از پخش سری اول به بازار خواهد آمد.
تصویربرداری سایر قسمت‌ها و اخذ مجوز آن‌ها پس از پخش سری اول و دیدن بازتاب‌ها و استقبال مردم انجام خواهد شد.

تهیه‌کننده و کارگردان «شام ایرانی» معتقدند با توجه به استقبال و نظرات مردم باید سری جدید را آغاز کرد و علایق آن‌ها را در نظر گرفت.
سری‌های جدید محدود به بازیگران نیست و چهره‌های مطرح سایر عرصه‌ها نیز در لیست قرار دارند.
به گفته سازندگان «شام ایرانی»، تفاوت این مجموعه با مجموعه‌های خارجی در این است که همه چهره‌ها سرشناس هستند، یکدیگر را می‌شناسند، با هم دوست‌ هستند و می‌دانستند که قرار است در یک گروه باشند.
به احتمال زیاد مسابقه پیش‌بینی سری اول این مجموعه به زودی برگزار خواهد شد. روند کار به این صورت است که مخاطبان مجموعه پیش‌بینی خود از برنده را از طریق پیامک اعلام و در قرعه‌کشی جوایز شرکت می‌کنند.

قرار بود نام این مجموعه «بفرمایید شام ایرانی» باشد که به دلیل هم‌نام بودن با برنامه یک شبکه ماهواره‌ای تغییر پیدا کرد.

خبرانلاین



نوع مطلب : سروش صحت، رامبد جوان، 
برچسب ها : رامبد جوان، سروش صحت، بیژن بیرنگ، شام ایرانی، اشکان خطیبی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 8 فروردین 1391
رضا طهماسب
عادل فردوسی پور ، سه مهمان ویژه و غیر فوتبالی در برنامه نود داشت.مهمانانی که کسی نمی توانست در ابتدا  نام آنها را حدس بزند. رامبد جوان،حبیب رضایی و سروش صحت سه بازیگر سریال های طنز ایران بودند که برای دقایقی در برنامه نود حاضر شدند. در ابتدای حضور این چهره های سینمایی قبل از اینکه عادل فردوسی پور حرفی بزند خود آنها به حرف آمدند و قدرت اجرا را از دست مجری برنامه نود گرفتند.در زیر گزیده ای از شیطنت هایی که این سه هنرمند در برنامه نود انجام دادند را می خوانید:


رامبد جوان :
* از ما دعوت کردند که به نود بیاییم و ما هم با کله آمدیم،به هرکس می گفتیم امشب می خواهیم برویم نود می گفت عدد ها را قاطی نکردید؟شاید شما را به برنامه هفت دعوت کرده اند!؟
*چرا کاغذ های باطله جلوی ما گذاشتید آقای فردوسی پور.
*بچه ها عادل داره با من حرف می زنه
*ای وای،این مانیتور برنامه نود که برنده ها را اعلام می کند سالم است و کار می کند.
*من و عادل هم مدرسه ای بودیم اما همدیگر را نمی شناختیم.
*من جای فردوسی پور هستم،چقدر حال می دهد.(رامبد جوان برای دقایقی روی صندلی فردوسی پور نشست.)
*پدر من پرسپولیسی بوده و من هم پرسپولیسی هستم.
*عادل می شود از لیوانت آب بخورم؟
*به تو افتخار می کنیم عادل فردوسی پور
*کسی نمی آید پیراهن ما را بخرد؟(در واکنش به فروش 14 میلیونی پیراهن و کفش ایمون زاید)
*بچه ها فردوسی پور به خودش هم رحم نمی کند.عادل تو نابغه ای.
*نود بهترین برنامه صدا و سیما است که افت نکرده و همیشه رو به بالا بوده.
سروش صحت :
*برنامه نود مثل رفتن به کره ماه است.ما به این برنامه آمدیم،پس به کره ماه هم می رویم.
*همه در ایران نودی هستند.ما خودمان را می کشیم کسی فیلم های ما را نمی بیند اما شما برنامه نمی سازید و همه می بینند!
*خیلی شبیه سینما است؛درام دارد،تراژدی هم همین طور.
*من طرفدار تیم سپاهان،مس سرچشمه و تراکتورسازی هستم.
*در عمرم اینقدر تماس و پیامک نداشتم،اما تا آمدم نود همه به من پیامک زده اند.
*جعفری به من اس ام اس داده و گفته که خیلی خوب بودی!
*ما از برنامه ات نمی رویم،نمی شود همین جا بمانیم؟
حبیب رضایی :
*چرا ما را به نود دعوت کردید؟من همیشه دوست داشتم دوستان نادیده شما در پشت صحنه را ببینم.همان هایی که گره گشای همه چیز هستند و جهان را به هم می ریزند.مثل دوست قلعه نویی که علی بود اینجا کلی علی وجود دارد.همه آنها با یک نگاه شما کارها را انجام می دهند.
*از همین جا به پدر و مادرم،خاله ام و همه سلام می کنم.
*فروش پیراهن قلابی به هوادار پرسپولیس کار فاجعه آمیزی بود.
*تعدا پیامک هایی که می زنند تعداد همراهان شما است.
*عادل خیلی تیز هوش هستی.آتو دست کسی نمی دهی.به قیمت قطع شدن برنامه ات در کنار مردم و برنامه ات ایستاده ای.
*از تو و همه همکارانت تشکر می کنم.ما قدر این کارها و برنامه های تو را می دانیم.
*بچه ها وقتی عادل می گوید یک آیتم ببینیم یعنی اینکه ما خراب کردیم.
*آقای پورمحمدی می شود به عادل فردوسی پورکمی وقت بدهید؟برنامه های دیگر تلویزیون خوب نیست.
*عادل میای بازیگر بشی؟

 

برنامه با ورود این سه مهمان عجیب!!!!! وارد فاز دیگری شد و حوادث و اتفاقات عجیب و بسیار جالب و هیجان انگیزی را به دنبال داشت
گاهی با آمدن به جلوی تلویزیون و اجرای مسابقه پیامکی…گاهی با نشستن به جای عادل فردوسی پور..گاهی با خارج شدن از کادر تلویزیون و گاهی با حرکات و صحبتهای خودشون فضای برنامه را دگرگون کردند!!!!
در کل می توان گفت که این هفته برنامه نود یه برنامه کاملا استثنایی را به دنبال داشت.
در ادامه عادل فردوسی پور به پخش کلیپهایی از حوادثی و اتفاقاتی که در طول سال ۹۰ به خصوص در فوتبال و برنامه نود رخ داده بود به صورت کلیپهایی ۳ یا ۵ یا ۲ دقیقه ای اقدام نمود که هر کدام خاطره هایی را زنده میکرد…از حرکات فیروز کریمی- گریه های مایلی کهن- دعواهایی که بین برخی کارشناسان برنامه رخ میداد—برخی از تلفن هاییی که به برنامه میشد و خلاصه هر چیزی که به نوعی جالب بود را در این کلیپها به نمایش گذاشته شد که به نوعی حوادث این سال پرماجرا را مجدد یاد اوری میکرد!
در بخشی از برنامه نیز یک مهمان تلفنی داشتند که مجدد مسائل انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال مطرح شد و قول داده شد که هرچه سریعتر به این مسئله رسیدگی شود.
در این برنامه طبق روال همیشه یک سوال پیامکی مطرح شد
آیا از برنامه نود در سال ۹۰ راضی بودی؟ ۱- بلی ۲- خیر
که همانطور که حدس زده میشد گزینه اول با بیش از ۹۵ درصد توسط بینندگان انتخاب شد!!
یک قرعه کشی مجزا هم برگزار شد بین کسانی که حداقل در ۹۰ درصد مسابقات پیامکی شرکت کرده بودن که با حضور مهمان ویژه این برنامه گاها لبخند را بر لبان همه ایرانیانی که تا دیروقت پای این برنامه نشسته بودند قرار میداد!





نوع مطلب : رامبد جوان، سروش صحت، 
برچسب ها : سروش صحت، رامبد جوان، عادل فردوسی پور، حبیب رضایی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 1 فروردین 1391
رضا طهماسب

به گزارش شبکه ایران رامبد جوان بازیگر پرجنب و جوش سینما که امسال فیلم پرفروش «ورود آقایان ممنوع» را در مقام کارگردان روی پرده داشت به تازگی در گفتگویی از این مساله سخن گفته که قصد دارد در سال آینده دو فیلم بسازد؛ یک فیلم داستانی و یک اثر مستند! جالب اینکه رامبد جوان ادعا کرده فیلمنامه اثر داستانی اش را خودش به همراه پیمان قاسم خانی و مانی حقیقی می نویسد. بخشهایی از گفته های جوان را به نقل از «رادیو نمایش» می خوانید:

آدم کیف می کند

آدم کیف می کند وقتی می تواند فیلمی مانند «ورود آقایان ممنوع» بسازد؛ فیلمی که با تبلیغات کم بعد از فیلم فرهادی که به خاطر موفقیتش به او تبریک میگویم میتواند توجه مخاطبان را جلب کند. این موفقیت نتیجه سناریوی خوب، بازیگران خوب، کارگردانی مناسب و گروه خوب است. خوشحالم که خانواده ها با خیال راحت به تماشای فیلم من رفته و از آن لذت بردند.

چند فیلمنامه را در دست دارم

چند فیلمنامه را در دست کار دارم که به ترتیب آنها را میسازم؛ فکر می کنم اولین فیلم ام را اردیبهشت ماه جلوی دوربین می برم. یکی از کارهایی که قصد ساخت آن را دارم فیلمنامه اش با همکاری خودم، پیمان قاسم خانی و مانی حقیقی نوشته میشود.

مستند هم میسازم

قصد دارم مستندی هم بسازم که به بررسی زندگی بازیگران و تصوراتی که مردمان عادی از زندگی آنها دارند، اختصاص دارد. در این مستند می کوشم این مساله را تبیین کنم که بازیگران هم مانند مردمان عادی هستند.





نوع مطلب : پیمان قاسم خانی، رامبد جوان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 28 اسفند 1390
سارا محمدی

 و این هم آقای پنج میلیاردی
در میان این تعداد سوپراستار و بازیگر و هنرور پرافاده، رضا عطاران، از آن‌جا بی‌همتاست که چیزی نیست غیر از آنی که انتظار داریم. او بعد از موفقیت خیره‌کننده فیلم آخرش، هنوز همان آقای جبلی است. همان رضا عطاران که سال‌ها پیش بود.

سرک در زندگی کاری و شخصی رضا عطاران!!

از تلخی‌ها دوری می‌کنم
زنـدگـی به سبک خیام
رمز و  راز زندگی بازیگر رکوردشکن سال چیست؟

آقای جبلی روبه‌روی ما نشسته بود. بدون آن موهای افشان و آن عینک غلط‌‌انداز. آقای جبلی، همان معلم بی‌دست‌و‌پا و تو‌دل بروی دبیرستان دختران المپیادی. این، بعدازظهر جمعه‌ای بود که گفت‌وگو با رضا عطاران دلپذیرترش کرد. وقتی که کارتان روزنامه‌نگاری در حوزه سینما و تلویزیون باشد، این بعدازظهر را از یاد نخواهید برد. در میان این تعداد سوپراستار و بازیگر و  هنرور پرافاده، رضا عطاران، از آن‌جا بی‌همتاست که چیزی نیست غیر از آنی که انتظار داریم. او بعد از موفقیت خیره‌کننده فیلم آخرش، هنوز همان آقای جبلی است. همان رضا عطاران که سال‌ها پیش بود. در این گفت‌وگو از سادگی‌اش، از بی‌خیالی‌اش و حسی که هی به ما می‌گفت او سرکارمان گذاشته، لذت بردیم. از تک‌جمله‌هایش و خنده‌هایی که درست مثل خنده‌های آقای جبلی بود. خنده‌هایی که گرچه در خود فیلم به آن نمی‌خندیدند، اما ایرانی‌ها را روده‌بُر کرده است. اگر می‌خواهید بدانید چرا همه رضا عطاران را دوست دارند، بد نیست که این گفت‌وگو را هم بخوانید. گفت‌وگو درباره مردی که هرگز نمی‌تواند گریه کند.

 بازیگران طنز، جدی گرفته نمی‌شوند
این‌که وقتی مردم ما را می‌بینند به فکر خنده و شادی می‌افتند، خیلی بد نیست، اما این مساله به مرور باعث این شده که بازیگران طنز در ایران خیلی حال‌شان خوب نباشد. اصولا یک بازیگر دوست دارد در ژانرهای متنوع نقش‌آفرینی کند، اما در ایران خیلی سریع در یک کلیشه تثبیت می‌شود.همین مساله باعث شده خیلی از بازیگران طنز که هیچ‌وقت جدی گرفته نشدند، سرخورده شده و اتفاق‌های خوبی برایشان نیفتد. در خیلی از جاها که برایشان مهم است، تحویل گرفته نمی‌شوند؛ مثلا در جشنواره‌ها. البته خوشبختانه همه‌جا ما را دعوت می‌کنند، اما وقتی پای جایزه دادن وسط می‌آید، خبری نیست. خود خانم آسایش که امسال به دلیل نقش‌آفرینی در یک نقش طنز جایزه گرفت، در اصل بازیگر جدی است و به عقیده من اگر یک بازیگر کمدی بود، این جایزه را به او نمی‌دادند. این‌طور می‌شود که بازیگران طنز به مرور به ورطه بازی در فیلم‌هایی که خیلی جالب نیست و خودشان هم خیلی دوست ندارند، می‌افتند. خود من هم فیلم‌هایی بازی کرده‌ام که جالب نبوده.

 من و مدیری در هملت
در کارهای نمایشی که انجام می‌دادیم، در عین حال که همه‌چیز جدی بود، خودم احساس می‌کردم که تماشاچی با ناخودآگاه من که به طنز می‌زد، بیشتر همراه است. مثلا دو نمایش کار کردم با دکتر قطب‌الدین صادقی. نمایش‌های هملت و سیمرغ. من و آقای حسن خلیلی‌فر نقش دوستان هملت را داشتیم. یادم هست با وجود این‌که نقش جدی بود، تماشاچی می‌خندید. در سیمرغ هم من یکی از 30 مرغ بودم که باز هم همین اتفاق می‌افتاد. در نمایش هملت مهران مدیری هم نقش لاهرتیس برادر اوفیلیا را بازی می‌کرد. با هم همانجا آشنا شدیم. دو، سه سال بعد از این، هسته اولیه گروه ساعت خوش در نوروز 72 شکل گرفت که شامل مرحوم داوود اسدی، ارژنگ امیرفضلی و مهران مدیری بود که بعد قرار شد ساعت خوش را با بازیگران بیشتری کار کنند. در مرحله اول از 70 نفر تست گرفتند که من در آن حاضر نبودم، اما مدیری بعدا یادش آمده بود و با من تماس گرفت و من هم به گروه ملحق شدم. سعید آقاخانی هم از بچه‌هایی بود که در هملت کار کرد. یوسف صیادی هم در سیمرغ حضور داشت و از همین طریق ساعت‌خوشی شد.

 تقدیر بی‌تقصیر نیست
مراقبت یکی از مهم‌ترین نکات برای موفقیت است، اما من خیلی‌ها را می‌شناسم که بیشتر مراقبت می‌کنند، کتاب‌های بیشتری می‌خوانند و... ولی اتفاقات خوبی برایشان نمی‌افتد. علت این موضوع را نمی‌دانم. اما برای بعضی‌ها اتفاقات خوبی می‌افتد و برای بعضی‌ها هم نه. مثلا خود من داشتم زندگی‌ام را می‌کردم که یکهو ساعت خوش پیش آمد و ما رفتیم جلو.

 مطالعه را دوست ندارم
زشت است بگویم، اما من مطالعه را اصلا دوست ندارم، همان‌طور که دوست ندارم کسی هنر را به من آموزش بدهد. من در این مورد تجربه کردن را ترجیح می‌دهم. البته علت این‌که مطالعه نمی‌کنم، این است که قبلا تاثیر کتاب‌ها را روی خودم دیده‌ام، مثل وقتی که سری کامل کتاب‌های کامو را خواندم. من زود تحت تاثیر قرار می‌گیرم و بنابراین از خواندن اجتناب می‌کنم. راه‌حل من نوشتن درباره چیزی است که باید درباره‌اش بخوانم. البته من دارم از همه یاد می‌گیرم، اما درس گرفتن را دوست ندارم. دانشگاه را هم به همین دلیل رها کردم.

   من و همسر بازیگرم
دغدغه‌های امروز من شبیه به آدمی است که زن دارد،  16 سال است ازدواج کرده و کارگردان است. مهم‌ترین چیز هم در زندگی‌ام، کار است.
همسر من در اوایل زندگی مشترک تئاتر کار می‌کرد، اما یواش‌یواش بی‌خیال شد. البته الان گهگاه بازی می‌کند.
مثلا در فیلم صندلی خالی بازی کرد و نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر شد. کارش خیلی خوب است اما ظاهرا خیلی علاقه ندارد.
البته نگاه او جدی است و از دست من حرص و جوش می‌خورد.

مدیری ظاهرا با زندگی حال نمی‌کند
بزرگ‌ترین ویژگی مهران مدیری به عقیده من هوش سرشاری است که دارد و توانایی جمع کردن آدم‌هایی که البته آنها جنم خوبی در بازیگری طنز دارند و امتحان‌شان را پس داده‌اند. او سال‌های سال در اوج بوده و مردم دوستش دارند و این چیز کمی نیست. البته او ظاهرا خیلی با زندگی حال نمی‌کند. من چون خیلی رفت و آمدی با مدیری ندارم، در این مورد نمی‌توانم اظهارنظر کنم.

  نه مظلومم، نه غمناک
من اصلا بلد نیستم جوک تعریف کنم. یعنی وقتی یک جوک خوب را برای بقیه بازگو می‌کنم، کلا طوری تعریفش می‌کنم که حتی یک نفر  هم نمی‌خندد. این یکی از خصوصیات من است. اما فکر می‌کنم چهره‌ام به من کمک کرده تا کمی به عنوان یک بازیگر طنز، جا بیفتم. ضمن این‌که علاقه زیادی هم دارم. البته چهره‌ام یک‌ کمی مظلوم است و این چیزی است که من از آن حسابی سوءاستفاده کرده‌ام. به‌خصوص در دوران دبیرستان که همه فکر می‌کردند بچه درس‌خوانی هستم. مرا می‌گذاشتند مبصر در حالی که من رهبر شلوغی‌ها و شیطنت‌ها بودم. البته وقتی که مدیر و ناظم می‌آمدند، دوباره من همان آدم مظلومه می‌شدم و اگر با کسی هم مشکل داشتم، کارش ساخته بود!

   پدرم به هنر علاقه‌ای ندارد
17 سال پیش که ساعت‌خوش را بازی کردم، 27 سالم بود. آن موقع در اکثر مصاحبه‌ها راجع به کودکی، خانواده و... حرف می‌زدم و آخرش کار به جایی رسیده بود که همه می‌دانستند که من قورمه‌سبزی دوست دارم. اما برای این‌که شما هم بدانید، ما یک خانواده 6 نفره بودیم. چهار برادر و خواهر. این خانواده ربطی به هنر نداشت، اما از سال 58 و 59 کار هنر را شروع کردم، در حالی‌که سنی هم نداشتم.
در کوچه بچه‌ها را جمع می‌کردم و نمایش اجرا می‌کردم. همیشه هم اجراها مربوط به زمانی بود که پدرم نبود. او موافق کار من نیست. پدر من کارمند دفتر ترمینال اتوبوسرانی بود و هنوز هم علاقه‌ای به کار من ندارد. یک بار پدرم وسط یک اجرای خانگی سر رسید و همه میهمانان را ریخت بیرون!

روی بچه‌نداری توافق داریم!
  من و همسرم بچه‌های مردم را دوست داریم، اما تصمیمی برای پدر و مادر شدن نگرفته‌ایم 

مردم با اسم کوچک صدایم می‌کنند
من ماشین ندارم و رانندگی نمی‌کنم و همین باعث می‌شود که خیلی بیشتر با مردم باشم و از حرف‌های آنها استفاده کنم. نمی‌دانم دلیلش چیست، اما مردم به راحتی درباره مشکلات‌شان با من صحبت می‌کنند. حتی مرا با اسم کوچک –رضا– صدا می‌کنند. مردم به من اطمینان می‌کنند، اما اشتباه‌شان همین‌جاست! (خنده)

هیچ‌وقت از پا نمی‌افتم
بازیگری تنها راهی است که می‌توانم از آن راحت زندگی کنم و بهترین راهی است که می‌توانم به زندگی زیاد فکر نکنم. بنابراین اگر یکی، دو کار نه‌چندان خوب در بین کارهایم اتفاق افتاد، نباید همه‌چیز را کنار بگذارم و افسرده بشوم. باید به دنبال راه فرار باشم و آن را جبران کنم. در این مورد نمی‌توانم زیاد توضیح بدهم، چون احتیاج به صراحتی دارد که الان همراهم نیست.

  بازیگری، 15 سال است و بعد...
پول را دوست دارم؟ بله. البته الان دیگر نه. خیلی از کارهایی را که دوست داشتم انجام داده‌ام و حالا در نقطه صفرم. به نظر من درباره ثروت بازیگرها یا کارگردان‌ها قضاوت درستی نمی‌شود. چون کار ما مقطعی است. مثلا خود من امسال فقط در کار خودم بازی کردم، چون اولین فیلمم هم بوده، قرارداد خیلی خوبی نبستم. فرض کنید من تا آخر سال دو کار دیگر هم بکنم. فرض کنید این موفقیت‌ها تا پنج سال دیگر هم ادامه داشته باشد، خب، بعد از این چه می‌شود؟ خیلی از بازیگرانی که سه دهه پیش بیشترین دستمزد را می‌گرفته‌اند، بروید ببینید شرایط زندگی‌شان چطور است. بازیگری یک مقطع 10 تا 15 ساله دارد. هرکسی را ببینید که مسن است و قبلا شرایط خوبی داشته، الان این وضعیت را ندارد.
من باور نمی‌کنم که بازیگری برای حضور در یک سریال، ماهی 50 میلیون تومان دستمزد می‌گیرد. همیشه این ارقام غیرموثق است و بالا و پایین گفته می شود. البته هرچه‌قدر هم که این دستمزد بالا باشد، باز هم قرار است از این پول در طول عمر استفاده شود که با توجه به این‌که بازیگرها عموما دوراندیشی اقتصادی ندارند، بعد از پنج، شش سال این پول تمام می‌شود.

  کار دوم
نه‌تنها من که همه بچه‌ها دنبال این هستند که کنار این کار، یک کار دومی انجام بدهند. وقتی دور هم جمع می‌شویم، از هم سوال می‌کنیم چه شد آن کار؟ آن رستورانی که قرار بود بزنی، به کجا رسید؟ ولی هیچ‌وقت این حرف‌ها به جایی نمی‌رسد. خود من تنبلی مفرطی دارم و فکر اقتصادی خوب هم ندارم. خیلی‌ها زدند به یک کاری و آن چیزی را هم که داشتند، از دست دادند. در کل شرایط خیلی جالب نیست. حتی اگر خبر سراسری اعلام کند فلانی 100 میلیون و دیگری 50 میلیون گرفته، اما آن بازیگر 100 میلیونی بنده خدا چهار سال است کار نکرده و از همه ما بدبخت‌تر است!

 عکس من در عکاسی
آن عکاسی‌ای که عکس مرا به عنوان تابلو استفاده می‌کند، یک دوست است که بده‌بستان مالی خاصی بین‌مان برقرار نیست.

بازی من به کارهای مدیری نمی‌خورد
بزرگ‌ترین ویژگی ساعت‌خوش تنوع نقش‌هایش بود. مثلا نادر سلیمانی، نصرالله رادش، ارژنگ امیرفضلی، من، رامین ناصرنصیر، رضا شفیعی‌جم، خود مهران مدیری، حمید لولایی و... هرکدام یک‌جور بودند و یک‌جور بازی می‌کردیم. مثلا ارژنگ نقش‌های فانتزی را دوست داشت و داوود اسدی خدابیامرز، طنزهای جدی را بازی می‌کرد که معنای فلسفی داشت. من و سعید آقاخانی کار رئال دوست داشتیم که همین حالا هم همان سلیقه را داریم. علت این‌که من بعدا با مهران مدیری کاری انجام ندادم، همین است. چون با وجودی که دوست داشتم، اما کاراکتر بازی‌ام به نقش‌های او نمی‌خورد و به من نمی‌چسبد. من واقعا دوست داشته‌ام که با مدیری کار کنم، اما نشده. از خدایم است که مدیری در یکی از کارهای من بازی کند، اما از نقش‌هایی که رد می‌کند، مطمئن می‌شوم که حتما با من کار نخواهد کرد.

اولین برخورد با رامبد
اولین تجربه کارگردانی من «سیب خنده» بود که برای گروه کودک شبکه اول انجام دادم. رامبد جوان در همان زمان داشت کار «خانواده سبز» را با همان دفتر با مرحوم شکیبایی و بقیه انجام می‌داد. ما در آن سال‌ها با هم آشنا شدیم و سال بعد هم در «سرزمین سبز» با هم کار کردیم. رامبد آدم خوب، درست و البته رکی است. در این خصوصیت اخیر، من کاملا برخلاف او هستم.

  من خودم را بازی می‌کنم
به نظر من بزرگ‌ترین بخش کار هر کارگردان، انتخاب بازیگر است و اگر انتخاب بازیگر درست باشد، 70 درصد کار حل شده است. من خیلی در پیش‌تولید کار به این موضوع دقت می‌کنم. این‌که سوال می‌کنید چرا من نقش آدم‌های آسمان جُل را بازی می‌کنم، به این دلیل است که شما باور نخواهید کرد که من یک آدم پولدار هستم. این را قبلا امتحان کرده‌ام. در فیلم کلاهی برای باران، قرار بود نقش آدم پولداری را بازی کنم که به دزدی علاقه داشت، اما در نهایت باز اتفاق دیگری افتاد و اتفاقا راه درست را رفتیم. حالا هر بازیگری وقتی در نقش فرو می‌رود، بهتر است نقش را از وجودش بگیرد. من فکر می‌کنم این سربه‌هوایی، جدی نگرفتن کارها و شوخی کردن با همه چیزهای اطراف در من هست و از آن استفاده می‌کنم. من به خودم آموزش داده‌ام که این‌طور باشم تا اتفاقات جدی دنیا رویم تاثیر نگذارد.

  وقتی متن ورود آقایان ممنوع را خواندم...
اولین بار که فیلمنامه ورود آقایان ممنوع را خواندم، سه سال پیش بود. این فیلم قرار بود در دفتر آقای منوچهر محمدی توسط خانم مرضیه برومند ساخته شود و من هم همین نقش آقای جبلی را داشتم. همان وقت من فکر می‌کردم برای این متن یک اتفاقی می‌افتد. آن زمان نشد ولی سری بعد که رامبد جوان کارگردان شد، دیدم شرایط همان‌طور خوب است و متن هم بهتر شده. پیشنهاد خوبی بود، قبول کردم و واقعا راضی‌ام. برای خود من موفقیت فیلم بیشتر از حد انتظار بود.

  دستمزد من نصف مبلغ اعلام شده است
مبلغی که در تلویزیون به عنوان دستمزد بازیگران اعلام شد، برای من خیلی خوب بود؛ چون دستمزدم را بالا برد! البته دستمزد من در حد نصف چیزی بود که اعلام شده بود. همان‌طور که می‌دانید دستمزدها مبنای خاصی ندارد و بالا و پایین می‌شود. یک موقع هست که دوست داری با یک کارگردان کار کنی و نصف قیمت می‌گیری و برعکس. یک موقع فقط برای پول کار می‌کنی. بازیگر نقش مقابل و شرایط مختلف در این زمینه موثر است.
 
 
منبع: bartarinha.ir
 





نوع مطلب : رامبد جوان، رضا عطاران، مهران مدیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 15 آبان 1390
فرشاد نعیمی


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات