سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 کتاب سینما - تلویزیون در دهه‌های 70 و 80 کارگردانان خلاقی را جذب کرده بود که سریال‌هایشان خاطرات زیادی را برای مخاطبان به همراه داشت.1 10 تلویزیون در دو دهه ۷۰ و ۸۰ که دوران طلایی سریال سازی بودند، توانست به نحوی عمل کند که امروز هم با وجود 16 شبکه، هنوز از اندوخته آن روزها استفاده می‌کند.


اوایل دهه 70، مهران مدیری با مجموعه «ساعت خوش» تیم طنزی را به تلویزیون آورد که بعدها هر کدام از این بازیگران برای خودشان یک فیلمساز شدند. آن روزها کمتر کسی فکر می کرد که رضا عطاران یکی از بهترین های تلویزیون شود و سریال سازی را در بهترین شکل، تجربه کند. اما او بعد از ساخت چند سریال مناسبتی، ترجیح داد انرژی خود را چه در زمینه بازیگری و چه ایده کارگردانی در سینما صرف کند.

مهران مدیری هم که پای ثابت کارگردانی در تلویزیونی بود، بعد از ساخت «مرد دو هزار چهره 2» ترجیح داد به همان راهی برود که عطاران رفته، اما او این بار برای کارگردانی به سراغ سینما نرفت و وقت خود را برای ساخت یک سریال در شبکه نمایش خانگی گذاشت. اگرچه «قهوه تلخ» هم گرفتار حواشی زیادی شد.

این تمام ماجرا نیست. چنین اتفاقی برای کارگردان های دیگر هم پیش آمده است. کارگردان هایی که شروع کارشان با تلویزیون بود اما رفته رفته، سینما را برای ادامه راهشان انتخاب کردند. اصغر فرهادی که با «داستان یک شهر» یکی از بهترین ملودرام‌های اجتماعی را برای تلویزیون ساخت اما به سرعت جذب سینما شد و در آن عرصه هم موفقیت‌های در خور شانی به دست آورد.

اما در این میان تعدادی از کارگردانان خوش ذوق، از سینما به تلویزیون جذب شدند و تمایل داشتند، مخاطبان بیشتری را تجربه کنند. در این طیف از کارگردانان به نامی چون کمال تبریزی بر می خوریم که با سریال به یاد ماندنی « دوران سرکشی» فصل تازه‌ای را در سریال‌های اجتماعی باز کرد. برخی از کارگردانان این طیف(که از سینما به تلویزون آمدند) بعد از مدت کوتاهی، در کارشان با تلویزیون وقفه افتاد و برخی هم پس از مدت ها دوری از تلویزیون این روز ها مشغول تولید سریال هستند.
جدول زیر مروری بر بعضی سریال‌های تلویزیونی و کارگردانان کم کار این حوزه دارد. مرور این آثار به معنای قطع همکاری این کارگردان‌ها با تلویزیون نیست.، چرا که تعدادی از آن ها پروژه در حال ساخت برای تلویزیون دارند.























































































































ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


نوع مطلب : رضا عطاران، مهران مدیری، مهران غفوریان، 
برچسب ها : اصغر فرهادی، رضا عطاران، مهران مدیری، محمدرضا هنرمند، محمدحسین لطیفی، کمال تبریزی، پریسا بخت آور، مهران غفوریان، رضا میرکریمی، ابراهیم حاتمی‌کیا، بیژن بیرنگ، سامان مقدم، بهروز افخمی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391
رضا طهماسب

سعید آقاخانی، سیروس مقدم، مسعود دهنمکی از جمله کارگردانان سریالهای نوروز 91 تلویزیون ایران هستند.جدیدترین سریال سعید آقاخانی با عنوان «نقطه سر خط» در گروه مجموعه‌های تلویزیونی شبکه 3 سیما کلید ‌خورد. مجموعه طنز «نقطه سر خط» با عنوان قبلی «روز از نو» به کارگردانی سعید آقاخانی و تهیه‌کنندگی مهران مهام و ایرج محمدی جلوی دوربین رفت.

 

 

حمید لولایی، مریم سعادت، علی صادقی، مونا بیگی، بهشاد شریفیان، غلامرضا نیکخواه آزاد، مرجانه گلچین، مهدیه نقی‌پور، افسانه ناصری، اشکان اشتیاق، فرزاد حاتمیان، کریم قربانی، فتح‌الله طاهری و.. در این سریال بازی دارند. فیلمنامه «نقطه سر خط» را مصطفی کیایی و سعید جلالی نوشته‌اند و داستان آن درباره کارمندی است که بعد از مدت‌ها تقاضای وام او مورد موافقت قرار می‌گیرد اما همزمان حکم بازنشستگی وی صادر می‌شود و جور نشدن این وام دستمایه داستان سریال می‌شود. سریال روتین هرشبی «نقطه سر خط» در 25 قسمت 45 دقیقه‌ای به سفارش شبکه سه سیما تهیه می‌شود و از مضمون طنز اجتماعی و خانوادگی برخوردار است. یادآور می‌شود که سعید آقاخانی در نوروز 90 سریال طنز «راه در رو» را به تهیه‌کنندگی مهران مهام و ایرج محمدی روانه آنتن این شبکه کرد؛ گروه تولیدی که پیش از این در مجموعه تلویزیونی«خوش‌نشین‌ها» و «زن بابا» نیز همکاری داشتند.

سریال سیروس مقدم

در شرایطی که زمزمه‌هایی قطعی از کارگردانی سریال  مناسبتی شبکه یک سیما توسط مسعود ده‌نمکی در نوروز ۹۱ شنیده می شود و خبرهایی نیز در این ارتباط به چاپ رسید، مدیر شبکه یک سیما از «پایتخت ۲» به عنوان سریال قطعی نوروزی این شبکه خبر داده است. مهدی فرجی در گفت‌وگو با بانی فیلم ضمن اعلام این خبر افزوده است: فیلمنامه «پایتخت »۲ توسط محسن تنابنده در حال نگارش است و با توجه به استقبالی که از سری نخست این مجموعه در نوروز امسال از سوی مخاطبان به عمل آمد، تصمیم داریم بزودی روند تولید این سریال را آغاز کنیم تا برای پخش در عید ۹۱ آماده شود. با توجه به اینکه آقای مقدم در تولید و کارگردانی آثار مناسبتی، هنرمندی حرفه‌ای و امتحان پس داده نشان داده، به توفیق سری جدید پایتخت نیز اطمینان داریم و امیدواریم در موعد مقرر آماده پخش شود. به ویژه اینکه در سری جدید سریال نکات بیشتری مطرح می‌شود و جذاب‌تر خواهد شد. به گفته فرجی، پیش از این در رسانه‌ها عنوان شده بود که سریال نوروز ۹۱ شبکه یک را آقای مسعود ده‌نمکی خواهد ساخت، اما او در تدارک ساخت فیلم سینمایی جدید خود است، ولی قطعاً سریالی با مضمون طنز را برای شبکه یک می‌سازد تا طبق برنامه‌ریزی‌ها، سال آینده در زمانی غیر از نوروز به پخش برسد. گفتنی است سیروس مقدم چندی پیش در گفت‌وگویی  با اشاره به خاطره خوش تولید قسمت اول این سریال گفته بود: پایتخت تنها سریالی است که همیشه آرزو می‌کنم قسمت دومش را هم بسازم… چون هنوز از آن سیراب نشده‌ام… هنوز دلتنگ نقی، ارسطو، باباپنجعلی، هما، دوقلوها، هستم… هنوز یاد کامیون نارنجی نمره شیراز هستم.. و هنوز خواب پایتخت را می‌بینم… سریال نوروزی شبکه یک سیما که قرار بود کارگردانی آن به سیروس مقدم سپرده شود و این کارگردان با ساخت سری دوم سریال پرمخاطب «پایتخت» برای سومین سال متوالی سکان کارگردانی سریال ویژه این ایام را به دست گیرد، گویا فعلا منتفی شده است و مسعود ده‌نمکی دومین مجموعه تلویزیونی نوروزی خود را پس از «دارا و ندار» به تهیه‌کنندگی محمود رضوی روانه آنتن این شبکه خواهد کرد. این مجموعه تلویزیونی که هنوز عنوانی برای آن انتخاب نشده قرار است براساس فیلمنامه‌ای از ده‌نمکی روایتی از دیدار از مناطق جنگی را با مضمون طنز بیان کند.

اشکان خطیبی و علی سرابی و «سهمی برای دوست»
شبکه ۲ سیما نیز گویا قرار است نخستین تجربه مجموعه‌سازی مسعود اطیابی را که اواسط مهرماه در تهران کلید خورده را در ایام تعطیلات نوروز روانه آنتن کند. بهروز مفید که سریال «گمشده» را در کارنامه کاری خود دارد،تهیه‌کنندگی این سریال را با عنوان موقت«سهمی برای دوست» به‌عهده دارد و اشکان خطیبی، علی سرابی، جمشید شاه محمدی، مهتاج نجومی، مهشاد مخبری و مسعود میرطاهری از جمله بازیگرانی هستند که تاکنون جلوی دوربین رفته‌اند. فیلمنامه این سریال با مضمون طنز موقعیت به قلم طلا معتضدی به نگارش درآمده و داستان آن درباره اسماعیل و بهرام (دو برادر) است که در بدترین شرایط مالی به سر می‌برند، آنها برای فرار از این وضعیت به کارهایی متوسل می‌شوند که دردسرهای عجیب و غریبی برای خودشان و دیگران ایجاد می‌کند. از دیگر بازیگران فیلم می‌توان به رضا فیض نوروزی، فرزین محدث، نوید محمدزاده و عباس امیری اشاره کرد.

پوریا پورسرخ و فرزاد حسنی در نسخه ایرانی «Lost»
درباره سریال نوروزی شبکه ۳ سیما نیز هنوز خبری رسمی منتشر نشده اما زمزمه‌هایی از احتمال پخش سریال «مسیر انحرافی» در نوروز ۹۱ شنیده می‎شود؛ سریالی که گفته می‌شود نسخه ایرانی «Lost» است. تصویربرداری این مجموعه تلویزیونی به کارگردانی بهرنگ توفیقی و تهیه‌کنندگی سیدمحمد هاشمی اصل به تازگی در تهران آغاز شده است و تاکنون بازی پوریا پورسرخ،فرزاد حسنی، پرستو گلستانی، بهنوش بختیاری، شقایق دهقان و … در این سریال قطعی شده است. در این سریال کمدی به نویسندگی پیمان عباسی، قصه چندین مسافر یک هواپیما به تصویر کشیده می‌شود که هواپیمای حامل آنان در یک محل ناشناخته سقوط می‌کند و آنان باید با وضع جدید خود کنار بیایند.

«فراموشی» کارگردان سریال «ستایش»
شبکه تهران نیز قرار است است سریال نوروزی خود را به کارگردان سریال پرمخاطب «ستایش» بسپارد.طبق اعلام روابط عمومی شبکه تهران، یک تیم نویسندگی، نگارش متن‌های این مجموعه طنز را به سرپرستی امیرمهدی ژوله آغاز کرده‌اند تا به محض نوشتن ۵ قسمت از مجموعه وتحویل آن به شبکه تهران، سلطانی آن را جلوی دوربین ببرد. حمیدرضا مهدوی که سریال «تکیه بر باد» را به‌عنوان یکی از گزینه‌های پخش در ماه رمضان امسال آماده پخش کرده بود، تهیه‌کنندگی این پروژه تلویزیونی را با عنوان موقت «فراموشی» برعهده دارد. سریال مضمونی طنز و شیرین دارد و داستان زندگی پیرمردی به نام حاج نقی را روایت می‌کند که سه فرزند دختر و یک فرزند پسر دارد، وی بعد از فوت همسرش به همراه خواهرش در شهرستان زندگی می‌کند و بچه‌هایش بعد از تشکیل خانواده به تهران مهاجرت کرده‌اند. بچه‌ها در تماس‌هایی که با حاج نقی دارند، همیشه از موقعیت کاری و معیشتی خود اظهار رضایت می‌کنند، ولی ظاهرا قضیه چیز دیگری است. سلطانی پیش از این مجموعه کمدی «مامور بدرقه» و «شکرانه» را برای شبکه تهران کارگردانی کرده بود.

سریال چه کسی خوابه ویژه نوروز ۹۱

فرهاد گلی، تهیه‌کننده این مجموعه در گفت‌وگویی با ایسنا ضمن اعلام این خبر خاطرنشان کرد: ‌تصویربرداری این مجموعه حدود دو ماه و ۱۵ روز زمان برده و قرار است نوروز امسال از شبکه یک سیما روی آنتن برود. «چه کسی خوابه» یک مجموعه ۳۰ قسمتی است که در دو۲ فاز ۱۵ قسمتی ساخته می‌شود. فاز نخست آن در ۱۵ قسمت به کارگردانی جواد رضویان آماده می‌شود. برای فاز دوم نیز با شبکه در حال مذاکره هستیم. تدوین به صورت همزمان انجام می‌شود و طبق پیش‌بینی‌هایی که انجام داده‌ایم تا نیمه اول اسفند کار را به طور کامل به شبکه تحویل می‌دهیم.فرهاد گلی درباره تفاوت‌های این مجموعه اپیزودیک با مجموعه‌های از این دست گفت: تفاوت در کارگردانی است. مجموعه‌های طنز معمولا با یک دوربین کار می‌کنند؛ اما این کار با دکوپاژ سینمایی کار شده و ما روزی پنج یا شش دقیقه و حداکثر تا هشت دقیقه فیلم مفید می‌گرفتیم. در هر قسمت پنج تا شش بخش وجود دارد که مجموعا ۴۰ دقیقه خواهد بود.  چه کسی خوابه، یک مجموعه طنز همراه با نقد اجتماعی است و در هر قسمت آن یک نمآهنگ وجود دارد که جواد رضویان در آن می‌خواند و بازی می‌کند. فتحعلی اویسی، ارژنگ امیرفضلی، یوسف صیادی، بهنوش بختیاری و علی صادقی از بازیگران این مجموعه هستند.





نوع مطلب : مهراب قاسم خانی، خشایار الوند، محمدرضا هدایتی، سعید آقاخانی، مهران غفوریان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 10 فروردین 1391
فرهاد نعیمی
مهران غفوریان بازیگر و کارگردان طناز تلویزیون که این روزها فیلم فوتبالی‌ها را روی پرده سینماها دارد گفت‌وگویی داشته و درباره شایعه‌ای که برایش به وجود آمده بود، گفت: این را قبول دارم که جز آن دسته بازیگرانی هستم که حاشیه ها و شایعات زیادی برایم ساخته اند. در کل هر چیزی که به شخصیتم ضربه بزند را شایعه و حاشیه می دانم.

اصلا قضیه شایعه سازی برای من از زمانی آغاز شد که در مشهد به علت مسمومیت غذایی به بیمارستان امام خمینی انتقالم دادند. زمانی که بیدار شدم دیدم که چند نفر بالای سرم دارند از من عکس می اندازند. فردای همان روز روزنامه قدس مشهد تیتر زد مهران غفوریان خودکشی کرده است. بله من خودکشی کرده‌ام اما برای دیدن آقا امام رضا(ع) نه چیز دیگری! (البته منظورم خودكشی غیرواقعی است).


منبع : زندگی ایده آل




نوع مطلب : مهران غفوریان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 15 خرداد 1390
فرشاد نعیمی




نگاهی به سریال نوروزی "راه دررو" ساخته سعید آقاخانی
راه دررو یا بن‌بست؟





اینکه یکی از بااستعدادترین بازیگران طیفِ موسوم به ساعت‌خوشی‌ها، چند سالی است که علاوه بر حضور در عرصه بازیگری در میدان کارگردانی هم خودآزمایی می‌کند، به‌خودی خود خبر خوبی است و کمترین ارزش آن در این است که کسی به این عرصه پا می‌گذارد که نطفه بازیگر شدنش در فضایی درست و مملو از خلاقیت بسته شده؛

حتی اگر آثارش تا به امروز منطبق بر سطح انتظارات نباشد و از یک ساعت خوشی، کارهای باکیفیت‌تری را مطالبه کنیم. سعید آقاخانی بعد از روزگار خوش حبیب آقا (نوروز86) و زن بابا (نوروز 89) با جلب اعتماد مدیران سیما برای ساخت سومین اثر نوروزی‌اش «راه دررو» جای پای خود به‌عنوان یک کارگردان ثابت عرصه طنز را تا حدود زیادی محکم کرد.

در نوروزی که انواع و اقسام طنزهای تکراری و کلیشه شده، کنداکتور شبکه‌های مختلف سیما را پر کرده بودند و به وضوح برتری و ارجحیت کمیت بر کیفیت و نوآوری قابل مشاهده بود، سعید آقاخانی هم با مجموعه نوروزی‌‌اش راه ‌دررو ترجیح داد به جای تجربه فضاهای جدید و پذیرفتن خطر ایجاد تنوع در ساختارهای امتحان پس داده، همان راهی را که در نوروز گذشته با مجموعه زن بابا رفته بود، یک بار دیگر طی کند و مجموعه‌ای را خلق کرده که از بسیاری لحاظ، از نحوه پیشبرد داستان گرفته تا شیوه دیالوگ‌نویسی، انتخاب بازیگران و شیوه بازی گرفتن از آنها، بیشترین شباهت ممکن را به ساخته سال قبلش داشته باشد.

مهران غفوریان، احمد پورمخبر و حلیمه سعیدی بازیگرانی بودند که سال گذشته هم در دومین ساخته آقاخانی نقش آفرینی می‌کردند؛ نقش‌آفرینی‌هایی که با کمترین تفاوت ممکن در مجموعه (راه‌ دررو‌) هم بازآفرینی شدند. مهران غفوریان(که البته از توان بالایش در بازیگری خصوصا در عرصه طنز نمی‌توان به سادگی گذشت) باز هم همان تیپ معروف همیشگی خود که حدود یک دهه پیش در سه‌گانه زیرآسمان شهر برای نخستین بار خلق کرده بود را ادامه داد؛ کاراکتر ساده‌نمایی که دائما در حال خرابکاری‌های ساده‌لوحانه بود و سعی در ماست مالی و پنهان کردن نتایج خرابکاری‌‌اش داشت و البته غالباً هم در این راه ناکام می‌ماند.

مسعود مجموعه راه دررو باکاراکتر او در سریال زن بابا، بهروز پیر پکاجکی زیر آسمان شهر و بسیاری از دیگر نقش‌هایی که غفوریان تا به امروز بازی کرده تفاوتی نداشت، همان‌گونه که مرجانه گلچین هم برای چندمین بار همان پرسوناژ زن پرحرفِ حاضرجوابی که از میمیک صورت و حرکات دست هم برای بانمک‌ترکردن دیالوگ‌هایش استفاده می‌کند را به نمایش گذاشت که البته در مقایسه با مجموعه‌های قبلی این بازیگر مانند بزنگاه، شمس‌العماره و خوش‌نشین‌ها بسیار کم‌اثرتر بود تا بار دیگر ثابت شود که این نوع انتخاب بازیگر و بازی گرفتن از او اگرچه در کوتاه‌مدت و تعداد محدودی اثر جواب می‌دهد، اما زمانی که بیش از حد تکرار می‌شود حاصلی جز دلزدگی و سوزاندن یک کاراکتر محبوب بینندگان تلویزیونی نخواهد داشت.

در مورد استفاده از احمد پور مخبر وحلیمه سعیدی (‌بازیگر آذری زبان مجموعه‌های اخیر طنز که معمولاً نقش یک پیرزن گستاخ و آشنا به ادبیات محاوره‌ای جوانان را ایفا می‌کند) هم که نیازی به توضیح بیشتر نیست؛ نابازیگران تازه بازیگر شده‌ای که مردم نه به واسطه توان بازیگری آنها که به‌دلیل طنز ذاتی‌شان از حضورشان در آثار تلویزیونی و سینمایی استقبال می‌کنند. البته آقاخانی در مجموعه اخیر خود تنها سایه‌ای از این دو بازیگر شناخته شده طنز ترسیم کرده و نقش‌های نزدیک به سیاهی لشکری آنها تنها برای جذب مخاطبانی است که خاطرات خوشی از نقش‌آفرینی آنها دارند و بس.

آقاخانی به تأسی از شیوه مجموعه‌سازی‌ حال حاضر دنیا که در مجموعه‌های شناخته‌شده و پرطرفداری همچون فرار از زندان، بیست‌وچهار و... نمود قابل ملاحظه‌ای دارد ریتمی فوق‌العاده تند را برای مجموعه اخیر خود در نظر گرفته بود و بازیگران دیالوگ‌های پینگ‌پنگی خود را با سرعت هرچه بیشتر رد و بدل می‌کردند و بیننده‌ای که در طول پخش سریال فرصت تعمق چندانی را پیدا نکرده بود، ناگهان با شنیدن موسیقی فولکلور تیتراژ متوجه می‌شد که آن قسمت سریال به اتمام رسیده است؛ نکته‌ای که اگرچه در نگاه اول نقطه قوت هر مجموعه‌ای به حساب می‌آید و سازنده آن از اینکه بینندگان را در فضای درونی اثرش غرق کرده به‌خود می‌بالد، اما با نگاهی عمیق‌تر می‌توان به سادگی دریافت که راه دررو از مسخ کردن بینندگان که در نمونه‌های موفق جهانی نیز دیده می‌شود، تنها به سرعت دیالوگ‌گویی و ریتم تند تدوین بسنده کرده بود و خبری از خلاقیت‌های شگفت‌انگیزی که در نگارش فیلمنامه و تدوین آثار خارجی به وضوح دیده می‌شود و چنان ریتم سرعتی را می‌طلبد در آن نبود، به‌گونه‌ای که بیننده پس از به اتمام رسیدن هر قسمت به‌سادگی متوجه این نکته می‌شد که آنچه برای تماشایش وقت صرف کرده تنها یک محصول نمایشی ساده بوده که بستر داستانی آن آن‌قدر‌ها هم به ریتم تند و پرشتاب احتیاجی نداشت. به‌عنوان یک مصداق عینی می‌توان به مجموعه فرار از زندان اشاره کرد که در آن تلاش 8 زندانی فراری برای رسوا کردن دولت آمریکا که هر روز به برملا شدن موارد بیشتری از قانون‌شکنی‌های پشت پرده این دولت منجر می‌شود و در مقابل فشار دولتمردان به ماموران امنیتی برای حذف هر چه زودتر آنها، زمینه و بستر لازم برای چنان ریتم تند و پراسترسی را فراهم می‌کند. اما باید از سعید آقاخانی پرسید که با توسل به چه دستمایه حساس و ملتهبی در 2 ساخته نوروزی اخیرش به تند‌سازی‌ و تعجیل بی‌مورد در ضرباهنگ روی آورده است؛ دستمایه‌ای که ظاهرا و مطابق آنچه در خلاصه داستان این مجموعه آورده شده، عبارت است از مشکلات ثانویه‌ای که برای مسعود (با بازی مهران غفوریان) که به‌دنبال حل کردن مشکل اولیه‌‌اش که یک گرفتاری مالی بزرگ است، پیش می‌آید.

ولی واقعیت این است که حتی خود کارگردان هم آن طور که باید و شاید به این دستمایه به‌عنوان هسته اصلی و مرکزی کار خود توجه نشان نداده و درنتیجه مجموعه راه دررو به جای مجموعه‌ای که قرار بوده به زبانی طنز مشکل مالی یک آدم درمانده را روایت کند، به مجموعه‌ای آشفته و فاقد یک هسته مرکزی مشخص و شفاف بدل شده که در آن یک سری بازیگر از غفوریان و مرجانه‌گلچین، سعید آقاخانی و یوسف‌تیموری که بازیگران مهم‌تری در عرصه طنز هستند گرفته تا باقر صحرارودی و احمد پور‌مخبر و...، تنها در حال تکرار هزارباره خود و دور‌ریختن ته مانده نقش‌هایی هستند که روزگاری طرفداران بی‌شماری داشتند؛ اتفاقی که متأسفانه در مورد 2 مجموعه نوروزی دیگر و بازیگران اصلی آن یعنی مجموعه موج و صخره و علی صادقی و مجموعه بچه‌ها نگاه می‌کنند و آتیلا پسیانی و سیامک صفری هم رخ داد و آنها تنها سایه‌ای از کاراکترهای موفق پیشین خود را به نمایش گذاشتند تا معلوم شود که تلویزیون از چه برنامه‌ریزی دقیق و چه نظارت کیفی سختگیرانه‌ای برای مجموعه‌های مناسبتی خود بهره می‌برد و کاهش اقبال بینندگان آثار نمایشی این رسانه دست‌کم به عملکرد دست‌اندرکاران حوزه مجموعه‌سازی‌ آن ارتباطی ندارد و باید ریشه آن را در حوزه‌های دیگری جست‌وجو کرد.


منبع : همشهری‌آنلاین




نوع مطلب : مهران غفوریان، سعید آقاخانی، 
برچسب ها : راه دررو، مرجان گلچین، احمد پورمخبر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 26 فروردین 1390
رضا طهماسب


گفتگو با مهران غفوریان%

گفتگوی اختصاصی با مهران غفوریان

گفتگوی مهران غفوریان

مهران غفوریان یک نام فراموش‌نشدنی در هنر ایران به ویژه وادی طنز است، اوج محبوبیت او بر می‌گردد به سریال زیر آسمان شهر و آن تیم هنری که چند ماه برنامه‌هایشان روی آنتن بود و خنده را بر لبان ایرانی‌ها می‌نشاند. از قدیم گفته‌اند «پهلوان زنده را عشق است» زمانی که در اوج محبوبیت بود، همه به دنبال او می‌رفتند و می‌خواستند عکسی، گفتگویی، حتی در حد چند خط از او کار کنند، اما بعدها که نبود، دیگر کسی مهران را به یاد نمی‌آورد. اما ای کاش که به یاد نمی‌آوردند، بلکه پا را فراتر گذاشتند و انواع و اقسام شایعات را برایش درست کردند. با این ستاره هنر ایران به گفتگو نشستیم، او می‌خواهد برگردد. روحیه‌اش را به دست آورده و می‌خواهد با دستی پر، به دوران پر فروغ گذشته‌اش بازگردد. مهران غفوریان این روزها در کنار دیگر فعالیت‌هایش به ورزش هم می‌پردازد، او حالا عضو تیم والیبال هنرمندان است و تمریناتش را به طور مستمر انجام می‌دهد. مهران گفت و ما نوشتیم… با بازیگری که هیچ وقت فراموش نمی‌شود، چرا که در ذهن مردم نشسته است. راستی او هنوز عادت خود را ترک نکرده است، با لبخند پاسخ می‌دهد و شوخی‌های جالبش را فراموش نکرده است.

خارج از ایران

شاید از من بپرسید که کجا هستم؟ حالا خوشحالم در دفتر شما هستم و جا دارد همین ابتدا از دوست خوبم هرمز شجاعی‌مهر تشکر کنم که مرا به دفتر نشریه دعوت کرد.از او می پرسیم که مردم دوستت دارند و بی مقدمه می گوید: یکی از خصوصیات مردم ایران این است که وقتی در دل آنها بنشینی به این راحتی‌ها از دلشان نمی‌روید، تو دل مردم رفتن کار سختی است، و وقتی هم که وارد دلشان شوید باز هم بیرون آمدن مشکل است، خوشحالم که شما مرا جزو این گونه افراد می‌دانید. صحبتم را باید این‌گونه کامل کنم، اصولا مردم دو دسته از بازیگران را دوست دارند. عده‌ای که آنها را می‌خندانند و عده‌ای دیگر که گریه‌‌شان را در می‌آورند، در واقع آن دست بازیگرانی که با احساسشون بازی می‌کنند. من مدت‌هاست که دیگر مثل سابق پررنگ نیستم، اما هرگاه مرا می‌بینند ابراز علاقه می‌کنند… اما کجا هستم؟ مدتی بود که خارج از کشور زندگی می‌کردم و طی این مدت شایعات زیادی درباره من بر زبان‌ها جاری شد، همین چند روز پیش، با پسرخاله‌ام در اینترنت چرخی زدیم و از شنیدن این شایعات شاخ در آوردم… به امید خدا از چندی بعد، طرحی را با کمک سروش صحت دارم که یا از شبکه اول و یا شبکه سوم پخش خواهد شد. البته هنوز در مراحل پیش تولید و تکمیل فیلمنامه هستیم، خدا بخواهد کمتر از دو ماه دیگر آن را مقابل دوربین می‌برم. از آنجا که توقع مردم از من بالاست، دلم می‌خواهد با خیالی آسوده و با فکر و تامل این کار را جلوی دوربین ببرم.

آقا مهران کجایی؟

تو این چهار، پنج سالی که نبودم، مردم هر وقت مرا در کوچه و خیابان می‌بینند، از من می‌پرسند؟ آقا مهران نیستی، کجایی؟ کار جدید چه خبر؟ یعنی صددرصد افراد این پرسش را از من می‌کنند، به هر حال چند سال، هر شب با آنان بودم و زمانی که مردم مرا می‌بینند، فکر می‌کنند که همسایه قدیمی‌شان را دیده‌اند. من هم به آنها می‌گویم: راستش را بخواهید خسته شده بودم، تصورم این بود که شاید کارهایم برای مردم تکراری شده باشد، گر‌چه خسته هم شده بودم، چند سال کار فشرده، آن هم هر شب، خواه ناخواه، شما را با استرس‌های فراوانی روبه‌رو می‌کند، با این پاسخ‌ها مردم هم قانع می‌شدند.

از کجا شروع شد

چند روز پیش داشتم خودم رو تو آینه نگاه می‌کردم، ته ریش داشتم، دیدم زیر چانه‌هایم سفید است، اول فکر کردم دستمال کاغذی چسبیده، اما متوجه شدم که نه بابا، ریشم سفید شده است، سوم شهریورماه، ۳۵ ساله شدم، متولد سال ۵۳ در خیابان مولوی تهران هستم. از او می‌پرسم که حکایت بازیگری‌اش از کجا شروع شد و او بر می‌گردد به دوران گذشته هنر را از پدرم خدا بیامرزم به ارث بردم، او خطاط بود، نقاش بود، آواز می‌خواند، ساز می‌نواخت، که از او نقاشی برایم به ارث رسید، خیلی نقاشی را دوست داشتم، البته هیچ وقت مثل پدرم نتوانستم نقاشی بکشم، اما همان علاقه باعث شد که دوران دبیرستان، بروم هنرستان تجسمی، در خیابان تنکابن، محله پیچ‌شمیران… هر روز مسیر سخت منزلمان که تهرانسر بود را تا مرکز شهر طی می‌کردم، آن زمان «شاهد احمدلو» که الان بازیگر و کارگردان سینماست، همکلاسی‌ام بود. از طرفی من هم علاقه شدیدی به بازیگری داشتم، سال ۷۱ بود که شاهد می‌خواست یک فیلم برای جشنواره سوره بسازد، برادرم هم در نقش آهنگساز آن ظاهر شد، به هر حال این فیلم ساخته شد و در اصفهان برنده جایزه اول شد که برایمان باورکردنی نبود، در سال چهارم بودم که تست بازیگری را برای برنامه ۳۹ دادم، تست اولم با بیژن بنفشه‌خواه بود، ازکارهای آقای داریوش کاردان بود، در استودیوی ۲۵ خیابان الوند، شبکه دوم تهران تصویربرداری می‌شد، حسین رفیعی، کیهان ملکی، علی سلیمانی و… از همان جا کارمان را شروع کردیم. پس از این برنامه ساعت خوش پخش شد که حسابی گرفت
چند سال وقفه افتاد درگیر تحصیلات دانشگاهی شدم، در دانشگاه هم که ورودی سال ۷۳ بودم رشته نقاشی خواندم، یادم می‌آید، اساتید دانشگاه که در رشته بازیگری تدریس می‌کردند، به من می‌گفتند، چرا سر کلاس نمی‌یای و من توضیح می‌دادم، من بازیگرم، اما نقاشی می‌خوانم… از سال ۷۶ بود که برنامه گل‌ها را ساختم و پس از آن حرف تو حرف البته آن زمان آیتمی برنامه می‌ساختم، سپس در برنامه ۷۷، با مهران مدیری هم بازی شدم، سپس «هژیرها» را ساختم که در بین مردم به نام «این چند نفر» معروف شده بود. بعد از آن هم، «زیر آسمان شهر» را ساختم که آغازی شد در بین سریال‌های هر شبی که مدل داستانی شد… و عمر زود می‌گذرد چه روزهایی بود.الان تو خیابان، پدر و مادرها مرا به بچه‌های ۷، ۸ ساله نشان می‌دهند که این آقا، مهران غفوریان است، اما آنها مرا به یاد نمی‌آورند.

دو برادریم

ما دو فرزندیم، مهدی از من ۵ سال بزرگ‌تر است و آهنگسازی می‌کند و همچنان ادامه می‌دهد، او تحصیلات دانشگاهی در رشته موسیقی دارد.

خاطره فراموش ‌نشدنی

یک خاطره‌ای از مردم دارم که هیچ وقت آن را فراموش نمی‌کنم، با خود آقای شجاعی‌مهر در اوج سریال زیر آسمان شهر در «ساری» حضور داشتیم، چند روز قبل از نوروز برنامه در ورزشگاه شهید متقی ساری بود، در واقع یک جشن بود که مردم ساری در آنجا حضور می‌یافتند… زمانی که با اتومبیلم رسیدم جلوی ورزشگاه، دیدم چه جمعیتی جلوی در بود، از طرفی هم مردم روی سکو نشسته بودند، و هم داخل زمین چمن مقابل سن بودند، چیزی حدود ۵۰ هزار نفر و همین قدر جمعیت هم بیرون ورزشگاه بودند. به بچه‌ها گفتم، عمرا ما نمی‌تونیم داخل شویم، باید فکر دیگری بکنیم، چرا که در ورزشگاه بسته بود و اگر باز می‌شد، این مردم به داخل هجوم می‌آوردند. اومدم دور بزنم، که مردم ما را دیدند و جلوی ماشین را بلند کردند. به هر حال با کمک نیروی انتظامی داخل رفتیم. من، حمید لولایی، رادش، یوسف تیموری و دیگر بچه‌ها بودیم. زمانی که روی سن رفتیم، آنقدر هیجان مردم زیاد بود که هجوم آوردند سمت سن و بعدش هم، بلندگوها افتاد و سن تکان خورد و برنامه نصفه کاره رها شد. البته فکر نکنید که مردم مازندران قصد خرابکاری داشتند، نه آن قدر استقبال و هیجان زیاد بود و از طرفی می‌خواستند خودشان را به ما برسانند که چنین وضعیتی پیش آمد و داستانی شد حضور ما در ساری…





نوع مطلب : مهران غفوریان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 23 اسفند 1389
سیما صحت


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات