سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 مهراب قاسم خانی فیلمنامه «دزد و پلیس» را برای شبكه سه سیما می نویسد. این سریال قرار است یكی از گزینه های پخش در ماه رمضان امسال باشد.

مهراب قاسم خانی از نگارش ۱۰ قسمت از این مجموعه و كلید خوردن آن تا ۱۵ اردیبهشت ماه امسال خبر داد. او همچنین از تجربه ی همكاری با سعید آقاخانی كه طنز او فضایی متفاوت از طنز مهراب قاسم خانی دارد، صحبت كرد.
مهراب قاسم خانی: نوع نگاه و فضای قصه های سعید آقاخانی با من فرق دارد
قاسم خانی در گفت و گو با خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا در پاسخ به پرسشی درباره ی پخش نوروزی سریال «دزد و پلیس» ، گفت: صحبت اولیه درباره ی پخش نوروزی از شبكه سه سیما بود اما از آنجایی كه طوری كه من پیش می رفتم فیلمنامه را به نوروز نمی رساند و هم طرح قابلیت تبدیل شدن به قسمت های بیشتری را داشت، تصمیم گرفته شد كار در زمان دیگری پخش شود.

او ادامه داد: در آن زمان ما سعی می كردیم كار را تا ۱۵ قسمت كم كنیم؛ شبكه هم احساس می كرد ماه رمضان قابلیت بهتری برای پخش این سریال دارد اما هنوز قطعی نشده كه این سریال در ماه رمضان پخش شود چون معمولا شبكه ها چند كار را برای ماه رمضان آماده می كنند. در حال حاضر نیز یك گروه دیگر مشغول به كار است و این رقابت بد نیست. فرقی هم نمی كند كدام كار پخش شود و اگر «دزد و پلیس» هم پخش نشد اشكالی ندارد.

مهراب قاسم خانی درباره ی مراحل نگارش این كار نیز توضیح داد: در حال حاضر حدود ۱۰ قسمت نوشته شده و من شش ماه برای این قسمت ها وقت گذاشتم اما چون طرح گره هایی دارد كه اگر باز شود داستان به كلی لو می رود، ترجیح می دهم در مورد آن صحبت زیادی نكنم اما این قصه یك كمدی پلیسی است و راجع به یك خانواده دزد و اتفاقاتی است كه برای آنها می افتد. این خانواده و خیلی از اطرافیانشان دزد هستند و هر یك در نوع دزدی تخصص دارند؛ زندگی و مشكلات آن ها با نیروی انتظامی و سایر سازمان ها در این داستان روایت خواهد شد.

او همچنین از همكاری با نیروی انتظامی خبر داد و افزود: ما با هماهنگی نیروی انتظامی پیش می رویم حتی متن ها را برای آنها فرستاده ایم و آن ها موافق كار بوده اند. من هم، هم دزدها و هم پلیس های كارمان را دوست دارم.

این نویسنده در پاسخ به این پرسش كه در سریال «دزد و پلیس» چون دزدها صنف ندارند با اعتراض آن ها مواجه نخواهند شد، گفت: به هر حال همیشه چیزی به وجود می آید و عده ای ناراضی هستند و من هم در كارهایم به این مساله عادت كرده ام و حتی خوشحال می شوم كه عده ای ناراضی باشند چون مشخص می شود كار را دیده اند. اما اگر كسی ناراضی نباشد معلوم می شود كار، نگرفته است.

قاسم خانی درباره ی مراحل تولید این سریال نیز عنوان كرد: ما ۱۵ روز دیگر كار را كلید می زنیم و با ۱۰ قسمتی كه تا آن زمان نوشته ایم ادامه می دهیم. من هم تنها نویسنده هستم كه پیمان قاسم خانی را در كنارم دارم و از مشاوره او استفاده می كنم. چون پیمان، برادرم است همیشه در كنارم حضور دارد. مشاوره ی او هم معمولا بیش از مشاوره است. من با همه مطالبی كه او می گوید موافقت می كنم به علاوه ما سلیقه هم را می دانیم. در نتیجه اگر نتوانم كار را به موقع به ضبط برسانم، او به من كمك خواهد كرد اما تا وقتی كه گروه به من نرسیده كارم را با آرامش انجام می دهم.




ادامه مطلب


نوع مطلب : مهراب قاسم خانی، سعید آقاخانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 18 فروردین 1391
سارا محمدی

سعید آقاخانی، سیروس مقدم، مسعود دهنمکی از جمله کارگردانان سریالهای نوروز 91 تلویزیون ایران هستند.جدیدترین سریال سعید آقاخانی با عنوان «نقطه سر خط» در گروه مجموعه‌های تلویزیونی شبکه 3 سیما کلید ‌خورد. مجموعه طنز «نقطه سر خط» با عنوان قبلی «روز از نو» به کارگردانی سعید آقاخانی و تهیه‌کنندگی مهران مهام و ایرج محمدی جلوی دوربین رفت.

 

 

حمید لولایی، مریم سعادت، علی صادقی، مونا بیگی، بهشاد شریفیان، غلامرضا نیکخواه آزاد، مرجانه گلچین، مهدیه نقی‌پور، افسانه ناصری، اشکان اشتیاق، فرزاد حاتمیان، کریم قربانی، فتح‌الله طاهری و.. در این سریال بازی دارند. فیلمنامه «نقطه سر خط» را مصطفی کیایی و سعید جلالی نوشته‌اند و داستان آن درباره کارمندی است که بعد از مدت‌ها تقاضای وام او مورد موافقت قرار می‌گیرد اما همزمان حکم بازنشستگی وی صادر می‌شود و جور نشدن این وام دستمایه داستان سریال می‌شود. سریال روتین هرشبی «نقطه سر خط» در 25 قسمت 45 دقیقه‌ای به سفارش شبکه سه سیما تهیه می‌شود و از مضمون طنز اجتماعی و خانوادگی برخوردار است. یادآور می‌شود که سعید آقاخانی در نوروز 90 سریال طنز «راه در رو» را به تهیه‌کنندگی مهران مهام و ایرج محمدی روانه آنتن این شبکه کرد؛ گروه تولیدی که پیش از این در مجموعه تلویزیونی«خوش‌نشین‌ها» و «زن بابا» نیز همکاری داشتند.

سریال سیروس مقدم

در شرایطی که زمزمه‌هایی قطعی از کارگردانی سریال  مناسبتی شبکه یک سیما توسط مسعود ده‌نمکی در نوروز ۹۱ شنیده می شود و خبرهایی نیز در این ارتباط به چاپ رسید، مدیر شبکه یک سیما از «پایتخت ۲» به عنوان سریال قطعی نوروزی این شبکه خبر داده است. مهدی فرجی در گفت‌وگو با بانی فیلم ضمن اعلام این خبر افزوده است: فیلمنامه «پایتخت »۲ توسط محسن تنابنده در حال نگارش است و با توجه به استقبالی که از سری نخست این مجموعه در نوروز امسال از سوی مخاطبان به عمل آمد، تصمیم داریم بزودی روند تولید این سریال را آغاز کنیم تا برای پخش در عید ۹۱ آماده شود. با توجه به اینکه آقای مقدم در تولید و کارگردانی آثار مناسبتی، هنرمندی حرفه‌ای و امتحان پس داده نشان داده، به توفیق سری جدید پایتخت نیز اطمینان داریم و امیدواریم در موعد مقرر آماده پخش شود. به ویژه اینکه در سری جدید سریال نکات بیشتری مطرح می‌شود و جذاب‌تر خواهد شد. به گفته فرجی، پیش از این در رسانه‌ها عنوان شده بود که سریال نوروز ۹۱ شبکه یک را آقای مسعود ده‌نمکی خواهد ساخت، اما او در تدارک ساخت فیلم سینمایی جدید خود است، ولی قطعاً سریالی با مضمون طنز را برای شبکه یک می‌سازد تا طبق برنامه‌ریزی‌ها، سال آینده در زمانی غیر از نوروز به پخش برسد. گفتنی است سیروس مقدم چندی پیش در گفت‌وگویی  با اشاره به خاطره خوش تولید قسمت اول این سریال گفته بود: پایتخت تنها سریالی است که همیشه آرزو می‌کنم قسمت دومش را هم بسازم… چون هنوز از آن سیراب نشده‌ام… هنوز دلتنگ نقی، ارسطو، باباپنجعلی، هما، دوقلوها، هستم… هنوز یاد کامیون نارنجی نمره شیراز هستم.. و هنوز خواب پایتخت را می‌بینم… سریال نوروزی شبکه یک سیما که قرار بود کارگردانی آن به سیروس مقدم سپرده شود و این کارگردان با ساخت سری دوم سریال پرمخاطب «پایتخت» برای سومین سال متوالی سکان کارگردانی سریال ویژه این ایام را به دست گیرد، گویا فعلا منتفی شده است و مسعود ده‌نمکی دومین مجموعه تلویزیونی نوروزی خود را پس از «دارا و ندار» به تهیه‌کنندگی محمود رضوی روانه آنتن این شبکه خواهد کرد. این مجموعه تلویزیونی که هنوز عنوانی برای آن انتخاب نشده قرار است براساس فیلمنامه‌ای از ده‌نمکی روایتی از دیدار از مناطق جنگی را با مضمون طنز بیان کند.

اشکان خطیبی و علی سرابی و «سهمی برای دوست»
شبکه ۲ سیما نیز گویا قرار است نخستین تجربه مجموعه‌سازی مسعود اطیابی را که اواسط مهرماه در تهران کلید خورده را در ایام تعطیلات نوروز روانه آنتن کند. بهروز مفید که سریال «گمشده» را در کارنامه کاری خود دارد،تهیه‌کنندگی این سریال را با عنوان موقت«سهمی برای دوست» به‌عهده دارد و اشکان خطیبی، علی سرابی، جمشید شاه محمدی، مهتاج نجومی، مهشاد مخبری و مسعود میرطاهری از جمله بازیگرانی هستند که تاکنون جلوی دوربین رفته‌اند. فیلمنامه این سریال با مضمون طنز موقعیت به قلم طلا معتضدی به نگارش درآمده و داستان آن درباره اسماعیل و بهرام (دو برادر) است که در بدترین شرایط مالی به سر می‌برند، آنها برای فرار از این وضعیت به کارهایی متوسل می‌شوند که دردسرهای عجیب و غریبی برای خودشان و دیگران ایجاد می‌کند. از دیگر بازیگران فیلم می‌توان به رضا فیض نوروزی، فرزین محدث، نوید محمدزاده و عباس امیری اشاره کرد.

پوریا پورسرخ و فرزاد حسنی در نسخه ایرانی «Lost»
درباره سریال نوروزی شبکه ۳ سیما نیز هنوز خبری رسمی منتشر نشده اما زمزمه‌هایی از احتمال پخش سریال «مسیر انحرافی» در نوروز ۹۱ شنیده می‎شود؛ سریالی که گفته می‌شود نسخه ایرانی «Lost» است. تصویربرداری این مجموعه تلویزیونی به کارگردانی بهرنگ توفیقی و تهیه‌کنندگی سیدمحمد هاشمی اصل به تازگی در تهران آغاز شده است و تاکنون بازی پوریا پورسرخ،فرزاد حسنی، پرستو گلستانی، بهنوش بختیاری، شقایق دهقان و … در این سریال قطعی شده است. در این سریال کمدی به نویسندگی پیمان عباسی، قصه چندین مسافر یک هواپیما به تصویر کشیده می‌شود که هواپیمای حامل آنان در یک محل ناشناخته سقوط می‌کند و آنان باید با وضع جدید خود کنار بیایند.

«فراموشی» کارگردان سریال «ستایش»
شبکه تهران نیز قرار است است سریال نوروزی خود را به کارگردان سریال پرمخاطب «ستایش» بسپارد.طبق اعلام روابط عمومی شبکه تهران، یک تیم نویسندگی، نگارش متن‌های این مجموعه طنز را به سرپرستی امیرمهدی ژوله آغاز کرده‌اند تا به محض نوشتن ۵ قسمت از مجموعه وتحویل آن به شبکه تهران، سلطانی آن را جلوی دوربین ببرد. حمیدرضا مهدوی که سریال «تکیه بر باد» را به‌عنوان یکی از گزینه‌های پخش در ماه رمضان امسال آماده پخش کرده بود، تهیه‌کنندگی این پروژه تلویزیونی را با عنوان موقت «فراموشی» برعهده دارد. سریال مضمونی طنز و شیرین دارد و داستان زندگی پیرمردی به نام حاج نقی را روایت می‌کند که سه فرزند دختر و یک فرزند پسر دارد، وی بعد از فوت همسرش به همراه خواهرش در شهرستان زندگی می‌کند و بچه‌هایش بعد از تشکیل خانواده به تهران مهاجرت کرده‌اند. بچه‌ها در تماس‌هایی که با حاج نقی دارند، همیشه از موقعیت کاری و معیشتی خود اظهار رضایت می‌کنند، ولی ظاهرا قضیه چیز دیگری است. سلطانی پیش از این مجموعه کمدی «مامور بدرقه» و «شکرانه» را برای شبکه تهران کارگردانی کرده بود.

سریال چه کسی خوابه ویژه نوروز ۹۱

فرهاد گلی، تهیه‌کننده این مجموعه در گفت‌وگویی با ایسنا ضمن اعلام این خبر خاطرنشان کرد: ‌تصویربرداری این مجموعه حدود دو ماه و ۱۵ روز زمان برده و قرار است نوروز امسال از شبکه یک سیما روی آنتن برود. «چه کسی خوابه» یک مجموعه ۳۰ قسمتی است که در دو۲ فاز ۱۵ قسمتی ساخته می‌شود. فاز نخست آن در ۱۵ قسمت به کارگردانی جواد رضویان آماده می‌شود. برای فاز دوم نیز با شبکه در حال مذاکره هستیم. تدوین به صورت همزمان انجام می‌شود و طبق پیش‌بینی‌هایی که انجام داده‌ایم تا نیمه اول اسفند کار را به طور کامل به شبکه تحویل می‌دهیم.فرهاد گلی درباره تفاوت‌های این مجموعه اپیزودیک با مجموعه‌های از این دست گفت: تفاوت در کارگردانی است. مجموعه‌های طنز معمولا با یک دوربین کار می‌کنند؛ اما این کار با دکوپاژ سینمایی کار شده و ما روزی پنج یا شش دقیقه و حداکثر تا هشت دقیقه فیلم مفید می‌گرفتیم. در هر قسمت پنج تا شش بخش وجود دارد که مجموعا ۴۰ دقیقه خواهد بود.  چه کسی خوابه، یک مجموعه طنز همراه با نقد اجتماعی است و در هر قسمت آن یک نمآهنگ وجود دارد که جواد رضویان در آن می‌خواند و بازی می‌کند. فتحعلی اویسی، ارژنگ امیرفضلی، یوسف صیادی، بهنوش بختیاری و علی صادقی از بازیگران این مجموعه هستند.





نوع مطلب : مهراب قاسم خانی، خشایار الوند، محمدرضا هدایتی، سعید آقاخانی، مهران غفوریان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 10 فروردین 1391
فرهاد نعیمی

کتاب سینما - رضا عطاران را همه به عنوان یکی از مشهورترین بازیگران طنز سینما و تلویزیون ایران می‌شناسند اما این چهره محبوب طنز این روزها یکی از معدود آثار جدی اش را روی پرده سینماها دارد؛ «اسب حیوان نجیبی است». عطاران در این فیلم در نقش یک مامور نیروی انتظامی‌ ظاهر شده و شخصیتی جدی را بازی کرده است هرچند گاهی در موقعیت های خنده داری هم قرار می‌گیرد. در خبرها داشتیم این فیلم که کمتر از یک هفته از اکرانش می‌گذرد.

با استقبال مردمی‌ مواجه شده و پیش بینی فروش خوبی برای آن می‌شود. این درحالی است که «اسب...» از سال گذشته در توقیف بود و حتی در بخش مسابقه بیست و نهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش درنیامد
عطاران در شروع امسال فیلم پرفروش «ورود آقایان ممنوع» را داشت که بیش از پنج میلیارد تومان فروخت و الان در شبکه نمایش خانگی است؛ فیلمی‌ که یکی از علت های فروش خوب آن را حضور رضا عطاران در آن دانستند. باید دید آیا اولین تجربه هکاری او با رضا کاهانی هم رکورد فورش را خواهد شکست یا نه. با عطاران درباره «اسب حیوان نجیبی است» و همین طور دومین همکاری اش با کاهانی و اولین تجربه کارگردانی اش، «رضا هرگز نمی‌خوابد» و... به گفت و گو نشستیم.

 

 

نه مظلومم، نه غمناک
من اصلا بلد نیستم جوک تعریف کنم. یعنی وقتی یک جوک خوب را برای بقیه بازگو می‌کنم، کلا طوری تعریفش می‌کنم که حتی یک نفر هم نمی‌خندد. این یکی از خصوصیات من است. اما فکر می‌کنم چهره ام به من کمک کرده تا کمی‌ به عنوان یک بازیگر طنز، جا بیفتم. ضمن اینکه علاقه زیادی هم دارم. البته چهره ام یک کمی‌ مظلوم است و این چیزی است که من از آن حسابی سوءاستفاده کرده ام. به خصوص در دوران دبیرستان که همه فکر می‌کردند بچه درس خوانی هستم. مرا می‌گذاشتند مبصر در حالی که من رهبر شلوغی ها و شیطنت ها بودم. البته وقتی که مدیر و ناظم می‌آمدند، دوباره من همان آدم مظلومه می‌شدم و اگر با کسی هم مشکل داشتم، کارش ساخته بود!

*کمتر از یک هفته از اکران فیلم «اسب حیوان نجیبی است» می‌گذرد. استقبال مردم را چطور می‌بینید؟

خدا را شکر عالی است. امیدوارم این روند همچنان ادامه پیدا کند.

*چطور شد که با آقای کاهانی همکاری کردید؟

همیشه سر هر کاری که رفتم، بر این اساس بوده که آن کار را دوست داشتم. حالا بعضی کارهایم نتیجه بهتری داشته و بعضی ها نداشته. درمورد اسب حیوان نجیبی است هم فیلمنامه را خودندم و دوست داشتم و قبول کردم.

*همان موقع که فیلمنامه را خواندید، چقدر حدس زدید کار به مشکل بخورد؟

هیچ حدسی نزدم چون مسئله ای نداشت.

*جایی گفتید در تئاتر مشهد وقتی کارتان را شروع کردید، فقط نقش های جدی بازی می‌کردید. چرا بعد کاملا به طنز رو آوردید؟ در نقش های جدی چطور بودید؟

فکر می‌کنم همین طوری بودم. فقط موقعیت ها به جای طنز جدی بود. خودم احساس نمی‌کنم بازی ام تغییر محسوسی کرده باشد.

*الان که همیشه طنز بازی می‌کنید، این دغدغه را ندارید که شاید هیچ وقت نتوانید یک نقش جدی را بازی کنید؟ آیا اصلا مایل به بازی در آ ثار جدی هم هستید؟

بله، مایل هستم و دغدغه اش را هم دارم ولی بستگی دارد به کارهایی که بهم پیشنهاد می‌شود. مثلا قرار بود در کار کاهانی کاملا جدی باشم و خیلی هم جدی بازی کردم ولی باز رفتم در جشنواره دیدم مردم می‌خندند. فکر می‌کنم دیگر من به عنوان یک بازیگر کمدی شناخته شده ام و مردم وقتی مرا می‌بینند، فقط می‌خندند و کاری هم نمی‌شود کرد.

*یعنی در کار آقای کاهانی ایشان خودشان قصد خنداندن مخاطب را در صحنه هایی نداشتند و بازی شما باعث خنده می‌شود؟

نه، فیلم و موقعیت های آن خیلی تلخ بود. ولی تماشاگران می‌خندیدند. فکر می‌کنم اگر جای من یک بازیگر دیگر در نقش یک مامور نیروی انتظامی‌جدی بازی می‌کرد، احتمالا خنده به وجود نمی‌آورد. انتخاب بازیگر خیلی روی این خندیند مردم تاثیر داشت.

*یعنی فکر می‌کنید چون شما انتخاب شدید، یک موقعیتی که هاصلا خنده دار نبوده، خنده دار شده؟

بله، فکر می‌کنم این خیلی تاثیر داشته. مثلا به جای من اگر شهاب حسینی بازی می‌کرد، به نظر شما بازهم مردم اینقدر می‌خندیدند؟ من که فکر نمی‌کنم در آن صورت دیگر کسی می‌خندید و خندیدن به این فیلم کار سختی می‌شد. شاید هم بهتر می‌شد.

*با این اوصاف وقتی آقای کاهانی در جشنواره خنده تماشاگران را دیدند، واکنش شان چه بود، احساس ناراحتی نکردند؟

به هر حال یک جاهایی می‌دانستیم این اتفاق شاید بیفتد ولی انتخاب بازیگر هم در تشدید این ماجرا تاثیر داشت. این را به عنوان مثال درباره حضور خودم در نقش ها و موقعیت های جدی گفتم.

*شما هیچ وقت از کلیشه شدن نترسیدید؟

طبیعی است خیلی وقت ها ترسیدم و نگران هستم. اما جلوی این روند کلیشه و تکراری شدن را گرفتن، کار سختی است البته تا آنجا که ممکن است، دارم سعی می‌کنم با این روند مبارزه کنم. پذیرفتن نقش هایی مثل مامور نیروی انتظامی‌ فیلم کاهانی یا دبیر شیمی‌ ساده لوح ورود آقایان ممنوع که با کارهای دیگرم متفاوت است را به همین خاطر انجام می‌دهم و سعی می‌کنم در انتخاب هایم دقت کنم و تلاش می‌کنم کارهای بهتری بکنم.
 



ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


نوع مطلب : رضا عطاران، سعید آقاخانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 10 دی 1390
فرهاد نعیمی




نگاهی به سریال نوروزی "راه دررو" ساخته سعید آقاخانی
راه دررو یا بن‌بست؟





اینکه یکی از بااستعدادترین بازیگران طیفِ موسوم به ساعت‌خوشی‌ها، چند سالی است که علاوه بر حضور در عرصه بازیگری در میدان کارگردانی هم خودآزمایی می‌کند، به‌خودی خود خبر خوبی است و کمترین ارزش آن در این است که کسی به این عرصه پا می‌گذارد که نطفه بازیگر شدنش در فضایی درست و مملو از خلاقیت بسته شده؛

حتی اگر آثارش تا به امروز منطبق بر سطح انتظارات نباشد و از یک ساعت خوشی، کارهای باکیفیت‌تری را مطالبه کنیم. سعید آقاخانی بعد از روزگار خوش حبیب آقا (نوروز86) و زن بابا (نوروز 89) با جلب اعتماد مدیران سیما برای ساخت سومین اثر نوروزی‌اش «راه دررو» جای پای خود به‌عنوان یک کارگردان ثابت عرصه طنز را تا حدود زیادی محکم کرد.

در نوروزی که انواع و اقسام طنزهای تکراری و کلیشه شده، کنداکتور شبکه‌های مختلف سیما را پر کرده بودند و به وضوح برتری و ارجحیت کمیت بر کیفیت و نوآوری قابل مشاهده بود، سعید آقاخانی هم با مجموعه نوروزی‌‌اش راه ‌دررو ترجیح داد به جای تجربه فضاهای جدید و پذیرفتن خطر ایجاد تنوع در ساختارهای امتحان پس داده، همان راهی را که در نوروز گذشته با مجموعه زن بابا رفته بود، یک بار دیگر طی کند و مجموعه‌ای را خلق کرده که از بسیاری لحاظ، از نحوه پیشبرد داستان گرفته تا شیوه دیالوگ‌نویسی، انتخاب بازیگران و شیوه بازی گرفتن از آنها، بیشترین شباهت ممکن را به ساخته سال قبلش داشته باشد.

مهران غفوریان، احمد پورمخبر و حلیمه سعیدی بازیگرانی بودند که سال گذشته هم در دومین ساخته آقاخانی نقش آفرینی می‌کردند؛ نقش‌آفرینی‌هایی که با کمترین تفاوت ممکن در مجموعه (راه‌ دررو‌) هم بازآفرینی شدند. مهران غفوریان(که البته از توان بالایش در بازیگری خصوصا در عرصه طنز نمی‌توان به سادگی گذشت) باز هم همان تیپ معروف همیشگی خود که حدود یک دهه پیش در سه‌گانه زیرآسمان شهر برای نخستین بار خلق کرده بود را ادامه داد؛ کاراکتر ساده‌نمایی که دائما در حال خرابکاری‌های ساده‌لوحانه بود و سعی در ماست مالی و پنهان کردن نتایج خرابکاری‌‌اش داشت و البته غالباً هم در این راه ناکام می‌ماند.

مسعود مجموعه راه دررو باکاراکتر او در سریال زن بابا، بهروز پیر پکاجکی زیر آسمان شهر و بسیاری از دیگر نقش‌هایی که غفوریان تا به امروز بازی کرده تفاوتی نداشت، همان‌گونه که مرجانه گلچین هم برای چندمین بار همان پرسوناژ زن پرحرفِ حاضرجوابی که از میمیک صورت و حرکات دست هم برای بانمک‌ترکردن دیالوگ‌هایش استفاده می‌کند را به نمایش گذاشت که البته در مقایسه با مجموعه‌های قبلی این بازیگر مانند بزنگاه، شمس‌العماره و خوش‌نشین‌ها بسیار کم‌اثرتر بود تا بار دیگر ثابت شود که این نوع انتخاب بازیگر و بازی گرفتن از او اگرچه در کوتاه‌مدت و تعداد محدودی اثر جواب می‌دهد، اما زمانی که بیش از حد تکرار می‌شود حاصلی جز دلزدگی و سوزاندن یک کاراکتر محبوب بینندگان تلویزیونی نخواهد داشت.

در مورد استفاده از احمد پور مخبر وحلیمه سعیدی (‌بازیگر آذری زبان مجموعه‌های اخیر طنز که معمولاً نقش یک پیرزن گستاخ و آشنا به ادبیات محاوره‌ای جوانان را ایفا می‌کند) هم که نیازی به توضیح بیشتر نیست؛ نابازیگران تازه بازیگر شده‌ای که مردم نه به واسطه توان بازیگری آنها که به‌دلیل طنز ذاتی‌شان از حضورشان در آثار تلویزیونی و سینمایی استقبال می‌کنند. البته آقاخانی در مجموعه اخیر خود تنها سایه‌ای از این دو بازیگر شناخته شده طنز ترسیم کرده و نقش‌های نزدیک به سیاهی لشکری آنها تنها برای جذب مخاطبانی است که خاطرات خوشی از نقش‌آفرینی آنها دارند و بس.

آقاخانی به تأسی از شیوه مجموعه‌سازی‌ حال حاضر دنیا که در مجموعه‌های شناخته‌شده و پرطرفداری همچون فرار از زندان، بیست‌وچهار و... نمود قابل ملاحظه‌ای دارد ریتمی فوق‌العاده تند را برای مجموعه اخیر خود در نظر گرفته بود و بازیگران دیالوگ‌های پینگ‌پنگی خود را با سرعت هرچه بیشتر رد و بدل می‌کردند و بیننده‌ای که در طول پخش سریال فرصت تعمق چندانی را پیدا نکرده بود، ناگهان با شنیدن موسیقی فولکلور تیتراژ متوجه می‌شد که آن قسمت سریال به اتمام رسیده است؛ نکته‌ای که اگرچه در نگاه اول نقطه قوت هر مجموعه‌ای به حساب می‌آید و سازنده آن از اینکه بینندگان را در فضای درونی اثرش غرق کرده به‌خود می‌بالد، اما با نگاهی عمیق‌تر می‌توان به سادگی دریافت که راه دررو از مسخ کردن بینندگان که در نمونه‌های موفق جهانی نیز دیده می‌شود، تنها به سرعت دیالوگ‌گویی و ریتم تند تدوین بسنده کرده بود و خبری از خلاقیت‌های شگفت‌انگیزی که در نگارش فیلمنامه و تدوین آثار خارجی به وضوح دیده می‌شود و چنان ریتم سرعتی را می‌طلبد در آن نبود، به‌گونه‌ای که بیننده پس از به اتمام رسیدن هر قسمت به‌سادگی متوجه این نکته می‌شد که آنچه برای تماشایش وقت صرف کرده تنها یک محصول نمایشی ساده بوده که بستر داستانی آن آن‌قدر‌ها هم به ریتم تند و پرشتاب احتیاجی نداشت. به‌عنوان یک مصداق عینی می‌توان به مجموعه فرار از زندان اشاره کرد که در آن تلاش 8 زندانی فراری برای رسوا کردن دولت آمریکا که هر روز به برملا شدن موارد بیشتری از قانون‌شکنی‌های پشت پرده این دولت منجر می‌شود و در مقابل فشار دولتمردان به ماموران امنیتی برای حذف هر چه زودتر آنها، زمینه و بستر لازم برای چنان ریتم تند و پراسترسی را فراهم می‌کند. اما باید از سعید آقاخانی پرسید که با توسل به چه دستمایه حساس و ملتهبی در 2 ساخته نوروزی اخیرش به تند‌سازی‌ و تعجیل بی‌مورد در ضرباهنگ روی آورده است؛ دستمایه‌ای که ظاهرا و مطابق آنچه در خلاصه داستان این مجموعه آورده شده، عبارت است از مشکلات ثانویه‌ای که برای مسعود (با بازی مهران غفوریان) که به‌دنبال حل کردن مشکل اولیه‌‌اش که یک گرفتاری مالی بزرگ است، پیش می‌آید.

ولی واقعیت این است که حتی خود کارگردان هم آن طور که باید و شاید به این دستمایه به‌عنوان هسته اصلی و مرکزی کار خود توجه نشان نداده و درنتیجه مجموعه راه دررو به جای مجموعه‌ای که قرار بوده به زبانی طنز مشکل مالی یک آدم درمانده را روایت کند، به مجموعه‌ای آشفته و فاقد یک هسته مرکزی مشخص و شفاف بدل شده که در آن یک سری بازیگر از غفوریان و مرجانه‌گلچین، سعید آقاخانی و یوسف‌تیموری که بازیگران مهم‌تری در عرصه طنز هستند گرفته تا باقر صحرارودی و احمد پور‌مخبر و...، تنها در حال تکرار هزارباره خود و دور‌ریختن ته مانده نقش‌هایی هستند که روزگاری طرفداران بی‌شماری داشتند؛ اتفاقی که متأسفانه در مورد 2 مجموعه نوروزی دیگر و بازیگران اصلی آن یعنی مجموعه موج و صخره و علی صادقی و مجموعه بچه‌ها نگاه می‌کنند و آتیلا پسیانی و سیامک صفری هم رخ داد و آنها تنها سایه‌ای از کاراکترهای موفق پیشین خود را به نمایش گذاشتند تا معلوم شود که تلویزیون از چه برنامه‌ریزی دقیق و چه نظارت کیفی سختگیرانه‌ای برای مجموعه‌های مناسبتی خود بهره می‌برد و کاهش اقبال بینندگان آثار نمایشی این رسانه دست‌کم به عملکرد دست‌اندرکاران حوزه مجموعه‌سازی‌ آن ارتباطی ندارد و باید ریشه آن را در حوزه‌های دیگری جست‌وجو کرد.


منبع : همشهری‌آنلاین




نوع مطلب : مهران غفوریان، سعید آقاخانی، 
برچسب ها : راه دررو، مرجان گلچین، احمد پورمخبر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 26 فروردین 1390
رضا طهماسب




نگاهی به سه کمدی روی پرده


كمدی‌هایی كه در حال حاضر روی پرده سینماها هستند (به استثناء «سن‌پطرزبورگ» كه كمدی تماشایی و ارزشمندی است) در زمره همان كمدی‌های یك‌بار مصرف و حتی بی‌مصرف سال‌های اخیر قرار می‌گیرند كه ظاهرا رفته‌رفته از میزان محبوبیت‌شان كاسته می‌شود و باید منتظر آغاز دوره جدیدی در سینما باشیم. حالا دیگر عموم تماشاگران از تماشای این كمدی‌های بد و بی‌مایه به ستوه آمده‌اند و از ستارگان این ژانر ناامید و حتی روگردان شده‌اند. موفقیت و استقبال از «سن‌پطرزبورگ» كه كمدین ستاره‌ای ندارد، تاحدی نشان از همین تغییر ذائقه دارد (یا لااقل ما دل‌مان را به این خوش كرده‌ایم). «بعدازظهر سگیِ سگی» به مراتب بهتر از «هر چی خدا بخواد» است و «هر چی ...» بهتر از «دردسر بزرگ». البته توجه داشته باشید كه در این‌جا بین بد و بدتر انتخاب می‌كنیم و این فیلم‌ها در مجموع حرفی برای گفتن ندارند.
- موضوع تاسف‌برانگیز درباره «بعدازظهر سگی سگی» این است كه مصطفی كیایی به عنوان كارگردان در بخش‌هایی از فیلم نشان می‌دهد كه قادر به خلق موقعیت‌های كمیك و شوخی‌های سالم است؛ از جمله مجموعه شوخی‌های پلیسی فیلم كه «درخواست هلی‌كوپتر» و شوخی‌های مكمل آن مانند «زخم روی سر كاراگاه سلامت» از بهترین نمونه‌هایش است. خلاقیت‌هایی هم در گوشه و كنار فیلم به چشم می‌خورد مانند پایان‌بندی خوبش كه سرنوشت شخصیت‌های داستان را مشخص می‌كند یا طراحی شخصیتی نظیر رئیس كارخانه خودروسازی است كه فیلم‌ساز به‌واسطه آن انتقادهای تند و تیز و البته به جایی را مطرح می‌كند. اما «بعدازظهر سگی سگی» در مجموع ضعف‌های بسیاری دارد كه داستان، پرداخت و اجرای عمده فصل‌های فیلم و تن دادن به لودگی از مهم‌ترین آن‌هاست. فیلم با مجموعه شوخی‌هایی آغاز می‌شود كه مناسب هر گروه سنی نیست و واقعا نمی‌توان خانوادگی به تماشای آن نشست. دیالوگ‌های زن و شوهر فیلم و آنچه در فصل افتتاحیه بین‌شان می‌گذرد بیش از آن‌كه نشان از خلاقیت یك كمدی‌ساز داشته باشد دلیل و گواهی بر ضعف اوست.
- «هر چی خدا بخواهد» نسخه دست‌چندمی از كمدی سرگرم‌كننده «پسر آدم دختر حوا» است (رامبد جوان) كه خود داستان و موقعیتی تكراری داشت و صرفا به‌واسطه توانایی‌های رامبد جوان در ژانر كمدی بدل به فیلم قابل قبولی شده بود. «هر چی خدا بخواهد» با یك عنوان‌بندی كارتونی مشابه عنوان‌بندی «پسر آدم دختر حوا» آغاز می‌شود. دوباره پسر و دختر جوانی رودرروی هم قرار می‌گیرند و رابطه و علاقه‌ای با دعوا و لجبازی آغاز می‌شود. دوباره همان حامد كمیلی نقش پسر جوان را بازی می‌كند و خوشبختانه ترانه علیدوستی جایگزین مهناز افشار شده تا تغییری صورت گرفته باشد. دوباره همان كیف‌های یك‌رنگ و یك‌جور، همان شكلك‌ها و حتی همان دیالوگ‌ها را می‌توان شنید؛ جایی كه كمیلی در قایق می‌گوید «من هم گواهینامه بین‌المللی غواصی دارم»‌ كه ما را به یاد چشم و همچشمی او و افشار و دیالوگ «وكیل رسمی دادگستری» می‌اندازد. در نیمی از صحنه‌های «هر چی خدا بخواهد» تعداد زیادی بازیگر حضور دارد ولی كنش و دیالوگی برای‌شان پیش‌بینی نشده است. ارژنگ امیرفضلی و بهنوش بختیاری هم در قالب دو نقش جدی وارد صحنه می‌شوند ولی تماشاگر هر لحظه منتظر است تا كار یا دیالوگ خنده‌داری از آن‌ها ببیند. حضور بازیگر مستعدی مانند حامد كمیلی در این فیلم و «دردسر بزرگ» جای تعجب دارد و حضور ترانه علیدوستی در این فیلم باوركردنی نیست. او بازیگری است كه به خاطر بازی‌های خوبش تحسین همگان را برانگیخت. بازیگران خوب سینمای ما باید بدانند كه حضور در چنین فیلم‌هایی واقعا بدون توجیه است، مخصوصاً اگر ادامه یابد.
- سینمای ما كمدی موزیكال كم داشت كه به خواست خدا و به همت تهیه‌كنندگان مردم‌دوست و نام آشنای «دردسر بزرگ» ساخته شد. فیلم با ترانه «حمومی آی حمومی» آغاز می‌شود و با یكی از ترانه‌های مجلسی آشنای عوام به اتمام می‌رسد. البته تماشاگران محترم (كه تعدادشان از فروش فیلم پیداست) می‌توانند از ترانه «سوسن خانم» بر روی عنوان‌بندی پایانی فیلم هم لذت ببرند! درباره «دردسربزرگ» واقعاً چیز دیگری نمی‌شود گفت و نوشت... و تمام.
رضا حسینی




نوع مطلب : رضا عطاران، سعید آقاخانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 12 آبان 1389
رضا طهماسب


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات