سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کامنت بازی زیر عکس علیا مخدره بنیتز

آیدین سیارسریع
*************

دیروز داشتیم در سایت‌های خبری دور دور می‌کردیم که به لینکی با عنوان «مانکنی با تصاویر برهنه، وزیر شد+ عکس» برخوردیم، یک نگاه به چپ کردیم و یک نگاه به راست. خدا رو شکر، کسی نبود. روی لینک مزبور کلیک کردیم و منتظر ماندیم تا صفحه باز شود. یکی از فوایدی که در کندی سرعت اینترنت وجود دارد این است که به شما این امکان را می‌دهد تا در مدت باز شدن صفحه مورد نیاز خوب فکرهای‌تان را بکنید و ببینید آیا این کاری که کردید کار درستی بود یا نه. ما هم در این نیم‌ساعتی که لینک «مانکنی با تصاویر برهنه + عکس» مشغول باز شدن بود از خودمان پرسیدیم آیا خودت دوست داری کسی عکس ناموست را با همین شرایط نگاه کند؟ ندایی از درونمان گفت نه. باز پرسیدیم پس با وجود این پاسخ، آیا باز هم دوست داری این صفحه را نگاه کنی؟ ندایی از درون‌مان گفت بله. خلاصه...مشغول همین سوال و جواب‌ها بودیم که ناگهان صفحه باز شد و دیدیم سایت مورد نظر نوشته: نیکلاس مادورو رئیس‌جمهور ونزوئلا «الخاندرا بنیتز» شمشیرباز زن ونزوئلایی و عضو پارلمان این کشور را به عنوان «وزیر ورزش» منصوب کرد. به همراه این چند خط خبر، عکس‌هایی از مستطیل‌های سفیدرنگی هم گذاشته شده بود که از لابه‌لای آن‌ها کمی هم الخاندرا بنیتز معلوم بود! آری، مستطیل‌های سفید و عشق و علاقه به دانستن، ما را بر آن داشت تا اسم ایشان را در فیس بوک سرچ کنیم و ببینیم قضیه کلا از چه قرار است! چشم‌تان عکس بد نبیند، رفتیم و یکی از عکس‌های ایشان را باز کردیم و دیدیم ما در اینجا هم تنها نیستیم، عده‌ای از هموطنان غیور و علاقه‌مند به مباحث سیاسی با کامنت‌های خود زیر عکس الخاندرا خانم حادثه ای دیگر آفریده بودند:




ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


نوع مطلب : آیدین سیارسریع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
فرشته نعیمی
زن مصنوعی بود در این زمونه بلا

آیدین سیارسریع
************

بعد از خواندن خبر تولید و صدور «زن مصنوعی» توسط چینی‌ها دوست داشتم با لحن محمود احمدی نژاد موقع قرار گرفتن پشت تریبون سازمان ملل بگویم «هم اکنووون...چیییین...به آخر خط رسیده است!». ولی حیف که از آن تریبون‌ها ندارم و مجبورم اینجا داد و فریاد کنم! لذا با این مقدمه که «این وسط ما تحریم می‌شویم، فشارش به چینی‌ها وارد می‌شود» صحنه‌های دیالوگ‌دار یا دیالوگ‌های صحنه‌دار زیر تقدیم حضور شما علاقه‌مندان می شود:

دیالوگ 1

پسر، با استرس: بابا من زن می‌خوام.

پدر، در حالی که مشغول خواندن روزنامه است: تو کمده،برو بردار.

پسر: از اونا نه. واقعی می‌خوام.

پدر: بچه تو چقدر پرتوقع شدی این روزا!

پسر: خب می‌گی چیکار کنم؟ خودت در آینده نوه واقعی نمی‌خوای؟

پدر (به فکر فرو می‌رود): راست می‌گی. خیلی دلم نوه می‌خواد.

پسر: خب پس بریم خواستگاری.

پدر: می‌گم حالا همین مصنوعیه رو ببر یه آزمایش بده، شاید خبرایی باشه!

پسر :|




ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


نوع مطلب : آیدین سیارسریع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392
فرشته نعیمی
گریز به سوی آزادی، استادیومش

آیدین سیارسریع
*************

بنده‌خدا منوچهر متکی از وقتی گفته طنزنویسان با من شوخی کنند، یک لحظه آرامش ندارد! البته خودش هم بی‌تقصیر نیست، مثلن همین چند روز پیش در پاسخ به این سوال که اگر رئیس‌جمهور شوید از احمدی‌نژاد در دولتتان استفاده می‌کنید یا نه گفت او هشت سال است دارد فعالیت می‌کند و احساس می‌کنم پس از اتمام دوره‌اش به استراحت نیاز دارد، بعد از برطرف شدن خستگی می‌توان این موضوع را بررسی کرد.

روز / بیمارستان / داخلی

محمود احمدی‌نژاد روی تخت دراز کشیده و عده‌ای از اصولگرایان دورش حلقه زده‌اند، احمدی‌نژاد چشمانش را باز می‌کند و می‌گوید: من کجام؟ اینجا کجاست؟ جلسه تشخیص مصلحته؟ باز منو به زور آوردین؟

باهنر آرام می‌گوید: آروم باش محمود. اینجا بیمارستانه.

احمدی‌نژاد: من تو بیمارستان چی‌کار می‌کنم؟

متکی: تو خسته‌ای، احتیاج به استراحت داری.

احمدی‌نژاد: کی گفته من خسته‌ام؟ کی خسته‌اس؟

همه یک‌صدا: محموووود!

احمدی‌نژاد: باید بگید دشمن، چرا می‌گین محمود؟

قالیباف: برای این که تو...!




ادامه مطلب


نوع مطلب : آیدین سیارسریع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 28 فروردین 1392
فرشته نعیمی
گوجه چرا پایین نمی‌کشد؟

آیدین سیارسریع
************

با توجه به این که در روزهای اخیر افزایش قیمت گوجه‌فرنگی باعث به خطر افتادن سلامت مردان و ایجاد نگرانی در دل‌ها و سایر اعضای ایشان شده و از آن‌جایی که ما طنزنویس‌ها انگار وظیفه داریم که هرچیزی را که گران می‌شود برایش طنز بنویسیم و از بس طنز نوشته‌ایم نسبت به همه چی سر شده‌ایم نظر شما را به دیالوگ های گوجه‌ای زیر جلب می‌کنم:‌

دیالوگ 1

- جناب آقای مسئول! تا الان چه اقداماتی برای حل مشکلات پیش آمده پیرامون گوجه‌فرنگی انجام داده‌اید؟

- به لطف خداوند تا امروز چند متخلف را در این زمینه بازداشت کرده‌ایم.

- اسامی این متخلفان چیست؟

- گوجه‌های موسوم به فرنگی.

- به چیزی هم اعتراف کردند؟

- نه بابا. اصلن اینا رو نمیشه تحت فشار قرار داد!

- چرا؟

- زود له میشن.

- احیانن فکر نمی‌کنید که مشکل از گوجه نیست و از جای دیگری است؟

- نه فکر نمی‌کنیم.

- متشکرم.



ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


نوع مطلب : آیدین سیارسریع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 26 فروردین 1392
فرشته نعیمی
طلاق برای دماغ و چند موضوع دیگر

آیدین سیارسریع
************
چند روز پیش خانمی با مراجعه به دادگاه خانواده به دلیل بزرگی بینی همسرش، مهریه‌ 500 سکه‌ای خود را به اجرا گذاشت و گفت دیگر توان زندگی با همسرش را ندارد و تنها چیزی که در حال حاضر می‌خواهد طلاق است. ضمن عرض سلام و خسته نباشید به این خواهر گرامی که طی هفته‌های اخیر به تازگی بینایی خود را به دست آورده (!) و یکهویی چشم به حقایق گشوده‌اند دیالوگ‌های زیر تقدیم حضورتان می‌شود:

دیالوگ 1

قاضی: خواهرم برای چی می‌خواهی طلاق بگیری؟

زن: آقای قاضی شوهرم این‌قدر دماغش بزرگه که منو تو دو قسمت مجزا می‌بینه!

قاضی: خب مگر روز اولی که ایشان به خواستگاری شما آمدند دماغ‌شان بزرگ نبود؟ شما چرا اون موقع متوجه این موضوع نشدید؟

زن: متوجه که شدم.

قاضی: خب؟

زن: ولی اون موقع دماغ خودم هم به همون اندازه بود!

دیالوگ 2

شمسی: آقای قاضی! طلاق می‌خوام! شوهرم حسش رو به من از دست داده! (هق هق هق، گریه)

قاضی: پای کس دیگری هم در میان است؟

شمسی: بله آقای قاضی. ایران.

قاضی: ایران؟

شمسی: بله. هر چهار سال یك‌بار میگه: نسبت به نجات ایران احساس تکلیف می‌کنم! آخه این چه زندگی‌ایه؟ یکی نیست بگه آخه مرررد! یه بار شد نسبت به نجات شمسی احساس تکلیف کنی؟

قاضی :|

شمسی با گریه: آقای قاااااااضی! دیگه خسته شدم. مرتیکه پررو تو چشمای من نگاه می‌کنه و می‌گه فشارها روی من برای اعلام نامزدی زیاده! معلومم نیست با کی؟ به خدا من دیگه نمی تونم تحمل کنم، طلاق می‌خوام!

دیالوگ 3

زن: آقای قاضی! شوهر من مذاکرات طولانی مدت می‌کنه!

قاضی: با چه کسی؟

زن: با همتایان خارجی خود!

قاضی : خب چه اشکالی داره؟

زن: ظاهرن اشکالی نداره ولی من از محضر دادگاه فقط یه سوال دارم! چی شد به ما که رسید زن‌ها تو سیاست حضور فعال پیدا کردن؟!




ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


نوع مطلب : آیدین سیارسریع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 20 فروردین 1392
فرشته نعیمی


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic