سایت سروش صحت و رضا عطاران
طنز مطبوعاتی، طنز تلویزیونی، کمدی
درباره وبلاگ


همه چیز درباره سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی
مطالب منتشره در این وبلاگ اکثرا طنز هستند و نیازی به واکنش‌های تارانتینویی نیست. لطفا آرامش خود را حفظ کنید. بازنشر مطالب این وبلاگ در سایت، کتاب یا وبلاگ دیگر، بدون کسب اجازه از نویسندگان ممنوع می‌باشد.



مدیر وبلاگ : فرشته نعیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
بهترین سریال طنز آمریکایی کدام است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فیلمنامه نویس ستاره

 

::  پیمان قاسم خانی  ::

 

 

فیلم نیوز: فیلمنامه هایی که پیمان قاسم خانی نوشته، همانند هر فیلمنامه و اثری هنری، هیچکدام بدون ایراد نیستند و گاه از سطح انتظارهای پدید آمده از او نیز پایین تر بوده اند. اما مرور کلی کارنامه پیمان قاسم خانی و میزان استقبالی که از کارهایش شده، ثابت می کند که او به عنوان یکی از اندک فیلمنامه نویسان مستقل سینمای ایران بیش از دیگر همتایان خود نزد تولیدکنندگان فیلم ها و مجموعه ها محبوب است و البته در میان عامه مخاطبان فیلم بین ایرانی نیز به عنوان چهره ای با ذوق شناخته می شود.

در چند دهه گذشته با نگاه به بالا رفتن سطح کیفی کارگردانی، فیلمبرداری، تدوین، ساخت موسیقی متن، استفاده از صدای سر صحنه و حتی رفتن به سوی بهره گیری از جلوه های ویژه دیداری مطابق با حداقل استانداردهای روز و نیز مهم شدن موضوع بازیگری در سینمای ما، این ادعا و باور بسیاری از کارشناسان و منتقدان که "دلیل مهم نرسیدن سینما و تلویزیون ایران به سطح استانداردهای جهانی همواره ضعف در فیلمنامه بوده و هست" روز به روز رنگ و بویی جدی تر به خود می گیرد.

اگر آثار سینمای تجاری را در برهه های زمانی گوناگون کنار بگذاریم، متاسفانه می بینیم که بسیاری از فیلمهای مهم و شاخص سینمای ایران، با فیلمنامه ای از خود کارگردانانشان جلوی دوربین رفته اند که این به درک نادرست بسیاری از همان فیلمسازان از "نگره مولف" بازمی گردد. با این وجود در یکی دو دهه اخیر فیلمنامه نویسان مستقل و حرفه ای کم کم توانسته اند جایگاه فن/ هنر فیلمنامه نویسی را در سینما و حتی تلویزیون ایران جا بیندازند; هرچند که هنوز بانیان تولید فیلم و سریال در ایران به فیلمنامه به چشم یک کودک سر راهی و عنصر نه چندان مهم نگاه می کنند و دستمزدی هم که برای آن می پردازند، گاه رقمی در حد شوخی است.

اما اگر بخواهیم اندک فیلمنامه نویسان موفق سینما و تلویزیون کشورمان را در یکی دو دهه اخیر معرفی کنیم، بدون تردید پیمان قاسم خانی یکی از گزینه های اصلی است.

در نیمه نخست دهه هفتاد خورشیدی کمتر کسی از پیگیران و کارشناسان سینمای ایران گمان می کرد که فیلمنامه نویس کارهای آن دوره ابوالحسن داوودی همانند "من زمین را دوست دارم" (1372) و "بوی خوش زندگی" (1373)، یک دهه بعد به چهره شناخته شده این عرصه تبدیل شود؛ به گونه ای که خیلی از سینماروهای ایرانی دوست داشته باشند برای کارهایی که از روی فیلمنامه های او ساخته می شوند، در گیشه پول بپردازند و به سالن های سینما بروند.

هم "بوی خوش زندگی" و هم "من زمین را دوست دارم" که در ردیف دیگر کارهای فانتزی/ کمیک داوودی در آن سالها ("سفر جادویی" و "جیب برها به بهشت نمی روند") قرار می گرفتند، فیلم هایی نبودند که قاسمخانی را به عنوان یک فیلمنامه نویس بااستعداد معرفی کنند. هرچند که می شد ردپای شیطنت های همیشگی قاسم خانی در استفاده از موقعیت های ناب و ویژه کمیک/ فانتزی را در برخی جزییات داستانی این دو اثر سینمایی پیدا کرد.

پیمان قاسم خانی پس از یک تجربه بازیگری نه چندان موفق در "عاشقانه" (علیرضا داوودنژاد، 1374) با نگارش فیلمنامه "دختری با کفش های کتانی" (رسول صدر عاملی، 1377) جایگاه خود را به عنوان یک فیلمنامه نویس حرفه ای تثبیت کرد. با اینکه در مرحله نگارش فیلمنامه "دختری با کفشهای کتانی" صدرعاملی از فریدون فرهودی خواست که نسخه ای جدید بر فیلمنامه قاسم خانی بنویسد و بخش هایی را به داستان بیفزاید، اما نتیجه کم و بیش کاری یک دست از آب درآمد که برای زمان خودش فیلمی جسورانه به شمار می رفت و البته الگویی برای سازندگان فیلم های تین ایجری شد که در ظاهر داعیه اجتماعی بودن داشتند، اما هدفشان بیشتر فتح گیشه بود.

"نان و عشق و موتور هزار" (ابوالحسن داوودی، 1380)، به عنوان یکی از موفق ترین کمدی های یک دهه گذشته، نشان داد که فیلمنامه های قاسمخانی جدا از رعایت حداقل استانداردهای ژانر کمدی و دوری از لودگی های معمول، می تواند عامه مخاطبان را نیز به سینماها بکشاند.

"نان و عشق و موتور هزار" با بهره گیری از مولفه های حاکم بر فیلمفارسی ها، خود فیلمفارسی ها را دست می انداخت و جدا از آن نگاهی تازه و بسیار کمیک نسبت به رویدادهای سیاسی و اجتماعی دوران خودش داشت; نگاهی بسیار دلنشین تر از فیلم های جدی ساخته شده در آن برهه که سازندگانشان گمان می کردند با آنها دارند برگی جدید در سینمای سیاسی کشورمان ورق می زنند.

"مارمولک" (کمال تبریزی، 1382)، که بی شک یکی از فیلمهای جنجالی دهه هشتاد خورشیدی بود، قاسم خانی را تا جایگاه یک ستاره در میان فیلمنامه نویسان مستقل سینمای ایران بالا برد.

در زمان اکران "مارمولک" جنجال هایی قابل پیش بینی پیرامونش پدید آمد؛ زیرا بسیاری فیلم و شوخی هایش را گذری جسورانه از خط قرمزها می پنداشتند.
اما اکنون که ده سال از زمان ساخت فیلم گذشته و از آن هیاهوها دور شده ایم، می توان ادعا کرد که "مارمولک" در خدمت همان نگاه سفارشی حاکم ساخته شد و اتفاقا برخلاف آن ادعاها لحن و پایانی محافظه کارانه داشت و پا را از دایره موضوعه ای ممنوع فراتر نگذاشته بود.

با این وجود دلیل موفقیت فیلم تبریزی نزد عامه تماشاگران نخست به نقش آفرینی درخشان پرویز پرستویی بازمی گشت و سپس ریشه در فیلمنامه قاسم خانی داشت که به خوبی مولفه های کمدی کلام را با کمدی موقعیت در هم آمیخته بود. هرچند که فیلمنامه از دید حجم بالای رویدادهای تصادفی و نیز برقراری یک منطق علی و معلولی میان برخی موقعیت هایش کاستی هایی نیز داشت.

"پوکر" نخستین فیلمنامه جدی پیمان قاسم خانی بود که بسیاری آن را بهترین فیلمنامه تاریخ سینمای ایران می دانستند. اما این فیلمنامه پس از چند بار دست به دست شدن میان کارگردان های نام آشنای سینما، به کاظم راست گفتار رسید و او نیز با تغییراتی فراوان آن را با نام "نقاب" جلوی دوربین برد و روانه اکران کرد.

با اینکه فیلم در همان سر و شکل تغییر یافته فیلمنامه اش با کاستی هایی روایی همراه بود، اما همچنان داستانی مخاطب پسند و جاندار داشت. هرچند که خود قاسم خانی هنوز هم از به هدر رفتن آن فیلمنامه سخن می گوید. "سن پترزبورگ" (بهروز افخمی، 1388) و "ورود آقایان ممنوع" (رامبد جوان، 1389) دیگر فیلمنامه های قاسم خانی در نیمه دوم دهه هشتاد خورشیدی بودند که سطح کیفی خوبشان باز هم ثابت کرد که او بهترین گزینه برای نوشتن فیلمنامه هایی کمدی در بدنه سینمای ایران است.

پیمان قاسم خانی که فیلمنامه "سن پترزبورگ" را با همکاری برادرش، محراب نوشته بود، در این فیلم بار دیگر به طبع آزمایی در زمینه بازیگری دست زد و در کنار محسن تنابنده قرار گرفت. آن دو در کنار هم مکمل خوبی شدند و یکی از بهترین زوج های مردانه سینمای ایران در این سال ها را تشکیل دادند.

"سن پترزبورگ" از آن ایده های قاسم خانی وار داشت (نوه تزار از کار درآمدن یک دزد آسمان جل) که البته در اجرا نتوانسته بود تمام قابلیت های دراماتیک و ایده های بامزه فیلمنامه قاسمخانی را به خوبی پیاده کند.

"ورود آقایان ممنوع" به مدد فیلمنامه قاسم خانی که از همان الگوی کلیشه ای اما همیشه جذاب رویارویی دو شخصیت متضاد با هم در یک مکان بهره گرفته، به کاری قابل قبول و البته نه بدون ایراد در زمینه سینمای کمدی از کار درآمده و می تواند نمونه ای باشد در برابر به اصطلاح کمدی های سخیفی که این روزها پرده سینماها را اشغال کرده اند.

به همین دلیل بسیاری، از هم اکنون سومین تجربه سینمایی رامبد جوان را از بخت های نخست رسیدن به صدر جدول فروش اکران امسال می دانند.
البته قاسم خانی به جز "ورود آقایان ممنوع" فیلم دیگری را هم در جدول اکران سال جاری خواهد داشت و آن "شش و بش"، نخستین کار سینمایی بهمن گودرزی است که فیلمنامه اش را محمدرضا گلزار نوشته و قاسم خانی آن را بازنویسی کرده و باز روی این فیلم نیز مانور تبلیغاتی خوبی برای کسب بالاهای جدول فروش امسال شده است.

این روزها نیز خبر می رسد که پیمان قاسم خانی مشغول نگارش فیلمنامه "سن پترزبورگ 2" است که با این حساب باید گفت او پرکارترین دوران حرفه ای خود را در دو سال گذشته تجربه کرده است.

اما دامنه موفقیت های قاسمخانی تنها به بدنه سینما محدود نمی شود. او در تلویزیون نیز به همان اندازه موفق بوده است. پیمان قاسم خانی پس از نگارش چند قسمت از مجموعه "هتل" (مرضیه برومند، 1377) با نوشتن فیلمنامه "خانه ما" (مسعود کرامتی، 1379) بود که توانست در میان مجموعه سازان تلویزیون نیز خودی نشان دهد و به عنوان فیلمنامه نویسی پر از ایده های خوب و مخاطب پسند شناخته شود. اما بدون شک آشنایی او با مهران مدیری، یکی از بزرگترین اتفاق های عرصه مجموعه سازی کمدی در تلویزیون ایران بود.

قاسم خانی با همراهی یک تیم موفق که برادرش نیز در آن حضور داشت، آدم های غریب اما دوستداشتنی مجموعه "پاورچین" (1380) را پدید آورد که بدون اغراق هنوز هم بهترین مجموعه کمدی تلویزیون در چند دهه گذشته است.

تیپ/ کاراکترهای معرکه این مجموعه که چند نفرشان از ناکجاآبادی به نام "برره" آمده بودند، چکیده ای از بیشتر خصلت ها و رفتارهای ناپسند ایرانی ها بودند که به دلیل قرار گرفتن در موقعیت هایی ملموس اما تا آن زمان کار نشده، همدلی مخاطب را به شدت برمی انگیختند؛ به گونه ای که عنوان "تولد یک ملت" را که یکی از نشریه های سینمایی شناخته شده به "پاورچین" داد، شاید بتوان بهترین نام برای این مجموعه درخشان دانست که بخشی مهم از موفقیت اش را مدیون متنهای قاسمخانی و گروه نویسنده اش بود.

پس از آن هر زمان که مدیری، با پیمان قاسم خانی کار نکرد و یا قاسمخانی به سراغ دیگر مجموعه سازان عرصه کمدی تلویزیونی رفت، نتیجه چندان چنگی به دل نزد.

برای نمونه می توان به مجموعه "نقطه چین" (1383) و "قهوه تلخ" (1389- 90) اشاره کرد که قاسم خانی نقشی در نگارش متنهای آن نداشت و یا باید از مجموعه های "کمربندها را ببندیم" (مهدی مظلومی، 1383) و "مسافران" (رامبد جوان، 1388) یاد کرد که نتوانستند اعتباری برای قاسم خانی به شمار بیایند. اما برای نمونه ترکیب مدیری/ قاسم خانی در "شبهای برره" یکی دیگر از تجربه های درخشان کارنامه هر دو آنها شد که با وجود الگو گرفتن از کاراکترها و گویشهای بدیع "پاورچین" توانست از زیر سایه موفقیت آن مجموعه بیرون بیاید و به کاری ممتاز تبدیل شود. "باغ مظفر" (1385) که به راستی یکی از کمدی های آوانگارد تلویزیونی بود، با وجود اینکه در میانه های راه تولیدش از پخش بازماند، اما توانست مخاطبان ویژه خودش را هم پیدا کند.

"مرد هزار چهره" (1387) با تکیه بر همفکری درست مدیری/ قاسم خانی در تیپ سازی و البته این بار قصه گویی به شکلی کلاسیک و جذاب و نه به آن شکل آیتمی اش، موفق شد با انبوه مخاطبان تلویزیون یک پیوند تنگاتنگ ذهنی برقرار کند و حتی بسیاری از منتقدان را که با برخی جلوه های آماتوری کارهای پیشین مدیری مشکل داشتند، به ستایش وادارد. "مرد دو هزار چهره" (1388) نیز در ادامه موفقیت قسمت پیشین با فیلمنامه ای از گروه نویسندگان پیمان قاسمخانی ساخته و پخش شد که البته نتوانست انتظارها را آنچنان که باید برآورده کند و به یک دنباله سازی موفق همانند "پاورچین"/ "شبهای برره" تبدیل شود.

بدون آن که توانایی های فیلمنامه نویسان موفق یکی دو دهه اخیر زیر سوال برود، می توان ادعا کرد که بهترین فیلمنامه های پیمان قاسمخانی که در ژانر کمدی طبقه بندی می شود، یک "آن" ویژه دارند که مخاطب را دنبال خود می کشاند و در هوشمندی او برای بازی با رفتارها، هنجارها و مناسبات حاکم بر جامعه ایرانی ریشه دارد. با این وضعیت اگر بگوییم قاسم خانی یک ستاره در عرصه فیلمنامه نویسی است، اغراق نکرده ایم.
..........................
امیررضا نوری پرتو





نوع مطلب : سروش صحت، پیمان قاسم خانی، مهراب قاسم خانی، مهران مدیری، رضا عطاران، رامبد جوان، 
برچسب ها : پیمان قاسم خانی، ورود آقایان ممنوع، شبهای برره، پاورچین، مهران مدیری،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 15 تیر 1390
فرشاد نعیمی
اشتباه بزرگی است كه فكر كنیم مهراب قاسم‌خانی زیر سایه برادر بزرگش، پیمان مانده و همیشه باید در كنار او تعریف شود.




اشتباه بزرگی است كه فكر كنیم مهراب قاسم‌خانی زیر سایه برادر بزرگش، پیمان مانده و همیشه باید در كنار او تعریف شود. مهراب پیش از این سال‌های اخیر كه با برادرش كار می‌كرد، تجربه‌ نویسندگی مستقل را داشته، اما به قول خودش وقتی روش كار گروهی جواب داده چرا باید آن را ترك كنند؟ مهراب بیشتر از 10 سال سابقه كار دیگر سلیقه مخاطب را شناخته و می‌داند چطور شخصیت‌ها را تعریف كند و چه شوخی‌هایی مخاطب را به خنده می‌اندازد. او یكی از نویسندگان ثابت مجموعه «ساختمان پزشكان» است، این كار را یكی از بهترین تجربه‌های كاری‌اش می‌داند. كار كردن در كنار كسانی كه بیشتر از آنكه همكار باشند، رفیق‌اند و این، همه چیز را دوست‌داشتنی‌تر كرده است.



از زندان تا ساختمان پزشكان

 نشستیم دور هم و درباره اینكه بتوانیم در قصه‏مان فضای محل كار را در كنار فضای خانه باهم داشته باشیم، صحبت كردیم. ابتدا قرار نبود، خیلی شغلی به ماجرا نگاه كنیم و بیشتر دیدمان اجتماعی بود. به چند فضای متفاوت فكر كردیم. مثلا به زندان، اما پرداختن به زندان سختی‏ها و دردسرهایی داشت كه ترجیح دادیم درگیرش نشویم. بعد به بیمارستان فكر كردیم كه پیدا كردن لوكیشن برای چند ماه سخت بود. تا رسیدیم به ساختمانی كه چند پزشك در آن مطب دارند اما روند كار كردن با تلویزیون به شكل دیگری هست. اصلا اینطور نیست كه ما مثلا بگوییم، بله این ایده را داریم و جلو برویم. در كار كردن با تلویزیون معمولا ماجرا برعكس است. یعنی تلویزیون می‌گوید ما فلان پروژه را می‌خواهیم. در كار با تلویزیون از ابتدا كار جدی و اجرایی است.



با سروش هم سلیقه‌ایم

وقتی سروش وارد پروژه شد، بعضی از قسمت‌ها آماده بود و خیلی از شخصیت‌ها را هم درآورده بودیم. بهتر است بگویم وقتی سروش وارد كار شد خیلی چیزها آماده بود. در طول ضبط بود كه براساس سلیقه سروش بعضی از شخصیت‏ها روتوش شدند اما در اصلاح مواد اولیه‏شان دست نخورده باقی ماند. من سروش را از ابتدا به‌عنوان فیلمنامه‌نویس شناختم. (با خنده) و اصلا او را به‌عنوان كارگردان قبول ندارم! حالا از شوخی گذشته فكر می‌كنم خود او هم همین نظر را داشته باشد. من نخستین كار را با او انجام دادم و سابقه همكاری ما به سال‌ها قبل برمی‎گردد و این با هم كار كردن‏مان را خیلی راحت‌تر كرده ‌است چون سلیقه همدیگر را می‌دانیم، نگاه هم را می‌شناسیم و نوع شوخی‌های همدیگر را می‌فهمیم. با تسلط و آشنایی كه سروش بر این‌جور كارها دارد حتما كارگردانی هم خیلی خوب انجام داده است.



شوخی در فضای فانتزی را دوست دارم

خیلی دوست دارم این آخرین كارم به این شكل باشد.
فكر می‏كنم دیگر برایم كافی است و باید تصاویر و فضاهای جدیدتری را تجربه كنم. شوخی در فضای فانتزی را دوست دارم اما سینمای مورد علاقه من اصلا كمدی نیست. شاید كمدی یا كمدین‌ها در 50 فیلم برگزیده‌ام هم نباشند؛ فیلم‏هایی مثل «جنگ ستارگان»، «ارباب حلقه‌ها» یا «نیش» را واقعا دوست دارم. می‌خواهم سریالی با فضای متفاوت را كار كرده و بیشتر تجربه كنم.



من و پیمان 10سالی می‌شود كه با هم كار می‌كنیم. سلیقه همدیگر را خوب می‌شناسیم. وقتی او چیزی را مطرح می‌كند من می‌دانم منظورش چیست یا برعكس. این‌طور بگویم كه اصلا حتی درباره دیالوگ‌ها هم صحبت نمی‌كنیم. 2 كلمه می‌گوید و ادامه‌اش را خودم می‌دانم یا اگر طرحی را من می‌گویم او هم دوستش دارد. من خیلی راحتم و این خیلی رابطه خوبی است



طنز آپارتمانی

من اصلا با طنز آپارتمانی مشكلی ندارم؛ خب در تمام دنیا هم می‌بینیم كه این طنزها ساخته می‌شود، خیلی هم مخاطب دارند. خب در هركدام از سریال‌های آپارتمانی شخصیت‌ها تغییر می‌كنند و این همه چیز را نو می‌كند. ما هم خیلی دنبال این نبودیم كه كار جدیدی به این شكل انجام بدهیم. به‌نظر من اصلا جدید بودن فضا نمی‌تواند ارتباطی به بهتر شدنش داشته باشد. در میان كارهای تلویزیونی كه در این سال‌ها انجام داده‌ام، ساختمان پزشكان را خیلی دوست داشتم و با فضای این كار خیلی خوب ارتباط برقرار كردم. در ضمن تهیه‌كننده این كار خیلی به كار ما كمك كرد. تعاملی كه بین ما و محسن‌چگینی بود چیزی فراتر از مسائل مالی بود، او در بیشتر جلسات طراحی حضور داشت، ایده می‌داد و خیلی به ما كمك كرد. محسن چگینی واقعا تهیه‌كننده كارهای این مدلی است و تمام سریال‌های كمدی خارجی را می‌بیند.



با بازیگران بداهه‌پرداز مشكل دارم

ویژگی‌های مجموعه ساختمان پزشكان این است كه بازیگرهای بسیار پخته‌ای دارد. من اساسا با حضور بازیگران بداهه‌پرداز مخالف هستم. مشكل این‌جاست كه در كار با بازیگران این‌چنینی داستان، فیلمنامه و فیلمنامه‌نویس رهبری بر جریان ندارند و بازیگرها هر كاری دوست دارند می‌كنند.

 برای بازیگرهای این‌چنینی مهم نیست كه نقش چه ویژگی‌هایی دارد و چه شكلی است. مثلا ویژگی‌های كلیشه‏ای دكترها در ذهن دارند كه هروقت لازم باشد، همان را اجرا می‌كنند. در نتیجه بعد از مدتی نویسنده می‌فهمد كه دارد دنبال بازیگر می‌رود. خوشحالی من در این كار این بود كه چنین بازیگرانی نداشتیم. ابتدای كار جلساتی با تهیه‌كننده و پیمان داشتیم كه بعد سروش هم به ما اضافه شد. به لیستی از بازیگران رسیدیم، حالا بعضی بازیگرها هم آمدند كه نقش را نگرفتند و من در برخی موارد این چنینی خوشحال هم شدم!

 سروش و پیمان از بهنام تشكر در تئاتر كاری دیده بودند و اصرار داشتند كه او نقش اول این كار باشد و الان فكر می‌كنم ‌بهنام تشكر در آینده از بازیگران بزرگ ما بشود، یا بیژن بنفشه‏خواه كه واقعا بازی خوبی داشت. بزرگ‌ترین ویژگی ساختمان پزشكان هم همین بازیگری‌های عالی است. دومین مسئله هم متن بود ما نسبت به كارهای قبلی‏مان پخته‏تر شدیم و تجربه بیشتری هم داریم. من هنوز بازخوردها را ندیده‏ام. خیلی هم با روز پخش‌بودن كار موافق نیستم ولی دوست داشتم كه مثلا بعد از ساختن قسمت بیستم، مردم این كار را ببینند اما تغییراتی كه در زمان پخش سریال اتفاق افتاد این امكان را از ما گرفت.





جریان من و مهران مدیری

درصد اینكه روزی دوباره با مهران مدیری كار كنم خیلی كم است. این را بدانید كه آن شرایط برای من خیلی سخت بود كه كار نكردم. من از میانه كار مرد «2هزار چهره» جدا شدم. من شخصیت مسعود شصت‏چی در «مرد هزار چهره» را دوست نداشتم. قبلا هم این را گفته بودم كه خیلی هم به مهران برخورده بود اما منظورم بازی او نبود منظور من شخصیت شصت‏چی بود و چون نتوانسته بودم با آن شخصیت ارتباط برقرار كنم، قسمت‌های طراحی شده توسط من، جزو بدترین كارهایم بود. هیچ دعوایی نبود و من فیلمنامه را گذاشتم و آمدم بیرون. خیلی هم مهران مدیری را دوست داشته و خیلی هم خاطرات خوبی با او دارم. در خلق و خو شاید با مهران سازگار نباشیم اما قبول دارم كه مهران مدیری پدیده است. بهترین بازیگری است كه من برایش نوشته‌ام. به‌عنوان كارگردان هم معتقدم كه كار او به شكلی است كه در این جنس از كار هیچ‌كس حتی از نزدیكش هم نمی‌تواند رد شود.



نوع مطلب : پیمان قاسم خانی، مهراب قاسم خانی، مهران مدیری، 
برچسب ها : مهراب قاسم خانی، پیمان قاسم خانی، مهران مدیری، ساختمان پزشكان، قهوه تلخ، شبهای برره، پاورچین، نقطه چین، سروش صحت،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 5 تیر 1390
فرشاد نعیمی

شب‌های برره؛ پدیده‌ای در کمدی ایرانی

 


   

 
 
مجموعه‌ی کمدی شب‌های برره اگرچه کاری‌ست در ادامه‌ی کارهای مهران مدیری اما این مجموعه باعث به‌وجود آمدن پدیده‌ای بی‌نظیر در کمدی ایرانی شده است. این کمدی که نوع تکامل یافته‌تر کارهای قبلی مهران مدیری است کمدی نو و ظریفی را به‌وجود آورده که به‌نظر می‌رسد برای جامعه‌ی روشنفکری ایران کمی جلوتر از زمان باشد.
 

مجموعه‌ی کمدی شب‌های برره اگرچه کاری‌ست در ادامه‌ی کارهای مهران مدیری اما این مجموعه باعث به‌وجود آمدن پدیده‌ای بی‌نظیر در کمدی ایرانی شده است. این کمدی که نوع تکامل یافته‌تر کارهای قبلی مهران مدیری است کمدی نو و ظریفی را به‌وجود آورده که بنظر می‌رسد برای جامعه‌ی روشنفکری ایران کمی جلوتر از زمان باشد. چنین ادعایی ممکن است برای مخالفان دوآتیشه‌ی این برنامه مسخره باشد اما فارغ از تمام تحلیل‌ها منتظر داوری زمان می‌مانیم تا ببینیم ادعای ما درست است یا آن‌ها؟!
و اما چند ویژگی مثبت مجموعه‌ی شب‌های برره که بنظر من ناگفته باقی مانده و روشن کردن آن‌ها به درک بهتر و مفید‌تر این مجموعه کمک بسیاری می‌کند:

بازی:
در برره همه‌چیز در عین‌حالی که وجود دارد و حقیقی‌ست اما در نهایت فقط یک «بازی» ست. کاراکترها به‌عنوان مثال واقعن بیمار می‌شوند اما این فقط سطح ماجراست و لایه‌ی زیر آن که البته با رعایت فاصله‌گذاری به لایه‌ی رویی این کمدی بدل می‌شود، فقط یک «بازی» است و بس! اتفاقاتی که در شب‌های برره می‌افتد در دنیای حقیقی وجود ندارد و حکم مسخره‌ترین بازی‌های بچگانه را دارد! مثلن دو نفر در برره با هم دعوا می‌کنند! چنین دعوایی آن‌هم به این‌صورت مضحک در دنیای واقعی ما نمی‌تواند اتفاق بیفتد اما چون «برره»‌ای در واقعیت وجود ندارد آن مضحک بودنِ دعوا جزو حقایق برره می‌شود! این‌که همه‌چیز در برره شکل و ریخت «بازی» به خود می‌گیرد ابتدا از قواعد فانتزی خاص این مجموعه می‌آید و سپس در معنایی ریشه دارد که البته چندان هم پنهان نیست و در واقع آن را فریاد می‌کشد! و آن این است ‌که: «زندگی یک بازی مسخره است!» یا در معنای بومی‌تر و جزئی‌تر آن: «زندگی ما ایرانی‌ها بیشتر از یک بازی مسخره نیست!»
‌شاید بخاطر نفهمیدن همین نکته‌ی ظریف باشد که بسیاری از مخالفان این مجموعه، آن را مسخره‌بازی می‌دانند و می‌گویند شب‌های برره اصلن چیزی ندارد!


آیا برره واقعن وجود دارد؟!:
بنظر من بله! برره در درون بیشتر ما و شهرها و روستاهای ما وجود دارد اما این «وجود» با آن «وجود»ی که ما آن را بعنوان «واقعیت اجتماعی» قبول داریم و برای آن چارچوب‌های سفت و سختی تعیین می‌کنیم تفاوت دارد. این واقعیت درونی با کمک فانتزی و هجو و اغراق در برره خود را به‌عنوان واقعیت بیرونی نشان می‌دهد! «برره» حاصل‌جمع تناقض‌های مضحک انسان ایرانی‌ست و بخاطر همین در هر جایی از ایران می‌تواند باشد.


فانتزی:

شب‌های برره یک کمدیِ فانتزی‌ست. بسیار دیده می‌شود افراد مختلف (از عامه‌ی مردم گرفته تا روشنفکرها) برای اثبات سطحی بودن این برنامه، آن را با مجموعه‌ی طنز آقای عطاران یعنی «متهم گریخت» مقایسه می‌کنند. در حالی‌که این کجا و آن کجا؟ شب‌های برره با قواعد فانتزی و کارتونی سر و کار دارد و متهم گریخت با قواعد رئالیسم و گاهی رئالیسم جادویی! من بین این دو رویکرد هیچ برتری‌ای نمی‌بینم تا بخواهم با صِرفِ روبرو کردن این دو مجموعه آن‌ها را ارزش‌گذاری کنم. تنها چیزی که در نقد تطبیقی این دو مجموعه اهمیت زیادی دارد این است که در پرداخت هنری این دو رویکرد در این دو اثر (شب‌های برره و متهم گریخت) دقیق شویم. در حقیقت باید ببینیم هریک از این دو رویکرد چه اهدافی دارند و این دو اثر در این اهداف چقدر موفق بوده‌اند؟ شب‌های برره در قواعد فانتزی چقدر موفق بوده؟ متهم گریخت در رئالیسم و رئالیسم جادویی چقدر موفق بوده؟ که البته این بررسی موضوع این مقاله نیست و مقاله‌ای دیگر و وقتی دیگر را می‌طلبد.
فانتزی اصل و اساس کمدی شب‌های برره است. از شخصیت‌ها گرفته تا طراحی صحنه و داستان‌ها و نوع بازیگری. بی‌توجه بودن مخاطب به فانتزی (همانطور که می‌دانیم رئالیسم اجتماعی آن هم در سطحی‌ترین و شعاری‌ترین حالتش در جامعه‌ی ما بیشترین هوادار را دارد!) و یا بدفهمیدن آن باعث می‌شود از کل مجموعه برداشت نادرستی داشته باشد.


تنوع:

برره همه‌چیز دارد! تاریخ دارد و تاریخ‌نویس! جشن دارد و عزا! غولی دارد که بچه‌ی زن دوم (بخوانید نامشروع!) مشهورترین شخصیت پایین برره است! زمین کشاورزی دارد و کافه!...
تنوع نقد «شب‌های برره» به حدی‌ست که به جرأت می‌توان گفت در ایران سابقه ندارد! این مجموعه به‌طرز زیرکانه‌ای هم روابط شخصی و خانوادگی را به نقد می‌کشد هم سیاسی و اجتماعی و اقتصادی را! این تنوع در مجموعه‌ی به‌یاد‌ماندنی «دایی‌جان ناپلئون» هم البته بصورتی دیگر و کمتر وجود دارد.
برره همه‌چیز یک کشور را دارد! و ارتباط برقرار کردن تمام این عناصر بصورت کمدی شاهکاری‌ست که نویسندگان این مجموعه بیشتر اوقات انجام می‌دهند. شب‌های برره به ما نشان می‌دهد برای نقد سیاسی الزامن نباید پرداختی سیاسی و بیش‌از حد اجتماعی را به اثر تحمیل کرد. بگوری در وجه شخصی و محدود خود یک شاعر سطحی است که مرتبن از شعرهای این و آن می‌دزد و در وجه اجتماعی و سیاسی‌اش مدح‌گو و تاریخ‌نویسی نان‌به‌نرخ‌روز‌خور است!


فاصله‌گذاری:

شاید این ویژگی را باید زیر همان عنوان «بازی» می‌نوشتم چون بازی شب‌های برره قرار نیست به ما بقبولاند که این بازیگران همان هستند که آن را بازی می‌کنند و این نقش‌ها واقعی هستند و اتفاقاتی که می‌افتد را باید باور کرد. در همه‌جای شب‌های برره فاصله‌ای هست بین آنچه برره‌ای‌ها انجام می‌دهند و آنچه در باور ما بعنوان واقعیت وجود دارد. وجود این فاصله بخصوص در نحوه‌ی بازی بازیگران این مجموعه یک بار دراماتیکی هجوآلود را به مجموعه تزریق می‌کند که هم بسیار می‌خنداند و سرگرم می‌کند و هم یک آگاهی روشن‌گرایانه‌ای را بدنبال خود می‌آورد. آگاهی‌ای که فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی سطح پایین از آن محروم‌اند و مخاطب خود را فریب می‌دهند و به خواب فرو می‌برند. البته از این مورد اخیر در جامعه کمتر نشانی از فهم دیده‌ام! (البته شاید هم من اشتباه می‌کنم!)


حضور روشنفکر منتقد:

در کارهای قبلی گروه مهران مدیری آدم‌های او تقریبن همه یکدست بودند و همه باهم هرکدام به‌شکلی در تزویر و ریا و چاپلوسی و پول‌دوستی غوطه می‌خوردند. اما در «شب‌های برره» با حضور کیانوش به‌عنوان نمادی از روشنفکر آگاه و پاک، کمدی گروه مهران مدیری هم یک پله بالاتر رفت هم به رنگ‌آمیزی جدیدی دست پیدا کرد. کیانوش یک روزنامه‌نگار است و اگر با اغماض از شخصیت شیرفرهاد بگذریم او تنها کاراکتر شخصیت در مجموعه‌ی شب‌های برره است. بازی زیبا و زیرپوستی سیامک انصاری در نقش کیانوش این وجه یگانه از این مجموعه را زیباتر می‌کند. کاراکترهای تیپیک برره با کارهای احمقانه‌ی خود کیانوش را در چنان کنج عزلتی نگه داشته‌اند که واقعن وحشتناک است. نقد و اعتراض به تنهایی روشنفکران حقیقی جامعه‌ی ایرانی هدف اصلی وجود این شخصیت است. تنها فرد آگاه و سطح بالای برره کیانوش است که با تک و تنها بودنش و نیز نفوذناپذیر بودن برره‌ای‌ها به تنهایی و زجر وحشتناکی دچار شده است.
جالب است که شخصیت کیانوش به‌جای این‌که احساس همدردی روشنفکران را بر بیانگیزد باعث اعتراض عده‌ای روشنفکر و روزنامه‌نگار شده است!

یا حق

عکس‌ها: خبرگزاری فارس

  نویسنده: اشکان نیری





نوع مطلب : سروش صحت، پیمان قاسم خانی، مهران مدیری، سیامك انصاری، محمدرضا هدایتی، امیرمهدی ژوله، مهراب قاسم خانی، علیرضا ناظرفصیحی، شقایق دهقان، 
برچسب ها : شبهای برره،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 10 فروردین 1386
حامد هدایی
نگاهی به مجموعه جنجال برانگیز شبهای برره
 
 
 
سیامک انصاری (راست) و مهران مدیری از بازیگران اصلی شب های برره
سیامک انصاری (راست) و مهران مدیری از بازیگران اصلی شب های برره
"شبهای برره" عنوان مجموعه طنز تلویزیونی است که حدود یک ماه است هر شب از شبکه ۳ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می شود. این مجموعه دنباله دار به ماجراهای اهالی روستای خیالی "برره" می پردازد.

"برره" روستای فرضی است که آداب و رسوم خاص خود را دارد و اهالی آن با گویش خاصی صحبت می کنند. مهران مدیری کارگردان این برنامه، پیش از این برره ای ها را در مجموعه پاورچین به مخاطبان خود معرفی کرده بود.

در مجموعه پاورچین مخاطبان تلویزیون با شخصیتهایی آشنا شدند که متعلق به قوم و طایفه ای فرضی به نام "برره ای ها" بودند.


آنها از برره به تهران مهاجرت کرده بودند. عده ای از این شخصیت ها متعلق به پایین برره و عده ای دیگر متعلق به بالابرره بودند.

پایین برره ای ها و بالا برره ای ها علی رغم شباهتشان به هم، با یکدیگر خصومت دیرینه ای داشتند. همچنین اختلاف فرهنگی آنها با تهرانی ها و تعصبشان بر روی آداب و سنن و گویش شان زمینه ساز ماجرا ها و رفتارهایی می شد که برای بسیاری از مخاطبان تلویزیون جذاب و خنده دار بود.

در مجموعه شبهای برره مخاطب در واقع شاهد زندگی و روابط پدران همان برره ای هایی است که در مجموعه پاورچین با آنها آشنا شده است. به این ترتیب زمان رویدادهای این مجموعه در پنجاه سال قبل می گذرد و ماجرا با ورود یک روزنامه نگار متواری (سیامک انصاری) به برره اتفاق می افتد.

اهالی برره

خلق قومی فرضی با خرافه ها، تابوها (باورهای قومی)، آداب و رسوم و گویش خاص خود، از بارزترین ویژگی های این مجموعه است که آن را از سایر مجموعه های طنز تلویزیونی در ایران مجزا می کند.

تاثیرگذاری این مجموعه به حدی است که برخی واژه های آنها در میان مردم به صورت تکیه کلام در آمده وحتی از رفتار و آداب و رسوم آنها به شیوه ای طنز آمیز تقلید می کنند.

به عنوان نمونه برره ای ها به شعر گفتن می گویند شعر در کردن، به اظهار عشق کردن می گویند از خود عشق در کردن و یا اینکه پاچه خواری در این گویش به معنی زبان بازی و تملق گویی است.

تنها غذای محبوب برره ای ها نخود است که آن را به شیوه خاصی می خورند. یکی از سرگرمی های آنها غیبت کردن و مسخره کردن دیگران است که در جمع خانواده برگزار می شود و با خوردن نخود به عنوان تنقلات همراه است.

موضوعی که ماجرای سرتاسری شب های برره را پیش می برد روابط عاشقانه (یا به قول برره ای ها عشقولانه) است. اما در هر قسمت با ایجاد یک ماجرای فرعی زمینه برای طرح موضوع های مختلف مهیا می شود.

منفعت طلبی، باج خواهی، دو رویی، آدم فروشی، تعصب، اعتیاد، روشنفکر ستیزی، زن ستیزی ( و البته نقطه مقابل آن زن ذلیلی ) و... موضوع هایی است که این مجموعه تاکنون به آن پرداخته است.

"رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی"
*


در یک ماه اخیر مجموعه تلویزیونی شبهای برره یکی از بحث برانگیزترین موضوعات روز در ایران بوده است. انتقاد و اعتراض عده ای از مسئولان و منتقدان به پخش این برنامه و تایید و حمایت عده ای دیگر زمینه توجه طیف وسیعی از مطبوعات داخلی و سایت های خبری را به این برنامه فراهم کرده است.

دانشجویان دانشگاه یاسوج، دکتر عماد افروغ رئیس کمسیون فرهنگی مجلس، محمد تقی فهیم رئیس انجمن منتقدان و نویسندگان ایران، محمد گبرلو منتقد فیلم و از نویسندگان روزنامه رسالت از جمله معترضان به پخش مجموعه شبهای برره بوده اند.

از سویی دیگر فاطمه آلیا نماینده مردم تهران، حسن محمودی منتقد و مسئول صفحه تئاتر و تلویزیون روزنامه شرق از جمله کسانی بودند که از این برنامه حمایت کرده اند.

آسیب دیدن یک دانش آموز در پاکدشت به دلیل تقلید همکلاسی هایش از شیوه دعوای برره ای ها از جمله اتفاقاتی بود که چندی پیش زمینه ساز اعتراض عده ای به پخش این برنامه شد.

بدآموزی این برنامه بویژه برای کودکان و نوجوانان و همچنین توهین و تمسخر به گویش و فرهنگ ایرانیان به خصوص روستائیان از مهمترین دلایلی است که معترضان به این برنامه به آن اشاره کرده اند.

عده ای نیز تولید این برنامه را دستاویزی برای کسب درآمد میلیاردی تلویزیون از طریق آگهی های تبلیغاتی ای که در بین این برنامه پرمخاطب پخش می شود دانسته اند.

از سویی دیگر مدافعان این برنامه معتقدند که شبهای برره دارای پیامهای اخلاقی، فرهنگی و.... بوده و با نگاهی نقادانه آینه مشکلات و معضلات موجود در جامعه است.

سازندگان این برنامه نیز چندی پیش جوابیه ای به انتقادات و اتهامات وارده به خود و سازمان صدا و سیما داده اند.

مهران مدیری، کارگردان مجموعه شب های برره

برنامه های خبری رادیو و تلویزیون نیز هر از گاهی اخبار مسائل حاشیه ای، هزینه تولید ، ورود بازیگر تازه ای به این مجموعه را به اطلاع مخاطبان رسانده و یا توضیحی در جهت تفهیم پیام های اخلاقی و فرهنگی آن می دهند.

به عنوان نمونه مهران مدیری در مصاحبه کوتاهی که در ۱۰آبان از اخبار شبانگاهی شبکه سه پخش شد، هزینه تولید این برنامه را بین 125 تا 140 هزار تومان برای هر دقیقه اعلام کرد و افزود به زودی رضا شفیعی جم و حسن شکوهی به جمع بازیگران این مجموعه خواهند پیوست.

پخش این قبیل اخبار به ویژه از شبکه سراسری خبر در تلویزیون ایران اتفاقی بی سابقه است.

واقعیت این است که تولید مجموعه های طنز در ایران به ویژه اگر جنبه انتقادی داشته باشند، همواره با مشکلاتی روبرو بوده است. صنف ها، قشرها و قوم های گوناگون ایرانی معمولا در برابر هرگونه انتقادی از خود واکنش های اعتراض آمیزی نشان می دهند. تا جاییکه حتی سازندگان شبهای برره نیز با در نظر گرفتن مکانی فرضی برای طرح قصه های خود از گزند این قبیل واکنش ها در امان نمانده اند.

حساسیت نسبت به محتوای یک برنامه گاه به قدری اذهان مسئولان و حتی منتقدان هنری را تحت تاثیر قرار می دهد که اغلب از بررسی کارشناسانه ضعفها و قوتهای ساختاری آن غافل می مانند.

از سویی دیگر واکنشهای جنجال برانگیز و اعتراض آمیز معمولا نظر مخاطبان بیشتری را به برنامه ای که مورد اعتراض قرار گرفته جلب می کند. در واقع تلاش برای ایجاد ممنوعیت و سانسور اغلب برخلاف کارکرد خود عمل کرده و به ابزاری برای تبلیغ یک اثر تبدیل می شود.

فارغ از اخبار و نظرات مخالف و موافقی که تا کنون در حاشیه سریال شبهای برره بوده است، باید گفت که این مجموعه از ایده جذابی برای ساخت یک سریال طنز تلویزیونی برخوردار است. اگرچه تا کنون از پتانسیل موجود در طرح اولیه خود به خوبی استفاده نکرده است.

آدمهای این مجموعه اغلب یک بعدی هستند و واکنشها و عملکردشان قابل پِیش بینی است. بازی بازیگران نیز متاثر از آن یکنواخت و متکی بر رفتارها و تکیه کلامهای کلیشه ای و تکراری است. البته این اشکال متناسب با توانایی بازیگران در ایفای نقششان در سرتاسر مجموعه یکسان نیست.

ایجاد خنده در بیشتر لحظات متکی بر کلام و گویش خاص برره ای ها و رفتارهای توام با لودگی است. دیالوگها گاهی در توضیح همان اعمالی است که آدمها انجام می دهند. حتی پیام های اخلاقی برخی قسمتها از زبان بازیگران در دیالوگهایی صریح و مستقیم بیان می شود.

به دلیل همزمانی تولید و پخش این برنامه به نظر می رسد برخی از این دیالوگها در پاسخ به عده ای است که این مجموعه را متهم به بدآموزی کرده اند. مهران مدیری پیش از این نیز در مجموعه های قبلی اش از این شیوه برای پاسخ گفتن به منتقدان برنامه اش استفاده کرده است.

در مجموع با توجه به سابقه ای که انواع طنز، هزل و هجو در ادبیات کهن ایرانی دارد به نظر می رسد ایرانیان قادر به نکته سنجی و درک کنایه ها و طنازی های شوخ طبعانه بوده اند.

در نظر گرفتن قدرت تشخیص و شعور مخاطب می تواند در شیوه برخورد و نقد این قبیل برنامه ها از یک سو و ارتقاء کیفیت تولیدات طنز تلویزیونی از سویی دیگر موثر باشد.

شناسنامه

سرپرست نویسندگان : پیمان قاسم خانی
نویسندگان : سروش صحت، محمد رضا آریان، محراب قاسم خانی، خشایار الوند، امیر مهدی ژوله.
کارگردان : مهران مدیری
بازیگران : محمد شیری، سیامک انصاری، محمدرضا هدایتی، فلامک جنیدی، شقایق دهقان، سعید پیردوست، ساعد هدایتی،علی کاظمی، علی اصغر حیدری، فاطمه هاشمی، بهنوش بختیاری و مهران مدیری
تصویر برداری : بابک بذر افشان
موسیقی : بهرام دهقان (خواننده تیتراژ: مهران مدیری)
مدیر چهره پردازی : حمید میهن دوست
مدیر تولید : حسن شکوهی
مجری طرح : محسن چگینی
پخش از شبکه 3 سیمای جمهوری اسلامی ایران.

* شعر از عبید زاکانی






نوع مطلب : سروش صحت، پیمان قاسم خانی، مهران مدیری، سیامك انصاری، امیرمهدی ژوله، محمدرضا هدایتی، مهراب قاسم خانی، علیرضا ناظرفصیحی، شقایق دهقان، 
برچسب ها : شبهای برره،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 4 فروردین 1386
حامد هدایی


این مجموعه به کارگردانی مهران مدیری تولید و از شبکهٔ سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شد. نمایش این سریال از تاریخ دوم مهر ۱۳۸۴ آغاز شد و تا ۱۸ بهمن ۱۳۸۴ - آغاز ایام عزاداری ماه محرم - ادامه داشت.

این مجموعه که هر شب حدود ساعت ۲۰ (و در پایان دوران پخش حدود ساعت ۲۲) به وقت محلی پخش می‌شد، در هر قسمت داستانی مستقل را نقل می‌کرد که در روستای خیالی برره و در میان اهالی این روستا اتفاق می‌افتاد.

در زمان متوقف‌شدن پخش این مجموعه به دلیل روزهای عزاداری، اعلام شده بود که پخش آن بعد از این روزها از و در تاریخ ۲۷ بهمن از سر گرفته خواهد شد. اما، در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۸۴، در بخش خبری ساعت ۲۲ شبکهٔ سوم سیما اعلام شد که این مجموعه پایان گرفته‌است و برخلاف اعلام قبلی، قسمت‌های دیگری از این مجموعه پخش نمی‌شود.

تصویربرداری این مجموعه که در مراحل پیش‌تولید «راه‌آهن جابرآباد» نام داشت، از تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۸۴ آغاز شد.

وقایع این مجموعه در ایران درزمان رضاخان اتفاق می‌افتد. البته در داستان‌های متفاوت این مجموعه اشاراتی به مسائل روز و مفاهیم امروزی هم وجود دارد. در قسمت‌هایی از این مجموعه (قسمت هفتاد به بعد) اشاراتی به شخصیت‌ها و موقعیت‌های دیگری که در مجموعه‌های پیشین به کارگردانی مهران مدیری - مانند پاورچین و نقطه‌چین - وجود دارد، نیز مشاهده می‌شود.


اثرپذیری مردم از داستان‌های این مجموعه به زعم برخی باعث ایجاد مشکلاتی هم در جامعه شده ‌است و بحث‌های زیادی پیرامون آن انجام می‌شود. به عنوان مثال می‌توان از دعواهای برره‌ای در مدارس که اخیراً به مصدوم شدن یک دانش‌آموز انجامید یا استفاده از لهجهٔ برره‌ای در مدارس، محل کار یا حتی بین مدیران بالا ردهٔ مملکتی نام برد.
منتقدین این مجموعهٔ تلویزیونی اعتقاد دارند که رایج شدن لهجه و آداب و رسومی که به «برره‌ای» معروف شده، در میان مردم نوعی بدآموزی فرهنگی است. ولی عده‌ای نیز معتقدند که این رایج شدن به صورت گذری بوده و مدتی بعد از اتمام پخش سریال از بین می‌رود.
انتقادات دیگری که به محتوای این مجموعه از سوی گروهی وارد می‌شود این است که جو و گویش روستایی در کنار بعضی صفات منفی (مانند غیبت‌کردن، رشوه‌گیری و بلاهت) که به شکل طنزگونه در این مجموعه مطرح می‌شوند، توهین به قومیت‌هایی خاص را در بر دارند.


http://www.7sang.com/closeup/barareh/index/jeld.jpg

شخصیت‌ها

  • «سردارخان»، خان «بالابرره»، با بازی سعید پیردوست.
  • «سالارخان»، خان «پایین‌برره»، با بازی محمد شیری.
  • «شیرفرهاد»، پسر سالارخان، با بازی مهران مدیری.
  • «کیانوش استقرارزاده»، روزنامه‌نگاری که از شهر متواری شده و به برره پناه آورده‌است، با بازی سیامک انصاری.
  • «جان‌نثار»، باچه خوار سردارخان، با بازی ساعد هدایتی.
  • «یاور طغرل»، رئیس ژاندارمری برره، با بازی محمدرضا هدایتی.
  • «بگوری»، شاعر برره، با بازی علی کاظمی.
  • «دکتر جکول»، پزشک و آرایشگر برره، با بازی علی‌اصغر حیدری.
  • «سحرناز»، دختر سالارخان، با بازی شقایق دهقان.
  • «شادونه»، همسر سالارخان، با بازی فلامک جنیدی.
  • «شاخ شمشاد»، همسر سردارخان، با بازی فاطمه هاشمی.
  • «لِیلون»، دختر سردارخان و همسر شیرفرهاد، با بازی بهنوش بختیاری.
  • «کِیوون» (کیوان)، پسر سردارخان، با بازی رضا شفیعی‌جم.
  • «غول برره»، پسر سالارخان، با بازی احمد ایراندوست.
  • «نظام دو برَریه»، پسر دایی لیلون با بازی هادی کاظمی.
  • «ملیجک» دلقک سردار خان با بازی شایان احدی فر.
  • «ببری» برادر شادونه با بازی حسن شکوهی.
  • «سر جوخه»، با بازی مختار سائقی

  • در زبان برره‌ای نوعی فعل به عنوان «فعل معکوس» وجود دارد که در آن گوینده در جملهٔ خود دقیقاً افعالی معکوس با نظری که می‌خواهد اعلام کند، انتخاب می‌نماید. مثلاً اگر بخواهد مهمانی که در خانه‌اش است هر چه زودتر آنجا را ترک کند می‌گوید: «تشریف داشته بیدید» («تشریف داشتید»). این نوع فعل در اصل کنایه‌ای به‌نظر می‌رسد به تعارف که به رای اکثریت جزو ویژگی‌های اخلاقی خاص ایرانیان است و در آن فرد بدلایلی منظور واقعی یا درخواست حقیقی خود را به زبان نمی‌آورد.
  • در میان برره‌ای‌ها غیبت‌کردن و رشوه و باج‌گیری ناپسندیده شمرده نمی‌شود.

http://ihp.ir/mediashop/images/barareh/16_8407100481_L600.jpg





نوع مطلب : سروش صحت، پیمان قاسم خانی، مهران مدیری، مهراب قاسم خانی، امیرمهدی ژوله، محمدرضا هدایتی، سیامك انصاری، شقایق دهقان، 
برچسب ها : شبهای برره،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 3 فروردین 1386
حامد هدایی


( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات