سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

روز شمار باغ مظفر

 

مهر، از اون موقع که اسم کار مدیری قهوه قجری بود.

 

در سایت بابک برزویه نوشته شده:قهوه قجری کار جدید مهران مدیری که تا سی روز دیگه احتمالا شروع میشه در قالب سریال 45 قسمتی البته ممکنه اسمش هم تغییر کنه.

 

برزویه در سایتش عکس هم مربوط به این تاریخ گذاشته که فکر می کنم مربوط به گریم عوامل باشه
 
 
 
 
-->بعد می رسیم به تاریخ سوم آبان.بابک برزویه در سایتش نوشته :
 
 
کار جدید مهران مدیری کلید خورد.
 
 جلسه توجیهی عوامل
 
 
 
 
 
-->۶ آبان
 
نکات دیگه اینکه:
 
جواد رضویان از قسمت 7 وارد مجموعه می شه.
 
 
 
 
 
 -->۸ آبان
 
 
... و دوباره تکذیب.اما فکر می کنم از چهارشنبه یه کارایی رو شروع کرده باشن.مثلا ساخت تیتراژ یا از این چیزا...آخه نمیشه که بگیم خبرگزاری فارس و تعداد زیادی از روزنامه ها و هفته نامه هایی که خبر کلید زدن کار رو از چهارشنبه اعلام کردن دچار توهم شدن.اما جمله آخر این خبر جالبه:"تا زمانی كه 30 قسمت از این سریال نوشته نشده باشد تصویربرداری آن آغاز خواهد شد " اگه این جمله اشتباه خبرگزاری نباشه یعنی قبل از نوشته شدن سی قسمت تصویر برداری آغاز میشه .از جایی شنیدم که دیروز یعنی هفتم آبان کلید خورده!اما با توجه به حرفایی که تخشید گفته و چیزایی که خودم شنیدم زمان پخشش گویا زیاد نزدیک نیست.البته زمان پخشش هم زیاد مهم نیست.فقط این مهمه که مدیری مثل همیشه کار خوب و موفقی نمایش بده.
 
 
 
 مهر--> 
"جواد رضویان"  در گفت و گو با خبرنگار ادب و هنر "آنا" گفت: قراردادم را برای حضوردرکارجدید"مهران مدیری" بسته ام اما این کار مدتی است که مدام به تعویق می افتد و من نیز منتظر هستم تا برای حضور در سریال خبرم کنند.‏
 
وی گفت: نمی دانم که در "عصر قجر" دقیقا چه نقشی را قرار است بازی کنم.‏وی ادامه داد: در کار "مدیری" روال به این صورت است که ما بدون این که فیلمنامه کاملی را خوانده باشیم، سرصحنه می رویم و به ایفای نقش می پردازیم. البته در "عصر قجر"، بازیگران در گذشته با هم همکاری داشته اند و به این دلیل، نسبت به یکدیگر، از شناخت و هماهنگی برخوردار هستند.‏
 
به گفته "رضویان"، مهران مدیری، سیامک انصاری، شقایق دهقان، سحر جعفری جوزانی، نادر سلیمانی، محمدرضا هدایتی، نصرالله رادش، فلامک جنیدی و سعید پیردوست در "عصر قجر" به ایفای نقش می پردازند.‏‎ ‎
 
 
۵ آبان-->مهران مدیری با «برره‌ای‌ها» تصویر‌برداری مجموعه جدید خود را آغاز كرد
 
خبرگزاری فارس: مهران مدیری با «برره‌ای‌ها» ،تصویر‌برداری مجموعه طنز تلویزیونی جدید خود را آغاز كرد.
 
به گزارش خبرنگار فارس،این مجموعه كه هنوز نامی برای آن انتخاب نشده است از روز چهارشنبه تصویربرداری خود را آغاز كرد.تیم بازیگران این مجموعه طنز اغلب از بازیگران مجموعه پرمخاطب شب‌های برره سال گذشته انتخاب شدند.اگر چه «رضا شفیعی جم»،«بهنوش بختیاری» از بازیگران اصلی «شب‌های برره» در مجموعه جدید مهران مدیری حضور ندارند.اما «نصرالله رادش» و نادر سلیمانی»،«سحرجعفری جوزانی» به همراه «جواد رضویان» به بازیگران مجموعه جدید مهران مدیری پیوسته‌اند.
 
اگرچه بسیاری از بازیگران اصلی مجموعه شب‌هایی برره از جمله مهران مدیری، محمدرضا هدایتی، سیامك انصاری، سید هادی كاظمی،سحرجعفری جوزانی،شقایق دهقان،علی لك پوریان،سعید پیردوست،ساعد باقری در این پروژه حضور دارند،اما فضا و داستان این مجموعه تفاوت بسیار زیادی با مجوعه «شب‌های برره» خواهد داشت.
 
این مجموعه قرار بود پس از عید فطر از شبكه سوم سیما روی آنتن برود،اما با تاخیر فیلمرداری آن آغاز شد.شنیده می‌شود برخی از مشكلات بین گروه تولید و شبكه، همچنین طولانی شدن پیش تولید و نگارش این مجموعه از عوامل دیگر این تاخیر بوده اند. 
 
 
7 آبان-->مدیر گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیما :
 
تصویربرداری مجموعه تلویزیونی مهران مدیری آغاز نشده است
 
تهران- خبرگزاری كار ایران
 
مدیر گروه فیلم و سریال شبكه سوم سیما آغاز تصویربرداری مجموعه تلویزیونی مهران مدیری را تكذیب كرد .
 
"محمود تخشید" در گفت و گو با خبرنگار گروه فرهنگ و هنر ایلنا , در رابطه با وضعیت تصویربرداری مجموعه 90 شبی طنز مهران مدیری افزود‌‏: تا كنون متن 6 قسمت از این مجموعه تلویزیونی به نگارش در آمده است و تا زمانی كه 30 قسمت از این سریال نوشته نشده باشد تصویربرداری آن آغاز خواهد شد.
 
 
 
همشهری جوان
 
خبرهای اختصاصی! از پروژه مدیری
 
ماست و نوشابه زرد
 

بالاخره كار جدید مهران مدیری در یك خانه باغ قدیمی در محلة قلهك خیابان ی ، انتهای كوچه ك.ن كلید خورد و فیلم برداری آن شروع شد. در بازمانده های قاجار كه هر لحظه، اسمش عوض می شود - الان به اش می گویند عصر قجر - مهران مدیری، رئیس خانواده و خان قدیمی است و سیامك انصاری پسرش و نصرالله رادش نوكر او هستند. اعضای این خانواده، مدتی فریز شده اند و حالا به زندگی برگشته اند و با آدم های الان برخورد می كنند. ایدة اولیه، 45 قسمتی است، ولی دست آقا مهران به كم نمی رود. از الان خودتان را برای 90تایی ببندید. اما همان طور كه می دانید، همشهری جوان اطلاعات ناب و تكان دهنده ای را رو می  كند و ما مثل همیشه از جیك و پوك پروژة جدید مهران مدیری مطلع هستیم. این هم نمونة چند اتفاق كاملا بی اهمیت كه تا لحظة تنظیم خبر به دستمان رسیده: این باغ برای یك سال، اجاره شده است. گروه دكورسازی روی بالكن خانة قدیمی دارند با چوب و چكش كار می كنند. در ورودی باغ، یك 206 نقره ای، ماكسیما و پرادو پارك شده. دست یكی از عوامل، ماست و نوشابه است (رنگ نوشابه، زرد است). روی چمن های باغ، چند تا صندلی پلاستیكی قرمز و سفید وجود دارد. مهران مدیری هر از چند گاهی روی آن ها می نشیند و با عوامل حرف می زند. زیر سایبان كنار استخر، چند نفر دارند متن هایشان را تمرین می كنند. یك خانم با روسری نارنجی از در باغ كه در جنوب باغ است، به سمت خانة قدیمی با معماری قاجار كه در شمال باغ است، حركت می كند. كف كردید، این تازه اول ماجراست، اگر پا بدهد هر هفته همین جا، دل و اندرون پروژة مدیری را می ریزیم روی دایره تا چیز پنهانی ای باقی نماند و ما هم به رسالت روشنگری مان ادامه بدهیم! (بابا شوخی كردیم،همین یك دفعه را هم فقط رو كردیم تا گوشی دستتان بیاید!)
 
 
 
آبان -->سایت بابک برزویه:
 
بالاخره کار جدید مهران اجازه انتشار عکس ها را تحت الحفظ داد
 
 
 
 
 
11 آبان-->روزنامه جام جم:
 
 
...وقتی از مهران مدیری خواستیم از داستان مجموعه تازه اش به ما بگوید ، او به گفتن همین چند جمله اکتفا کرد: «گروه عظیمی آماده شده اند تا برای شما قصه ای تازه بسازند آدمهای عجیب و غریب ولی با شخصیت های تازه.قصه را نمی شود تعریف کرد ، قصه را باید ساخت...»
 
 
 
11 آبان-->روزنامه بانی فیلم:
 
الیكا عبدالرزاقی اضافه شد
 
پیش‌تولید مجموعه مدیری به پایان رسید
 
به گزارش <بانی‌فیلم>، با پایان پیش‌تولید مجموعه جدید مهران مدیری وطی مراحل هماهنگی با مسؤولان شبكه سوم سیما، تولید این پروژه بزودی آغاز می‌شود.این مجموعه كه توسط مجید و حمید آقا گلیان تهیه‌ می‌شود،‌ مانند سایر كارهای مدیری مضمونی طنز دارد.
 
الیكا عبدالرزاقی تازه‌ترین بازیگری است كه به گروه بازیگران مجموعه مدیری پیوسته است.
 
لوكیشن‌های این مجموعه درمنطقه یخچال تهران قرار دارد.
 
 
 
 ۱۹ آبان-->
 
سریال طنز 45 قسمتی مدیری آذر ماه پخش خواهد شد
 
 
خبرگزاری فارس: سریال طنز 45 قسمتی شبكه 3 به كارگردانی مهران مدیری كلید خورده تا برای پخش در آذر ماه آماده شود.
 
 
به گزارش خبرنگار فارس، پخش این مجموعه 45 قسمتی كه نام آن هنور مشخص نشده است، پس از نگارش 30 قسمت و تصویربرداری 20 قسمت‌ آغاز خواهد شد.
 
 بر این اساس دست‌اندركاران این سریال هم‌اكنون درحال تمرین و آمادگی برای تولید هستند. پیش‌بینی می‌شود این مجموعه طنز برای پخش درماه آْذر آماده شود.
 
 نویسندگی این مجموعه طنز به سرپرستی پیمان قاسم خانی و تنظیم كننندگی آن مجموعه به عهده مجید و حمید آقا گلیان می‌باشد.
 
 بازیگران این سریال عبارتند از: مهران مدیری، سیامك انصاری، رضا شفیعی جم، محمدرضا هدایتی، هادی كاظمی، سعید پیردوست، ساعد هدایتی، علی لك‌پوریان، نصرالله رادش، نادر سلیمانی،شقایق دهقان، سحر جعفری جوزانی، شایان احدی‌فر، و جواد عزتی.
 
 
 


 





نوع مطلب : مهران مدیری، پیمان قاسم خانی، سیامك انصاری، محمدرضا هدایتی، امیرمهدی ژوله، مهراب قاسم خانی، خشایار الوند، شقایق دهقان، علیرضا ناظرفصیحی، 
برچسب ها : باغ مظفر، جواد عزتی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 26 اسفند 1386
محمد اسکندری

اگر از باغ مظفر ننویسیم و این مجموعه به پایان رسد ، فرصت بیان دیدگاهمان را نسبت به یکی از آثار خوب مهران مدیری از دست داده ایم... نگاهی کلی و گذرا به برنامه ای که از همان روزهای پیش تولید با حاشیه های بسیار شروع شد و اکنون در جریانی آرام و بی هیاهو جای خود را در بین مخاطبانش پیدا کرده است:

» باغ مظفر و آغاز:
دیگر کمتر کسی است که نخوانده و نشنیده باشد که طرح باغ مظفر در روزهای پیش تولید به علت برخی مسائل و مشکلات و محدودیتها از شاهزاده های قاجار به شکل کنونی تغییر پیدا کرد...بسیاری بر این گمان بودند که این تغییر ناگهانی در هفته های آخر مانده به پخش قطعا به ساختار و برنامه ریزی های کارگردان و نویسندگانش لطمه ای جبران ناپذیر وارد خواهد کرد و دیگر نمیتوان به خلق اثری متفاوت امیدوار بود... اما باغ مظفر که اینبار طراح اصلی آن خود مهران مدیری بود با تغییر شکلی و نه محتوایی داستان و شخصیتها ، کلید خورد و با ضبط ده قسمت از مجموعه بار دیگر مدیری به روال دیگر آثارش،به بازتاب عکس العمل مخاطباش نشست... و باغ مظفر آغاز شد با رگه هایی از تفاوت ها و نوع آوری ها ...

» باغ مظفر و شخصیتها:
یکی از دوستان اهل قلم در مورد شخصیهای باغ مظفر میگفت: "یک نفر از این بازیگرانی که مدیری با این نوع از کاراکتر و بازی در برنامه اش گنجانده است خود به تنهایی برای به دوش کشیدن بار طنز یک مجموعه تلویزیونی کفایت میکند!...." هر چقدر که باغ مظفر به روزهای اوج خود نزدیک تر میشود و شخصیتها بیشتر خودشان را پیدا میکنند به نظر این دوست بیشتر ایمان می آورم...
 نصرا... رادش در تیپ متفاوت و غیرقابل پیش بینی حیف نان ، محمد رضا هدایتی در نقشی باز هم متفاوت و دوست داشتنی منصور ، کامران با بازی روان و مانوس سیامک انصاری ، سحر جعفری جوزانی و شقایق دهقان با حضوری محکم و خردمندانه در داستان و بالاخره شخصیت جالب و گیرای خان مظفر با بازی مهران مدیری... و در این چند قسمت اخیر رضا شفیعی جم و استعداد شگرف او در تیپ سازی... تمام اینها را اگر کنار هم بچینیم خواهیم دید که مهران مدیری برای هر چه پُربارتر کردن فضای طنز باغ مظفر بهترین ها را با ساختار شخصیتی قوی و بجا و بخردانه جلوی دوربین برده است....شخصیتهایی که به جرات میتوان گفت بارزترین وجه موفقیتشان "متفاوت" بودنشان است... تا راوی بتواند به سبک همیشه وفادار مدیری(فاصله گذاری و ارتباط مستقیم با بینندگان) داستانی از باغ مظفرِ طناّزان را برایمان روایت کند...

» باغ مظفر و درون مایه های ساختاری:
مهران مدیری در جدیدترین مجموعه اش همچون دیگر آثارش از تلفیق کمدی موقعیت و کلامی بهره برده است که در باغ مظفر پُررنگ تر از سایر برنامه هایش از هر دوی اینها در راستای هم و تقریبا به یک نسبت سود جسته است...جمع نویسنگان نام آشنای مجموعه های روتین او و پختگی و تجربه اندوزی نویسندگانش در این مدت (به خصوص امیر مهدی ژوله و خشایار الوند) و همگونی و همسویی آنان با ایده ها و نقطه نظرات کارگردان ، یکی دیگر از عوامل موفقیت باغ مظفر است... فاصله گرفتن از بداهه پردازی و وفادار بودن به متن و از طرفی آزاد گذشتن بازیگر در ارائه بازی مقبول ، یکی از شگردهای مدیری در طنزپردازی است...مدیری با وسواسی که در تولید و ضبط این مجموعه به کار گرفت ، درون مایه های ساختاری داستان را قوت بخشید ، به شکلی که هیچ کدام از سکانسهای باغ مظفر برای بیننده یکنواخت و تکراری نشود، حفظ تنوع و ریتم تند در این مجموعه باعث میشود بیننده گذشت زمان را احساس نکند و با هر هر کدام از شخصیتها ، مکانها و اتفاقات ارتباط تازه ای برقرار کند... لوکیشن خانه ی مظفر خان و منصور خان ، لوکیشن اداره و اتاقهای مجزای خانه و فضای زیبای باغ و همچنین دقت در انتخاب لباسهای بازیگران و نوع گریم آنها ، همه و همه نوید تصویر تازه و متنوعی  را از زمان و مکان و شخصیتها و از دید دوربین مجموعه به مخاطبانش میدهد و بیننده را در هر نما  به تعقیب هر لحظه از داستان سوق میدهد...

» باغ مظفر و شتاب زدگی؟
 با اینکه روز پخش شدن برنامهای روتین آن هم از نوع طنز به نزدیک شدن سلیقه مخاطبان و اعمال نظر در اینگونه برنامه ها ، به خصوص اگر برنامه ی مهران مدیری باشد تاثیر بسزایی دارد ، اما باغ مظفر از آن دست آثار مهران مدیری است که حقیقتا حیفمان می آید که همچون سایر مجموعه های روتین او دستخوش شتابزدگی و لطمات روزپخشی گردد...دقت نظر و وسواسی که کارگردان این مجموعه در قسمتهای نخستین ضبط برنامه و شروع باغ مظفر به رخ همگان کشید، از چیدمان دکورها و لوکیشن به شیوه ای سنتی و زیبا تا شکل گیری متفاوت و قوی شخصیتها ، قطعا پشتوانه ی ادامه این مسیر بوده است... اما باید دید اکنون که مدتی از روز پخش شدن این سریال میگذرد ادامه این جریان در این وسواس نظر و عملکردِ تا به امروز قابل قبول این گروه، تاثیر خواهد گذاشت یا خیر...
هر چند پیوستن گویا خارج از برنامه ی بهنوش بختیاری و نقش دوگانه و اغراق آمیز آن به مجموعه و کسالت مهران مدیری و کمرنگ شدن شخصیتهای محبوب و متنهای خالی از شوخی در چند قسمت از باغ مظفر ، و افت و خیز متنهای نویسندگان که گاهی بسیار قوی و جذاب نوشته میشد و قسمت بعد به یکباره افت میکرد ، این مجموعه را به سمت سراشیبی و رکودی ناخوشایند نسبت به قسمتهای اولیه پیش میبرد ، اما مهران مدیری باز هم  با تیز هوشی همیشه به موقع و آگاهانه ، با ورود رضا شفیعی جم و طراحی و چیدمان قسمتهای مربوط به به این تیپ، باغ مظفر را باز هم به روزهای اوج نزدیک کرد....
هر چند هنوز قسمتهایی از داستان(مثل پرداخت دقیق و قوی تر به اینکه چه کسی در پشت پرده فروش باغ مظفر است) و بسیاری از سکانسها که بیننده احساس میکند جای کار بیشتری برای شوخی و طنز دارد ، یکباره رها میشود و در اینجاست که میتوان این شتاب زدگی را احساس کرد  و افسوس خورد که اگر فرصت بود میتوانست حتی بهتر از این باشد... چرا که مهران مدیری بارها ثابت کرده است که با فرصت بیشتر میتواند حتی از سوژه ها و متنهای خالی از شوخی ، پرداختی طنز آمیز ، هنرمندانه و دیدنی صورت دهد و دلمان میخواست او زمان بیشتری برای ساخت داشته باشد چرا که توانائی و خلاقیتش را در ارائه برنامه ای بی نقص به اثبات رسانده است و باز هم افسوس اگر این زمان باز هم از کف او برود و چنین نشود...

» باغ مظفر و تبلیغات:
تبلیغات باغ مظفر را میتوان به دو نوع تقسیم کرد؛ تبلیغات عمومی و دولتی برای آگاه سازی مردم و تبلیغات خصوصی و یا کارخانه ای...در نوع اول برنامه در رابطه با مصرف بهینه گاز و صرفه جوئی منابع نفتی کشور و یا در رابطه با مصرف ماهی و فواید آن به بیننده آگاهی میدهد و در نوع دوم اغلب کالای شرکتی و کارخانه ای برای مصرف و شناسایی به بیننده معرفی میشود... باغ مظفر تا به امروز توانسته است این تبلیغات را با حفظ طنز ساختاری برنامه، درون برنامه بگنجاند که نسبتا در این امر موفق هم بوده است.... به شکلی که تا حد مقدور از فضای داستان و جوّ آن بر بیننده جدا نشود...هر چند بسیاری از منتقدان و حتی مخاطبان به این شیوه تبلیغ در باغ مظفر معترض بودند و معتقد بودند که اینگونه تبلیغات باعث کاسته شدن ارزش هنری اینگونه آثار میشود و از طرفی به مخاطبین برنامه توهین میشود....
آنچه واضح است آن است که نه درایران و نه در هیچ کجای دنیا تبلیغات کالاهای مصرفی توسط هنرمندان حالا از هر نوع و شکل ، محبوبیت یک هنرمند و اثرش را به زیر سوال نبرده است....در مورد برنامه باغ مظفر نیز مانند بسیاری از برنامه های تلویزیونی ، بسیاری از این تصمیم گیریها به مدیریت شبکه و تهیه کننده مجموعه برمیگردد و مهران مدیری در نهایت به خاطر برنامه و به خاطر "خود مردم" و بینندگانش با این اجرای این تصمیمات در برنامه اش موافقت میکند،اما چرا میگویم به خاطر بینندگانش؟ چرا که ساخت یک برنامه روتین با بازیگران شاخص طنز و در فضایی که مورد توجه مخاطب باشه و گردآوری بهترین عواملی که بتوانند روز و شب کار کنند تا ما هر شب چهل و پنج دقیقه بخندیم، از اجاره مکان و وسایل و لوکیشن گرفته تا دستمزد صدها نفر و.... بسیار هزینه بر است.
 و مدیری به سراغ تهیه کنندگانی میرود که توانایی آن را داشته باشند، امکاناتی را برایش فراهم کنند تا بتواند مخاطبش را راضی نگاه دارد ، چون بارها و بارها گفته  که به شعور و نگاه سخت گیر بیننده برنامه اش سخت احترام میگذارد... و در عوض تهیه کنندگان برای اینکه بتوانند این خواسته ها را به نحو احسنت و اکمل فراهم کنند باید با شبکه برای تامین قسمتی از این مخارج به وسیله تبیلغات وارد مذاکره شوند.
 حال آیا  اگر قرار بود برنامه مدیری در خانه یا اتاقی با یک لوکیشن محدود هر شب ضبط و برای ما پخش شود و خبری از آن فضا و لوکیشنهای متعدد و دکورها و چیدمان رنگارنگ نبود، هیچ کس رغبت میکرد بیشتر از چند قسمت از برنامه را تماشا کند؟؟  به خصوص در این نوع برنامه ها که بیننده اگر تنوع و رنگ و فضا در برنامه نباشد خیلی زود ازدنبال کردن آن دلزده و خسته میشود...یا اینکه حالا که نظاره گر باغ مظفری است با زیباترین جلوه و سلیقه های بصری به اضافه تایم کوتاهی از تبلیغات؟؟ مسلما بیننده باغ مظفر را می پسندد.... و آمار شبکه از مخاطبان این برنامه تا به امروز بهترین تائید برای این مدعاست.
اما این را هم نباید از نظر دور داشت که برای استفاده اینگونه تبلیغات در برنامه ی طنز و هر شبی بسیار باید با دقت نظر و وسواس عمل کرد و تا حد امکان از طولانی شدن سکانسهایی که سنخیتی با موضوع و سیر داستان ندارند پرهیز کرد و دلزدگی بیننده ای را که با کار مشکل هر روز و هر شب و همزمانی ضبط و پخش ، به برنامه جلب میشود ،  فراهم نکرد...

» سخن کوتاه آنکه...
باغ مظفر مهران مدیری باز هم توانسته است با فضا و شخصیتهایی ملموس ، دوست داشتنی ، و جذاب جایگاه خود را بین مردم و صاحب نظران به خوبی پیدا کند و این میتواند باغ مظفر را هم مانند بسیاری از آثار  او در اذهان آنانی که مهران مدیری را یکّه تاز عرصه طنز تلویزیونی میدانند و میشناسند ماندگار و تثبیت کند...
آلفرد هیچکاک کارگردان بنام سینما در مصاحبه ای تلویزیونی به بییندگان و دوستداران آثارش گفت که بزرگترین دلهره و نگرانی که در زمان پخش فیلمش لحظه ای او را همچون کابوسی رها نمیکند این است که بیننده اش از دنبال کردن بقیه داستانی که او به عنوان کارگردان روایت گر آن است منصرف شود... به همین خاطر در تمام عمر کاری و هنری اش سعی کرده هر لحظه و دقیقه از اثرش بیننده را تا به انتها به دنبال خود بکشد و "او" تماشگرش را رها نکند!....
مهران مدیری گویا تنها کارگردان طنزی است که مخاطبینش را رها نمیکند و بیننده اش را شبهای متوالی و پی در پی با اشتیاق به دنبال خود میکشد...
 شاید مهران مدیری ما هم به خاطر همین دلهره و نگرانی "مهران مدیری" شده است....



نوع مطلب : سروش صحت، مهران مدیری، پیمان قاسم خانی، سیامك انصاری، محمدرضا هدایتی، امیرمهدی ژوله، مهراب قاسم خانی، خشایار الوند، علیرضا ناظرفصیحی، شقایق دهقان، 
برچسب ها : باغ مظفر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 24 دی 1386
محمد اسکندری

این گفتگو برای اوایل پخش باغ مظفره،

 

ایده «باغ مظفر» از کجا و چگونه شکل گرفت؟

 

قاسم خانی؛ «باغ مظفر» براساس طرحی از مهران مدیری شکل گرفت. قرار بود ماجرا مربوط به چندتن از نوادگان قاجار باشد به دلایلی طرح عوض شد و تبدیل به داستانی درباره تعدادی از خان های تهران شد و به شیوه معمول کار را شروع کردیم.

 

 

به نظرت چه تفاوتی با کارهای دیگرتان دارد؟

 

قاسم خانی؛ تنها تفاوتش در این است که فعلاً داریم به صورت سریالی جلو می رویم و داستان ها به هم مربوط است.

 

 

چی شد تصمیم گرفتید به صورت داستان های دنباله دار و سریالی بنویسید؟

 

امیرمهدی ژوله؛ تحت تاثیر نرگس (به شوخی).

 

قاسم خانی؛ راستش قبل از اینکه «باغ مظفر» را شروع کنیم، مهران مدیری علاقه مند به داستان های دنباله دار بود.

 

 

کارتان را سخت تر نمی کرد؟

 

قاسم خانی؛ حقیقتش نمی شود با این سرعت نوشتن به صورت سریالی پیش رفت. باید طرح داستان را آماده داشته باشیم، شخصیت ها را تعریف کنیم، سریالی نوشتن با این شیوه سرعتی و با چندتا نویسنده، جور درنمی آید.

 

منتها الان داریم جلو می رویم ببینیم چه می شود. تا الان البته الان داستان ها خیلی اساسی به هم ربط دارند ولی از این به بعد داستان ها به نوعی به صورت مستقل خواهند بود، اما ارتباط درونی شان را حفظ خواهند کرد. دیگر مانند «پاورچین» و «شب های برره» نخواهد بود که داستان ها کاملاً مستقل باشند. در آن دو مجموعه هر روز با فضا و داستان دیگری روبه رو بودیم. در «باغ مظفر» داریم سعی می کنیم هر 45 قسمت به صورت داستانی و دنباله دار باشد.

 

 

با این اوصاف با شیوه گروهی نوشتن دچار محدودیت نمی شوید؟

 

قاسم خانی؛ چرا، کارمان سخت می شود، بچه ها که دارند می نویسند، غر می زنند و از من می خواهند که داستان ها مستقل شود تا بتوانند روی طرح های خودشان کار کنند. تا این جای کار در برابر این خواسته مقاومت کرده ام.

 

 

تا قسمت چندم؟

 

قاسم خانی؛ چهاردهم.

 

 

فکر می کنید جواب بهتری بدهد؟

 

قاسم خانی؛ اتفاقاً به نظرم روش جالبی است که تماشاگر را تا روز بعد منتظر نگه داشت. حالا باید دید چه می شود.

 

 

آیا حضور پررنگ و مستمر راوی به عنوان تمهیدی برای متصل کردن داستان ها به هم نیست؟ راستش احساس می کنم راوی برخی جاها دارد کاری را انجام می دهد که گویی داستان ها از عهده آن بر نیامده اند و به عبارتی حضور راوی تلاشی است برای ایجاد همان نخ تسبیح معروف.

 

قاسم خانی؛ اینطور نیست، در واقع تلاشی در کار نیست. ما از اول برنامه سریالی رفتن را داشتیم و قرار بود راوی حضور داشته باشد. فکر می کنم راوی یکی از جذاب ترین چیزهایی است که داریم. روش فاصله گذاری که مهران مدیری همیشه علاقه مند بوده در کارهایش داشته باشد، آن را داریم با راوی پیاده می کنیم و به نظرم پیشرفته تر و مدرن تر از کارهای قبلی اش است. ضمن اینکه به شیوه داستان گویی نیز کمک می کند. در جاهایی نیز که امکانات زیادی به لحاظ لوکیشن و چیزهای دیگر نداریم، راوی اینها را رد می کند و از رویشان می پرد. بعد از یک مدتی نیز راوی با خودش شوخی می کند و کارهای دیگری می کند که به نظرمان خیلی بامزه است.

 

 

چند قسمت از فیلمبرداری جلوتر هستید؟

 

قاسم خانی؛ فاصله یی که تا فیلمبرداری داریم دو قسمت است، یعنی ما دو قسمت از کار جلو هستیم. داریم تلاش می کنیم که به ما نرسند، همیشه در کارهای قبلی به ما رسیده اند و ما به روز می نوشتیم.

 

 

ولی مثل اینکه محراب قاسم خانی در حال حاضر مشغول نوشتن سکانسی برای امروز است و برای همین در حالی که در اتاق حضور دارد، نمی تواند در بحث شرکت کند.

 

قاسم خانی؛ این چیزی که می بینید فرق می کند و اتفاق دیگری افتاده است. ما دو قسمت جلو هستیم.

 

 

راوی ایده مهران مدیری بود یا سروکله اش از داستان شما پیدا شد؟

 

ژوله؛ ایده محراب بود.

 

قاسم خانی؛ راوی کاربردهایی دارد که در آینده خواهید دید. کاراکتر مورد علاقه همه مان است و استفاده های متفاوتی از آن می کنیم.

 

 

با توجه به فاصله اندک اتاق شما با گروه و حضور مستمرتان در حین کار بازیگران و کارگردان تا چه اندازه در فرآیند نوشتن داستان ها دخالت و حضور دارند؟

 

قاسم خانی؛ این طور نیست که متن همه چیز کار باشد، گاهی اوقات متن از اینجا بیرون می رود، چیزهایی حذف می شود یا از بین می رود. ولی خیلی وقت ها کار از متن جلوتر بوده و مدیری به وسیله جنس بازی ها، کاراکترهایی ساخته که از آنچه در تصور ما بوده، جذاب تر از کار درآمده. در واقع نه همه چیز از اینجا در می آید و نه همه چیز در بیرون از اینجا ساخته می شود. تعاملی است بین دو طرف و کاری است کاملاً گروهی. همانقدر که بازیگران و کارگردان به متن وفادارند، ما هم از آنها ایده می گیریم، سکانس ها را در حین گرفتن می بینیم و می فهمیم که یک کاراکتر جای کار بیشتری دارد و می تواند به جذابیت سریال اضافه کند. این نشان می دهد که کاملاً یک ارتباط دوطرفه است.

 

 

وقتی کارهای مدیری پخش می شود اغلب متفق القول هستند که باید چند قسمت بگذرد تا کار خوب از آب دربیاید. فکر می کنم این اتفاق وقتی صورت می گیرد که بین تیم نویسنده و تیم سازنده و مخاطب تعامل شکل می گیرد و بده بستان ها باعث قوت کار می شود.

 

ژوله؛ این گرفتن و گل کردن کار برای تعاملی نیست که می گویید. فکر می کنم این اتفاق که به حس خود مخاطب برمی گردد که وقتی بعد از چند قسمت کار را می بیند، به شخصیت ها عادت کرده و آنها را می پذیرد. مخاطب به تدریج شخصیت ها را می شناسد و رفتارشان را می داند. دلیل دیگرش هم مربوط به رتوشی است که خودمان انجام می دهیم. بعد از چند قسمت برخی از شوخی ها جواب داده و برخی دیگر نه و ما براین اساس رتوش می کنیم. این اصلاح ها در عین نوشتن صورت می گیرد و هم در بازی بازیگران، کارگردان نیز رتوش های خودش را دارد. این تعامل از اول تا آخر هست و این طور نیست که یک دفعه شکل بگیرد.

 

 

اگر شما به عنوان یک تیم نویسنده هر 45 قسمت را قبل از کلید خوردن سریال و قبل از پخش می نوشتید فکر می کنید این تعامل شکل می گرفت؟

 

ژوله؛ در «باغ مظفر» همین اتفاق می افتد. برای همین در قسمت های اول بیشتر اختصاص به معرفی شخصیت ها و فضاها دارد و کمتر فرصت می شود قصه هایی را بگوییم که به خودی خود بامزه است. در قسمت های اول سعی کرده ایم ارتباط شخصیت ها را مشخص کنیم و برای همین امکان دارد کمتر شاهد اتفاقات کمدی و زیاد بامزه باشید.

 

 

خودتان فکر می کنید «باغ مظفر» تا چه اندازه با کارهای دیگرتان با مدیری فرق دارد؟

 

قاسم خانی؛ من در واقع تفاوت ماهوی در آن نمی بینم. ما سلیقه همدیگر را می شناسیم و جنس کارهای همدیگر را می دانیم. وقتی مدیری به سراغ من می آید، می دانم که فضای مورد علاقه او با فضایی که مثلاً مورد نظر کمال تبریزی است فرق دارد. جنس کار مدیری را می دانیم که یک کار تلویزیونی با فضاهای محدود است و 100 درصد رئال نیست و همیشه رگه هایی از فانتزی در آن است. تفاوت در داستان ها و شخصیت هاست. ما در «شب های برره» و «پاورچین»یک جغرافیای خاصی خلق کرده بودیم، اما در «باغ مظفر» با جغرافیای ملموسی روبه رو هستیم. دوره معاصر است، اغلب آدم هایش را می شناسیم و جنس روابطش را می دانیم.

 

 

یعنی چی که آدم ها را می شناسیم، منظور این است که روابط و آدم ها الگوبرداری شده اند؟

 

ژوله؛ واقعی تر هستند.

 

قاسم خانی؛ به جز خان هایی که برایشان تاریخچه دروغی ساخته ایم و وصلشان کردیم به سلسله یی که وجود نداشته اند، به نظرم این کار به «پاورچین» نزدیک تر می شود تا «شب های برره».

 

 

به نظر می رسد «باغ مظفر» نیز مانند کارهای قبلی چندان براساس طرح از پیش تعیین شده شکل نگرفته و خود شخصیت ها بیشتر از هر چیز دیگر با ارتباط هایشان در روند شکل گیری قسمت ها موثر هستند.

 

قاسم خانی؛ این نوع داستان ها قاعدتاً باید براساس شخصیت ها باشد. یک آپارتمان، یک محله، یک فرودگاه یا یک دفتر روزنامه تعریف می کنند که این مکان هیچ امتیاز خاصی نیست و این شخصیت ها هستند که کار را جذاب می کنند.

 

 

« باغ مظفر» بر چه اساسی شکل گرفت؟

 

قاسم خانی؛ اساس ماجرا بر تضاد بین یک خانواده خیلی غیرعادی، تشریفاتی، خیلی پایبند بر سنت من درآوردی خودشان و یک خانواده که توی باغ این حرف ها نیستند. این خانواده خیلی به اصل و نسب شان اهمیت می دهند و آن خانواده اصل و نسب درست و حسابی ندارند. پسر این خانواده با دختر آن خانواده ازدواج می کند و برخورد این دو خانواده در اصل منبع کمدی ما است. عروسی که به هیچ وجه به این آداب و رسوم محل نمی گذارد، وارد خانه یی می شود که سنت ها در آن حکومت می کنند.

 

 

تیم مهران مدیری را اغلب تعداد بازیگر ثابتی همراهی می کند. می خواهم بپرسم آیا طرح کلی و شخصیت ها نیز بنا بر حضور این بازیگران شکل می گیرد؟

 

قاسم خانی؛ یکسری بازیگر ثابت هستند که از اول می دانیم قرار است با آنها کار کنیم، ولی این طور نیست که همه چیز قطعی باشد. قطعاً براساس داشته هایمان می نویسیم. مثلاً واقعاً اگر جایی برای سیامک انصاری نباشد خود او منتظر نیست که حتماً برایش نقشی باشد و اعتراض نمی کند. کمااینکه در «باغ مظفر» نقشی که مناسب رضا شفیعی جم باشد، نداشتیم و نقش به جواد رضویان می خورد. به هرحال ما بازیگرها را تعویض می کنیم البته یکسری بازیگر هستند که دوست داریم در کارمان باشند و حتی برایشان نقش در نظر می گیریم با این حال این داستان است که همه چیز را تعیین می کند.

 

ژوله؛ اسمش پارتی بازی است.!

 

قاسم خانی؛ دروغ نگوییم براساس این موضوع هم هست.

 

 

شده بازیگری را خیلی دوست داشته باشید و جایی برای او در قصه نداشته باشید؟ چه احساسی ممکن است در این جور مواقع داشته باشید؟

 

قاسم خانی؛ واقعا ً اگر قرار باشد حضور بازیگری به قصه لطمه بزند الزامی به حضور او در کار نداریم.

 

محراب قاسم خانی؛ زن من شقایق دهقان همیشه از دستم شاکی است که چرا قسمت هایی که می نویسیم نقش او در آن زیاد نیست.

 

قاسم خانی؛ مثلاً همه ما بازی سیامک انصاری را خیلی دوست داریم. وقتی آدم چنین ستاره یی را دارد ننوشتن برای او بی ذوقی است. ولی هیچ بازیگری چیزی را هیچ وقت به قصه تحمیل نمی کند.

 

 

برخی از کارگردان های تلویزیونی سریال ساز در مقام مقایسه کارهای مهران مدیری را مثال می زنند و می گویند ما اگر بخواهیم مثل آنها دوربین را ثابت بگذاریم و بازیگران بازی شان را بکنند کارمان سرعت بیشتری خواهد داشت. این کارگردان ها برتری کار خود را در قصه های دنباله دار و شخصیت های از پیش طراحی شده و کندی ریتم کارشان را مربوط به دقت و طراحی زمان برشان می دانند.

 

ژوله؛ همین که ما به سمت سریال داستانی دنباله دار پیش می رویم و قواعد آن را نیز رعایت می کنیم در عین حال مثل قبل کار می کنیم، نشان می دهد که سریالی نیز می توانیم بدان شکل بنویسیم. اگر به سمت سریال هم نمی رفتیم آن کارگردان ها به نوعی آرزویشان بود که بدین صورت کار کنند. این شیوه تخصص می خواهد. همان طور که خیلی از نویسنده ها، نویسندگان خوبی هستند اما تخصص این طور نوشتن را ندارند، برخی از بازیگران خوب نیز تخصص بازی در این نوع کارها را ندارند. واقعاً آن کارگردان ها بیایند از یک سال قبل شروع کنند برای ساختن یک کار طنز 90 شبی. فکر می کنید باز هم از عهده اش برمی آیند. چند نفرند که می توانند این کار را بکنند، حتی رضا عطاران نیز که کار طنز می سازد، 13 یا 20 قسمتی می سازد، قرارداد 90 شبی بست اما فسخ کرد و گفت نمی تواند بسازد. الان فقط مهدی مظلومی است که طنز 90 شبی می سازد و مهران مدیری. واقعاً یک تخصص است که کار هر کس نیست.

 

قاسم خانی؛ لزوماً هم به معنای بهتر یا بدتر نیست. شاید ما هم بلد نباشیم به شیوه آنها سریال بسازیم.

 

ژوله؛ اصلاً برخی از کارگردان های سریال ساز، از کار طنز به عنوان فحش استفاده می کنند.

 

قاسم خانی؛ این دلیل ارزش کار نیست. این کارهای 2 و 3 دوربینه راندمان کارش خیلی بیشتر از دوستانی است که یک دوربینه می گیرند ولی آن اصلاً دنیایش فرق می کند و چیز دیگری است. من قبلاً هم گفته ام که اصلاً به نظرم نمی آید هیچ کجای دنیا کاری با این سرعت بسازند. شرایط درستی نیست. من این را تایید نمی کنم. شخصاً دوست دارم که وقت داشته باشم ولی این کارها زمانی به ما پیشنهاد داده می شود که سه ماه بعد باید برویم روی آنتن، یعنی همیشه باید با سرعت کار کنیم. ما هم دوست داریم وقت بیشتر داشته باشیم. الان اگر این سکانسی که محراب دارد می نویسد وقت بیشتری داشت، مطمئناً بهتر از کار درمی آمد.

 






نوع مطلب : پیمان قاسم خانی، مهران مدیری، مهراب قاسم خانی، 
برچسب ها : باغ مظفر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 24 دی 1386
محمد اسکندری

خداحافظی «مهران مدیری» از باغ مظفر

خبرگزاری فارس: مهران مدیری با پایان مراحل تصویربرداری مجموعه سی دی «گنج مظفر» لوكیشن «باغ مظفر» را ترك كرد.

به گزارش خبرنگاران رادیو و تلویزیون فارس، مجموعه سی دی «گنج مظفر» در حال حاضر مراحل تدوین و مونتاژ خود را توسط «احسان مظفری» با مدیریت «مهران مدیری» سپری می‌كند.

بنا براین گزارش، موسیقی مجموعه «گنج مظفر» با قالبی متفاوت از «گنج مظفر» كه دوباره خوانی یكی از آثار «محمدرضا شجریان» بود، ساخته شده و مجموعه سی دی آن اواسط شهریورماه روانه بازار خواهد شد.

این مجموعه توسط پیمان قاسم‌خانی و گروهش نوشته شده و بازیگران مجموعه باغ مظفر بدون هیچ گونه تغییری در مجموعه «گنج مظفر» حضور دارند.

به گزارش فارس، داستان‌های كار تازه مدیری، با داستان‌های باغ مظفر تفاوت زیادی دارند و به دور از قواعد تلویزیونی تولید شده است.

اتفاقات «گنج مظفر» كه مهران مدیری آن را به دور از شتاب‌زدگی‌ كارهای روتین می‌سازد این بار درباره گنجی است كه خاندان مظفر در پی كشف آن هستند.


CD نهمین جشن سینمایی /  تلوزیونی دنیای تصویر (شب بزرگان) به بازار عرضه شد . در این جشن که سال گذشته برگزار شد مهران مدیری تندیس حافظ بهترین بازیگر طنز را برای شب های برره دریافت نمود . همچنین در این جشن  پیمان قاسمخانی به همراه گروه نویسنده اش تندیس حافظ را برای نویسندگی مجموعه شب های برره دریافت نمودند .

این محصول توسط موسسه رسانه های تصویری منتشر شده و در کلیه فروشگاه های عرضه محصولات فرهنگی به فروش می رسد . برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ۸۸۷۹۵۷۹۳ امور بازرگانی تماس بگیرید.

برای مشاهده نمایندگی های اصلی فروش این محصول در تهران و شهرستان ها  اینجا کلیک کنید .





نوع مطلب : مهران مدیری، 
برچسب ها : باغ مظفر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 26 مرداد 1386
محمد اسکندری

در تاریخ پانزدهم آذر ماه مطلبی با عنوان  «کار جدید آقای مدیری ، همه با هم به درویش خان می خندیم» در وبلاگ دل آواز قرار گرفت، عنوان کنایه آمیز این مطلب همراه با توضیحات تمسخرآمیز نگارنده آن و انتخاب کاریکاتوری بی مضمون در وبلاگی که قاعدتا می بایست در مورد استاد محمدرضا شجریان و علاقمندان او اختصاص می یافت، بازتاب و انعکاس ناخوشایندی را در بازدیدکنندگان این وبلاگ موسیقی ایجاد کرد که با نگاهی گذرا میتوانید جوّ غیر دوستانه ای که در پیرو این مطلب بین دوستداران این دو هنرمند ایجاد شده است را ملاحظه فرمائید... که البته نگارنده محترم در پست بعدی تمامی خوانندگان وبلاگشان را به کج فهمی انتقال منظورشان از نوشتن این مطلب متهم کرده اند. قبل از هر چیز سوال من این است که آیا قریب به اکثر خوانندگانی که مطلب شما را مطالعه کرده اند از قدرت فهم و تحلیل بی بهره بوده اند و تنها شما میدانید و سخت معتقدید چه میگوئید و چرا میگوئید ؟!

اینکه فضایی و صفحه ای داریم برای نوشتن و شاید ابراز وجود ، دلیل بر این نیست که هر آنچه میخواهیم بگوئیم و چون دل نوشته های ماست کسی نباید بر خلاف آنچه در فکر و مخیله ما میگذرد و ما دوست داریم که بگذرد! حرفی و سخنی براند.
شما هر آنچه که بنویسید و آن را در صفحه ای به جز دفتر خاطرات شخصی خود نگارش کنید بدین معنی است که دل نوشته های شما چه بخواهید و چه نخواهید (که البته حتما میخواهید) خوانده میشود و باید پاسخگو باشید.
اینجانب به عنوان یکی از صدها نفری که از وبلاگ ایشان بازدید کرده اند توسط یکی از دوستانم از این مطلب مطلع شدم. و متاسفانه (شاید از دید صاحب وبلاگ دل آواز) از دوستان آقای مدیری بودم و میتوانستم خیلی از مسائل را روشن و حتی به بسیاری از این سوءبرداشتها خاتمه دهم.

به همین دلیل در اولین فرصت خود را مسئول دیده و در این زمینه اقدام کردم و پس از آن برای نویسنده وبلاگ مذکور، ایمیلی را بدین شرح ارسال کردم:

متن کامل پاسخ من:

سلام دوست عزیز.
خیلی به ندرت این اتفاق می افتد که من دست به قلم شوم و برای دوستان وبلاگ نویس میل بزنم.
 ولی در این چند روز اخیر که توسط دوستی و کاملا اتفاقی از وبلاگ شما بازدید کردم و مطلبتان و در پی آن جنجالهای پدید آمده را در خصوص آهنگ تیتراژ برنامه مهران مدیری خواندم،تصمیم گرفتم برای شما که صاحب این وبلاگ موسیقی هستید میل بزنم.
دوست عزیز، من خود از اهالی مطبوعات بودم و میدانم گاهی برخی مسائل و حواشی در مورد هنرمندان (حالا در هر زمینه ی هنری که باشند) میتواند برای بسیاری از مردم و هنر دوستان باعث حساسیت و گاه ایجاد سوء برداشت شود.

شاید اینبار هم برای شما و بازدید کننده های وبلاگتان همین مورد، تبدیل به مسئله ای جنجال برانگیز شده و بدون شک بسیاری از دوستداران استاد شجریان و مهران مدیری در این بین از بسیاری از این سخنها و نظرها رنجیده اند ...

و باز هم این قبیل مسائل بسیار برای دوستدارن هنرمندانی که به اصطلاح خارج از گود هستند اتفاق میافتد...چرا که در بیشتر موارد از همه جا بی خبرند و تنها حسن نیتِ هواداری از هنرمند محبوبشان را در سر دارند...و در این بین است که گاه ناخودآگاه به بیراهه می روند و بسیاری از ارزشها را زیر پا  میگذارند.

 به این خاطر مزاحم شما شدم  چرا که خود را به نوعی مسئول دیدم تا شاید بتوانم بر این ناآگاهی ها و سوءبرداشتهای ناخوشایند حسن ختامی باشم. و این خواهش را از شما دوست فرهیخته دارم که مطلب بنده را در قسمتی از این پست وبلاگتان و پایانی بر آن قرار دهید.

وقتی اختلافهای پیش آمده میان دوستداران این دو هنرمند را در وبلاگ شما خواندم با دوست هنرمندم (مهران مدیری)که چند سالی است از نزدیک شاهد خلق آثارش بوده ام،تماس گرفتم.
ایشان که همیشه و در هر زمینه ای از فعالیتشان از تواضع و فروتنی خاصی برخوردار است،علاقه خود را به صدا و هنر استاد شجریان اعلام داشتند و معتقد بودند که محمد رضا شجریان استاد بی چون و چرای موسیقی اصیل ایرانی هستند... و بعد در کمال صداقت و متانت گفتند که قبل از بازخوانی این تصنیف از استاد شجریان کسب اجازه نمودند و چند و چون اجرای این موسیقی را با ایشان در میان گذاشتند و ایشان که در آن زمان در سفر خارج به سر می بردند و با جناب مدیری تلفنی صحبت کردند از این اقدام این هنرمند محبوبِ میلیونها ایرانی، بسیار استقبال کردند.

که همین مورد میتواند بهترین مدعا برای پایان بخشیدن به این کشمکشهای بیهوده باشد.

آهنگی قدیمی، بازخوانی شده است در برنامه ای که به جرات میتوان گفت پر مخاطب ترین برنامه تلویزیونی است و مهران مدیری که سالهاست با او و اخلاق و منش او آشنایی دارم در راستای این اقدام و به احترام استاد شجریان با ایشان صحبت کرده است و هر دو هنرمند به خوبی و زیبایی نسبت به اینکه این موسیقی میان مردم شنیده شود موافقت کرده اند.

پس قطعا بسیار بی دلیل و بیهوده است اگر بخواهیم بی جهت و از روی ناآگاهی در میان هواداران و دوستداران این دو هنرمند گرانقدر، کینه ورزی و فضایی غیر دوستانه ایجاد کنیم.

دوست عزیز از آنجائی که من خود را مسئول دانستم و با تماس با این هنرمند از ایشان کسب آگاهی کردم و به اطلاع شما رساندم،شما نیز به عنوان صاحب این وبلاگ و نویسنده این مطلب مسئول هستید تا این مطلب را برای پایان بخشیدن به بسیاری از اختلافات و نقلها و حرفها و شایعات و برای اطلاع تمامی بازدیدکنندگان در وبلاگتان قرار دهید.

مطمئن باشید در این صورت نه تنها وظیفه خود را به عنوان دوستدار حقیقی موسیقی ملی ایران بلکه به عنوان کسی که برای هنر و هنرمند، دلسوزانه و بی غرض مینویسد، به کمال به انجام رسانیده اید.

با تقدیم احترام و تشکر.
کامیار.د

درتاریخ 25 آذر ماه یکبار دیگر وبلاگ دل آواز به روز شد البته با بخشی از نامه ارسالی من و باز هم همان دل نوشته ها! و تاکید نویسنده وبلاگ بر اینکه شخصا با هیچ کس و هیچ نظری به جز خودش توافق ندارد.

در این فاصله زمانی بین دو آپدیت که قرار بود ایمیل من در وبلاگ این دوست قرار گیرد این موقعیت فراهم آمد تا با ایشان و نظرات و البته انگیزه شان از این حساسیت عجیب، به تصنیفی که توسط مهران مدیری در برنامه اش خوانده بود، بیشتر آشنا و روشن شوم.

این دوستدار موسیقی اصیل و ملی ایرانی معتقد بودند که اصولا مهران مدیری کاری ناشاسیت و ناپسند را انجام داده است و ترویج موسیقی اصیل بدین شکل صد در صد به مسخره کردن آن انجامیده است چون مهران مدیری طنزپرداز است و قاعدتا نباید در برنامه اش هیچ رنگ و بویی از موسیقی سنتی به گوش برسد حالا چه به صورت تصنیف و چه به صورت موسیقی بدون کلام!و به خصوص اینکه مردم عوام باید از مردم خاص و روشنفکر جدا شوند و چنین موسیقی نباید از رسانه ای که مخاطبش میلیونی و عام هست به گوش رسد چون باعث تمسخر و کم ارزش شدن آن میشود!

پاسخ من به این دوست آن است که:

اینکه گفته بودید مهران مدیری کاری ناشایست و ناپسند را انجام داده!و از اینکه صدای موسیقی سنتی در برنامه ای طنز شنیده میشود گویی آن را به تمسخر کشیده اند!....به نظرم شما قدری بسته فکر میکنید!.

اینکه موسیقی سنتی اصیل ایرانی که همانطور که از نامش پیداست و متعلق به ایران و ایرانی است تنها در میان عده ای خاص شنیده شود که به قول شما قشر روشنفکر و اهل کتاب و مطالعه جامعه باشند ، این موسیقی که متعلق به این مردم است را محجورتر و تنهاتر میکند.

 لااقل شما که حامی آن هستید نباید این اجازه رو بدهید که موسیقی اصیل این مملکت محدود و محبوس شود! مبادا که از ارزشهای آن کم شود! این درست مانند این است که باارزش ترین سرمایه مان را از همه پنهان کنیم چرا که نمیخواهیم گزندی به آن رسد .در این صورت این گنج و سرمایه برای همیشه ناشناخته میماند و مردم همیشه با آن غریبی خواهند کرد.

حالا بحث را محدودتر میکنیم و میرسیم به برنامه مهران مدیری.چرا فکر میکنید شنیدن این موسیقی در این برنامه به منزله تمسخر آن است؟آیا ابیات تغییر کرده اند و به صورت طنز ساخته شده اند ؟ آیا شما از شنیدن آهنگ تیتراژ و یا صدای سه تار و تار میان برنامه به آن میخندید؟؟!
اصلا خندیدن در یک برنامه طنز به ساختارها و درون مایه های داستانی و درونی آن است و نه هر آنچه میبینیم و میشنویم. مردم ما مسلما تشخیص میدهند باید به چه و به کجا بخندند و به چه و چه وقت نخندند و در همان برنامه طنز تفکر کنند، چرا فکر میکنید دیدن یک برنامه طنز به خصوص آثار مهران مدیری صرفا برای تمسخر و خنده است؟ آیا تا به حال نشده از دیدن یک برنامه طنز تفکر کنید و حتی غمگین شوید و اشک در چشم آورید؟ اگر این اتفاق برای شما پیش نیامده آن وقت با جسارت لااقل در مورد آثار مهران مدیری به شما خواهم گفت که گذری و سطحی نگاه کرده اید و قضاوت کرده اید.

چرا هیچ وقت نمیخواهیم باور کنیم که بسیاری از هنرمندان ،تلخی های اجتماع  و زشتی های درون هر یک از ما را میتوانند به شکلی دیگر نشانمان دهند. با طنز با برنامه ای هر شبی حتی به قول شما با یک برنامه عامی و پر مخاطب و مردمی.

چرا هیچ وقت نمیخواهیم بفهمیم که این شکل بیان از تلخی هر چند طنز باشد میتواند با جدی ترین هدف و نیت و درونیانت یک هنرمند ساخته شود؟؟؟
واقعا چرا؟؟!!

اگر شجریان شما که به قول استادانتان یک سر و گردن از همه بالاتر است ،غم و تلخی و احساس خود را با تصنیف و موسیقی و صدای خود به هنردوستانش عرضه میدارد و خود را و دوستدارانش را تخلیه روحی میکند.
هنر مهران مدیری و هواداران او و نوع و جنس ارضا شدن آنها هم ستودنی و شکلی ارزشمند از هنر است.

نمیتوانیم به خاطر این تفاوت ها یکی را بالا ببریم و دیگری را خاطر آنچه که شخصا نمی پسندیم کم ارزش و بی محتوا جلوه بدهیم .

که در این صورت اصلا "هنر" را نفهمیده ایم .

چقدر خوب میشد اگر این فرصتها به آسانی دست میداد که ما قبل از قضاوتها و قبل از آنکه بنویسیم و به ظاهر مطمئن شویم، این هنرمندان که حقیقتا تعدادشان در زمان ما انگشت شمار است ،از نردیک ببینیم و کمی فقط کمی با شخصیت و نوع نگرش آنان آشنا شویم.
آن وقت خیلی از حرفها و خیلی از چیزها فرق میکرد. خیلی زیاد تفاوت میکرد.

مثلا اگر میدانستید مهران مدیری بیشترین وقت آزادش را موسیقی پر میکند و چه آرشیوهای حقیقتا بی نظیری از موسیقی در خانه دارد و یا اینکه چه اطلاعات گسترده ای از موسیقی دارد و اینکه چقدر گوش و روحش با موسیقی مانوس و آشناست .
و بُعدهای شخصیتی دیگر از او و از تنهائی ها و مطالعات وسیعش و... و ...
شاید هیچ وقت او را به چشم هنرمندی کمدی ساز! و با مخاطبان عامی! که میخواهد پا در کفش بزرگان موسیقی کند و به آنها بخندد ، نگاه نمیکردید!!

من فقط در حال حاضر میتوانم متاسف باشم!

امیدوارم با شناخت از روح هنرمند در مورد آثارش به قضاوت بنشینیم.
شاید برای همین است که میگویند ریشه یابی هنر و فهم هنر قبل از آن موشکافی هنرمند و خالقش را میخواهد ...

حالا شما باز هم وبلاگتان را آپدیت کنید و بنویسید با تمام اینها مخالف هستید، بنویسید بعید است استاد شجریان در مورد موضوع به این حد از اهمیت!اینطور ساده و گذرا با هنرمند خوبمان مهران مدیری صحبت کرده باشد و هیچ چیز در مورد بازخوانی این تصنیف بین این دو نباشد!بنویسید نرود میخ آهنی در سنگ ... و ... تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است ...!! بنویسید پیش داوری  +  ذهنیت پیشین قبل از مطالعه دقیق مطلب  =  خلط مبحث !! بنویسید همه ی حرف من این بود که کار جناب مدیری شایسته نبود! ولی باز هم نگوئید چرا؟!! بنویسید هر آنچه مینویسم دل نوشته هایی شخصی است!!ولی پاسخ ندهید چقدرنظرات دیگرانی که این دل نوشته ها را میخوانند برایتان اهمیت دارد!
باشد هر آنچه که دل تنگتان میخواهد بنویسید . وبلاگ شماست و نظرات شخصی شما. ولی انتظار نداشته باشید باور کنیم که چرا باید در وبلاگی که با توجه به نام آن می بایست به موسیقی سنتی و استاد شجریان اختصاص می یافت، به یکباره چنین مغرضانه قلمتان را به سمت مهران مدیری نشانه رفتید! انتظار نداشته باشید باور کنیم که آیا موسیقی سنتی اصیل ایرانی انقدر بی دغدغه و مشکل است که تنها مهران مدیری با انتخاب تصنیفی قدیمی آن را سمت انحطاط و تمسخر و نابودی کشانده است!
طعنه نزنید و هنر هنرمندانمان را به تمسخر نکشید. هیچ کس خودش را گم نکرده و پا در کفش کسی نکرده،هیچ کس از جایگاه خود سوء استفاده نکرده و سرقفلی هیچ هنری را به اسم هیچ هنرمندی نزده اند!
مگر آنکه شما بخواهید اینطور بنویسید و جلوه دهید و به اذهان متبادر کنید!
که در این صورت حقیقتا برای شما و  جایگاه و تفکر و قلم شما، متاسف میشویم .

برای استادان هنر این مملکت که گوهر و سرمایه های معنوی و روح بخش این مردم و کشورند احترام قائلیم و به آثار ماندگارشان عشق می ورزیم .
ای کاش با دیدی وسیع تر و به دور از انگیزه ها و عقاید شخصی و محدود خود، از هنر آنها و دوستدارانشان پاسداری میکردیم .
و اگر "قلم" در دست میگیریم، حرمت و تقدس جایگاهمان وحفظ ارزش هنرمند را در فرصتی که برای نوشتن و ابراز وجود داریم، مغتنم میدانستیم .
 و ای کاش ...





نوع مطلب : مهران مدیری، پیمان قاسم خانی، 
برچسب ها : باغ مظفر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 26 آذر 1385
محمد اسکندری


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic