سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایان ضعیف مجموعه های رمضان در ادامه یک آغاز بد
تلویزیون ایران در ماه رمضان 87 یکی از پرتنش ترین مقاطع خود را پشت سر گذاشت. تنش هایی که متأثر از بازتاب مجموعه های به نمایش درآمده این سازمان بین مخاطبان و البته بیش از آنها بین رسانه ها و مسئولان و ... بود. هر چند تلویزیون در مقاطعی چون پخش مجموعه های "شب های برره"، "ساعت شنی" و "مرد هزار چهره" انتقادهای بسیار را متحمل و حتی رئیس رسانه ملی برای پاسخ به موج اعتراض ها به مجلس فراخوانده شد، اما انتقادهای چندسویه به مجموعه های رمضان امسال از چند سو این سازمان را زیر فشار قرار داد.
بزنگاه ماه رمضان که همواره در تلویزیون با اقبال مخاطب عمومی نسبت به مجموعه ها همراه بود، امسال کلید شانس خود را پشت در جا گذاشت و زیر آماج اعتراض و انتقاد گروه و جریان های مختلف بی دفاع ماند. بیشتر به این دلیل که هیچکس تصور این شکست فراگیر را برای مجموعه های امسال متصور نبود. طبق تجربه موفق سال های گذشته یک مجموعه طنز با حضور کارگردان امتحان پس داده این حیطه (بزنگاه)، مجموعه ماورایی باز هم با کارگردان موفق اینگونه آثار (روز حسرت)، مجموعه کمدی با بازیگران موفق طنز تلویزیون (مأمور بدرقه) و حضور یک مجموعه اجتماعی با رگه های تلخ و سنتگرایانه (مثل هیچکس) نوید آن را می داد که امسال برنامه سازان نباید نگران باشند. اما پیش بینی ها غلط از آب درآمد و بار دیگر ثابت شد مخاطب تلویزیون غیر قابل پیش بینی است و محاسبه های روی کاغذ به هیچ وجه نمی تواند به چیزی قطعیت بدهد. حتی حضور رضا عطاران، سیروس مقدم و فهرست بلندبالای بازیگران برجسته و حرفه ای و تکیه بر جواب مثبتی که مخاطب به مضامین طنز، ماورایی، تلخ و اجتماعی و حتی فضاهای سنتی داده است. گذشته از همه نقد و نظرهایی که از زمان آغاز پخش مجموعه ها در وجوه مختلف وارد شد که بسیاری قابلیت طرح و تحلیل هم داشت، وجه اشتراک دیگر این آثار ضعف فیلمنامه و قصه بود که با رسیدن به نقطه پایانی نتوانست جوابگوی انتظار مخاطبانی باشد که این آثار را دنبال کردند تا با رسیدن به پایان، نقطه روشنی را که سازندگان نویدش را می دادند، ببینند. با توجه به اینکه ضعف پایان بندی از نقاط ضعف همیشگی مجموعه های تلویزیونی محسوب می شود طوری که حتی مجموعه های خوش ساخت نیز در انتها به یک پایان سرهم بندی شده ختم می شوند، پیش بینی این نقطه ضعف در مجموعه های رمضانی امسال که بد شروع کرده بودند، چندان هم دور از ذهن نبود. "روز حسرت" با تکیه به جذابیت آثار ماورایی مجموعه هایی چون "صاحبدلان"، "پیامک از دیار باقی"، "اغما"، "او یک فرشته بود"، "کمکم کن"، ... و مهارت های سیروس مقدم در کار با این موضوع ها به عنوان مجموعه انتخابی شبکه اول برای رمضان انتخاب شد. نخستین حضور فرامرز قریبیان در یک مجموعه مناسبتی، تکرار حضور موفق افسانه بایگان در "پیامک از دیار باقی" و بازی بازیگران جوان چهره چون پوریا پورسرخ و مهراوه شریفی نیا که در مجموعه "ساعت شنی" موفق ظاهر شده بود، از جمله امتیازهای بالقوه این مجموعه بودند. علیرضا افخمی که در چند سال اخیر مهارتی خاص در نگارش قصه های ماورایی پیدا کرده نیز یکی از برجستگی های مجموعه "روز حسرت" بود که نوید مواجهه با کاری شسته و رفته و حرفه ای را می داد که با توجه به فشار کاری تولید مجموعه مناسبتی، سنگینی کفه ترازو را به سوی برتری کیفیت پیش می برد. اما اینها امتیازهای بالقوه بودند و نتیجه نشان داد محاسبه روی کاغذ همه چیز نیست. عمده ترین ضعف "روز حسرت" را شاید بتوان نگاه افراطی به ماورا و عینیت بخشیدن بیش از حد به رویای صادق شخصیت ها دانست. وجهی که پاشنه آشیل مجموعه های ماورایی است ولی با حاکمیت بر ماجرای عینی و رئال مجموعه همه چیز را به سوی دنیایی ذهنی و شخصی پیش برد. به این ترتیب وقتی مجموعه از اولین قسمت ها با نشان دادن برزخ ذهنی یک شخصیت آغاز می شود، چاره ای ندارد جز آنکه پایان را نیز با به سرانجام رساندن همه شخصیت ها در همان عالم ماورا به اتمام برساند. چون با چنین پرداختی واقعیت زندگی و به سرانجام رسیدن شخصیت ها در دنیای واقعی نمی تواند جوابگوی کار باشد. "مثل هیچکس" با تکیه بر جذابیت های آثار اجتماعی و تلخ به خصوص "زیر تیغ" و جذابیت پرداختن به زندگی و مناسبات سنتی به عنوان مجموعه رمضانی شبکه دو انتخاب شد. ضمن اینکه تولید مجموعه زودتر از موعد مقرر مجموعه های رمضانی آغاز شده بود، نوید رسیدن به نتیجه ای حرفه ای و جذاب را برای مخاطب می داد. حضور بازیگری چون حسین یاری که پیش از این حضوری موفق در مجموعه مناسبتی "شب دهم" داشت، در کنار جمعی از بازیگران حرفه ای چون اصغر همت، پرویز پورحسینی، پروانه معصومی، آتنه فقیه نصیری، رامین راستاد و ... از جمله عواملی هستند که می توانستند به عنوان نقطه قوت بالقوه این مجموعه محسوب شوند. علی اکبر محلوجیان که با نگارش فیلمنامه مجموعه "زیر تیغ" توانست تلخی و خشونت حاکم بر زندگی طبقه فرودست را در قصه ای به شدت دراماتیک جذاب کند، گزینه ای مناسب برای نگارش مجموعه مناسبتی بود. هر چند در این میان سابقه نداشتن عبدالحسن برزیده در ساخت مجموعه های مناسبتی از نکاتی بود که میزان آزمون و خطای مجموعه شبکه دو را بالا می برد. "مثل هیچکس" با ارتباط کمرنگ به ماه رمضان بیشتر بر مناسباتی متمرکز بود که نتوانست با روابط زمان حال مخاطبان ارتباط برقرار کند. مناسبات خانواده ای که بزرگترین دغدغه آنها فارغ از آنچه در فضای جامعه جریان دارد تدارک مراسم سمنو پزان و ارتباط های خانوادگی است و قرار است داداشی پا را فراتر از یک بزرگ خانواده بردارد و به شخصیتی معنوی بدل شود. با این تحلیل است که باید در پایان این مجموعه نماز خواندن همه افراد خانواده به پیشنمازی داداشی را با تکیه بر حرکات دوربین و نمای رو به آسمان بعدی معنایی دانست که احتمالا از برکات ماه میهمانی خدا نصیب مجموعه "مثل هیچکس" شده است. "بزنگاه" با تکیه بر موفقیت رضا عطاران در کارگردانی و بازی در مجموعه های "خانه به دوش"، "متهم گریخت" و "ترش و شیرین" به عنوان مجموعه رمضانی شبکه سه انتخاب شد. به خصوص که عطاران با طنز خاص و اجتماعی خود یکی از دو قطب طنز تعیین کننده تلویزیون را در کنار مهران مدیری به خود اختصاص داده است. حضور جمع بازیگران همیشگی مجموعه های عطاران چون حمید لولایی، علی صادقی، غلامرضا نیکخواه، احمد پورمخبر و همچنین بازگشت مرجانه گلچین پس از سال ها به عرصه تلویزیون از نقاط قوت بالقوه کار بودند که نوید حرکت عطاران روی نوار موفقیت را می داد. انتخاب سروش صحت به عنوان نویسنده این مجموعه در میانه کار می توانست این نقاط قوت را تأیید کند. بخصوص که صحت و محمدرضا آریان همکاری موفق در نگارش "ترش و شیرین" داشتند که البته در "بزنگاه" آریان در همان ابتدای کار انصراف داده و صحت جای او را گرفت. به مجموعه عوامل باید نگاه خاص سازندگان مجموعه به معضل اعتیاد را در نظر گرفت که یکی از خطرهای آشکار "بزنگاه" بود. نگاه حاکم بر مجموعه برآمده از تفکر روانشناسانه مدرن به معتاد و اعتیاد به عنوان بیمار و بیماری مهلک است نه مجرم و جرم. این نگاه در اولین بازخورد با مخاطب می توانست واکنش ایجاد کند. به این وجه می توان ورود سبکی تازه از طنز رئالیستی را به "بزنگاه" اضافه کرد که دیگر یک تصویر شسته و رفته و مرتب از شخصیت هایش به نمایش نمی گذارد بلکه به سمت و سوی ثبت تمام و کمال جزئیاتی می رود که نه تنها به تصویر درنیامده بلکه همه افراد تلاش می کنند در مقابل هم نیز این وجوه را پنهان کنند. البته همه این نکات اشاره شده که جزئی از عوامل تضعیف "بزنگاه" هستند نمی توانند ضعفی را که در طراحی، چینش ماجراها و پرداخت برخی اتفاق ها وجود دارد پنهان کنند و مجموعه این وجوه دست به دست هم می دهند تا مجموعه جدید عطاران انتظارها را برآورده نکند و با یک پایان خوش فرمایشی که با تداخل چند عروسی و پیوند همراه است، به همه چیز خاتمه دهد.
روز حسرت "مأمور بدرقه" با تکیه بر موفقیت چهره های طنز تلویزیونی و بدون توجه به تجربه ناموفق سعید سلطانی در رمضان سال گذشته به عنوان مجموعه رمضانی شبکه تهران انتخاب شد. نکته ای که از قبل هم قابل پیش بینی بود ناموفق بودن سلطانی در ساخت "شکرانه" و خالی بودن کارنامه او از گرایش های طنازانه بود. صرف نظر از حضور از پیش تعیین شده سلطانی، جمعی از بازیگران امتحان پس داده عرصه طنز چون جواد رضویان، سیروس گرجستانی، مهرانه مهین ترابی، بهاره رهنما و ... به عنوان برگ های برنده مجموعه "مأمور بدرقه" انتخاب شدند تا تجربه های موفق قبلی خود را این بار در قصه ای تازه تکرار کنند. اما فیلمنامه این مجموعه که بر اساس طرحی از خشایار الوند توسط امیرعباس پیام به نگارش درآمد، قابلیت اداره کار را در 30 قسمت نداشت و حتی نخستین حضور محسن طنابنده نتوانست در شوخی های تکراری و روند کند و کسل کننده مجموعه بهبود حاصل کند و امتیازی به "مأمور بدرقه" بدهد. مجموعه ای که به عنوان سومین نقطه تاریک کارنامه سلطانی پس از "خانه ای در تاریکی" و "شکرانه"، نتوانست یادآور مجموعه موفق "پس از باران" باشد که در نقطه اوج آثار این کارگردان قرار گرفته است.



نوع مطلب : رضا عطاران، سروش صحت، 
برچسب ها : بزنگاه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 17 مهر 1387
حامد هدایی
رضا عطاران واقعا خسته ام
● بسیار مایلم بتوانیم در گفت وگویی که به بهانه مجموعه بزنگاه داریم به گونه یی مساله طنز و از جهتی کارهای مناسبتی را هم تحلیل کنیم، اما با این مقدمه شروع می کنم؛ وقتی شما از ملودی اسفندیار منفردزاده برای ساخت موسیقی این مجموعه وام می گیرید و ما را به یاد صدای «فرهاد مهراد» به خاطر فیلم «گوزن ها» می برید می توان حدس زد که هدف شما از این مجموعه نه پرداختن به یک طنز ساده و نه نشان دادن ناهنجاری ها و معضل اعتیاد به گونه یی دستمالی شده بلکه نوعی دیگر دیدن است .
▪ مثلا شخصیت اصلی گوزن ها یک معتاد به آخر خط رسیده بود و قهرمان هم شد، همه هم با او حس همذات پنداری داشتند اما هیچ کس اعتیاد را تا به حال به این تلخی به تصویر نکشیده بود. منظور من این است که لزومی ندارد برای نشان دادن بدی های اعتیاد، معتاد را یک هیولا جلوه بدهیم. ما در این فیلم از اعتیاد بیزار شدیم اما توانستیم یک معتاد را از زباله ذهن مان بیرون بکشیم. من فکر می کنم وقت این رسیده که برای آگاه سازی مخاطب نوع دیگر داستان را نیز تجربه کنیم حتی در یک کار طنز مثل بزنگاه.
البته اینکه شما می گویید می تواند درست باشد اما بحث تلویزیون و سینما و مخاطبان آن کاملا متفاوت است، حتی مقایسه سینمای آن زمان با سینمای امروز.
● اما فکر می کنم یک کارهایی کلاسیک و ماندگار است و نه به زمان خاصی تعلق دارد، نه به مکان خاصی و همیشه می تواند الگو باشد و اگر غیر از این بود شما به یاد ملودی این کار نمی افتادید.
▪ مسلم این است که انتخاب این ملودی با فکر بوده و می خواستیم یک حس نوستالژیک را القا کنیم اما هدف اصلی ما این بود که این هشدار را بدهیم که از روی ظاهر آدم ها نمی توان در مورد معتاد بودن یا معتاد نبودن آنها قضاوت کرد. خواستگار فریده که هم تحصیلکرده بود و هم ظاهر سالمی داشت معتاد بود.
● برخوردی که با قسمت های اول بزنگاه شد، نشان می داد مخاطب به نوع کارهای قبلی شما عادت کرده بود و به این نوع طنز که در حقیقت نگاهی آینه یی به زندگی ماست واکنش نشان داد، آیا این موضوع نگران تان نمی کرد.
▪ برای من خیلی مهم بود که حرف تازه یی بزنیم و نوع جدیدی از طنز را نشان دهیم حتی اگر به این واسطه بخشی از مخاطبان را از دست بدهم.
● اینکه می خواهم بگویم نه برای دفاع از بزنگاه یا دال بر این است که مجموعه هیچ ایرادی ندارد اما موقعیت سریال سازی الان به گونه یی شده که یک کتاب ابتدایی را دست یک نوجوان می دهیم و وقتی مطالب آن را خوب می فهمد و می خواند تشویقش می کنیم در حالی که زمانی این نوجوان قابل تشویق است که بتواند مطالب هم سطح خودش را درک کند، پایین آوردن درک مخاطب قیمت گزافی برای بالا بردن کمیت او یا به بیان ساده تر پرمخاطب کردن یک مجموعه است.
▪ من هم قصدم این بود تا از شرایط خوبی که به واسطه کارهای قبلی برایم فراهم شده بود استفاده کنم تا بتوانم یک نقد اجتماعی واقعی داشته باشم. چیزی که به شرایط واقعی اجتماع نزدیک تر باشد. حتی من خیلی اصرار داشتم، مسائل دیگری هم در رابطه با اعتیاد مطرح شود مثل همه گیر بودن آن که هنوز نتوانستم خیلی به آن بپردازم. البته بخش مربوط به خواستگار هم تلنگری به همین مورد بود که بسط داده نشد. اما مساله مهم این است که همه با نظر من و شما موافق نیستند و عمومیت جامعه با آن کنار نمی آیند و عقیده دارند یک معتاد یعنی یک آدم بد.
● اما من بازی شما را در نقش نادر بسیار دوست دارم و فکر می کنم یکی از بهترین کارها و بازی های شما در تلویزیون است. بعضی از وجوه شخصیتی نادر را هم نزدیک به شخصیت خود شما می بینم، اینکه عاطفی و درون گرا است و خیلی هم اصرار ندارد که دیگران در موردش چگونه فکر کنند. من اصلا نادر را یک آدم بد نمی بینم و درست هم همین است و اطمینان دارم اگر فرصت بود تا در قصه به گذشته او گریزی زده شود و دلایل اعتیاد او آنالیز شود(که خیلی مناسب یک کار طنز مناسبتی نیست) نکات مثبت شخصیتی او آشکار می شد.
▪ من تا به حال در هیچ کدام از نقش هایی که بازی کرده ام شخصیت مثبت کامل یا منفی کامل نداشتم که در این کار بیشتر به چشم می آید.
● واکنش ها موجب نشده تا بخواهید کار را محافظه کارانه دنبال کنید.
▪ خیر، به هیچ وجه از این نظر تاثیری روی من نداشته اما به هر حال شرایط برنامه سازی در تلویزیون چهارچوب های خاص خودش را دارد، اما واقعیتی هم که هست اینکه سلیقه خود مخاطب به گونه یی است که دوست دارد یک معتاد متحول شود، ترک کند و ازدواج کند.من خیلی سعی کردم که یک معتاد «تیپیکال» از شخصیت نادر نسازم.
● آیا در این زمینه محدودیت هایی هم داشته اید، برای مثال اگر قرار باشد با اعداد صفر تا 9 یک عدد بسازیم تا بی نهایت بستر مانور داریم اما وقتی این اعداد به یک تا 4 محدود می شود این بستر تنگ و تنگ تر می شود.
▪ خب این امر طبیعی است و مختص من هم نمی شود و بقیه را نیز در بر می گیرد و از طرفی فکر می کنم به جا و مکان خاصی هم بستگی ندارد و در تمام جوامع یکسری قوانین هست که فیلمساز موظف است آن را رعایت کند که این قوانین به دلیل شرایط مذهبی و فرهنگی ما بیشتر است. من اسم این را محدودیت نمی گذارم.
● (با خنده) من در حین این گفت وگو دارم دست و پا می زنم که صحبت های بازتری داشته باشیم، از قبل نیز با هم قرار یک مصاحبه متفاوت را گذاشته بودیم اما از هر دری وارد می شوم بسته است. می توانم این را به دلیل خستگی شما بگذارم؟
▪ واقعا خسته ام و احساس می کنم در این مدت خیلی پیر شده ام مخصوصا حالا که می بینم نمی شود خیلی باز بود. (چقدر این جمله برایم آشناست، عطاران سومین کارگردان طنزی است که می گوید حس می کنم پیر شدم)
● آیا این خستگی آنقدر هست که تصمیم بگیرید عطای کارگردانی را به لقایش ببخشید و در آینده صرفا یک بازیگر شوید؟
▪ (می خندد) آره، همان بازیگری خوب است.
● یک سوال باز، از یک کارگردان که می خواهد باز باشد. آیا عوامل کار بخصوص بازیگران به شما تحمیل می شود یا اینکه خودتان برای انتخاب کسانی که با آنها کار می کنید مختارید.
▪ خیر، برای من هرگز این اتفاق نیفتاده اما همیشه از پیشنهادهایی که به سود کار بوده استقبال کرده ام. مثلا در همین بزنگاه آقای مهام، آقای نیکخواه را به من پیشنهاد کردند که در آن لحظه در ذهن من نبود و من از این پیشنهاد استقبال کردم و از این انتخاب بسیار راضی هستم.
● و در مورد خانم گلچین.
▪ من کارهایی که از ایشان دیده بودم، می دانستم که نوع بازی ایشان بستگی کامل به نوع بازی دارد که از او گرفته می شود و فیزیک چهره و طرز بیانشان هم به گونه یی است که به من اطمینان می داد در این نقش موفق خواهند بود.
بازی همه بازیگران بزنگاه خوب است و کسی هم در این مورد که شما خیلی خوب می توانید از بازیگران، بازی بگیرید حرفی ندارد، اما به رغم اینکه حمید لولایی و علی صادقی بهترین و پرطرفدارترین بازیگران طنز ما هستند آیا وقت آن نرسیده به آنها فرصت داده شود تا تکرار نشوند. مگر یک بازیگر از چند وجه می تواند از استعداد خود وام بگیرد.
▪ من بازی این آدم ها را دوست دارم و مطمئن هستم آنقدر توانایی دارند که بتوان باز هم از جنبه های دیگر بازی آنها استفاده کرد. حتی گاهی خود من به نویسنده پیشنهاد می دهم فلان شخصیت را طوری طراحی کند که برای بازی این دو مناسب باشد. منظور من شخصیتی است که در داستان وجود داشته باشد، نه اینکه صرفا برای حضور آنها شخصیت خاصی را به داستان تحمیل کنم.
● شما بارها ثابت کرده اید که می توانید از بازیگرهای جدید و یا بازیگرانی که در زمینه طنز فعالیت نداشته اند یا فعالیتشان پررنگ نبوده استفاده کنید و موفق هم باشید. آیا فکر نمی کنید که باید این دایره را گسترده کنیم و به دیگران هم فرصت دهیم تا محک بخورند. مثلا خانم های بازیگر بزنگاه که عموما چهره های جدید هستند یا طنز را به تازگی تجربه می کنند از خانم گلچین گرفته تا نیکی نصیریان کم سن ترین بازیگران سریال و همگی هم موفق هستند و بازی شان مورد استقبال قرار گرفته، این تجربه نباید در مورد جوان ها هم فرصت ساز باشد.
▪ بله، ما استعدادهای خوبی داریم و باید بتوانیم از آنها، اما در جای مناسب بهره بگیریم.
● خود شما چقدر به بزنگاه نسبت به کارهای دیگرتان علاقه دارید؟
▪ من تفاوت و رک گویی اش را خیلی دوست دارم.
● و اگر بخواهید آن را نقد کنید.
▪ برای رسیدن به هدف گاهی باید از یکسری چیزها گذشت. مثل همین هدفی که من در بزنگاه مدنظر داشتم و باید تحمل این را داشته باشم که ممکن است یکسری مخاطب را از دست بدهم؛ مخاطبی که دوست دارد بخندد. من از بزنگاه خیلی راضی هستم هرچند که نسبت به کارهای قبلی من مخاطب کمتری داشته باشد. منبع: فرارو



نوع مطلب : رضا عطاران، سروش صحت، 
برچسب ها : بزنگاه، رضا عطاران،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 10 مهر 1387
حامد هدایی
بزنگاه طنزهای رمضان


بزنگاه طنزهای رمضان










از ماه رمضان سال ۸۴ که سیما دو مجموعه با محتوای طنز(متهم گریخت رضا عطاران و برای آخرین بار اکبر منصورفلاح) را روی آنتن شبکه های سوم و پنجم فرستاد تا ماه رمضان امسال درست مدت زمان سه سال بود که دو مجموعه طنز به شکل همزمان در جدول پخش سریال های مختص ماه رمضان قرار نگرفته بودند.









از ماه رمضان سال ۸۴ که سیما دو مجموعه با محتوای طنز(متهم گریخت رضا عطاران و برای آخرین بار اکبر منصورفلاح) را روی آنتن شبکه های سوم و پنجم فرستاد تا ماه رمضان امسال درست مدت زمان سه سال بود که دو مجموعه طنز به شکل همزمان در جدول پخش سریال های مختص ماه رمضان قرار نگرفته بودند. دو مجموعه بزنگاه و مامور بدرقه به ترتیب با کارگردانی رضا عطاران (کارگردان تثبیت شده مجموعه های مناسبتی شبکه سوم سیما) و سعید سلطانی (کارگردان شناخته شده و باتجربه تلویزیون که در کارنامه اش هدایت چندین مجموعه مناسبتی و غیرمناسبتی به چشم می خورد) سریال های طنزی هستند که امسال بنا بر سنت چند سال اخیر سیما در پخش آثار طنز و کمدی از شبکه های سوم و پنجم از این شبکه ها روی آنتن رفته اند.

از دیگر مجموعه های طنزی که در طول رمضان های چند سال گذشته بینندگان سیما را روبه روی گیرندگان تلویزیون نگه داشته اند می توان به مجموعه های خانه به دوش(۱۳۸۳) و متهم گریخت (۱۳۸۴)، هر دو به کارگردانی رضا عطاران و مجموعه فقط به خاطر تو(۱۳۸۲) ساخته اکبر منصورفلاح از شبکه سه و سریال های یادداشت های کودکی (۱۳۸۰) و پشت کنکوری ها (۱۳۸۱) هر دو به کارگردانی پریسا بخت آور کارگردان موفق عرصه طنز که در کارنامه کاری او مجموعه موفق طنز من یک مستاجرم(۱۳۸۳) و فیلم سینمایی دایره زنگی(۱۳۸۶) نیز به چشم می خورد و نیز مجموعه رانت خوار کوچک (۱۳۸۲) ساخته حسین سهیلی زاده از شبکه تهران اشاره نمود.

سپردن بار سنگین اکثر آثار طنزماه پربیننده ای مانند ماه رمضان که در دقایق و ساعات پس از افطار یکی از بالاترین (شاید هم بالاترین) حجم بینندگان تلویزیونی را به خود اختصاص می دهد به یک کارگردان که طبیعتا نظیر تمام کارگردانان و مجموعه سازان دیگر تلویزیونی از یک امضا و سبک کاری مشخص در هدایت و پرداخت آثارش برخوردار است سیاستی است که گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیما از سال ۱۳۸۳ نسبت به یکی از موفق ترین کارگردانان حوزه طنز تلویزیونی یعنی رضا عطاران در پیش گرفته است.

سیاستی که نه تنها برای کارگردان خلاقی مثل رضا عطاران بلکه برای هر کارگردان دیگری می تواند حکم یک شمشیر دولبه داشته باشد.

از یک سو عطاران برخلاف بسیاری از هنرمندان پشت خط مانده به دفعات در طول پنج سال گذشته این فرصت را داشته که از چشمه جوشان ذوق و خلاقیتش در جهت خلق آثار برجسته طنز تلویزیونی که هر کدام به نوبه خود یکی از قله های طنز موقعیت محسوب می شوند استفاده نموده و مجموعه های درخشانی مانند آثاری که در سطور بالا به آنها اشاره شد و همچنین مجموعه موفق نوروزی ترش و شیرین(۱۳۸۶) را خلق نماید و از سوی دیگر این پرکاری هرساله آن هم در شرایط غیراستاندارد و شبانه روزی تولید سریال های مناسبتی به تدریج به شکل گیری آثار کلیشه ای که شخصیت های کلیشه ای و تکراری مانند همان کاراکتر معروف بی قید و بندی که خود عطاران همواره نقشش را البته با داستان ها و اسامی متفاوت ایفا می کند منجر شده است.

آن دسته از بینندگان همیشگی سریال های چند ساله اخیر رمضان سیما بی شک پرسوناژی که رضا عطاران در مجموعه خانه به دوش در کنار حمید لولایی بازیگر تقریبا ثابت سریال های او بازی می کرد همچنین نقش لاابالی او در مجموعه ترش و شیرین که سال گذشته از شبکه سوم سیما پخش شد را به یاد دارند و مطمئنا با مشاهده همان چند قسمت نخست سریال جدید او یعنی بزنگاه به شباهت های ماهوی کاراکتر نادر در این مجموعه با شخصیت های سریال های پیشین او پی برده اند.

در واقع عطاران در طول پنج سال گذشته به شکل مستمر در حال خرج کردن از توشه ای است که حضور او در گروه بااستعداد و پیشروی ساعت خوش زمینه ساز اصلی و اساسی آن بوده و هرگز نتوانسته از پرسوناژ بی خیال و لاقیدی که در همان سال های اوان دهه ۷۰ در قالب آیتم های طنز مجموعه ساعت خوش و سال ها بعد در نخستین کار مناسبتی خود یعنی سریال خانه به دوش ارائه داده فاصله بگیرد.

هرچند نباید از این واقعیت به آسانی گذشت که هنوز که هنوز است او در کنار مهران مدیری که البته سبک و جنس کاری متفاوتی در حیطه طنز دارد به عنوان موفق ترین و پرطرفدارترین مجموعه سازان و حتی بازیگران طنز شناخته شده و فاصله ای قابل توجه نه تنها از منظر کارشناسی بلکه از دید عام جامعه با دیگر طنزسازان تلویزیونی دارند.

با این حال سیاست سپردن اغلب طنزهای مناسبتی به عطاران از سوی شبکه سوم سیما و پذیرش این پیشنهاد اغواکننده از سوی عطاران که البته شهرت و محبوبیت بی نظیر و موقعیت مناسب مالی را هم برای او به ارمغان می آورد همان اندازه که تاکنون موفق بوده به همان اندازه می تواند از این پس مخاطره آمیز و راه رفتن روی لبه تیغ باشد.

هنوز سال های زیادی از پخش مجموعه های طنز موفقی مانند (این چند نفر و حرف توحرف ۱۳۷۸) و زیر آسمان شهر (سری اول و دوم ۱۳۸۰) به کارگردانی کارگردان و بازیگر کم پیدای این روزهای تلویزیون یعنی مهران غفوریان نگذشته که مخاطبان تلویزیونی او و موفقیت های پی درپی اش و همین طور موفقیت های بازیگرانی مانند حمید لولایی که با آثار غفوریان پله های ترقی و شهرت را چند پله یکی طی نمودند از یاد ببرند با این حال همه از منتقد و غیرمنتقد به خوبی به خاطر دارند که گرداب شهرت و وسوسه هر شب روی آنتن یک شبکه پربیننده بودن، اختصاص ندادن مجالی برای اندیشیدن و خلاقیت، عدم ارائه گونه های نو و بدیع طنز و از همان کوله بار همیشگی خوردن که به تولید مجموعه سرسری و خام دستانه زیر آسمان شهر۳(۱۳۸۱) انجامید آنچنان مهران غفوریان را از صحنه طنز تلویزیونی حذف نمود که تا به امروز نزدیک به شش سال است که جز چند حضور کم رمق و غیرموثر در چند مجموعه ناموفق و کم بیننده از جمله قرارگاه مسکونی (سریال نوروزی امسال شبکه تهران) که جواد رضویان کارگردانی نموده دیگر اثری از غفوریان هم دیده نمی شود.

هرچند که جنس کاری عطاران با سبک طنز غفوریان متفاوت بوده و علاوه بر فاکتورهای هنری عوامل مختلف و بعضا پیچیده دیگری هم در توفیق و یا عدم توفیق مجموعه سازان تلویزیونی دخیلند با این حال عطاران باید بداند که استفاده از همان فرمول همیشگی در ساخت سریال های طنز که بازی خود او در یک نقش لاابالی، حضور کمابیش تکراری حمید لولایی به همراه شوخی ها و موقعیت های کمیکی (که برخلاف آثار مهران مدیری بیشتر بر پایه طنز موقعیت بنا شده اند) از ویژگی های اصلی و کلیدی آن به حساب می آیند نمی تواند او را برای مدت زمان زیادی در حاشیه امنیت قرار دهد و اگر تغییراتی مانند ایجاد تنوع در دستمایه اصلی مجموعه ها و نحوه پرداخت آنها، تغییر جنس بازی ها و دوری از کلیشه های کمرنگ شده و همچنین ایجاد تغییراتی در ریتم و ضرب آهنگ مجموعه ها مورد توجه و بازنگری جدی او قرار نگیرند دیر یا زود سرنوشتی نه چندان خوشایند شاید با کمی بدبینی شبیه به آنچه که برای غفوریان رقم خورد در انتظارش خواهد بود. امید که چنین نشود.












نقد : روزنامه کارگزاران






نوع مطلب : رضا عطاران، سروش صحت، 
برچسب ها : بزنگاه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 8 مهر 1387
هومن نوروزی
رضا عطاران واقعاً خسته ام


رضا عطاران واقعاً خسته ام










واقعاً خسته ام و احساس می کنم در این مدت خیلی پیر شده ام مخصوصاً حالا که می بینم نمی شود خیلی باز بود.









● بسیار مایلم بتوانیم در گفت وگویی که به بهانه مجموعه بزنگاه داریم به گونه یی مساله طنز و از جهتی کارهای مناسبتی را هم تحلیل کنیم، اما با این مقدمه شروع می کنم؛ وقتی شما از ملودی اسفندیار منفردزاده برای ساخت موسیقی این مجموعه وام می گیرید و ما را به یاد صدای «فرهاد مهراد» به خاطر فیلم «گوزن ها» می برید می توان حدس زد که هدف شما از این مجموعه نه پرداختن به یک طنز ساده و نه نشان دادن ناهنجاری ها و معضل اعتیاد به گونه یی دستمالی شده بلکه نوعی دیگر دیدن است .

▪ مثلاً شخصیت اصلی گوزن ها یک معتاد به آخر خط رسیده بود و قهرمان هم شد، همه هم با او حس همذات پنداری داشتند اما هیچ کس اعتیاد را تا به حال به این تلخی به تصویر نکشیده بود. منظور من این است که لزومی ندارد برای نشان دادن بدی های اعتیاد، معتاد را یک هیولا جلوه بدهیم. ما در این فیلم از اعتیاد بیزار شدیم اما توانستیم یک معتاد را از زباله ذهن مان بیرون بکشیم. من فکر می کنم وقت این رسیده که برای آگاه سازی مخاطب نوع دیگر داستان را نیز تجربه کنیم حتی در یک کار طنز مثل بزنگاه.

البته اینکه شما می گویید می تواند درست باشد اما بحث تلویزیون و سینما و مخاطبان آن کاملاً متفاوت است، حتی مقایسه سینمای آن زمان با سینمای امروز.

● اما فکر می کنم یک کارهایی کلاسیک و ماندگار است و نه به زمان خاصی تعلق دارد، نه به مکان خاصی و همیشه می تواند الگو باشد و اگر غیر از این بود شما به یاد ملودی این کار نمی افتادید.

▪ مسلم این است که انتخاب این ملودی با فکر بوده و می خواستیم یک حس نوستالژیک را القا کنیم اما هدف اصلی ما این بود که این هشدار را بدهیم که از روی ظاهر آدم ها نمی توان در مورد معتاد بودن یا معتاد نبودن آنها قضاوت کرد. خواستگار فریده که هم تحصیلکرده بود و هم ظاهر سالمی داشت معتاد بود.

● برخوردی که با قسمت های اول بزنگاه شد، نشان می داد مخاطب به نوع کارهای قبلی شما عادت کرده بود و به این نوع طنز که در حقیقت نگاهی آینه یی به زندگی ماست واکنش نشان داد، آیا این موضوع نگران تان نمی کرد.

▪ برای من خیلی مهم بود که حرف تازه یی بزنیم و نوع جدیدی از طنز را نشان دهیم حتی اگر به این واسطه بخشی از مخاطبان را از دست بدهم.

● اینکه می خواهم بگویم نه برای دفاع از بزنگاه یا دال بر این است که مجموعه هیچ ایرادی ندارد اما موقعیت سریال سازی الان به گونه یی شده که یک کتاب ابتدایی را دست یک نوجوان می دهیم و وقتی مطالب آن را خوب می فهمد و می خواند تشویقش می کنیم در حالی که زمانی این نوجوان قابل تشویق است که بتواند مطالب هم سطح خودش را درک کند، پایین آوردن درک مخاطب قیمت گزافی برای بالا بردن کمیت او یا به بیان ساده تر پرمخاطب کردن یک مجموعه است.

▪ من هم قصدم این بود تا از شرایط خوبی که به واسطه کارهای قبلی برایم فراهم شده بود استفاده کنم تا بتوانم یک نقد اجتماعی واقعی داشته باشم. چیزی که به شرایط واقعی اجتماع نزدیک تر باشد. حتی من خیلی اصرار داشتم، مسائل دیگری هم در رابطه با اعتیاد مطرح شود مثل همه گیر بودن آن که هنوز نتوانستم خیلی به آن بپردازم. البته بخش مربوط به خواستگار هم تلنگری به همین مورد بود که بسط داده نشد. اما مساله مهم این است که همه با نظر من و شما موافق نیستند و عمومیت جامعه با آن کنار نمی آیند و عقیده دارند یک معتاد یعنی یک آدم بد.

● اما من بازی شما را در نقش نادر بسیار دوست دارم و فکر می کنم یکی از بهترین کارها و بازی های شما در تلویزیون است. بعضی از وجوه شخصیتی نادر را هم نزدیک به شخصیت خود شما می بینم، اینکه عاطفی و درون گرا است و خیلی هم اصرار ندارد که دیگران در موردش چگونه فکر کنند. من اصلاً نادر را یک آدم بد نمی بینم و درست هم همین است و اطمینان دارم اگر فرصت بود تا در قصه به گذشته او گریزی زده شود و دلایل اعتیاد او آنالیز شود(که خیلی مناسب یک کار طنز مناسبتی نیست) نکات مثبت شخصیتی او آشکار می شد.

▪ من تا به حال در هیچ کدام از نقش هایی که بازی کرده ام شخصیت مثبت کامل یا منفی کامل نداشتم که در این کار بیشتر به چشم می آید.

● واکنش ها موجب نشده تا بخواهید کار را محافظه کارانه دنبال کنید.

▪ خیر، به هیچ وجه از این نظر تاثیری روی من نداشته اما به هر حال شرایط برنامه سازی در تلویزیون چهارچوب های خاص خودش را دارد، اما واقعیتی هم که هست اینکه سلیقه خود مخاطب به گونه یی است که دوست دارد یک معتاد متحول شود، ترک کند و ازدواج کند.من خیلی سعی کردم که یک معتاد «تیپیکال» از شخصیت نادر نسازم.

● آیا در این زمینه محدودیت هایی هم داشته اید، برای مثال اگر قرار باشد با اعداد صفر تا ۹ یک عدد بسازیم تا بی نهایت بستر مانور داریم اما وقتی این اعداد به یک تا ۴ محدود می شود این بستر تنگ و تنگ تر می شود.

▪ خب این امر طبیعی است و مختص من هم نمی شود و بقیه را نیز در بر می گیرد و از طرفی فکر می کنم به جا و مکان خاصی هم بستگی ندارد و در تمام جوامع یکسری قوانین هست که فیلمساز موظف است آن را رعایت کند که این قوانین به دلیل شرایط مذهبی و فرهنگی ما بیشتر است. من اسم این را محدودیت نمی گذارم.

● (با خنده) من در حین این گفت وگو دارم دست و پا می زنم که صحبت های بازتری داشته باشیم، از قبل نیز با هم قرار یک مصاحبه متفاوت را گذاشته بودیم اما از هر دری وارد می شوم بسته است. می توانم این را به دلیل خستگی شما بگذارم؟

▪ واقعاً خسته ام و احساس می کنم در این مدت خیلی پیر شده ام مخصوصاً حالا که می بینم نمی شود خیلی باز بود. (چقدر این جمله برایم آشناست، عطاران سومین کارگردان طنزی است که می گوید حس می کنم پیر شدم)

● آیا این خستگی آنقدر هست که تصمیم بگیرید عطای کارگردانی را به لقایش ببخشید و در آینده صرفاً یک بازیگر شوید؟

▪ (می خندد) آره، همان بازیگری خوب است.

● یک سوال باز، از یک کارگردان که می خواهد باز باشد. آیا عوامل کار بخصوص بازیگران به شما تحمیل می شود یا اینکه خودتان برای انتخاب کسانی که با آنها کار می کنید مختارید.

▪ خیر، برای من هرگز این اتفاق نیفتاده اما همیشه از پیشنهادهایی که به سود کار بوده استقبال کرده ام. مثلاً در همین بزنگاه آقای مهام، آقای نیکخواه را به من پیشنهاد کردند که در آن لحظه در ذهن من نبود و من از این پیشنهاد استقبال کردم و از این انتخاب بسیار راضی هستم.

● و در مورد خانم گلچین.

▪ من کارهایی که از ایشان دیده بودم، می دانستم که نوع بازی ایشان بستگی کامل به نوع بازی دارد که از او گرفته می شود و فیزیک چهره و طرز بیانشان هم به گونه یی است که به من اطمینان می داد در این نقش موفق خواهند بود.

● بازی همه بازیگران بزنگاه خوب است و کسی هم در این مورد که شما خیلی خوب می توانید از بازیگران، بازی بگیرید حرفی ندارد، اما به رغم اینکه حمید لولایی و علی صادقی بهترین و پرطرفدارترین بازیگران طنز ما هستند آیا وقت آن نرسیده به آنها فرصت داده شود تا تکرار نشوند. مگر یک بازیگر از چند وجه می تواند از استعداد خود وام بگیرد.

▪ من بازی این آدم ها را دوست دارم و مطمئن هستم آنقدر توانایی دارند که بتوان باز هم از جنبه های دیگر بازی آنها استفاده کرد. حتی گاهی خود من به نویسنده پیشنهاد می دهم فلان شخصیت را طوری طراحی کند که برای بازی این دو مناسب باشد. منظور من شخصیتی است که در داستان وجود داشته باشد، نه اینکه صرفاً برای حضور آنها شخصیت خاصی را به داستان تحمیل کنم.

● شما بارها ثابت کرده اید که می توانید از بازیگرهای جدید و یا بازیگرانی که در زمینه طنز فعالیت نداشته اند یا فعالیتشان پررنگ نبوده استفاده کنید و موفق هم باشید. آیا فکر نمی کنید که باید این دایره را گسترده کنیم و به دیگران هم فرصت دهیم تا محک بخورند. مثلاً خانم های بازیگر بزنگاه که عموماً چهره های جدید هستند یا طنز را به تازگی تجربه می کنند از خانم گلچین گرفته تا نیکی نصیریان کم سن ترین بازیگران سریال و همگی هم موفق هستند و بازی شان مورد استقبال قرار گرفته، این تجربه نباید در مورد جوان ها هم فرصت ساز باشد.

▪ بله، ما استعدادهای خوبی داریم و باید بتوانیم از آنها، اما در جای مناسب بهره بگیریم.

● خود شما چقدر به بزنگاه نسبت به کارهای دیگرتان علاقه دارید؟

▪ من تفاوت و رک گویی اش را خیلی دوست دارم.

● و اگر بخواهید آن را نقد کنید.

▪ برای رسیدن به هدف گاهی باید از یکسری چیزها گذشت. مثل همین هدفی که من در بزنگاه مدنظر داشتم و باید تحمل این را داشته باشم که ممکن است یکسری مخاطب را از دست بدهم؛ مخاطبی که دوست دارد بخندد. من از بزنگاه خیلی راضی هستم هرچند که نسبت به کارهای قبلی من مخاطب کمتری داشته باشد.

منبع: فرارو





نوع مطلب : رضا عطاران، سروش صحت، 
برچسب ها : رضا عطاران، بزنگاه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 8 مهر 1387
هومن نوروزی
نکاتی در حاشیه مخالفت ها با پخش سریال بزنگاه
نحوه برخورد با پدیده های رسانه یی از منظر حرفه یی همواره برای من جالب توجه بوده است. یکی از مهم ترین زوایا در این ارتباط مربوط به مخاطب است. مساله جلب مخاطب از مسائل اصلی کار رسانه یی است به همین دلیل است که یکی از پرسش های اصلی هر فعال رسانه یی درباره کیفیت و کمیت مخاطبان آن است. در ایران به دلایل روشن-که در راس آنها غلبه فرهنگ شفاهی بر مکتوب است- رسانه تلویزیون بیشترین مخاطب را نسبت به سایر رسانه ها داراست. دقیقا به همین دلیل هم هست که نهاد قدرت نسبت به ورود بخش خصوصی به این عرصه ممانعت می کند چون می خواهد امتیاز و انحصار در اختیار داشتن گلوگاه رسانه یی و تبلیغاتی را برای خود محفوظ نگاه دارد. حقیقت این است که از نظر پسند شخصی سال هاست کمتر سریالی از تلویزیون توجه مرا به خود جلب می کند ولی از همان زاویه یی که در بالا به آن اشاره کردم سعی می کنم سریال ها یا فیلم هایی که مخاطبان وسیع پیدا می کنند را ببینم و درباره نحوه و علل جذب مخاطب گسترده در آنها مطالعه و تحقیق کنم. برای این مطالعه اگرچه ابزارهای تحقیقی و اطلاعات مقتضی به شدت محدودند ولی در همین حد نیز می تواند آگاهی پژوهنده را تا حدودی نسبی نسبت به جامعه شناسی مخاطب رسانه یی در ایران ارتقا دهد.چند سالی است که تلویزیون همه توان خود را به کار می گیرد تا با پخش چند سریال از کانال های مختلف مخاطبان را به سمت خود جلب کند. برخی از این سریال ها با مایه های طنز و فکاهی آمیخته بوده اند و برخی دیگر به شدت مایه های مذهبی خاص داشته اند. من هر سال به آماری که خود صدا و سیما درباره پوشش و گستره مخاطبان این گونه سریال ها می دهد، توجه می کنم. در سال جاری هم از منابع غیررسمی شنیده ام در میان سریال های چهارگانه بیشترین مخاطبان را سریال بزنگاه با کارگردانی و بازیگری رضا عطاران و نویسندگی سروش صحت داشته است. در اینجا به مضمون و کیفیت ساخت و پرداخت و بازیگری و کارگردانی و.... این سریال کار ندارم بلکه مساله اصلی ام در اینجا جنجالی است که از چند روز پیش برخی درباره بدآموزی های این سریال به راه انداخته و خواهان توقف آن شده اند.در کار رسانه به میزانی که مخاطب رسانه ها افزایش می یابد حساسیت ها هم نسبت به کار آن فزونی می گیرد و این نه عجیب است و نه غیرقابل درک. سهل است که افزایش مخاطبان به طور نسبی قدرت تاثیرگذاری آن رسانه را افزایش می دهد و همین اثرگذاری است که به حساسیت ها دامن می زند و چه بسا موجبات مخالفت ها و حتی دشمنی ها را با آن فراهم سازد.مخالفان سریال بزنگاه، بدآموزی را در صدر دلایل خود قرار داده اند. آنها معتقدند به کارگیری پاره یی کلمات و تعابیر در این سریال از جهت تقابل با هنجارهای عمومی و نیز پاره یی رفتارها به ویژه اعتیاد هنرپیشه اول در این سریال جنبه های بدآموزی قوی دارد. حال سوال مبنایی این است که آیا این ادعا صحیح است؟ اصولا میزان و معیار تشخیص بدآموزی در این موارد چه مرجعی است؟ به عبارت دیگر آیا هنجار و ناهنجاری های عمومی در هر زمانی مشخص هستند که بتوان با استناد به آن جلوی کاری را گرفت؟ من البته پاسخ قطعی برای سوال اصلی بالا درباره بدآموزی این سریال ندارم و اندازه آن را هم نمی دانم ولی به نظرم پاسخ به این سوال با حذف یا بی توجهی نسبت به سوالات بعدی غیرممکن است. این را اگر با حساسیت های فوق العاده نسبت به کارهای پرمخاطب و سهولت داوری های غیرکارشناسانه و غیرعلمی و بیشتر احساسی جمع بزنیم شاید بتوان گفت بیشتر این حساسیت ها اگرچه به دلیل نفوذ در ارکانی از قدرت، صدایی بلند می یابند - و حتی در نقاطی حرفشان نیز به کرسی می نشیند- ولی در اغلب موارد معیاری از افکار عمومی را با خود به همراه ندارند. درباره سریال بزنگاه بهترین کار این است که تحقیق میدانی شود که آیا متوسط مخاطبان آن هم با تماشای فیلم نسبت به بدآموزی های فوق العاده در آن احساس نامطلوبی دارند یا خیر؟ نتیجه این تحقیق نه چندان دشوار، می تواند بهترین ملاک در پاسخ به مخالفانش باشد ولی شاید به عنوان یک کارشناس رسانه یی حتی پیش از انجام چنین تحقیقی با اتکا به پاره یی مشاهدات مستقیم از درون بافت های مختلف جامعه بتوان پیش بینی کرد که نتیجه این تحقیق بسیار بعید است که همسو با متقاضیان حذف و توقف این سریال باشد. دلیلش هم روشن است چون متوسط ادبیات کلامی و رفتاری به کار رفته در آن با واقعیاتی که در زیر پوسته این جامعه می گذرد نه تنها فاصله منفی ندارد بلکه چه بسا از آن بالاتر هم هست. حقیقت این است که برای برخی، گل و بلبل نشان دادن فضا بر آنچه واقعا در جامعه می گذرد اهمیت بیشتری دارد. آنان که با نمایش این سریال احساس ناهنجاری کرده اند آیا در فضایی مجازی یا ایزوله زندگی می کنند؟ آیا فرزندان شان به مدرسه یا دانشگاه نمی روند؟ آیا از وسایط نقلیه عمومی استفاده نمی کنند؟ آیا برای خرید و تفریح به مغازه یا مراکز تفریحی نمی روند؟ آیا با چشم بربستن بر واقعیات جامعه، حقیقت ناهنجاری ها و نابسامانی ها نیز محو می شود؟برای کسی که در مقام راهبری یک رسانه هست اصل باید بر انتشار و پخش همه مطالب باشد و سانسور و حذف باید استثنا قلمداد شود. معیار سانسور هم صرفا باید قانون و در درجه بعد عرف باشد و معیار عرف هم البته داوری پاره یی افراد و صاحبان منصب و وابستگان به نهادهای قدرت نیست بلکه معیار در این زمینه صرفا افکار عمومی است. متاسفانه در کشور ما به هیات منصفه -که علی القاعده باید وجدان عمومی هر زمان جامعه را نمایندگی کند- نهایتا به عنوان مقام داوری کننده در محاکم خاص مطبوعاتی و سیاسی توجه می شود-بگذریم از اینکه همان نیز درست اجرا نمی شود و در حال حاضر با واقعیتی که باید باشد فاصله زیادی دارد- در حالی که هیات منصفه اگر واقعی باشد می تواند کارکردهای مثبت دیگر از زاویه شناخت پسند و ناپسندهای عرفی- هنجارها و ناهنجاری ها- نیز داشته باشد.سخن در این زمینه فراوان است. به طور خلاصه به نظر من آنچه به عنوان مخالفت در برابر سریال بزنگاه مطرح شده بیش از آنکه جنبه های عمومی داشته باشد مربوط به برداشت های سلیقه یی خاص- اگرچه محترم- است. این سلیقه ها البته هیچ بعید نیست که موجبات توقف یک سریال پربیننده را نیز نهایتا فراهم کنند ولی برخورد ها در این زمینه چنان که پیشتر از این هم مسبوق به سابقه بوده بیش از آنکه ملاکی محققانه داشته باشد مبتنی بر احساس است. و متاسفانه این مشکلی است که رسانه های این مرز و بوم با آن به خوبی آشنا هستند و ضربه های آن را بر پیکره خود به عنوان نشانه نگاه داشته اند. مخالفت های اخیر علیه سریالی است که از طریق تلویزیون حکومتی با پشتوانه های عظیم مادی و معنوی صورت می گیرد. سهل است که در این میانه می توان به خوبی درک کرد که رسانه های مستقل در چه شرایطی قرار دارند.



نوع مطلب : رضا عطاران، سروش صحت، 
برچسب ها : بزنگاه، ایمان صفایی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 29 شهریور 1387
حامد هدایی


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic