سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کتاب سینما - سری اول مجموعه «شام ایرانی» به کارگردانی بیژن بیرنگ از هفته دوم بهمن‌ماه در شبکه نمایش خانگی عرضه می‌شود. مجوز انتشار سری اول این مجموعه که شامل چهار قسمت است، صادر شده است. در سری اول، اشکان خطیبی، رامبد جوان، سروش صحت و مهدی پاکدل حضور دارند. سی‌دی‌های مربوط به حضور مهمانان در منازل این چهره‌ها به ترتیب وارد بازار خواهد شد، یعنی اول سی‌دی حضور سه بازیگر دیگر در منزل اشکان خطیبی، سپس در منزل رامبد جوان، بعدی سروش صحت و در ‌‌نهایت حضور مهمانان در منزل مهدی پاکدل.
تصویربرداری و تدوین چهار قسمت دیگر از سری دوم با حضور بهاره رهنما، شقایق دهقان، سحر زکریا و لادن طباطبایی انجام شده و پس از پخش سری اول به بازار خواهد آمد.
تصویربرداری سایر قسمت‌ها و اخذ مجوز آن‌ها پس از پخش سری اول و دیدن بازتاب‌ها و استقبال مردم انجام خواهد شد.

تهیه‌کننده و کارگردان «شام ایرانی» معتقدند با توجه به استقبال و نظرات مردم باید سری جدید را آغاز کرد و علایق آن‌ها را در نظر گرفت.
سری‌های جدید محدود به بازیگران نیست و چهره‌های مطرح سایر عرصه‌ها نیز در لیست قرار دارند.
به گفته سازندگان «شام ایرانی»، تفاوت این مجموعه با مجموعه‌های خارجی در این است که همه چهره‌ها سرشناس هستند، یکدیگر را می‌شناسند، با هم دوست‌ هستند و می‌دانستند که قرار است در یک گروه باشند.
به احتمال زیاد مسابقه پیش‌بینی سری اول این مجموعه به زودی برگزار خواهد شد. روند کار به این صورت است که مخاطبان مجموعه پیش‌بینی خود از برنده را از طریق پیامک اعلام و در قرعه‌کشی جوایز شرکت می‌کنند.

قرار بود نام این مجموعه «بفرمایید شام ایرانی» باشد که به دلیل هم‌نام بودن با برنامه یک شبکه ماهواره‌ای تغییر پیدا کرد.

خبرانلاین



نوع مطلب : سروش صحت، رامبد جوان، 
برچسب ها : رامبد جوان، سروش صحت، بیژن بیرنگ، شام ایرانی، اشکان خطیبی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 8 فروردین 1391
رضا طهماسب

پیشنهاد چند کتاب از سروش صحت :

سروش صحت در این باره گفت : این اواخر کتاب یکی مثل همه از فیلیپ راث و هالیوود از چارلز بوکوفسکی را با ترجمه پیمان خاکسار از نشر چشمه خوانده ام ، نوشته های بوکوفسکی را خیلی دوست دارم . هم رمان قبلیش عامه پسند و هم کتاب جدیدش هالیوود ، داستانهایش اوج و فرود متداول را ندارند ولی آنقدر جریان زندگی ، احساسات و دیالوگ های دلنشین دارد که من بشخصه با لذت زیادی نوشته هایش را می خوانم . فیلیپ راث هم از آن دسته از نویسندگانی است که خیلی ها منتظرند در این سالها جایزه نوبل را بخاطر نوشته هایش ببرد . این کتاب زندگی یک آدم را با تمام افت و خیزها بخوبی نشان می دهد . کتاب دیگری هم از نویسنده اش در نشر نیلوفر چاپ شده با عنوان خشم .همچنین کتاب تاریخ جهان هم از ارنست گامبریچ و با ترجمه علی رامین جدیدا چاپ شده که خواندنش را به همه توصیه می کنم . کتاب خوش خوانی است و نویسنده در این کتاب در فصلهای کوچک ، از خلقت کره زمین تا زمان حاضر را بصورت اجمالی بررسی کرده و بنظرم برای کسی که حوصله کتاب خیلی طولانی را ندارد ، این کتاب حدودا 300 صفحه ای پیشنهاد خوبی است . چرا که گامبریچ در این کتاب با دیدگاه هنری خودش به بررسی جهان پرداخته و همین ، خواندن کتاب را شیرین می کند .خیلی سخته که بخوام بهترین کتابی که تو عمرم خوندم رو انتخاب کنم  اما رمان های رومن گاری خصوصا خداحافظ گری کوپر را خیلی دوست دارم و پیشنهاد می کنم حتما بخوانید .

 

پیشنهاد کتاب از احمد پوری :

این روزها كتاب «افسانه های ایتالیایی» را با گردآوری نویسنده بزرگ معاصر ایتالو كالوینو كه در سال 1985 از دنیا رفت، در دست دارم. این كتاب را روانشاد محسن ابراهیم ترجمه كرده و نشر مركز آن را چاپ كرده است. هر بار با مراجعه به آن چند افسانه كوتاه از آن را می خوانم و بار دیگر حتی برای لحظه ای هم كه شده در دنیای رویاها و ممكن ها سیری می كنم.این كتاب را به همه آنهایی كه از رخت بربستن فانتزی از ادبیات امروز دل خوشی ندارند و دنبال دریچه ای هستند برای نفس كشیدن و لحظه ای دور بودن از چهره در سركه شسته زندگی پرملال، توصیه می كنم.

پیشنهاد کتاب از ابوتراب خسروی :

ابوتراب خسروی نویسنده کتابهایی مانند "رود راوی"، "هاویه"، "دیوان سومنات" و "اسفار کاتبان" خواندن رمانهای نویسندگان کلاسیکی مانند تولستوی و داستایفسکی را در نوروز خواندنی و لذتبخش توصیف کرد. وی یادآور شد: فکر می کنم در ایامی مانند نوروز، لذت بخش ترین نوع ادبی برای مطالعه، رمانهای کلاسیک است. رمانهایی مانند جنگ و صلح و آناکارنینا ( لئو تولستوی) یا جنایت و مکافات و برادران کارامازوف ( فئودور داستایفسکی) هم داستان جذابی دارند و هم در برخی از آنها تاریخ به شکلی خواندنی و تاثیرگذار روایت شده است .  البته من در چنین ایامی خواندن آثار جامعه شناختی، فلسفی و تاریخی را هم سودبخش و خواندنی می دانم.

پیشنهاد کتاب از اسدالله امرایی:

اسدالله امرایی مترجم و منتقد ادبی گفت : بهترین کتابی که سال گذشته خوانده ام مجموعه داستان "نقشه هایت را بسوزان" با ترجمه مژده دقیقی و "برف سیاه" میخائیل بولگاکف با ترجمه احمد پوری بودند. کتاب "برج بلور"؛ داستانهای کوتاه از امریکای لاتین و " دریا" نوشته جان بنویل با ترجمه خودم هم بسیار جالب می باشند . همچنین "سیاهاب" نوشته جویس کرول اوتس با ترجمه مهدی غبرایی، "کافه پری دریایی" نوشته میترا الیاتی، "نگران نباش" نوشته مهسا محب علی، "گوساله سرگردان" نوشته مجید قیصری، "اژدها کشان" نوشته یوسف علیخانی، "تو میگی من اونو کشتم" نوشته احمد غلامی، "من قاتل پسرتان هستم" نوشته احمد دهقان، "اعتماد" نوشته آریل دورفمن با ترجمه عبدالله کوثری، "شورش خرگوش ها" نوشته آریل دورفمن با ترجمه امیلی امرایی، "صورتکهای تسلیم" نوشته محمد ایوبی و"اشتباه قشنگ" نوشته مجید دانش آراسته. بی نیاز "فرار کن خرگوش" جان آپدایک از دیگر پیشنهادات من است  .

پیشنهاد کتاب از فتح الله بی نیاز :

فتح الله بی نیاز نویسنده و منتقد ادبی نیز گفت: در سال 87 حدود 85 رمان خواندم که از این میان می توانم 8 کتاب را که برایم جذاب بود، برای مطالعه در نوروز پیشنهاد کنم. اگر اشتباه نکنم تعداد کتابهایی که امسال خواندم حدود 85 جلد بود . از جمله این کتابها می توانم به شادی در آسمان (فردینان رامو)، ناشناخته ماندگان (پاتریک مودیانو)، مرد در بند (منتخب داستان های اروپا)، تونل (ارنستو ساباتو)، کاناپه قرمز (میشل لبر)، رز گریه کرد (مجموعه داستانی از ویلیام ترور) زنگبار یا دلیل آخر (آلفرد آندرش)، گورستان اهل فرنگ (ریچارد دولینگ) و دلتنگی (آلبرتو موراویا) اشاره کنم. اشتیاق (مجموعه داستانهای کوتاه آمریکایی) هجوم دوباره مرگ (ژوزه ساراماگو)، از کافکا تا گراس (مجموعه داستان)، فرزند پنجم (دوریس لسینگ)، برف سیاه (میخائیل بولگاکف)، تعطیلات پایان هفته در گواتمالا (میگل آنخل آستوریاس)، زن و شوهر واقعی (منتخب داستان های آفریقا)، شناختی از هرمان هسه، خانه و جهان (تاگور)، آب خوردن مورچه(یاشار کمال) و فرار کن خرگوش (جان آپدایک) هم دیگر کتابهایی است که خواندنشان برایم جذاب بود.

پیشنهاد کتاب از دکتر شمس :

این نویسنده، شاعر و روزنامه نگار گفت: کتابهای برگزیده جشنواره های مختلف در سال گذشته را بهترین گزینه برای مطالعه در نوروز امسال می دانم. کتابهای "طبقه هفتم غربی" و "پسرک کرم به دوش" را به نوجوانان برای مطالعه در نوروز پیشنهاد می کنم. مجموعه کتاب "سفید برفی" اثر دونالد بارتلمی در حوزه ادبیات بزرگسال هم از آثار قابل توجه برای مطالعه در این ایام است . کتاب "تارک دنیا مورد نیاز است" اثر میک جکسون با ترجمه گلاره اسدی آملی و کار جدید ریچارد براتیگان "باد ما را با خود نخواهد برد" نیز دیگر آثار خواندنی هستند. کتاب "کافه زیر دریا" اثر استفانو بننی با ترجمه رضا قیصریه هم از کتاب های خوب برای مطالعه در نوروز است که ساختار روایی خاصی دارد و موضوعات را بسیار شیرین بیان کرده است.

پیشنهاد شهرام اقبال زاده :

دبیر انجمن نویسندگان کودک و نوجوان گفت: سال گذشته آثار بسیار خوبی داشته ایم که انتخاب از میان آنها دشوار است اما آثار احمدرضا احمدی را گزینه مناسبی برای مطالعه کودکان و نوجوانان می دانم . همچنین رمان "لالایی برای دختر مرده" اثر حمیدرضا شاه آبادی که یک روایت داستانی است و از تکنیک امروزی قوی برخوردار است،کتاب "پرنده بی آشیان" ترجمه شهلا انتظاریان نیز گزینه مناسب دیگری برای مطالعه در تعطیلات نوروزی است. کتابهای رضی هیرمندی و شل سیلور استاین در حوزه طنز نیز گزینه های مناسبی برای مطالعه هستند. همچنین کتابهای "تخیل مکالمه ای" اثر باختین، "ادبیات شفاهی" نوشته سلیمه جواهری و کتاب گاندی که در عین حال که تاریخی است یک روایت داستانی را بیان می کند گزینه های دیگر مطالعه خواهند بود .

منبع : ماهنامه پارسوما، سینمابوک





نوع مطلب : سروش صحت، 
برچسب ها : سروش صحت، احمد پوری، ابوتراب خسروی، اسدالله امرایی، فتح الله بی نیاز، دکتر شمس، شهرام اقبال زاده،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 6 فروردین 1391
رضا طهماسب
عادل فردوسی پور ، سه مهمان ویژه و غیر فوتبالی در برنامه نود داشت.مهمانانی که کسی نمی توانست در ابتدا  نام آنها را حدس بزند. رامبد جوان،حبیب رضایی و سروش صحت سه بازیگر سریال های طنز ایران بودند که برای دقایقی در برنامه نود حاضر شدند. در ابتدای حضور این چهره های سینمایی قبل از اینکه عادل فردوسی پور حرفی بزند خود آنها به حرف آمدند و قدرت اجرا را از دست مجری برنامه نود گرفتند.در زیر گزیده ای از شیطنت هایی که این سه هنرمند در برنامه نود انجام دادند را می خوانید:


رامبد جوان :
* از ما دعوت کردند که به نود بیاییم و ما هم با کله آمدیم،به هرکس می گفتیم امشب می خواهیم برویم نود می گفت عدد ها را قاطی نکردید؟شاید شما را به برنامه هفت دعوت کرده اند!؟
*چرا کاغذ های باطله جلوی ما گذاشتید آقای فردوسی پور.
*بچه ها عادل داره با من حرف می زنه
*ای وای،این مانیتور برنامه نود که برنده ها را اعلام می کند سالم است و کار می کند.
*من و عادل هم مدرسه ای بودیم اما همدیگر را نمی شناختیم.
*من جای فردوسی پور هستم،چقدر حال می دهد.(رامبد جوان برای دقایقی روی صندلی فردوسی پور نشست.)
*پدر من پرسپولیسی بوده و من هم پرسپولیسی هستم.
*عادل می شود از لیوانت آب بخورم؟
*به تو افتخار می کنیم عادل فردوسی پور
*کسی نمی آید پیراهن ما را بخرد؟(در واکنش به فروش 14 میلیونی پیراهن و کفش ایمون زاید)
*بچه ها فردوسی پور به خودش هم رحم نمی کند.عادل تو نابغه ای.
*نود بهترین برنامه صدا و سیما است که افت نکرده و همیشه رو به بالا بوده.
سروش صحت :
*برنامه نود مثل رفتن به کره ماه است.ما به این برنامه آمدیم،پس به کره ماه هم می رویم.
*همه در ایران نودی هستند.ما خودمان را می کشیم کسی فیلم های ما را نمی بیند اما شما برنامه نمی سازید و همه می بینند!
*خیلی شبیه سینما است؛درام دارد،تراژدی هم همین طور.
*من طرفدار تیم سپاهان،مس سرچشمه و تراکتورسازی هستم.
*در عمرم اینقدر تماس و پیامک نداشتم،اما تا آمدم نود همه به من پیامک زده اند.
*جعفری به من اس ام اس داده و گفته که خیلی خوب بودی!
*ما از برنامه ات نمی رویم،نمی شود همین جا بمانیم؟
حبیب رضایی :
*چرا ما را به نود دعوت کردید؟من همیشه دوست داشتم دوستان نادیده شما در پشت صحنه را ببینم.همان هایی که گره گشای همه چیز هستند و جهان را به هم می ریزند.مثل دوست قلعه نویی که علی بود اینجا کلی علی وجود دارد.همه آنها با یک نگاه شما کارها را انجام می دهند.
*از همین جا به پدر و مادرم،خاله ام و همه سلام می کنم.
*فروش پیراهن قلابی به هوادار پرسپولیس کار فاجعه آمیزی بود.
*تعدا پیامک هایی که می زنند تعداد همراهان شما است.
*عادل خیلی تیز هوش هستی.آتو دست کسی نمی دهی.به قیمت قطع شدن برنامه ات در کنار مردم و برنامه ات ایستاده ای.
*از تو و همه همکارانت تشکر می کنم.ما قدر این کارها و برنامه های تو را می دانیم.
*بچه ها وقتی عادل می گوید یک آیتم ببینیم یعنی اینکه ما خراب کردیم.
*آقای پورمحمدی می شود به عادل فردوسی پورکمی وقت بدهید؟برنامه های دیگر تلویزیون خوب نیست.
*عادل میای بازیگر بشی؟

 

برنامه با ورود این سه مهمان عجیب!!!!! وارد فاز دیگری شد و حوادث و اتفاقات عجیب و بسیار جالب و هیجان انگیزی را به دنبال داشت
گاهی با آمدن به جلوی تلویزیون و اجرای مسابقه پیامکی…گاهی با نشستن به جای عادل فردوسی پور..گاهی با خارج شدن از کادر تلویزیون و گاهی با حرکات و صحبتهای خودشون فضای برنامه را دگرگون کردند!!!!
در کل می توان گفت که این هفته برنامه نود یه برنامه کاملا استثنایی را به دنبال داشت.
در ادامه عادل فردوسی پور به پخش کلیپهایی از حوادثی و اتفاقاتی که در طول سال ۹۰ به خصوص در فوتبال و برنامه نود رخ داده بود به صورت کلیپهایی ۳ یا ۵ یا ۲ دقیقه ای اقدام نمود که هر کدام خاطره هایی را زنده میکرد…از حرکات فیروز کریمی- گریه های مایلی کهن- دعواهایی که بین برخی کارشناسان برنامه رخ میداد—برخی از تلفن هاییی که به برنامه میشد و خلاصه هر چیزی که به نوعی جالب بود را در این کلیپها به نمایش گذاشته شد که به نوعی حوادث این سال پرماجرا را مجدد یاد اوری میکرد!
در بخشی از برنامه نیز یک مهمان تلفنی داشتند که مجدد مسائل انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال مطرح شد و قول داده شد که هرچه سریعتر به این مسئله رسیدگی شود.
در این برنامه طبق روال همیشه یک سوال پیامکی مطرح شد
آیا از برنامه نود در سال ۹۰ راضی بودی؟ ۱- بلی ۲- خیر
که همانطور که حدس زده میشد گزینه اول با بیش از ۹۵ درصد توسط بینندگان انتخاب شد!!
یک قرعه کشی مجزا هم برگزار شد بین کسانی که حداقل در ۹۰ درصد مسابقات پیامکی شرکت کرده بودن که با حضور مهمان ویژه این برنامه گاها لبخند را بر لبان همه ایرانیانی که تا دیروقت پای این برنامه نشسته بودند قرار میداد!





نوع مطلب : رامبد جوان، سروش صحت، 
برچسب ها : سروش صحت، رامبد جوان، عادل فردوسی پور، حبیب رضایی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 1 فروردین 1391
رضا طهماسب

به هیکل ورزشکاری اش نگاه نکنید، هرچند ورزش همیشه یکی از برنامه های ثابت روزانه اش بوده، اما حسابی اهل شکم است. بله؛ سروش صحت یک کباب خور حرفه ای است. چند روز پیش بود که خبر آشپزی اش در برنامه «بفرمایید شام ایرانی» در همه مجلات و روزنامه ها چاپ شد...


به گزارش سه نسل به نقل از هفت صبح , به هیکل ورزشکاری اش نگاه نکنید، هرچند ورزش همیشه یکی از برنامه های ثابت روزانه اش بوده، اما حسابی اهل شکم است. بله؛ سروش صحت یک کباب خور حرفه ای است.

سروش صحت: آشپز نه ولی غذاخور خوبیم! + عکس

چند روز پیش بود که خبر آشپزی اش در برنامه «بفرمایید شام ایرانی» در همه مجلات و روزنامه ها چاپ شد؛ همین خبر بهانه ای شد، به سراغش رفتیم تا به یکی از قدیمی ترین رستوران های تهران در بازار برویم، ناهار بخوریم و گپ بزنیم.

از پله های مسجد امام پایین می رویم. وارد یکی از گذرهای پرحجره بازار می شویم و بالاخره به چلوکبابی معروف می رسیم. با آن سردر قدیمی اش با حال و حوای وسط بازار هماهنگ است. از چند تا پله پایین می رویم و وارد رستوران قدیمی که دیوارهایش با کاشی های آبی تزئین شده می شویم. انگار دیر رسیدیم.

کسبه بازار و خریداران همه میز و صندلی ها را پر کرده اند. کمی باید بایستیم تا میز خالی شود. صندوق دار می گوید: «کباب هایمان تمام است فقط جوجه مانده.» اینجا متوجه می شویم که او یک کباب خور تمام عیار است چون قیافه اش درهم می رود و می گوید: «جوجه خالی که فایده نداره.»

شهرت اگر همه جا هم به درد نخورد اینجور جاها کار راه انداز است. صندوق دار قول می دهد برایمان دو پرس هم کباب بیاورد. بالاخره یک میز خالی می شود و بلافاصله غذاهایمان می رسد. یکی از گارسون ها مدام به میزمان سرکشی می کند و مراقب است کم و کسری نداشته باشیم. اینجا گفت و گوی ما با سروش صحت به عنوان یک غذادوست حرفه ای شروع می شود.

سروش صحت: آشپز نه ولی غذاخور خوبیم! + عکس

*معمولا به رستوران های لوکس می روید؟

اتفاقا یک جورهایی جاهای غیرلوکس را ترجیح می دهم. البته جاهایی که غذای خوب سرو می کنند، نه جاهای غیرلوکسی که غذای شان هم بد است. یعنی غذا برایم مهم تر از فضا است. مثلا اینجا فضای خوبی دارد یا رستوران حسن رشتی هم قبلا فضای خوبی داشت ولی الان دیگر آن فضا را ندارد.

*منظورت از فضای خوب چیست؟

فضایی که در آن همه چیز سر جای خودش و درست باشد فضای خوبی است. مثلا اینجا فضا دارد. همه چیز اینجا سر جای خودش است اما تابلویی که به آن ساختمان قدیمی چسبیده بود را یادت هست شاید آن تابلو به صورت مستقل و مفرد تابلوی زشتی نباشد حتی اگر روی یک ساختمان نوساز نصب شود اگر نگوییم زشت است می توانیم بگوییم معمولی است اما این تابلو برای یک بنای ۱۰۰ ساله وصله ناجور است. مثلا اگر اینجا پیتزا سرو شود به آدم نمی چسبد چون پیتزا با فضای اینجا سازگار نیست.

*چه غذایی را بیشتر دوست دارید؟

من همه جور غذا را دوست دارم. خیلی هم با لذت غذا می خروم. اما بعضی غذاها را بیشتر دوست دارم مثلا غذاهای محلی مثل باقلاقاتوق، میرزا قاسمی، بریونی و ماهی کباب جنوب را خیلی دوست دارم اما در کل باید بگویم اصولا غذا دوست دارم. (می خندد)

*غذاهای جدید را هم تجربه می کنید یا از آن دسته آدم هایی هستید که از طعم های جدید فرار می کنند؟

نه اتفاقا عاشق این هستم که غذاهای جدید را تجربه کنم.

*طرز تهیه اش هم برایت مهم است؟

اصلا برایم اهمیت ندارد چون آشپز خوبی نیستم؛ غذاخور خوبی هستم.

*زمانی که در کرمان دانشجو بودید چه کار می کردید؟

هر جایی که غذای خوب داشت بلد بودم، همه غذاهای خوب و ارزان هم غذاهای خوب و گران. مثلا در ترمینال کرمان یک قهوه خانه بود که کتلت هم داشت. کتلتش هم خیلی ارزان بود هم خیلی خوشمزه. یا یک چلوکبابی توی کرمان بود به اسم «نوبهار»، کرمونی ها همه می شناسند، بهترین چلوگوشت ایران را داشت. چلوگوشت با روغن حیوانی. فضایش مثل اینجا بود اما بیشتر مشتری هایش غذا را می گرفتند و می بردند.

*یعنی خودتان در دوران دانشجویی آشپزی نکردید؟

هیچ وقت. همیشه توی سلف غذا می خوردم. خیلی هم دوست داشتم. غذای خوشمزه خیلی خوشحالم می کند، مثلا از اینکه امروز این کباب را می خورم خیلی خوشحال شدم، اگر فقط جوجه بود غر می زدم.

*پس اصلا ادعای آشپزی ندارید؟

اصلا بلد نیستم.

*یعنی هیچ وقت چیزی درست نکردید؟

چرا ولی اسمش غذا نیست. نیمرو، املت، سوسیس سرخ کرده و...

*غذایی هست که حس کودکی را در شما زنده کند؟

برنج پر کره. طعم روغن حیواین را هم بی نهایت دوست دارم، اما الان دیگه نمی خورم. ته چین هم غذایی است که مرا یاد مادرم می اندازد. خیلی خوب ته چین درست می کرد.

سروش صحت: آشپز نه ولی غذاخور خوبیم! + عکس

*در دوره های مختلف زندگی تان، یعنی زمانی که اصفهان بودید، زمانی که کرمان دانشجو بودید و حالا، بیشترین غذاهای بیرون را کجا خورده اید؟

قبل از اینکه دانشگاه برومیتزا خیلی دوست داشتم. دوتا پیتزافروشی در اصفهان بود که یک ی از آنها الان دیگر وجود ندارد. دومی اسمش خانه پیتزا بود. پیتزافروشی دیگری هم بود که اسمش یادم نیست، در خیابان نظر بود اما کرمان که بودم بیشترین غذا را در سلف دانشگاه خوردم. یک رستوران هم به نام «هزار و یک شب» بود که زید می رفتم آنجا. کرمان یک رستوران معروف دیگر هم داشت به نام «رستوران بزرگ کرمان» که سالی یک بار هم آنجا می رفتیم. جایی که الان زیاد علاقه دارم بروم «حسن رشتی» است. یک جگرکی هم در خیابان مطهری است که خیلی جای خوبی است. یک رستوران خیلی کوچک هم طرف های کریم خان است که خیلی دوستش دارم، سه نفر بیشتر آنجا جا نمی شود، بیشتر بیرون غذا می دهد.

*هیچ وقت دلتان نمی خواست که یک رستوران داشته باشید؟

خیلی، اما دلم نمی خواست تویش کار کنم، دلم می خواست مال من بود.

*مال خودتان بود فقط برای اینکه آنجا غذا بخورید؟

نه، پولش مال من می شد من هم از آنجا استفاده می کردم و غذای خوب به مردم می دادم. مردم اینجا برای غذای خوب زیاد پول می دهند. مثلا توی مشهد یک رستوران هست به نام «پسران کریم» غذاهایش خیلی گران است اما همیشه شلوغ است چون غذایش خوب است.

*کسانی که موقع غذاخوردن کنارتان هستند روی اشتهایتان تاثیر می گذارند؟

اگر بد غذا بخورند اصلا ناراحت نمی شوم اگر چیزهایی تعریف کنند که حال به هم زن باشد روی غذا خوردنم تاثیر ندارد اما از زشت غذاخوردن واقعا خوشم نمی آید. از کساین که غذا از دهان شان می ریزد یا موقع خوردن دهان شان باز است و ملچ ملچ می کنند خوشم نمی آید ولی بقیه چیزها برایم مهم نیست.

*به کله پاچه هم علاقه دارید؟

زیاد. طباخی های زیادی می رفتم ولی الان بیشتر می روم طباخی نزدیک خانه مان. جمعه ها اگر صبح زود از خواب بیدار شوم حتما یا حلیم می خورم یا کله پاچه.

*با این حساب انگار غذایی نیست که دوست نداشته باشید.

غذاهایی که دوست ندارم تعدادشان کم است. مثلا خورشت آلو می خورم ولی دوست ندارم. خورشت به هم همین طور. مثلا با اینکه سیراب شیردان دوست دارم جگر سفید دوست ندارم. فقط این طعم ها را دوست ندارم، مابقی غذاها عالم را می خورم. حالا بگذار بگویم چه چیزهایی را خیلی دوست دارم. بادمجان از محبوب ترین غذاهای زندگی ام است. خورشت بادمجان، خوراک بادمجان، بورانی بادمجان، سوسیس تخم مرغ را هم که فکر می کنم همه دوست دارند.

*چند وقت یک بار سراغ دیزی می روی؟

هر وقت بشود. حساب کتاب ندارد. هفته ای یک بار یا شاید دو هفته یک بار. من زیاد غذا می خورم هر وقت هم هوس کنم می روم می خورم حتی اگر مسیرش دور باشد.

*حالا که آنقدر غذا دوست دارید برای آنکه بدن تان روی فرم بماند چه کار می کنید؟

دیدی که گفتم کره دوست دارم اما نخوردم.





نوع مطلب : سروش صحت، 
برچسب ها : سروش صحت،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 18 بهمن 1390
سارا محمدی
 

مصاحبه مریلا زارعی و سروش صحت درباره فیلم «خوابم می‌آد»

 فیلم سینمایی«خوابم می‌آد» اثری از رضا عطاران کارگردان دوست داشتنی و موفق سینمای ایران است که در سی امین جشنواره فیلم فجر نیز حضور دارد

امروز برای شما بازدیدکنندگان عزیز کولاک مصاحبه مریلا زارعی و سروش صحت بازیگران سینمای ایران درباره فیلم « خوابم می‌آد » آماده شده است

مریلا زارعی در مورد تجربه حضور در این فیلم به خبرنگار ستاد خبری جشنواره سی‌ام فیلم فجر گفت: من نقش یک دختر پاستیل فروش را در این فیلم بازی می‌کنم.
وی ادامه داد: در گذشته به عنوان بازیگر کار با رضا عطاران را در دو کار سینمایی تجربه کرده بودم و طی این دو کار به شناختی از او رسیدم که حاصلش این شد که وقتی وی در مقام کارگردان به من پیشنهاد همکاری داد، با اعتماد کامل این پیشنهاد را بپذیرم. همکاری با رضا عطاران در مقام بازیگر همیشه برایم دلپذیر بود و در این فیلم، هزاران بار بیشتر چرا که هم بازیگر مقابلم بود، هم کارگردان فیلم «خوابم می‌آد».
این بازیگر سینما همچنین افزود: با آرامش کامل در خدمت کار بودم که این آرامش؛ حاصل اطمینانی بود که به رضا عطاران داشتم. در یک کلام، باید بگویم عطاران نابغه است. یک آرتیست دوست داشتنی و مسلط به کارخود. او به لحظه‌های ناب وقوف کامل دارد و کاملا می‌داند که چه می‌خواهد و به لحاظ هدایت بازیگر که فوق‌العاده است.
بازیگر فیلم «جدایی نادر از سیمین» در جشنواره سی‌ام حضور متفاوتی را در فیلم‌های مختلف دارد. او درباره تفاوت نقشی که «خوابم می‌آد» و «خرس» به کارگردانی خسرو معصومی توضیح داد: اساسا خود این دو فیلم فضاهای متفاوتی دارند؛ داستان‌های متفاوتی دارند؛ اصلا دغدغه‌های‌شان با هم متفاوت است و بالطبع شخصیت‌هایی که من بازی کردم، از نظر خاستگاه، اندیشه، طبقه و حتی سن و سال‌ با هم فرق می‌کنند.
برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر با تاکید بر اعتماد تهیه کنندگان به فیلمسازان اولی و در خصوص سهم آنها در به ثمر رسیدن یک فیلم خاطرنشان کرد: در این وانفسا؛ کسانی که به عنوان تهیه کننده کارگردانان فیلم اولی در سینما حضور پیدا می‌کنند، سهمی به‌سزا در شکوفایی استعدادهای این سرزمین دارند. به‌همین منظور یک تشکر به تهیه‌کنندگان خوبم بدهکارم و امیدوارم وقتی در فضای آرام و با دلی شاد در کنار دوستداران این رویداد فرهنگی فیلم را به تماشا نشستیم؛ با رضایت؛ سالن سینما را به نمایش فیلم دیگر بسپاریم.
سروش صحت یکی دیگر از بازیگران «خوابم نمی‌آد» نیز در مورد تجربه کار با رضا عطاران به خبرنگار ستاد خبری جشنواره سی‌ام فیلم فجر گفت: همکاری با عطاران برای من بسیار لذت بخش بود. او روی کار خیلی تسلط داشت و فضای دوستانه و شادی به وجود آورده بود و گروه را با آرامش راهنمایی کرد.
وی در ادامه افزود: فیلمنامه این کار به صورت کامل به دست من رسید و به جز بازی دخالتی در فیلمنامه کار نداشتم. فیلم، یک طنز اجتماعی شیرین است که عطاران در فیلمنامه به‌درستی به آن پرداخته است.
رضا عطاران که پیش از این به عنوان بازیگر در دوره‌های مختلف جشنواره فیلم فجر، حضور داشته است، امسال با «خوابم می‌آد» بخش مسابقه سینمای ایران حضور دارد.
داستان این فیلم در مورد معلمی ساده و درستکار است که به سن میانسالی رسیده در برقراری ارتباط با زن‌ها دچار مشکل است. او با دختری پاستیل فروش آشنا می‌شود که برای پیوند کلیه خواهرش با مشکل روبرو است و رضا را ترغیب به کارهایی می‌کند که باب میلش نیست.
سایر عوامل این فیلم عبارتند از: تهیه کننده : محمدرضا تخت‌کشیان، جواد فرحانی، فیلمنامه: احمد رفیع زاده، فیلم‌بردار: هومن بهمنش، تدوین: رضا عطاران، محمد توکلی، موسیقی متن: حمید صدری، صدابردار: فرشید احمدی، صداگذار: حسین ابوالصدق، طراحی صحنه و لباس: حسین عالی نژاد.
بازیگران: رضا عطاران، اکبر عبدی، سروش صحت، حسین محب اهری، اصغر سمسارزاده، مریلا زارعی و ویشکا آسایش.





نوع مطلب : سروش صحت، رضا عطاران، 
برچسب ها : سروش صحت، مریلا زارعی، اکبر عبدی، رضا عطاران،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 14 بهمن 1390
سارا محمدی


( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic